امیرحسین خان شجاع الدوله حاکم قوچان

امیرحسین خان شجاع الدوله حاکم قوچان

مقدمه
شاه عباس صفوی برای تثبیت مرزها و ایجاد امنیت در مناطق مختلف ایران دست به اقداماتی زد،که جابجایی ایلات یکی از این اقدامات بود، از جمله این جابجایی ها، انتقال گروهی از کردها به شمال خراسان بود که به منظور مقابله و ایستادگی در برابر ازبکان در سال ۱۰۰۷ ه. ق برابر با ۱۵۹۸ م حدود ۴۰۰۰۰ هزار خانوار کرد را از شمال غرب ایران به خراسان کوچانید، تا آنها امنیت و آرامش را در این منطقه فراهم سازند. حضور کردها در شمال خراسان باعث کاهش حملات ازبکان گردید. شاه عباس اول به پاس این خدمات به شاهقلی سلطان کرد زعفرانلو منصب امیرالامرایی داد، از آن تاریخ به بعد شمال خراسان تحت اختیار حکام کرد قرار گرفت، و کردها باعث تغییر ترکیب جمعیتی در شمال خراسان شدند و قدرت را در این منطقه بدست گرفتند و به مقامهایی چون: امیر الامرایی، وکیل اکراد، بیگلربیگی و ایلخانی ملقب گردیدند.
از جمله کسانی که در دوره قاجار به عنوان ایلخانی رسید، امیرحسین خان شجاع الدوله قوچانی می باشد، که نزدیک به ۳۰ سال حکومت قوچان را در دست داشت.او مانند اسلافش در نگهداری و حراست از مرزهای سرزمین ایران کوشا بود به طوری که حملات ترکمن ها در زمان او بطور کلی دفع گردید. حضور او در شمال خراسان باعث شده بود تا ترکمن ها و قزاق ها از دست اندازی به این منطقه صرف نظر نمایند، در دوره حکومت امیرحسین خان امنیت و آرامش لازم در قوچان فراهم بود. به خاطر این شجاعت و رشادت ها بود که مردم قوچان به او لقب رشید خان و ناصرالدین شاه لقب شجاع الدوله داده بود، مردم منطقه بلااخص کردها به پاس رشادت ها و شجاعت هایش بعد از درگذشتش، آهنگ های های رشید خان سردار کل قوچان را ساختند، تا قدردان زحمات او باشند. ما در این مقاله سعی داریم تا شرح حال زندگی، شخصیت، نحوه حکومت، اقدامات، خدمات و اشتباهاتی که از او سرزده و حوادثی که در دوران حکومت او در قوچان روی داده، همچنین وضعیت قوچان در زمان او و چگونگی درگذشتش را مورد بررسی قرار دهیم، تا گوشه هایی از تاریخ فراموش شده این منطقه روشن گردد.

امیرحسین خان شجاع الدوله کیست؟
از جمله آخرین حاکمان قدرتمند خراسان در دوره قاجار، امیر‌حسین خان شجاع الدوله دوم است. او فرزند رضا قلی‌خان زعفرانلو ایلخانی مقتدر خراسان است. که تقریبا در سال ۱۲۳۷ ه.ق در قوچان تولد یافت. مادرش آغا بی‌بی شادلو دختر نجفقلی خان شادلو حاکم بجنورد می‌باشد. رضاقلی خان آنچنان امیر‌حسین خان و امیرگونه خان را دوست می‌داشت که دستور داده بود دیگر فرزندانش از همسر دیگرش به قنداقه‌اش تعظیم نمایند.چنان که مؤلف کتاب راحت بعد از رنج می‌‌نویسد: مادر یزدان‌وردی خان دیگر همسر رضا‌قلی خان زعفرانلو به فرزندش می گوید:« پدرتان از بس این پسران (منظور امیر حسین خان و امیر گونه خان) را دوست می داشت به کلی چشم از من پوشید پسران مرا با آن همه رشد و جوانی حکم می‌کرد به قنداقه آن دو طفل سر فرود آورد… »مؤلف شرح حال رجال ایران می‌نویسد: «امیر‌حسین خان ایلخانی شجاع‌الدوله قوچانی رئیس طایفه کردهای زعفرانلو فرزند رضاقلی خان و برادر سام خان که پس از فوت سام خان شجاع‌الدوله برادرش رئیس ایل (ایلخانی) زعفرانلو و حاکم قوچان شد نامبرده در زمان حیات خود بزرگ‌ترین امراء و متمولین و ملاکین طراز اول خراسان بود. به طور موروثی حکومت قوچان و شیروان و توابع آن ها را داشت .» باید گفت: در طول تاریخ همیشه سلاطین و حاکمان محلی قبل از رسیدن به حکومت با مدعیان قدرت روبرو بودند.
امیرحسین خان نیز در ابتدای حکومت با مدعیانی چون: قدرت الله آقا روشنی ، حسین‌قلی خان، خان‌بابا خان درگیر بود. او توانست هر کدام را به گونه‌ای از میان بردارد و بدلیل شایستگی‌هایی که در تسخیر هرات و جنگ با ترکمانان از خود نشان داد، توانست به کمک حسام‌السلطنه حاکم خراسان فرمان حکومت قوچان را از ناصرالدین شاه بگیرد و نزدیک ۳۰ سال بر قوچان و شمال خراسان حکومت کند. او چنان در حفظ مرزها کوشا و مقتدر بود که لردکرزن انگلیسی از او به عنوان «سردار میهن پرست ایرانی » یاد می کند.

قوچان در زمان امیر‌حسین خان
در عهد امیرحسین خان شهر قوچان یکی از شهرهای آباد ایران بود. گواه این سخن نوشته سیاحان خارجی و داخلی می‌باشد. که آنان در نوشته‌هایشان در گذر از قوچان از عمران و آبادی و محدوده قلمرو امیرحسین خان گفته‌اند. حکیم‌الممالک می‌نویسد:«محال قوچان سمت مغرب شمال مشهد واقع است و از اول خاک آن که به طاووس تپه و قلعه بیگ نظر معروف است تا شهر مشهد ۱۵ فرسنگ است ، جلگه قوچان که صحرایی حاصلخیز و فرح انگیز است در میان دو سلسله کوه واقع شده یکی از سمت جنوب که معروف است به کوه شاه جهان و جهان ارغیان و میان قوچان و بغایری و صفی آباد و جلگه اسفراین فاصله است و دیگری شمال که جلگه قوچان را از دره‌گز و صحرای اتک منفصل و جدا کرده خاک قوچان محدود است. از سمت مشرق به خاک مشهد و از مغرب به اول یورد شادلو از سمت جنوب به چناران و اسفراین و از شمال به دره‌گز و صحرای ترکمان طول خاک این محال ۱۶ فرسنگ و عرض آن نیز از دوازده الی شانزده فرسنگ است. در این سمت اندک دهات مزارع و باغات و کشتزارها به یکدیگر پیوسته خاک آن حاصل‌خیزترین محالات مشهد است و زراعت دیمی و آبی این بلد در سال کفیل معاش غالب بلاد خراسان می کرد… »
خصوصیات اخلاقی
پیرامون خصوصیات اخلاقی امیرحسین خان اکثر منابع او را ستوده‌اند، آقای جابانی به نقل از یادداشت های محمد رضا افشار قوچانی ملقب به مدیر دیوان آورده که: «امیر مرد بزرگی بود با وقار و عادل، رعیت‌پرور، هنر‌دوست به ادبا و ارباب قلم بسیار محبت و مهربانی می‌نمود خودش هم ساده‌نویس شیرینی بود، سخی بود. » یا مک گرگر سیاح اروپایی می‌نویسد: «وی مردی جا افتاده، حدود چهل وپنج ساله با چهره‌ای پریده‌رنگ و رفتاری همراه با وقار و بزرگ‌منش هوش و فراست از وجنات او پیداست. گفتگویی که با وی داشتم مؤید این حقیقت بود.او آدمی بود مهربان و خوش برخورد از این که می‌دیدم مصاحبت وی به هیچ وجه کسالت‌آور و بی‌ثمر نیست خوشحال بودم. » برخی منابع نیز ذکر می‌کنند که: « امیر‌حسین خان به شراب علاقه وافری داشته و در اواخر عمر به کشیدن تریاک روی آورده است.»

نحوه حکومت
شجاع الدوله در اداره حکومت خودش شخصاً تصمیم می گرفت و به هیچ کس اجازه دخالت در حکومت نمی داد ،اگر کسی از دستورات او سرپیچی می کرد بدون معطلی از قوچان اخراج می شد. حتی والیان خراسان نیز حق دخالت در قلمرو او را نداشتند.او همچون پادشاهان حکومت می کرد: «اداره امور در زمان امیرحسین خان شجاع الدوله آنطور که جریان کار نشان می دهد، بدین طریق بوده که خان، حاکم مطلق بوده ولی هر طایفه رئیسی داشته و خانی که به او نایب الحکومه هم گفته می شده است. در موقعی که ایلخانی در مرکز حکمرانی بود، خان طایفه و رئیس قبیله اداره امور طایفه را زیر نظر شجاع الدوله انجام می داده و در غیاب او نایب الحکومه بوده و کار طایفه خود را رأساً انجام می داده ولی در مرکز حکومت نیز یک نفر به نام نایب الحکومه مرکزی کار شجاع الدوله را انجام می داده است و شورای مرکب از تمام سران طوایف در مرکز حکمرانی به کارها رسیدگی می کرده اند ولی در حقیقت نظر اصلی با شجاع الدوله بوده است حکم های صادر شده نشان دهنده این جریان است. »

