قوچان اولین پایتخت اشکانیان

قوچان اولین پایتخت اشکانیان

پایتخت‌های اشکانیان‌ تأملی در شهرهای‌ دایره‌ای اشکانیان

مقدمه‌ طول دوره‌ی حکومت اشکانی که بین سالهای ۲۵۶ قبل از میلاد و ۲۲۴ میلادی بوده است،تقریبا به ۴۸۰ سال می‌رسد. بر اساس گفته‌ی برخی محققان،ساسانیان که با ضعیف شده دولت‌ اشکانی بر آن‌ها غلبه کرده و پس از آنان حکومت تشکیل داده‌اند، طول دوره‌ی اشکانی را کوتاه شمرده و بر دولت خود افزوده‌اند.

هرگونه تحقیق در مورد دولت اشکانی کاری است دشوار؛چرا که منابع تاریخی،از این دوره اطلاعات کمی را در اختیار ما قرار می‌دهند.هنوز هم قسمت‌های عظیمی از آثار تمدن و سکونت در ایران،زیر خاک این سرزمین پهناور مدفون است.این مسأله در مورد اشکانیان بیشتر صدق می‌کند،زیرا تحقیقات و کاوش‌های‌ باستان‌شناسی در مقایسه با دیگر دوره‌های بسیاراندکند.

عمده‌ی مطالب مربوط به اشکانیان،شامل اطلاعاتی است که‌ تاریخ‌نگاران رومی درباره‌ی تاریخ روم نوشته‌اند.از آن‌جا که رومیان‌ قدیم نزدیک به ۳۰۰ سال با ایشان درگیر جنگ و ستیز بوده‌اند،از این‌رو تاریخ‌نگاران مزبور ضمن بیان رویدادهای تاریخ روم قدیم، به تاریخ اشکانیان و رویدادهای روزگار ایشان اشاره کرده‌اند.۱

در منابع پهلوی،حکومت ۴۸۰ ساله‌ی اشکانیان به ۲۰۰ سال‌ رسیده است.علت کوتاه شمردن دوره‌ی اشکانی(توسط ساسانیان) را ابو الحسن علی‌بن حسین مسعودی در کتاب«التنبیه و الاشراف» چنین می‌نویسد:

«زردشت در اوستا آورده است که احوال دولت پارسیان ۳۰۰ سال پس از او آشفته شود و چون هزار سال از عمر او بگذرد،دین و دولت ایرانیان برافتد.به گفته‌ی زردشتیان،فاصله‌ی بین زردشت‌ و اسکندر قریب سیصد سال است،و اردشیر بابکان در ۵۰۰ و اندی‌ سال بعد از اسکندر به شاهی نشست.اردشیر چون شاه شد،دریافت‌ که از مدت هزار سال که زردشت برای عمر سلطنت ایران پیش‌بینی‌ کرده،بیش از ۲۰۰ سال نمانده است.از بیم آن‌که پیشگویی او در زوال باز دارد،برآن شد که از ۵۰۰ و اندی سال فاصله‌ی بین خود و اسکندر نیمی بکاهد.[و بر دولت ساسانی دویست سال بیفزاید.] سپس به تاریخ‌سازی پرداخته و در میان مردم شایع ساخت که ظهور وی و کشتن اردوان اشکانی،۲۶۰ سال پس از اسکندر واقع شده و مدت سلطنت ملوک الطوایف(پارتیان)بیش از این مقدار نبوده‌ است.این سبب اختلاف بین ایرانیان و دیگر ملل(رومیان)درباره‌ی‌ تاریخ سال‌های ملوک الطوایف است.»۲

سکونت اولیه‌ی پارت‌ها

قبیله‌ی«پارنی»(اپارنی)به گفته‌ی استرابون و تروگوس،یکی‌ از سه قبیله‌ی اتحادیه‌ی کوچک«داهه»بود که در مشرق دریای خزر (به تصویر صفحه مراجعه شود) جای داشتند.پارنی گویا پس از اسکندر،هنگامی که‌ در میان قبایل مقیم روسیه‌ی جنوبی اغتشاش‌هایی رخ‌ داده بود،به این پیرامون آمده بود.۳

با اطلاعات اندکی که ما در خصوص منشأ پارتیان‌ داریم،می‌توانیم قبول کنیم،آنان به قبیله‌ی«پرنی»که‌ جزئی از قوم«دهه»بود،تعلق داشتند.دهه،مجموعه‌ای‌ از قبایل سکایی بود که به صورت چادرنشین در استپ‌های بین بحر خزر و دریای آرال زندگی می‌کردند.۴

طبق روایات مکتوبی که به دست ما رسیده‌اند،«پارن»۵که‌ قبیله‌ای بود از اتحادیه‌ی قبایل«داه»۶و در دشت‌های بین جیحون و دریای خزر زندگی صحراگردی داشت،اساس دولت پارت را بنا نهاد.داه‌ها با«ماساگت‌ها»و دیگر قبایل صحرانشین و اسکان‌ یافته‌ی آسیای میانه مربوط بودند.در زمان اسکندر مقدونی،داه‌ها هنوز در دشت‌های بین دو شط جیحون(اکس)و سیحون‌ (یاکسارت)زندگی صحرانشینی داشتند،ولی از پایان قرن چهارم‌ ق.م،پارن‌ها از دیگر قبایل داه جدا شدند و به سوی مغرب و ناحیه‌ی‌ خزر مهاجرت کردند.۷

دولت پارت به دنبال شورش سرکردگان عشایر ایرانی در مقابل‌ رفتار اهانت‌آمیز ساتراپ مقدونی ولایت«استوا»(استوائنه)،در حدود قوچان کنونی به وجود آمد و از سرکشی این قوم نسبت به‌ فرمانروایی بیگانه‌ی مقدونی آغاز شد. در پی این شورش،نه فقط ولایت استوا به دست طوایف داهه(دهه)افتاد،بلکه سرزمین پارت‌ در جنوب دره‌ی اترک هم از نظارت سلوکی خارج شد و با غلبه بر عشایر داهه«اپرنی»درآن نواحی،خاندان ارشک سلطنت خود را در همین سرزمین بنیاد کردند.۸

پایتخت‌ها و شهرهای معروف اشکانیان

پایتخت‌ها و شهرها مهم پادتیان از طریق چند منبع قابل بررسی‌ هستند. دیاکونوف در کتاب«اشکانیان»خود به معرفی شهرهای این‌ دوره‌پرداخته است و می‌نویسد:«شهرهایی از نوع پولیس در دوره‌ی‌ سلوکیان بنا شدند و تعداد این شهرها در زمان پارت‌ها به مراتب افزوده‌ گشت.مثلا اسیدروخاراکسی به تقریب از ۲۰ پولیس یاد می‌کند که‌ بسیاری از آن‌ها مربوط به عهد سلوکیان بوده‌اند و حال آن‌که فهرست‌ وی سراسر امپراتوری پارت را در برنمی‌گیرد.شهرهایی از قبیل فرااسپا و ولوگزیا توسط پارت‌ها ساخته شدند.شهر نسا در زمان اشکانیان‌ ترقی وافر کرده بود.این شهر اکنون شهرکی است در کنار قریه