اقدامات
امیرحسین خان در دوران حکومتش در قوچان و شمال خراسان اقداماتی انجام داد که به برخی از این اقدامات در اینجا اشاره می‌شود:
۱٫ همواره شمال خراسان مورد تهاجم و غارت اقوام تاتار،ازبک و ترکمن قرار می گرفت در زمان قاجاریه نیز ترکمن‌ها به شمال خراسان حمله می کردند این حملات بوسیله حاکمان کرد شمال خراسان دفع می‌شد. لازم به یاد آوری است که شاه عباس صفوی ایلات کرد چمشگزک را از شمال غرب کشور برای جلوگیری از این تهاجمات به شمال خراسان کوچانید. «در دوره حکومت امیرحسین خان در قوچان بطورکلی این حملات پایان یافت. »
۲٫ در بُعد کشاورزی او تلاش های زیادی انجام داد. بطوری که لرد کرزن انگلیسی پس از دیدار از منطقه حکومت شجاع‌الدوله «قوچان را انبار غله خراسان نامید. »
۳٫ در زمان امیرحسین خان قوچان رو به عمران و آبادی گذاشت.
آقای توحدی در این زمینه می‌نویسد:« امیر در مدت ۳۶ سال حکومت خود در عمران و آبادی قوچان کوشیده و دهات مخروبه منطقه و قنوات خشک شده و کشاورزی و باغداری و دامپروری قوچان را احیاء نمود. » در قوچان در زمان شجاع‌الدوله مساجد و حمام‌های متعددی وجود داشته است که نشان می‌دهد امیرحسین خان به امور دینی و رعایت بهداشت برای مردم منطقه زیر نظر حکومتش توجه خاص داشته است.در کتاب گنج دانش آمده که «…قوچان در این عهد جاوید و ایام حکومت امیرحسین خان رو به آبادی گذاشته در این شهر حمام و مسجد متعدده است… »
۴٫ اسکان ترکمن‌ها در روستاهای شمال خراسان از دیگر اقدامات امیرحسین خان شجاع‌الدوله است. «بسیاری از ترکمنها در شمال خراسان در نواحی دره گز و سرخس و قوچان زندگی می‌کنند. حضور آنان در این مناطق نتیجه‌ی سیاست‌های پادشاهان قاجار بوده است. ترکمن‌ها به غارت‌گری و تاخت وتاز به روستاها شمال خراسان داشتند، حاکم قوچان امیرحسین خان آنها را دستگیر می‌کرد و سپس در روستاهای قوچان زمین به آنان داد تا به کار کشاورزی بپردازند و از راهزنی و غارتگری دست بردارند. » «امیرحسین خان موقعی که ترکمن‌ها را اسیر می‌کرد به توصیه حسام‌السلطنه و آصف‌الدوله والی خراسان و تدبیری که شخصا داشت، آنان را رام می‌کرد و در روستاهای قوچان اسکان می‌داد. زمین در اختیارشان می‌گذاشت و آنها را بین دهات و آبادی‌های قوچان تقسیم می‌کرد تا با اشتغال به زراعت ودامداری از خوی چپاول و غارت باز‌گردند. دلیل بر این مدعا برخی از اسامی دهات قوچان و مردم روستایی است بطوری که یک ده فارسی زبان اهالی ده همجوار آن ترک زبان و مردم روستای دیگر کرد زبان هستند نظیر: کوران ترکیه و کوران کردیه از دهستان جعفرآباد فاروج و دالنجان ترکیه و دالنجان ترکیه از دهستان چری … »
از دیگر اقدامات امیرحسین خان پناه دادن به شیخ الرئیس قاجاراست. شیخ الرئیس قاجاردر مشهد امور شرعی را برعهد داشت و چون اظهار کرده بود باید تولیت و والیگری از هم تفکیک گردد و کار تولیت به کسی که لااقل با تقوا وروحانی صفت باشد تفویض گردد. لذا مورد بی مهری و تعقیب آصف الدوله قرار گرفت،در نتیجه به قوچان نزد امیرحسین خان پناهنده می شود والی خراسان از امیرحسین خان می خواهد تا او را به او تحویل دهد اما امیرحسین خان از این کار خودداری کرده و مورد حمایت خویش قرار می دهد .
یکی دیگر از اقدامات امیرحسین خان نحوه پرداخت مالیات به دولت است او در هنگام پرداخت مالیات به حکومت مرکزی تمام جوانب امر را در نظر می‌گرفت و به اندازه توان رعیت از آنها مالیات دریافت می‌ کرد و بعداً آنچه خود صلاح می دانست انجام می داد که ما این موضوع را در نامه آصف الدوله والی خراسان به امیر حسین خان برای پرداخت مالیات می بینیم، که بعد از رد و بدل شدن تلگراف های بسیاری بین او و آصف الدوله امیرحسین خان ضمن گرفتن تخفیف های زیاد از حکومت مرکزی مبادرت به ارسال مالیات به حاکم خراسان می نماید.
از دیگر اقدمات امیرحسین خان ایجاد امنیت در منطقه قلمروش است. حاج سیاح در خاطراتش به امنیت و آسودگی خاطر مردم در زمان او اشاره می کند . «در سال ۱۲۸۸ ه. ق قحط و غلایی در حکومت امیرحسین خان حادث گردید به توجه امیرحسین خان، رعایا راحت بودند. زیرا مالیات جنسی قوچان را به همان قرار که با دولت خروار چهار تومان تسعیر کرده بود اضافه از رعایا نخواست در صورتی که یک کرور تومان فایده داشت؛ صرف نظر نمود، رعیت هم ممنون این عمل گردید.»
علاوه بر اقدامات او خدماتی را نیز انجام داده از جمله: املاک و اراضی از مایملک خود را وقف بارگاه ملکوتی حضرت رضا نموده است که به یک مورد از آن اشاره می شود: « وی در سال۱۳۰۶ ه.ق همگی و تمامی یک رشته قنات موسوم به خواجه جراح واقع در چناران با تمامی مجری المیاه (آب)و اراضی و صحاری و باغات و اشجار و خیابان ها با قلعه شش دانگی ساخته و پرداخته و تمام بیوتات و حمام و غیره آنچه متعلق به آن قلعه وقنات است وقف بر مریضخانه مبارکه دارالشفاءحضرت رضا (ع) نموده است. که واقف مذکور مقرر نموده است که درآمد قنات مذکور با اراضی متعلقه صرف دوا و غذا و لباس و بستر مرضات دارالشفاءمبارکه که با مصلحت امنای آستان مقدسه به مصرف برسانند در نظر انور تولیت مطلقه ی آستانه ی مبارک بوده است که حمام محقری بنا بگذارند که مرضای ممنوعه از حمامات عامه را که به ناخوش سود مبتلایند بدانجا شستشو شوند و زاید از مخارج مرضی را به قرار واقف معظم له معمول دارند. »

اشتباهات
امیرحسین خان با همه قدرت و محاسنی که داشت در دوران حکومتش چندین اشتباه نیز مرتکب شد. از جمله می توان به:
« کشتن قهرمان خان و خواهرش شمسی آغا و قمرآغا اشاره کرد که با خوراندن سم آنها را به قتل رساند. » قهرمان خان کسی بود که در جنگ با ترکمن ها حضور فعال داشت و فردی با سواد و روشنفکر بود که با کشته شدن او قدرت امیرحسین خان هم تضعیف می شود. مورد دیگر تصمیمات عجولانه و نابخردانه امیرحسین خان است که می گرفت. از جمله: برکناری آقاجان بیگ مرزبان منطقه سرحد شیروان است که با برکناری اوهجوم و غارت ترکمن ها به این منطقه افزایش یافت. امیرحسین خان مجبور می شود دوباره آقاجان بیگ را به حکومت این منطقه منصوب کند. آقای شاکری هم اشاره می کند: « هر کس به اند ک توجه امیر صاحب همه چیز می شد و به یک چشم زدن هم خانه و لانه اش به باد می رفت! یا خانه اش را آتش می زدند یا مال و منالش را تاراج می بردند.»

مسافرت ناصرالدین شاه به قوچان
ناصرالدین شاه در دوران حکومت امیرحسین خان دو بار به قوچان سفر کرد. یکبار در سال ۱۲۸۳ ه.ق که از سمت مشهد وارد قوچان شدند، در این سفربود که ناصرالدین شاه امیرحسین خان را به «لقب جلیل شجاع الدوله و به اعطای یک قبضه قمه مئکلل به الماس سرفراز و مفتخر فرمودند… » و یکبار هم در سال ۱۳۰۰ ه .ق که این بار از سمت بجنورد وارد قوچان شدند که ناصر الدین شاه در سفرنامه اش از عمران و آبادی های که از آنها عبور کرده نام می برد که در سایه تلاش های شجاع الدوله صورت گرفته است. به پاس تلاش های شجاع الدوله در زمینه عمران و آبادی منطقه و به خاطر جلوگیری از حملات تراکمه به شمال خراسان پادشاه قاجاراو را به« منصب امیر تومانی و خلعت شاهانه مفتخر نمود و شجاع الدوله هم سه قطار شتر هر کدام مرکب از هفت نفر شتر و دواسب ترکمنی به شاه پیشکش کرد. ناصرالدین شاه ۹ روز مهمان شجاع ا الدوله بود.»

احضار و بازداشت امیرحسین خان در تهران
ناصرالدین شاه قاجار که از قدرت زیاد امیرحسین خان می ترسید او را به بهانه‌های مختلف به تهران احضار و بازداشت می‌کرد. یک بار در سال ۱۲۹۲ ه. ق و یک بار در سال ۱۳۰۷ ه .ق اما چون تنها با حضور امیرحسین خان امنیت و آرامش در مرزهای شمال شرقی ایران فراهم می شد هر بار با گرفتن رشوه یا پا در میانی درباریان یا این که از شورش و نافرمانی کردها در قوچان واهمه داشت او را آزاد و به حکومت قوچان می‌فرستاد.

جنگ‌ های امیرحسین خان با ترکمن‌ها
امیرحسین خان در دوران حکومتش درگیری‌ها و جنگ های بسیاری با ترکمنان شمال خراسان داشت، که در منابع مختلف دوره قاجار به آنها اشاره شده است، که بیانگر ناامنی هایی است که تراکمه در شمال شرقی ایران ایجاد می کردند که هر بار امیرحسین خان به جنگ با آنها می رفت و حملات آنها را دفع می کرد، امیرحسین خان نه تنها از قلمرو خود حراست می نمود، بلکه به هنگام ضرورت به یاری حاکمان درگز و بجنورد نیز می رفت. بطور کلی حملات ترکمن ها به قوچان در دوره زمامداری امیرحسین خان شجاع الدوله پایان یافت. اعتمادالسلطنه در منتظم ناصری در وقایع سال ۱۲۸۵ ه. ق می نویسد: «این اوقات مجدداً شجاع الدوله امیرحسین خان و حیدرخان سهام الدوله در صحرای اتک آخال بر طایفه مروی آخال نشین تاخته به کلی این طایفه را مقهور بلکه نابود نمودند.» همچنین شاکری در اترکنامه تاریخ جامع قوچان در این زمینه می نویسد:« در سنه ۱۲۸۸ ه.ق امیرحسین خان با ترکمن های غارتگر که به تاخت و تاز آن حدود آمده بودند جنگید و به دستگیر کردن عوض مرادخان سردار با هیجده نفر از همراهانش و سیاست کردن ایشان پرداخت. » محمد حسن خان اعتمادالسلطنه در مآثر و الآثار در وقایع ۱۲۹۱ ه.ق می نویسد:« جنگ امیرحسین خان شجاع الدوله حاکم قوچان و اللهیار خان حاکم دره جز به دستورالعمل حسین خان نظام الدوله شاهسون والی خراسان با تراکمه مرو و سالور و ساروق و آخالی که عزیمت تاختن خراسان داشتند پیش آمد. » محمدتقی لسان الملک سپهر صاحب کتاب ناسخ التواریخ هم در وقایع سال های ۱۲۷۰ و ۱۲۷۱همچنین اعتمادالسلطنه در دیگر آثارش به حضور امیرحسین خان در جنگها و درگیرها با تراکمه اشاره می کند.

چگونگی در‌گذشت امیرحسین خان شجاع الدوله
امیر‌حسین خان شجاع الدوله از جمله محدود حاکمان محلی وطن پرست ایرانی بود. ما این وطن پرستی را در قضیه تحویل فیروزه به روسها در سال ۱۳۱۱ ه. ق بوضوح می‌بینیم. چندین بار پادشاه قاجار از امیرحسین خان خواسته بود تا فیروزه را طبق قرار‌دادی که ما بین دولت ایران و روسیه بسته شده بود به روسیه واگذار کند که امیر هر بار به دلایل مختلف طفره می‌رفت. اما این بار دستور حکومت بسیار جدی بود و او علیرغم میل باطنی باید فیروزه را به روسها تحویل می‌داد. به همین منظور به همراه محمد‌صادق خان امین نظام و میرزا جهانگیرخان ناظم‌الملک فرستاده پادشاه بسوی فیروزه حرکت کرد که شرح این ماجرا را میرزا محمد ابراهیم المجتهد عسگری رضوی مؤلف رساله احوال قوچان بصورت مبسوط که خود شاهد قضایا بوده ذکر کرده است. آقای شاکری مؤلف تاریخ جامع قوچان اترکنامه پیرامون چگونگی درگذشت امیرحسین خان چنین آورده است: «در واقعه تحویل سرحد فیروزه به روسها که سرکار میرزا صادق امین‌نظام و جناب میرزا جهانگیرخان ناظم الملک از تهران مأموریت انجام خدمت سرحدی فیروزه وتعیین حدود….شؤون خراسان از جانب دولت علیه ایران به قوچان آمدند امیرحسین خان از آنها پذیرایی نموده و تهیه اردویی در بیرون از شهر در سه فرسنگی(در محلی به نام فاروج)تدارک دید. فردای آن روز به طرف سرحد فیروزه در حرکت بودند نیم فرسنگ از فاروج گذشته در محلی به نام برزل آباد، اسب شجاع الدوله مستی کرد و به پشت افتاد و شجاع الدوله زیر تنه اسب آمد و بدنش کوبیده شد با آن حشمت و جلالی که دارا بود. حدوداً در سال ۱۳۱۱ ه.ق گرفتار چنگ صیاد اجل گردید و شب دوم این واقعه وفات یافت.»
سرانجام یکی از آخرین مرزبانان و سرداران وطن پرست ایران چشم از جهان فروبست و مردم قوچان را ناراحت و داغدار ساخت. دوران حکومت او به گواه مورخان و سیاحان دوران طلایی تاریخ قوچان بود . مردم قدرشناس قوچان به دلیل رشادت‌ها و مبارزات این سردار وطن‌پرست و رعیت‌دوست ایرانی ترانه معروف های های رشید خان سردار کل قوچان را ساختند. محققین و پژوهشگران شمال خراسان از جمله آقایان: محمد جابانی، کلیم‌الله توحدی، تهرانی‌زاده، احمد فلاح، مهدی رحمانی، علی حیدری، علیرضا جنتی سراب،…این تصنیف را مربوط به امیر‌حسین خان شجاع‌الدوله می‌دانند که مردم در روز تشیع جنازه امیرحسین خان شجاع‌الدوله با خود می‌خواندند. بعد از امیرحسین خان شجاع الدوله، حکومت قوچان به دست افراد نالایق افتاد که باعث جدایی منطقه فیروزه از ایران شد. سردارانی مثل قمو، ذولفو و…ظهور کردند که آرامش و آسایش را از مردم شمال خراسان گرفتند و ترکمن های غارتگر نیز فرصت را غنیمت شمرده، حملات شان را به شمال خراسان افزایش دادند که حکایت غمبار به اسارت رفتن دختران قوچان بدست ترکمن ها، نتیجه این بی لیاقتی حاکمان بعداز امیرحسین خان شجاع الدوله ایلخانی زعفرانلو است. آرامگاه امیرحسین خان شجاع الدوله در حرم امام رضا (ع)می باشد. مدت حکمرانی امیرحسین خان در قوچان از سال ۱۲۸۳ه.ق تا ۱۳۱۱ه.ق بوده است.

منابع و ماخذ:
– طبیب قوچانی، میرزا نصرت، راحت بعد از رنج داستانهای از تاریخ معاصر ایران قاجاریه، تصحیح وتحقیق محمد رضا قصابیان، مشهد انتشارات انصار ۱۳۸۶ص ۵۹
– بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران در قرن ۱۲،۱۳، ۱۴ ه.ق جلد اول، انتشارات کتاب فروشی زوار چاپخانه بانک بازرگانی ایرانی، تهران ۱۳۴۷صص ۳۹۰-۳۹۱
– کرزن، جرج، ایران و مسئله ایران ترجمه علی جواهر کلام،چاپ سوم،انتشارات ابن سینا، تهران ۱۳۴۷ص۲۵
– حکیم الممالک، علینقی، روزنامه سفر خراسان ، سلسله چاپ لوحی و عکس -۴- زیر نظر ایرج افشار انتشارات فرهنگ ایران زمین، تهران ۱۳۵۶ صص ۳۱۹ -۳۱۸
– جابانی، محمد، سرزمین و مردم قوچان تاریخ مشروح حکومت های قوچان، چاپ اول، انتشارات محقق مشهد ۱۳۷۵ صص۳۶
– گر گر، کلنل سی . ام مک، شرح سفری به ایالت خراسان و شمال غربی افغانستان جلد دوم، ترجمه اسدالله توکلی طبسی، ناشر معاونت فرهنگی آستان قدس مشهد ۱۳۶۸ ص۸۸
– بامداد، مهدی، همان ص۳۹۱
– جابانی، محمد، مردم شناسی قوچان، چاپ اول، انتشارات اطلس، مشهد ۱۳۶۶ ص۳۵
– شاکری، رمضانعلی، اترکنامه تاریخ جامع قوچان، چاپ دوم، انتشارات امیرکبیر، تهران ۱۳۸۱ ص۱۰۵
– کرزن. جرج. ایران و قضیه ایران جلد ۱، ترجمه غ، وحید مازندرانی انتشارات علمی و فرهنگی چاپ دوم، تهران ۱۳۶۲ ص۱۶۷
– توحدی،کلیم الله، حرکت تاریخی کرد به خراسان در دفاع از استقلال ایران جلد ۱، چاپ دوم، ناشر مولف، مشهد ۱۳۷۱ ص ۴۲۸
-حکیم الممالک، علینقی همان ص ۳۱۹ همچنین نگاه کنید به؛ گنج دانش جغرافیای تاریخی شهرهای ایران، محمد تقی متخلص به حکیم به اهتمام دکتر محمد علی صوتی، جمشید کیان فر چاپ انتشارات زرین تهران ۱۳۶۶ ص۷۰۹
– یوسف زاده، آمنه، رامشگران شمال خراسان بخشی و رپرتوار او، ترجمه علیرضا مناف زاده، چاپ اول، ناشر موسسه فرهنگی – هنری ماهور تهران ۱۳۸۸ص۴۲
– شاکری، رمضانعلی، همان صص ۱۰۵-۴۱۷
– جابانی، محمد همان صص۱۴-۱۵
– نوایی، عبدالحسین و نیلوفر کسری، اسناد میرزا عبدالوهاب خان آصف الدوله ( گزیده اسناد خراسان چاپ اول انتشارات مؤسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران بنیاد مستضعفان و جانبازان تهران ۱۳۷۷ص۷۹ تا ۸۱
– سیاح، حمید، خاطرات حاج سیاح یا دوره خوف و وحشت، به تصحیح سیف الله گلکار، چاپ سوم،انتشارات امیر کبیر تهران ۱۳۵۹ ص۳۰۹
– شاکری، رمضانعلی همان ص۱۵۸
– وقف نامه مذکور در مدیریت موقوفات آستانه قدس رضوی موجود است.
– امانی، شادروز، مرزداران شمال خراسان، چاپ اول، انتشارات واسع، مشهد ۱۳۸۲ ص۳۲
– امانی، شادروز، همان کتاب ص۳۴
– شاکری، رمضانعلی ،اترکنامه تاریخ جامع قوچان، چاپ اول، ناشر امیرکبیر ۱۳۶۵ ص۷۳
– حکیم الممالک همان ص ۳۳۰
– میرنیا، سید علی،وقایع خاوری ایران در دوره قاجار، چاپ اول، نشر پارسا، مشهد ۱۳۶۷ ص۱۴۵
– اعتمادالسلطنه، تاریخ منتظم ناصری جلد ۳، تصحیح محمد اسماعیل رضوانی، چاپ اول، ناشر دنیای کتاب، تهران، ۱۳۶۷،ص۱۹۰۵
– شاکری، رمضانعلی، همان ص ۱۵۸

حجی محمد تقدیسی
(مقاله برگرفته شده از ویژه نامه قوچان شناسی ۱ به سردبیری حسین فیروزه)

تاریخ قوچان

تاریخ قوچان

می‌خواهم از شهری بنویسم که در تاریخ نامی پرآوازه دارد، شاهد بسیاری از مسائل تاریخی بوده، عمر خودش در مقابل تاریخ بسیار کوتاه است؛ از سال ۱۳۱۳ قمری بنیاد یافته و در پهن‌دشت این کره‌ی خاکی ظهور کرده است.
زلزله‌های پیاپی ساله‌های ۱۳۱۱ و ۱۳۱۲ قمری شهر قدیمی را بهم ریخته و به‌عبارتی چهارهزار کشته و هزاران ضرر مادی دیگر برجای نهاد. اما نام شهر قدیم از نظر تاریخی در بوته‌ی ابهام قرار دارد به‌‌طوری‌که شهر جدید فعلی را هم گاهی خبوشان می‌نامند، زمانی نیز ناصریّه می‌نامیدند و در قباله‌های قدیمی نیز این نام‌ها درج گردیده اما بالاخره نام قوچان را از آن خود ساخت، مأخذ و وجود این نام خیلی روشن است یعنی محل قوچ‌ها و گوسفند که توفیق سَر دو قوچ را بهم آورده بود و به طنز نوشته بود قوچان یعنی دو قوچ. واقعیت هم همین است نه خبوشان به خفشان و خوجان و قوچان تغییر یافته است نه معانی دیگری بر آن مترتب است. بیائیم این نام را که در ابتدا با اسکان عدّه‌ای گوسفنددار از طایفه‌ی قوچکانلو در شهر قدیم ساکن شده‌اند بپذیریم و اما این پذیرش تنها کافی نیست چون تاریخ در زمینه‌ی جغرافی به‌وجود می‌آید و جان می‌گیرد یعنی اگر محلی، زمینی، جایگاهی وجود نداشته باشد سفره‌ی تاریخ خالی و بی‌محتوا خواهد بود. بدین‌جهت باید ابتدا قدری از طبیعت این محدوده‌ی قدیمی نه حال که یال و دمِ آن‌را بریده‌اند و بسیار کوچک و بی‌قواره ساخته‌اند ما از همان محدوده‌ی قدیم صحبت می‌کنیم و بازمی‌گردیم به شهر جدید که گفتنی بسیار دارد.
وقتی از مشهد عازم قوچان می‌شدیم فلکه‌ی کوچکی بود که آن‌وقت‌ها دروازه قوچان نام داشت و حالا توحید گذاشته‌اند! نمی‌دانم چرا ما این‌قدر با هویت و با گذشته‌های پرافتخارمان سرِ ناسازگاری داریم. از چهارراه عامل تا پُلی که اکنون در جلو بیمارستان و سر پنج‌راهی قرار گرفته [پل روس‌ها] می‌گفتند و بعد آبکوه که کارخانه‌ی آن تازه احداث شده بود و درخت‌های توتی که در دو طرف جاده چشم‌نواز بود. این راه تا قولقوچان ادامه داشت و از آن‌جا با درختچه‌هایی روبه‌رو می‌شدیم که شقار می‌گفتند آن‌ها را می‌سوزاندند و موقع جمع‌آوری محصول کشمش از این سنگ‌های متخلخل که از سوختن درختچه‌ها به‌وجود آمده بود تیزآب حاصل می‌شد و کشمش را در آن می‌زدند و به اصطلاح حالا تجاری و برای فروش آماده می‌شد.
قُول یعنی باز و قوچان هم که مشخص است قولقوچان که ترکی است یعنی بازوی قوچان و گَوه هم ده کوچکی بود و
دنباله‌ی آن مرغزارهای سرسبز و پرآب، کافه و قبر باباسوهانی که بواسطه‌ی آب شیرین قنات حکیم‌آباد «شیرین‌سو» می‌گفتند [باز هم لغت سو ترکی است یعنی آب شیرین]. سبب استعمال این لغات مشخص بود چون گاری‌دارها اکثراً ترک بودند و شاید بدین‌جهت به درّه‌ی حوزه‌ی مشهد تا قوچان دره‌ی شیرین گفته می‌شد و شمال جاده را کشف‌رود و رو به طرف مشهد تصرف کرده بود و کوه‌های هزارمسجد که از هندوکش افغانستان شروع و قلّه‌ی بلند آن هزارمسجد که کشف رود از آبریزهای جنوبی کوه به‌وجود می‌آید و تا جعفرآباد ادامه داشت از آن‌جا به‌ بعد آبریزهای قسمتی از جنوب و غرب به سوی قوچان و اترک سرازیر می‌شد و دره‌ی بعدی که روستاهای آبشور، دیزادیز، عمارت را تشکیل می‌داد و روستاهای دیگر را و دره‌ی بعد از آن طویل و آخرین هم یدک که شروع رودخانه‌ی اترک بود و با اتصال رودهای دیگر اطراف از جنوب و پیوستن آن‌ها اترک پرآب‌تر می‌شد و شاهرگ حیاتی بود و با راه قدیم همسایه و ادامه داشت. تپه‌ماهورها و سبزه‌زارها مناظر بدیعی را داشتند. در سَرِ راه رادکان هم با اُلنگ پرگل و چمن وجود داشت و اما قسمت جنوبی را کوه‌های دیگری با فاصله‌ی زیادتر تشکیل
می‌دادند که سلسله جبال البرز بوده و بلندای شاه جهان هم مرتفع‌ترین آن. آبریزهای دره‌های جنوبی هم به اترک می‌ریختند حال این‌ راه از جعفرآباد به علی‌آباد و ناوخ و فرخان و قوچان و به کاروان‌سرای ملک می‌رسید که روزانه چهارصد گاری و هزار شتر در کُل شهر جدید بارانداز داشت. «یادداشت‌های خطی مدیر دیوان» از قوچان فعلی راهی به سوی شمال و روسیه آن‌وقت و ترکمنستان فعلی وجود داشت که از امامقلی به دو قسمت باجگیران و لطف‌آباد می‌رفت اما این راه‌ها را چه کسی ساخت؟ ابتدا ژنرال کاستیگر اتریشی مشغول بود که از باج و خراج راه سازد او تمام نکرد و فوت نمود، می‌گفتند در کنار راه قدیم حکیم‌آباد و شیرین‌سوی آن زمان دفن شد. بعد حاج ملک‌التّجار که همین حاج حسین آقای ملک و اجدادش باشد این راه را به اتمام رساندند. کاروانسرای ملک چه در قوچان و چه در مسیر راه‌های شمالی مؤید این امر بود و پلی آجری هم حلقه‌ی اتصال شهر به شمال کوه‌های کوتاه شمالی را مشیرالدوله کوه‌های اکراد نامیده و ادامه کوه‌های بعدی از هزارمسجد تا زیلان و سنجربیگ و گلول و کپّه‌داغ یا کُپت‌داغ که این حلقه‌ی اتصال را می‌گسلد آب‌گرم «کاتاآقا» که بعد از فیروزه است در این گسل قرار دارد و با ۲۵۵ پله می‌توان آب‌تنی کرد. موقعی‌که از این محل بازدید کردم با بررسی اوضاع دیدم همین آب در مسیر کشور ما از ایوب پیغمبر خارج می‌شود و در روی زمین جریان دارد.
کوه‌های جنوبی در هر گوشه نامی دارند و بین شیروان و اسفراین و قوچان شاه جهان نامیده می‌شود که چگونگی این نام‌ها طولانی خواهد بود.
دکتر محمدجواد مشکور می‌نویسد: حوالی اترک و راه‌های آن‌را جنگل‌های سفید احاطه کرده و حرامی نیز در این راه‌ وجود دارد که این جنگل‌ها تا سال‌هایی که ما شاهد بودیم وجود داشت و بازمانده‌ی آن درخت پیر پر لته‌ی بازار سبزوار بود که آن‌قدر برای رازونیاز لته و کهنه بشد تا خشکید اگر به ثبت اراضی هم در ساله‌های ۱۳۱۱ خورشیدی در ثبت قوچان بنگریم در کنار شهر و درّه‌ی مزرج با نام‌های دره‌ی «گورَنه‌بند» سینی چوب‌هایی که با آن گاوها را می‌راندند برخورد می‌کنیم و «قانله‌ی گل» چمن مزرج بود که پر از گل‌های آتشین به رنگ خون که همه‌ی لغات متأسفانه ترکی است و بسیاری از منازل و قوچان جدید و قدیم از همین درخت‌ها پوشیده شده بود.
اترک به راه خود ادامه می‌دهد در حوزه‌ی شیروان و بجنورد سومبار و در درشت برگمن قره‌سو و بعد هم به خلیج حسینقلی می‌ریزد در این مورد می‌توانید به فیلم در کناره‌های اترک ساخته‌ی تاجبخش که من راهنمای اصلی بودم و پانصد کیلومتر همراه با اترک رفتیم و در‌ آرشیو اسناد سیمای خراسان رضوی قطعاً وجود دارد مراجعه فرمائید. البته حالا دیگر اترکی و نه پهلوی و باغات انگور و این‌ حرف‌ها که وجود ندارد توضیح این‌که تمام انگورهای متنوع قوچان و شیروان در فتح هرات وسیله‌ی سامان از هرات به قوچان حمل و کاشته شد. درباره‌ی این قسمت
می‌توانید به چهار مقاله‌ی عروضی که صد لون انگور نوشته مراجعه کنید و من بیش از ۲۴ نوع نتوانستم به‌دست بیاورم. حال به قوچان جدید برمی‌گردیم و راه را به شهر قدیم ادامه می‌دهیم که چمن لیلی در سر راه آن قرار داشت و پرندگان مهاجر در حال پرواز برای پی بردن به این دفینه‌های جغرافیایی و حتی تاریخی به کتاب‌های دهگانه‌ی سرزمین و مردم قوچان مراجعه فرمائید.
راه قدیم تا دوین و مشهد طرقی و شورک و بجنورد ادامه داشت که ناصرالدین‌شاه پیموده بود و اما بعد در زمان رضاشاه، راه جدید از قولقوچان و از دامنه‌های اخلمد تا گبرآباد و فرخان و بعد هم پل جدید بازار مشهد. راه میانی که اکنون استفاده می‌شود از سال‌های ۱۳۴۹ ایجاد شد و قسمت قوچان را شرکت سد ساخت این سرگذشت راه‌های ارتباطی بود.
حال به این دره‌ی سرسبز قدم گذاشتیم و بعضی دیدنی‌های ملموس را دیدیم و نوشتیم ولی می‌دانید که طبیعت را تهاجم‌های بی‌امان کشورهای بیگانه همانند تاتارها، ازبک‌ها، مغول‌ها بهم می‌ریزند و قهر طبیعت زلزله، سیل و خشکسالی هم مزید بر علت است و دگرگونی کلی ایجاد می‌کند ما آن‌طوری‌که مورخین قدیمی نوشته‌اند به‌صورت مختصری نقل قول می‌کنیم و‌ آن‌چه را هم که من خود در دیدارهای متعدد استنباط کرده‌ام برای شما می‌نویسم تا چه قبول افتد و چه در نظر آید. در احسن التقاسیم مقدسی جغرافیدان مراکشی که بیش از هزار سال از عمر آن می‌گذرد و این مسیر را طی کرده از رادکان، استو و استوئینه، خبوشان، دوین نام برده است.
درباره‌ی این‌که آساک و استو چه معنایی می‌توانند داشته باشند می‌گویند معنی مرکز و از استوا گرفته شده و این‌که پایتخت اشکانیان بوده است مستنداتی وجود ندارد چون اشکانیان هم به‌صورت ایلیاتی جابجا می‌شده‌اند. عشق‌آباد، اشک‌آباد، و محل‌های دیگری را نام می‌برند، از استو صحبت می‌کنیم پایه‌ای در کنار کوه دیده می‌شود که به قلعه‌ کهنه معروف است، گورستان خواجه ها، که قدمت آن‌چنانی که مربوط به اشکانیان باشد ندارد اما گورستانی وسیع دارد که در دامنه‌ی کوه‌ها نیز محلی به نام آتشگاه خوانده می‌شود. مردم نام ده را استاد می‌نامند و معتقدند که این لغت را در زمان بهرام به آن‌ها داده‌اند. حال بر چه اساس مقدسی به کارهای دستی آنان و داشتن سیم زیاد در باغات اشاره کرده است و این امر مؤیّد قدمت آن‌جاست مضافا به این‌که خورده که ده آفتاب درآمد آن‌جاست و روستاهای فارسی زبان علاوه بر شهر قدیم، در داغیان، عسگرآباد، مایوان که در اصل میوان می‌گویند و کسروی آنان‌را از طایفه‌ی ماد می‌داند و مادان نامبرده است بعد هم استاد و خورده و بعد در ادامه‌ی این دامنه‌های کوهستانی به طرف شیروان به مشهد طرقی و برزلی برمی‌خوریم که فارسی‌زبان هستند و نشان‌دهنده‌ی قدمت این محل‌هاست که بیشتر‌ در دامنه‌ها سکونت اختیار می‌کردند تا بتوانند در تهاجمات از خود دفاع کنند پس استو قدمت دارد و بعد مقدسی از خبوشان نام برده که کوچک‌تر از استاد نوشته است. این ده در درّه‌ای قرار گرفته که همان کوه‌های میانی را تشکیل می‌دهند شاه‌داغی و امام‌داغی دو طرف درّه را فرا گرفته است و باز داغ‌تبرکی است و به معنای کوتاه است و افسانه‌هایی هم برای حاکم خبوشان ساخته‌اند و اما آنچه درباره‌ی خبوشان باید گفت این است‌ که تا چند سال پیش دهانه‌ی ورود به ده که فاصله‌اش با خبوشان زیاد بود (در زمین‌های تیتکانلو قرار
داشت) و در خرابه‌هایی بنام ویرانشهر دیده می‌شد بعد حصار که در حقیقت حصار خبوشان بوده است و خود خبوشان که دارای محلاتی بود که تمام آن‌ها را به تفضیل در کتاب‌های دهگانه نوشته‌ام و از همه مهم‌تر سنگ قبر پیره‌وش بود که عکس آن خوشبختانه هست و در این چند سال این سنگ را و سنگی را که در خوجان در باغی وجود داشت و یادگاری از آتشدان قدیم بود را بردند بدین ترتیب استو و خبوشان مراکز حکومتی قوچان بوده‌اند و بعد قوچان قدیم که به همین نام خبوشان می‌خواندند و اینجاست که تاریخ‌نویس‌ها همه را به هم مخلوط کرده‌اند آن‌چه سند نشان می‌دهد سال ۱۲۱۱ حکمی که صادر شده از قلعه‌ی قوچان نام برده شده و تا مدت‌های زیاد هم تمام این مورد را بنام خبوشان می‌شناخته‌اند خوجان هم لغتی مغولی و معنای شهر را دارد و با خواجه‌ها که در کنار خبوشان و اعقاب خواجه نجم‌الدین در آنجا ساکن هستند تفاوت دارد. در تاریخ از سربداران- معبد بودایی و مسایل دیگر نام برده‌اند اما چه موقع این خرابی‌ها به وقوع پیوسته و کُردها در آن‌جا مستقر شده‌اند مشخص نیست ولی در شهر قدیم ساختمان‌ امام‌زاده از زمان خوارزمشاهیان ایجاد شده و بعد محلات که شرح آن در همه جا آمده است مقدسی در این مسافرت از شهر قوچان نامی نبرده است پس قاطعانه باید بگوییم که استو و آساک اولین مرکز حکومت بعد هم خبوشان سپس قوچان قدیم و بعد از ۱۳۱۳ قمری قوچان کنونی. شعری را که در این‌باره سروده‌ام گویای این امر است.
زِ آساک و استوی اشکانیان
جز استاد نامانده نام و نشان
خبوشان پس از آن نمودار شد
بدست مغول جمله کشتار شد
کسی از تبار خبوشان نماند
فقط در تواریخ بر جای ماند
دو قوچان پس از آن حکومت‌نشین
«چنین است آئین چرخ برین»
همان‌طوری‌که ذکر گردید ریز ایجاد روستاهایی هم‌چون یام که در مغولی معنی چاپارخانه است که واقعاً چاپارخانه‌ی خبوشان بوده. اسفجیر که اسب‌چر و محل ایلخی حاکم، حصار مدخل ورودی از درّه‌ی شیرین و دربند از قسمت شمالی و دلایل بی‌شمار دیگری که روزی آباد و امروزه دهی کوچک است شهر قدیم و یحتمل آن‌را در مطلع‌الشمس و کتاب‌های دیگر نوشته‌اند و اما برمی‌گردیم به ایجاد شهر جدید و چگونگی ایجاد آن که دارای اسناد معتبر است و شاهد عینی بسیاری از مسائل آن
بوده‌ایم.
شهر جدید در زمین‌های محمدناصرخان حاکم قوچان با تشویق و دادن کله قند در ابتدا و بعد از جا افتادن با گرفتن کله قند و پول در سال ۱۳۱۳ قمری زمینی برای ساختمان می‌دادند در ایجاد شهر مهندس عبدالرزاق خان بغایری نقشه‌ی شهر را به‌صورت شطرنجی از روی نقشه‌ی عشق‌آباد آن زمان با کمک مهندسین روسی ایجاد کرد که این ساختار هنوز به قوت خود باقی است. میدان مرکزی و چهار خیابان که به عشق‌آباد را بازار عشق‌آباد و ورودی شهر را بازار مشهد، راه ورود به شهر قدیم را، بازار قوچان و رو به جنوب را بازار سبزوار نامیدند.
همسر شجاع‌الدوله به طمع افتاد در اطراف میدان مغازه‌هایی ایجاد کرد حدود ۹ متر در ۵/۴ متر و بعد با ایجاد مغازه‌‌ها چهار بازارچه مسگرها- حلبی‌سازها- رنگرزها و کفاش‌ها ایجاد گردید. ناگفته نماند که تجارت و کسب‌وکار مردم رونق داشت وجود کاروانسراهای متعدد مؤید این امر است. دولت سوئد نمایندگی تجاری گذاشت که بنام خود آنان دفتر تجاری ثبت شد، زرتشتیان نمایندگی ایجاد کردند و روس‌ها در قسمت‌های مختلف قوچان و مردم شهر جدید را این گروه‌ها تشکیل می‌دادند. تعداد زیادی از شهر قدیم کوچانیده شدند که موجب ناراحتی و کشته شدن عدّه‌ای هم گردید. مردم محل زندگی خود را دوست داشتند و از شهر قدیم نمی‌آمدند. آن‌هایی‌که از شهر قدیم آمدند در قسمت‌های مختلف شهر پراکنده شدند و همانند شهر قدیم محلات با همان نام‌ها درست شد. محله‌ی حاجی ملکی به سبب وجود کاروانسرای حاج ملک‌التجار- تلگرافخانه- خائسی‌ها- کلاته‌ای‌ها- قرشمال‌محله و … مساجدی هم به همان نام‌ها ساخته و حمام‌هایی- از اصفهان عده‌ای آمدند که به سبک ساختمان‌های اصفهان بنا کردند از تهران معمارانی چند و تجار- از روستاهای اطراف قوچان- از دیگر شهرها به‌خصوص یزد- از عشق‌آباد ترک‌ها به‌صورت جمعی در نتیجه فرهنگ شهر قدیم در محل جدید تغییر یافت. نان سنگک و گوشت کوبیده- خورش از برنج جدا و گاری‌داری، روی میز غذا خوردن- مدرسه به سبک جدید کار ترک‌های مهاجر بود- بافت پارچه‌های نخودی و بیت حاج علی‌اکبری- گیوه- نان مخصوص یزدی- حفر قنات‌ها- ساختن حلویّات به‌خصوص شیرینی‌های مختلف با ایجاد کارگاه‌های کوچک در منازل را یزدی‌ها با فرهنگ خودشان که اقتصاد بود آوردند- صابون، و وسایل شستشوی حمام- لنگ‌های مخصوص همه از کارهای یزدی‌ها بود و واقعاً رونق اقتصاد قوچان با آن‌ها و فرهنگ را ترک‌ها انجام دادند.
کولی‌ها خرّاطی، آهنگری و ساختن وسایل همانند دوک‌ها- تبرها- و پیل‌های نوک‌تیز با آن‌ها بود. البته کارهای میکانیکی را ترک‌ها انجام دادند- تجارت کشمش و حبوبات به‌صورت بسته‌بندی و صدور به اروپا را ترک‌ها انجام دادند- روستائیان، نگهداری دام و گوسفند، اسب، خر، مرغ و خروس را در منازل خود داشته و علوفه هم در روی پشت‌بام‌ها دیده می‌شد. منظور از این نوشته‌ها آنست که در ساختار یک شهر همه شریک هستند. مصرف مس و چرم مورد استفاده‌ی قوچان بسیار بالا بود زیرا بازارچه‌های متعددی برای ساخت ایجاد شده بود. چرخ خیاطی را ترک‌ها با خود از روسیه آوردند والا در قوچان کارهای خیاطی با دست انجام می‌شد. این آمیختگی اقدام چهره‌ی شهر را عوض کرد و حکومت و اعوان و انصار آن‌ها فقط از دسترنج مردم استفاده می‌کردند و فرمان می‌دادند و زورگوئی هم در لفافه‌ی ایجاد امنیت وجود داشت. در نتیجه گروه زیادی به خانواده‌های حاکم پیوستند این نمودی از شهر جدید بود- بازار سبزوار محل فروش اغنام و احشام و دستاوردهای روستائیان بود که جمعیت موج می‌زد- نوع لباس- آرایش مرد و زن و تغییرات کمی و کیفی به‌تدریج ایجاد گردید به‌خصوص که حکومت انتقالی قاجار به پهلوی فصل جدیدی در زندگی مردم کشور و به‌طور کلی چهره‌ی شهر و مردم عوض شد. مدارس جدید ایجاد گردید البته در این انتقال میراث و جابجایی حکومت نیز مردم صدمه‌ی بسیاری می‌دیدند. بخصوص، هجوم بیگانگان در جنگ جهانی دوم به‌یکباره همه‌ی زندگی مردم را در هم ریخت.
در این‌جا ناچارم به عقب برگردم، هجوم اقوام از قسمت شمالی این منطقه به‌خصوص ازبک و تاتار و مغول و ترک دردسرآفرین بود. شاه‌عباس برای نگاهبانی از مرزها و جلوگیری از هجوم از کردهای چشمگزک استفاده کرد و آنان‌را در قسمت‌های شمالی منطقه‌ی قوچان اسکان داد. آنان جلو این تهاجمات را گرفته و سپر بلای مردم شدند و الحق هم خوب خدمت کردند.
با آمدن کردها در آن زمان امنیت در قسمت داخلی ایجاد گردید. فارسی‌زبانان، ترک‌های محلی و به‌طور کلی سکنه از امنیت برخوردار شدند. خدمات این بزرگ‌مردان و جلوگیری از غارت و چپاول و کشتار بیگانان شایان تحسین است. زعفرانلو، شادانلو، کیوانلو و … بزرگان این طوایف بودند که بعد هم تعداد دیگری به آنها پیوستند. حکومت خرافه‌پرست و ضعیف شاه‌ سلطان‌حسین مردم را به ستوه آورد و کردهای مرزدار از مرز به سوی داخل آمدند و بین سایر اقوام پراکنده شدند. آنان گوسفند‌دار بودند و اسکان در یک محل را خوب نمی‌دانستند. بدین‌جهت در سرتاسر منطقه پراکنده شدند و حکومت به‌طور کلی در دست آنان قرار گرفت که بایستی در کتاب سوم قوچان این مراحل را خواند. بعد از شهریور ۱۳۲۰ کوچ‌ها آغاز شد و بعد هم ایجاد راه‌ها و آمدورفت‌ها، سپاه دانش، وجود اتومبیل دگرگونی عجیبی ایجاد کرد و دو تمدن شهری و روستایی که با هم خوب کار می‌کردند با وسایل جدید مزاحم یکدیگر شدند.
به طبیعت آسیب رسید و چهره‌ی روستاها و مراتع و مزارع دگرگون شد، کارهای دستی به ماشینی بدل گردید که می‌بایست انجام شود اما بدون برنامه که شرح مختصری از آن را برایتان بازگو خواهم کرد.
لباس‌های کهنه‌ی سربازان آمریکائی و پخش آن‌ها بین مردم به‌عنوان کمک با بهای کم خیاط‌ها را بیکار کرد به‌تدریج ایجاد کارخانه‌ی کفش ملی و … کفاش‌ها، دباغ‌ها، پوستین‌دوزها همه را از کار انداخت.
مبارزه با مالاریا و تیفوس خوب بود اما آوردن نسل مرغ‌های جدید، بذر گندم بنام مبارزه با آفات نباتی سبب شد که بذرهای اصلی دیمه‌کارها از بین برود و نسل مرغ و خروس محلی و پرندگان که از گندم‌های بذر نوع جدید سم‌زده استفاده کردند از بین رفت. از شش نوع گنجشک دو نوع باقی ماند.
از کبوتران وحشی کوهی، درختی، چاهی تعداد زیادی از بین رفتند، ایجاد مرغ‌داری‌ها و در محل بنام گل‌باقالی، رِد و … بیماری‌های جدیدی را آوردند.
اگر دامداری بسته لازم بود و یا مرغداری لزومی نداشت که روستائی خود را وابسته‌ی به شهر کند و بجای نگهداشتن چند مرغ از شهر تخم‌مرغ بخرد.
این‌ها از یک‌طرف و صنایع دستی به‌کلی دستخوش این مسائل گردید. کارخانه‌های حریر و فراهم نمودن ابریشم رخت بربست و کم‌کم سیاست جهانی ما را وابسته و بعد هم پیوسته کرد که کار سیاست همین بازی‌هاست مسئولین باید هشیار باشند.
چرا ما نتوانیم خوراک دام را خود تهیه کنیم اگر دو روز نیاید مرغداری‌ها، گاوداری‌ها معطل بمانند. طبیعت هم در این میان سر ناسازگاری گذاشت و خشکسالی‌های پیاپی چمنزارها، علفزارها، دامنه‌های سبز و خرم را خشک کرد. البته ما با دست خودمان در این دگرگونی شریک شدیم. درخت‌های جنگلی را قطع کردند و با آمدن متفقین عده‌ای سودجو به صادرات زغال پرداختند.
کوه‌ها خالی از درخت شد و تراکتورها به جان چمنزارها و دامنه‌های پرگل و درختچه‌ افتادند. بوته‌های دارویی را از بین بردند و با نمی باران با آب‌شستگی خاک‌ها همه‌ی دامنه‌ها را عاری از گل و گیاه کرد و سیل‌ها سرازیر شدند.
ایجاد راه‌های ارتباطی فرهنگ روستائیان را بهم زد اگرچه جوانان روستایی بیش‌ترین صنایع دستی، هنری و فرهنگی را از آن خود ساختند اما روستاها خلوت شدند و یک‌عدّه پیر باقی ماندند و درآمد روستائیان به‌حداقل رسید. می‌بینم کاخ‌های جالب در دره‌ها برای عیش و عشرت ایجاد می‌شود ولی برای درآمد خیر.
مسائل اجتماعی پیچیده و بسیار است و درست همانند ظروف مرتبطه است که اگر جائی خالی ماند از ظرف دیگر پر می‌شود ولی دیگر از آن جنس نیست. در مسائل اجتماعی برنامه‌ریزی و اجرای آن ضروری است. شهر جدید ایجاد شد خان حاکم فقط زور می‌گفت و پول می‌گرفت. محمدناصرخان شاعر، خوشنویس، ادیب بود و هنر را دوست داشت اما هیچ‌گونه پیش‌بینی اساسی نکرد بعد از او خسروخان، ولیخان نایب‌الحکومه را کشت و بیش از شش ماه به زور و جبر و سوار بر دوش مردم حکومت کرد.
عبدالرضاخان از پسرعموهای آن‌ها آمد که همیشه اقوام و فامیل خود را با گرفتن زن‌های متعدد بر دوش مردم سوار کرد. او هم طرفی نَبست و این طایفه با ظهور سلسله‌ی پهلوی رفتند. فصلی نو ایجاد گردید.
دعوای کهنه و نو مدت‌ها وقت گرفت و بعد هم تا بهم جنبیدیم و راهی و فرهنگی و کاری پیدا شد متفقین آمدند و حرکت‌های دیگری در انتخابات، التهابات فکری زمان مصدق و بعد هم سال ۱۳۳۲ و دنباله‌ی آن که برنامه‌ریزی اساسی وسیله‌ی سران قوم در شهر ما ایجاد نشد و بعد هم به تدریج تقسیم شهرها و بخش‌ها سیستم کارها را تغییر داد.
بنابراین تاریخ قدیم را نمی‌توان در این زمان تعمیم داد و پیاده کرد. دانستن آن ضروری است که چه بودیم و چه کارهایی انجام شد ولی باید ببینیم که اکنون چه داریم و چه هستیم. برنامه‌ریزی به مناسبت اوضاع جوّی نیازهای روز و کار های موجود باید انجام پذیرد و مداومت یابد و هر کهنه به مقتضای روز به نو تبدیل گردد. نوع خوب آن را در محل پیاده کنیم از بازگشت به گذشته چه از نظر اوضاع جوّی و طبیعت و ارتباطات دنیایی و فکری محال و به‌هیچ‌وجه میسر نیست. بایستی چاره‌ای نو اندیشید و کمر همت بست و خدمات صادقانه را سرلوحه‌ی کار برای مردم قرار داد. این شعر سعدی گویا و در تمام زمان‌ها مصداق دارد.
بنی‌آدم اعضای یک‌ پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
تو کز محنت دیگران بی‌غمی
نشاید که نامت نهند ‌آدمی
آرزو و امید آنست که جوانان ما بپا خیزند و با همت و تلاش پی‌گیر و مداوم و آینده‌نگری محل زادگاه و زندگانی خود را بسازند. این شاخص‌ها کم‌کم به مجموعه‌ی بزرگی بدل می‌شود و تسرّی می‌یابد. وقتی حرکت خدمتی ایجاد شد نشاط و شادمانی در مردم ایجاد می‌گردد. غم رخت برمی‌بندد و آبادانی جای خرابی‌ها را می‌گیرد. به امید ‌آن‌روز.

محمد جابانی
(برگرفته شده از ویژه نامه قوچان شناسی ۱ به سردبیری حسین فیروزه)

بررسی ادوار تاریخی قوچان

بررسی ادوار تاریخی قوچان

مقدمه:
موضوع تحقیق: بررسی ادوار تاریخی قوچان می باشد. قوچان یکی از شهرهای مرتفع شمال شرقی خراسان می باشد که حدود آن از مرز ایران و ترکمنستان و از شمال خاور به درگز و از شرق به چناران و از جنوب به شهرهای نیشابور، اسفراین و از جانب باختر به شیروان و فاروج محدود می شود و ارتفاعات جنوبی دنباله کوه آلاداغ را به کوههای بینالود پیوند می دهد. آب و هوای آن ییلاقی، تابستانهای گرم و معتدل و زمستان های بسیار سرد می باشد. رودخانه اترک از شمال خاوری قوچان سرچشمه می گیرد.

اولین دوره قوچان در ایران قدیم قبل از اسلام
آساک نام شهری ازناحیه دهستان واقع درخطه خراسان بوده که در عهد باستان پارت خوانده می شده است ظاهرا بانی این شهر اشک اول بوده است بعضی از محققان محل آن را قوچان کنونی دانسته اند در شهرآساک (حدود قوچان فعلی) بود که اشک نخستین بار پادشاهی خود را اعلام کرد. (۱)
استاونه که شهرقوچان را نیز شامل است یکی از ساتراپ های هجده گانه دوره اشکانی بوده است و خبوشان فعلی یکی از شهرهای آن به شمار می رفته است ارشک سر سلسله پادشاهان اشکانی و پسر فری بایت (یعنی پدردوست) در حدود سال ۲۵۰ق.م دولت اشکانی را تشکیل داد در آن زمان قبیله پارتی تمام رود اترک و سرزمین نسا را در اختیار داشتند. (۲)
بنا بر گفته جغرافی دانان قرون اولیه اسلامی استوا در محل قوچان کنونی به معنی سرزمین بلند بوده و خاور استوانیا واقع است و منطقه ای بسیار حاصل خیز است و در حدود یک قرن پس از روی کار آمدن پارت ها با توسعه آبادی ها و احداث شهرهای جدید آساک (ارشکیه) به دو شهر منقسم شده باشد و پس از گذشت زمان ارشکیه رو به ویرانی رفته و استوا موضع خود را تا مدتی حفظ کرده است. (۳)
نیلسون دربواز Nelson Derbovaz می نویسد: اندراگوداس که قبل از انطیوکوس دوم بر پارتیان حکومت می کرد در این کشمکش مقتول گردید و ظاهرا ارساسیس در شهری به نام آساک در نزدیکی کوچان در وادی رود اترک تاج بر سر نهاد در حدود ۲۵۰ق. م قبیله پارتی تمام دره اترک و سرزمین نسا را در اختیار داشت بنا بر عقیده محقق ارجمند آقای رمضانعلی شاکری باتوجه به سکه هایی که در ضمن کاوش به دست آمده پایتخت اشکانیان شهرکهنه فعلی بوده بعد از حکومت اشکانیان که آغاز آن ۲۵۰٫ق. م تا ۲۶۶٫م در حوزه قوچان ادامه داشته است در این مدت بر اثر زد و خورد های متوالی اثری از آثار برجای نمانده است. (۴)

قوچان از اسلام تا حمله ی مغول
کی سترنج خاورشناس انگلیسی در کتاب جغرافیایی تاریخی سرزمین های خلافت شرقی می نویسد در جلگه باتلاقی که رود اترک از آنجا می گذرد در آنجا شهر کوچان واقع است که قرون وسطا آن را خبوشان یا خوجان می گفتند.
بارتولد مستثرق روسی معتقد است قوچان در قرون وسطا به اسم خبوشان نامیده می شد. در قرن دهم هم شهر قوچان مهم ترین بلاد ناحیه استوا بوده و استوا مطابق استانبه و استاسنه است. (۵)
قوچان درزمان ساسانیان
تاریخ قوچان در عصر ساسانیان مبهم است چون اولاً اشکانیان دست به یک جهانگشایی بزرگ زده ودر سراسر قسمت مهم از آسیا پراکنده شدند که در این منطقه خلایی از نیروی انسانی و مادی به وجود آمد. دوماً : اردشیر ساسانی کینه ای نسبت به اشکانیان داشت که به ویرانی اتمام دادند. سوماً : اصول زندگانی اشکانیان به شبانی متکی بوده که مدنیت قابل توجهی در حاشیه اترک به وجود نیامد. (۶)
بعد از اسلام حمله ابن عامر به ابیورد و نسا : در سال ۳۱ هـ عبدالله بن عامر به خراسان از جمله به ابیورد و نسا لشکرکشی کرد این شهر را با صلح و تسلیم تصرف نمود و در سال ۴۲۹ هـ طغرل بیک وارد نیشابور و سایر شهرهای خراسان از جمله قوچان شد. سلطان مسعود در سال ۴۳۱ هـ.ق برای مواجهه با سپاهیان سلجوقی که غالب شهرهای خراسان را مورد تعرض قرار داده بودند از هرات به طوس و استوا آمد.

قوچان در عهد مغول
قوچان از آغاز حکمرانی مغولان تا به امروز به نام های خبوشان و قوچان خوانده شده و فرهنگ انجمن آرای ناصری می نویسد : خبوشان نام شهری است که به خراسان در حدود نیشابور به قوچان مشهور شده.
استوا نام قریه ای است در حوالی رادکان که هولاکوخان مغول در حین لشکرکشی خود به ایران و رفع اسمعیلیه حدود یک ماه در آنجا توقف نمود و در این مدت خبوشان خراب را به قول عطاملک جوینی بنیاد نهاده و تعمیر نمود. قوچان از صدر اسلام تا تسلط مغول استوا – فوجان – خبوشان – قوچان نامیده می شد. (۸)
قوچان از جاهای نیک خراسان است. هولاکوخان به تجدید و در صدد آبادانی آن پرداخت و نبیره اش ارغون خان بر عمارت آن افزود . (۹)

حاکمان قوچان در زمان ایلخانان مغول و تیموری
۱٫ مغیث الدوله ۸۰۹٫ق
۲٫ میرزا بایسنقربن شاهرخ
۳٫ علاءالدوله ۸۵۲٫ق
۴٫ حسن تیمور ۸۶۲٫ق
۵٫ امیرمحمد بیک و علی بیک جانی قربانی پسران امیر ارغون شاه ( نوه های هولاکوخان )
۶٫ بوداق چکنی ۹۹۶(۱۰)

مشخصات سکه زمان ارغون شاه (۶۸۳ تا ۶۹۰ .ق)
روی سکه: خان- حاکم- ارغون سکسی سی
پشت سکه: لا اله ضرب الاالله- خبوشان محمد رسول الله
در دائره المعارف اسلامیه مشخصات سکه زمان ارغون شاه به زبان فرانسه نوشته شده است. رشیدالدین نام گذاری این شهر را به قوچان به مغول ها نسبت داده است. (۱۱)
پس از حمله مغول ها مردم قوچان مغولان را به شهر راه ندادند پس از جدالی خونین مغولان پیروز شدند شهر با خاک یکسان شد، کشتار بسیار سخت بود.
سلطان جلال الدین در خبوشان با مغولان پیکار خونین و مردانه داشت. هلاکوخان وارد خبوشان شد و به مرمت و آبادانی پرداخت.
در سال ۷۰۲ .ق شیخ حسن جوری از سبزوار به نیشابور و از آنجا به خبوشان آمده و به تشجیع و تجهیز مردم پرداخت. مردم قوچان فعالانه در جنگ های سربداران علیه مغول شرکت نمودند. (۱۲)

قوچان در عصر صفویه
حکام و ایلخانان قوچان بعد از مغولان (اوایل صفویه و اواخر قاجاریه) اکراد بودند. طایفه ای از اکراد غرب ایران به نام چمشگزک به امر شاه عباس صفوی به سرپرستی شاهقلی سلطان به شمال شرق قوچان کوچانیده شدند تا سکنی گزینند و پاسدار مرز و بوم این خطه در مقابل حملات ازبک ها و ترکمن ها باشند. این طایفه به ایلات مهم زعفرانلو- شادلو- کاوانلو- عمارلو و قراچورلو تقسیم شدند. با همه خوی و خصلت صحراگردی حقاً پاس پاسداری را خوب نگه داشتند و هیبت آنان همواره در دل دشمن بود. (۱۳)
بارتولد مستشرق روس در کتاب تذکره جغرافیایی تاریخی ایران در باره مهاجرت اکراد به صفحات خراسان معتقد است: شاه عباس برای صیانت مملکت از تاخت و تاز تراکمه و ازبکان تصمیم بدان گرفت که اکراد جنگجو را از ولایت غربی بدین سامان کوچ دهد و براثر این تصمیم، ۵ ولایت کرد نشین در امتداد کلیه سرحد از استرآباد تا چناران تشکیل داد. از این ولایات پنجگانه در این زمان سه ولایت یعنی بجنورد- قوچان و درگز پابرجاست و مقتدرترین حکام مزبور حکمرانان قوچان است که به لقب ترکی ایلخانی ملقب می شدند.(۱۴)
کردها: مهمترین نیروی انسانی این شهرستان را تشکیل می دهند در زمان شاه عباس به قوچان منتقل شدند.(۱۵)
تا سال ۹۱۶ .ق خراسان در تصرف ازبکان بوده؛ شاه اسماعیل ازبکان را دفع کرده و در سال ۹۴۰ زمان شاه تهماسب، درویش علی مغول به خبوشان تاخت و حاکم مشهد آنها را استوار کرد و در سال ۹۴۳ .ق شاه تهماسب برای چهارمین بار که ازبکان به خراسان تاختند وارد قوچان و سپس وارد کلات و مشهد شدند.
در زمان شاه عباس اول به فرمان او کوکان یک شهر کردنشین از طایفه زعفرانلو بنا گردید و یکی از ایلخانان به فرمانداری آن گماشته شد که همان قوچان است.(۱۶)
قوچان در منابع تاریخی آشاک- استوا و خبوشان خوانده شده، در سال ۲۵۰ ق .م اشک این شهررابنیان نهاد. بوسیله هولاکوخان تجدید بنا شده و مهمترین وقایع در آن شهر کوچ دادن ایل زعفرانلو از غرب ایران توسط شاه عباس اول به این ناحیه برای جلوگیری از تاخت و تاز
ازبکان به این منطقه تا زلزله سال ۱۳۱۲
می باشد.(۱۷)
۱٫ بوداق چکنی ۹۹۶٫ق
۲٫ شاهقلی سلطان جد ایلخانیهای زعفرانلو ۹۹۸ به فرمان شاه عباس انتخاب شده
است.
۳٫ مهراب بیگ پسر شاهقلی به فرمان شاه عباس انتخاب شده است.
۴٫ قراخان پسر مهراب بیگ به فرمان شاه سلطان حسین انتخاب شده است.
۵٫ سام بیک پسر قراخان
۶٫ اغلان بوداق چکنی به فرمان شاه تهماسب انتخاب شده اند.
۷٫ حسین بیگ ۱۱۳۵
۸٫ الله قلی خان قاجار۱۱۳۹(۱۸)

دوره تیموری- افشاریه- قاجاریه و مشروطیت
در کتاب مطلع السعدین در باب وقایع سال ۸۰۹ مسطور است که هنگام نهضت خاقان سعید (میرزا شاهرخ گورکانی) به جانب طوس و مشهد- ایالت طوس- خبوشان و کلات و سبزوار و نیشابور به مغیث الدوله فرزند الغ بیگ تفویض شد و بعد از آن به میرزا بایسنقر مرحمت فرمودند و بعد از ابوسعید آخرین پادشاه تیموری شهرهای طوس- مشهد- خبوشان و ابیورد و نسا را به امیر محمد بیک و علی بیک پسران امیر ارغون شاه داده شد. (۱۹)
در نزدیکی کوکان- تپه نادر- نادرشاه به سال ۱۱۶۰ ه.ق در آنجا کشته شد. به فرمان نادر پس از جنگ بخارا در سال ۱۷۴۰ .م جزوه های قرآن که توسط بایسنقر تیموری نوشته شده بود و در سمرقند نگه داری می شد؛ به قوچان منتقل شد و در آستانه مبارک سلطان ابراهیم نگه داری می شد. (۲۰ )
اردوی شاه در نزدیکی های خبوشان در فتح آباد توقف کرد آخرین منزل بود. احمد خان درانی را که ظاهراً تنها به او اعتماد داشت با چهار هزار مرد جنگی مأمور مراقبت و حفاظت از جان خویش ساخت. محمدخان قاجار و صالح خان قاجار پس از خفه کردن نگهبان چادر به سراپرده داخل شدند و نادر را به هلاکت رساندند. (۲۱)
در جنگ های عباس میرزا ولیعهد ضمن به توپ بستن و خراب کردن قوچان قدیم از تخت شاه فیلو (فیلاب) نشان دهنده آن است که در این زمان قوچان به صورت شهر بزرگی درآمده از هر جهت مرکزیت داشته است و ایجاد شهر و تجمع در آن بتدریج صورت گرفته به طوری که در سفرنامه های جهانگردان و ناصرالدین شاه از بزرگی و عظمت شهر و حاکم آن سخن ها رفته است.
الکساندر برنس در سال ۱۲۴۸ ه.ق به خراسان سفر کرده و می نویسد، در سال ۱۲۴۸ جنگی میان عباس میرزا و رضاقلی خان زعفرانلو درگرفت، پایداری رضاقلی در برابر دست کم ۱۲ هزار تن لشگر و توپخانه نیرومند عباس میرزا زیر نظر افسران انگلیسی؛ نموداری از قدرت خان های مقتدر خراسان است، همچنین حضور نائب السلطنه عباس میرزا در جنگ.(۲۲)
شهری است در خراسان در حدود نیشابور به نام قوچان. مستوفی می گوید: خبوشان شهری وسط است از اقلیم چهارم و توابع بسیار دارد و عهد مغول هلاکوخان تجدید عمارت کرده و ارغون خان بر آن عمارت افزود. آب و هوای خوب و حاصلش غله- پنبه- انگور- میوه فراوان است.
زین العابدین شیروانی خبوشان را به قرن ۱۲٫ه چنین می آورد: شهریست از خراسان مشهور به قوچان آبش معتدل و هوایش به سردی مایل قریب به ۱۰۰۰ باب خانوار دارد. مردمش کُرد- تاجیک و عموماً شیعه و نیک مشرب و شجاع و دلیر و دل پذیرهستند.
حاکم آنجا در کمال استقلال و اقتدار است و اسباب آلات صلح و جنگ او به استقرار، مکرر تعریف حاکم آنجا را شنیده، اصحاب فضل و هنر در آنجا ظهور نموده اند من جمله حاج محمد مرید شیخ شاه علی اسفراینی.(۲۳)
از نظر نژاد شناسی جمعیت قوچان از سه تیپ کُرد- تات و ترک تشکیل یافته است. تات ها یا تاجیک ها بازمانده قوم پارت، ترک ها از زمان غزها و مغول ها از قرن چهارم به این منطقه وارد شدند. و در دوره های پس از سرکوبی کردها بوسیله عباس میرزا و نیز پس از تسخیر مرو در دوره سام خان زعفرانلو تعداد آنها بیشتر شد. مثلاً ترک های علی آباد را رضا قلی خان زعفرانلو از مرزهای خوارزم به قوچان منتقل کرد؛ چون شیعه مذهب بودند و در برابر تاخت و تاز ازبک ها و ترکمان سنی مذهب مقابله می کردند و خون آنها را مباح می دانستند.(۲۴ )
قوچان قدیم ۴ برج داشته، مابین هر برج ۷۰ الی ۱۰۰ ذراع فاصله دو دروازه که دروازه جنوبی به نام دروازه بجنورد و شمالی به نام دروازه مشهد، در میان شهر تپه ارگ قرار دارد که سابقاً عمارت حکومتی بوده ولی امروزه قرشمال محله خوانده می شود.
قوچان قدیم ۸ محله داشته، ۲۰ مسجد و مسجد جامع توسط عوض وردی و در سال ۱۱۱۱٫ق ساخته شده ، ۱۰ گرمابه، ائمه جماعت ۱۳ نفر، اطبای مشهور ۳ نفر و مشهورترین رجل این شهر فقید محمد علی است. ۱۲۰۰۰ نفر جمعیت دارد، تعدادی یخچال های مخروطی شکل دارد که در فصل زمستان یخ را انبار می کنند . باغ بزرگی دارد که مساحت آن ۵ تا ۶ هکتار است و عمارتی دارد که ناصرالدین شاه در سال ۱۸۸۳٫م در آن منزل کرده است، مسجد بزرگی دارد (مرقد سلطان ابراهیم)، بازار آن مانند خیابانی طولانی است و اطراف آن دکان هایی واقع است، یک قسمت بزازان هستند که پارچه های روسی را می آورند، اشیای بلور- خرازی- ظروف از روسیه آورده ، چای از هندوستان و روسیه می آورند.
پست روسیه چند بار در هفته از قوچان عبور و به عشق آباد می رود و صادرات قوچان به روسیه پشم – پنبه – پوست خام می باشد.

جهانگردانی که از قوچان قدیم دیدن کرده اند:
۱٫ لرد کرزن انگلیسی ۱۸۸۹
۲٫ کنزالز کلاویخو ۱۴۰۵
۳٫ جیمز بیلی فریزر ۱۸۲۱٫م
۴٫ الکساندر برنس ۱۲۴۸٫ م
۵٫ نی پیه
۶٫ ادموند اودونودان
۷٫ جرج ناتانیل کرزن ۱۸۸۹٫م (۲۶)

زلزله های قوچان
۱٫روز دوشنبه ماه شوال ۱۱۹۹٫ق سر در مدرسه خبوشان خراب شد.
۲٫ شنبه ۵ رجب ۱۲۶۷٫ق سه ساعت از روز از خانه و حوالی قوچان خراب شد.
۳٫ ۱۲۶۷٫ق ۲۰۰۰ کشته، مشهور به قوچان خراب شد.
۴٫ ۱۲۸۸٫ق خرابی فاحش رخ داد.
۵٫ ۱۱ رجب ۱۳۱۱٫ق، دو ساعت از شب گذشته زلزله شدید؛کلیه بناها و عمارت ها ویران شد. ۱۰۰۰۰۰ تلف شدند،بنا به قول آقا نجفی قوچانی ۱۲۰۰۰ نفر تلف شدند.
۶٫ ۱۳۱۲٫ق، آخرین زلزله در قوچان قدیم، شهر به کلی ویران شد. ظهر ۵ شنبه چله زمستان.
۷٫ در شب ۵ شنبه رمضان۱۳۱۴٫ق چهار دفعه زلزله روی داد، صدمه ای به اهالی نرسید.
۸٫ ۱۲ اردیبهشت ۱۳۰۸ در قوچان زلزله ای عظیم رخ داد؛ در دره ای زمین دهان باز کرد.
۹٫ زلزله های متوالی حدود سالهای ۱۲۳۱- ۱۲۵۰- ۱۲۷۲- ۱۲۷۴٫ش رخ داد.(۲۷)
شهر قدیم به تلی خاکستر تبدیل می شود. تعداد زن زیر آوار حمام پاچنار مدفون می شوند که حاکم شرع اجازه نمی دهد آنها را از زیر آوار بیرون کنند. ضجه و ناله های زنهای مانده از گوشه و کنار حمام و تعدادی بیل بدست برای رهایی آمده بودند که هیچ کسی نجات نمی یابد.
مکتب خانه ها سر شاگردان خراب می شود. عمارات در هم می ریزند و ۴۰۰۰ نفر از بین می روند. دولت کمکی نمی کند اما محمد ناصرخان تازه بر جای پدر تکیه زده است. از زمین ملکی خود هی هی در اراضی کنار اترک با کمک مهندسین روس نقشه ی سر تیپ عبدالرزاق خان بغایری شهری را پی ریزی می کنندمطابق نقشه عشق آباد قدیم. خیابانهای اصلی به میدانی که بیه نام چهار سوق وصل می گردد. خیابان رو به عشق آباد بازار عشق آباد، رو به سبزوار بازار سبزوار، رو به مشهد بازار مشهد، رو به قوچان قدیم (غربی) بازار قوچان نام گذاری می شود و در هر دومیلان دو کاروانسرا و مسجد منظور می گردد.(۲۸) شهر فعلی قوچان به واسطه زلزله ۱۲-۳۱۱٫ق ویران و ۱۰۰۰۰ نفر کشته می شوند. در سال ۱۳۱۳ محمد ناصرخان رئیس طایفه زعفرانلو اراضی فعلی قوچان را بطور رایگان به مردم داد و اشخاص برای ساختن خانه و مکان تشویق کرد. از طرف دولت مهندس برای طرح نقشه اعزام و شهر با اسلوب جدید ساخته شد. (۲۹) قحطی ۱۲۸۸- ۱۳۲۰- ۱۳۳۶- ۱۳۳۸٫ق رخ داد. گندم دانه ای یک قران و درقحطی اخیر عبدالرضاخان شجاع الدوله دستور برای ایجاد نخستین نانوایی در قوچان را می دهد. برای اینکه مردم از خطر گرسنگی و مرگ نجات یابند. (۳۰)

قوچان در انقلاب مشروطیت
جنبش مشروطیت از تابستان ۱۳۲۳ .ق در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه شروع شده بود و حاجی میرزا بابا(قوام السادات) جزو وکلای خراسان روانه تهران شد وانجمن ولایتی قوچان انجمنی فعال بود و در اتحاد و اتفاق و احقاق حقوق مردم قوچان بسیار مؤثر بود و در باره تعدیل مالیاتها و جلوگیری از اجحاف و تعدیات حکام زمان مرجعی مورد اطمینان بوده است و از مهمترین عوامل خاتمه دادن به مسأله خفت بار اسارت زنان و دختران به جای مالیات بوده است. (۳۱)
جنبش مشروطیت از تابستان ۱۳۲۳٫ق شروع و فرمان مشروطیت در ۱۴ جمادی الثانی ۱۳۲۴ صادر گردید و اولین جلسه مجلس شورای ملی در شعبان ۱۳۲۴٫ق گشایش یافت. مردم قوچان از مظالم حکومتهای محلی و استبداد ارکان دولت ناراضی بودند به اینکه حکومت حکومت مشروطه حقوق آنان را تأمین کند انجمن ولایتی تشکیل شد. از طرف انجمن ایالتی چهار نفر ملا غلامرضا فاضل، حاجی سید تقی از جانب مالکان، حاج سید ابراهیم صدیق الواعظین از جانب تجار، حاجی میرزا بابا از جانب اصناف تعیین شدند و حاجی میرزا بابا بعنوان وکلای خراسان از میان این چهار نفر روانه تهران شد. و بعدها فعالیت انجمن باعث شد تا ۵۰ زن ودختر روستایی از ایل باشقانلو را که به جای مالیات ترکمن ها به اسارت گرفته بودند؛ پی گیری و عاملان مجازات شوند. (۳۲)

نتیجه گیری:
قوچان در دوره های مختلف از اهمیت خاصی برخوردار بوده و بخصوص دوره حکومت کردهای زعفرانلو که صدها سال پاسداری این مرز و بوم رااز تجاوز و اقوام بیگانه و غارتگری محفوظ داشته و با نثار جان و مال و فرزند از حیثیت و آبروی مردم خراسان و ایران جانانه دفاع کرده اند بخصوص در زمان قاجار که کردها آنان را غاصبان بیگانه می شناختند و بدون مراجعه به تهران با سن قانونی و مجری عدل و داد بودند در عین حال ظلم و ستم بنا به گفته سالخوردگان شهر کهنه نیز داشته اند.
ظلم و ستم بعضی حاکمان و زیر پا گذاشتن محرمات الهی و موقعیت جغرافیایی و زلزله خیز بودن قوچان باعث وقوع زلزله های مکرر شد که باعث ویرانی شهر و بنای شهر جدید و نبودن آثار باستانی شد و نیز اهمیت ندادن به اماکن تاریخی شهر کهنه و مرمت نکردن و زیر آوار ماندن و حفاری نکردن باعث می شود که به مرور زمان اهمیت قوچان در خراسان کم رنگ شود و ناشناخته بماند برای نسل های آینده. در صورتی که در دوره های مختلف نقش مهم و پر رنگی بخصوص قیام هایی که علیه ظلم مغول ها ، تجزیه کشورو نفوذ روس بوده داشته اند. و دوره های مختلف هیچگاه زیر بار ظلم و ستم نرفته و در زمینه های فرهنگی، اقتصادی رشد چشمگیری داشته اند.

ارجاعات
۱٫ شاکری رمضانعلی: اترکنامه تاریخ جامع قوچان، انتشارات امیرکبیر تهران، چاپ دوم، (۱۳۸۱)، ص ۲۹٫ ۲٫ همان ص ۳۱٫
۳٫ همان ص ۳۳-۳۲٫ ۴٫ حیدری علی: رجال و مشاهیر قوچان، چاپ اول،(۱۳۷۸)، ص ۱۰٫ ۵٫ شاکری رمضانعلی: اترکنامه تاریخ جامع قوچان، انتشارات امیرکبیر تهران، چاپ دوم، (۱۳۸۱)، ص ۳۵-۳۴٫ ۶٫ حیدری علی: رجال و مشاهیر قوچان، چاپ اول،(۱۳۷۸)، ص ۱۶٫ ۷٫ شاکری رمضانعلی: اترکنامه تاریخ جامع قوچان، انتشارات امیرکبیر تهران، چاپ دوم، (۱۳۸۱)، ص ۱۴۵-۱۴۴٫ ۸٫ همان ص ۳۷٫ ۹٫ حیدری علی: رجال و مشاهیر قوچان، چاپ اول،(۱۳۷۸)، ص ۱۷٫ ۱۰٫ شاکری رمضانعلی: اترکنامه تاریخ جامع قوچان، انتشارات امیرکبیر تهران، چاپ دوم، (۱۳۸۱)، ص ۸۶٫ ۱۱٫ همان ص ۳۸٫ ۱۲٫ توحدی کلیم اله(کانیمال): حرکت تاریخی کرد به خراسان، تایپ سروش مشهد(۱۳۷۳)، ص ۵۱-۵۰ . ۱۳٫ شاکری رمضانعلی: اترکنامه تاریخ جامع قوچان، انتشارات امیرکبیر تهران، چاپ دوم، (۱۳۸۱)، ص ۸۱٫ ۱۴٫ توحدی کلیم اله(کانیمال): حرکت تاریخی کرد به خراسان، تایپ سازمان سروش مشهد، جلد ۱،(۱۳۷۱)، ص ۵۱-۸۵-۸۴ . ۱۵٫ همان ص ۵۶٫ ۱۶٫ حیدری علی: رجال و مشاهیر قوچان چاپ اول،(۱۳۷۸)، ص ۱۹٫ ۱۷٫ حسینی حمید رضا، راهنمای سفر به استان خراسان رضوی، چاپ اول، تهران (۱۳۸۶)، ص ۲۵۸٫ ۱۸٫ شاکری رمضانعلی: اترکنامه تاریخ جامع قوچان، انتشارات امیرکبیر تهران، چاپ دوم، (۱۳۸۱)، ص ۸۶٫ ۱۹٫ همان ص ۳۹٫ ۲۰٫ همان ص ۴۰٫ ۲۱٫ پناهی سمنانی میر احمد، نادرشاه، چاپخانه سلمان فارسی، آبان (۱۳۷۸)، ص ۳۰۴-۳۰۳٫ ۲۲٫ حیدری علی: رجال و مشاهیر قوچان، چاپ اول،(۱۳۷۸)، ص ۱۱٫ ۲۳٫ دهخدا علی اکبر: لغت نامه دهخدا، شماره مسلسل ۵۵، تهران مرداد (۱۳۳۹)، چاپخانه دانشگاه تهران، ص ۲۶۵٫
۲۴٫ توحدی کلیم اله(کانیمال): حرکت تاریخی کرد به خراسان، تایپ سازمان سروش مشهد، جلد ۱ ،(۱۳۷۱)، ص ۵۶ . ۲۵٫ شاکری رمضانعلی: اترکنامه تاریخ جامع قوچان، انتشارات امیرکبیر تهران، چاپ دوم، (۱۳۸۱)، ص ۴۵-۴۴٫ ۲۶٫ همان ص ۵۹٫ ۲۷٫ حیدری علی: رجال و مشاهیر قوچان، چاپ اول،(۱۳۷۸)، ص ۲۸٫ ۲۸٫ جابانی محمد: سرزمین و مردم قوچان، چاپ اول، زمستان (۱۳۸۴)، ص ۳۴-۳۳٫ ۲۹٫ دهخدا علی اکبر: لغت نامه دهخدا، شماره مسلسل ۵۷، مهرماه (۱۳۳۹)، ص ۵۱۳٫
۳۰٫ توحدی کلیم اله(کانیمال): حرکت تاریخی کرد به خراسان، سازمان چاپ مشهد، جلد۴، (۱۳۷۳)، ص ۱۵۹٫
۳۱٫ حیدری علی: رجال و مشاهیر قوچان، چاپ اول،(۱۳۷۸)، ص ۳۱٫ ۳۲٫ توحدی کلیم اله(کانیمال): حرکت تاریخی کرد به خراسان، سازمان چاپ مشهد، جلد ۴ ، (۱۳۷۳)، ص ۱۶۹-۱۶۸- ۱۶۷٫

طیبه درخشان
(مقاله برگرفته شده از ویژه نامه قوچان شناسی ۲ به سردبیری حسین فیروزه)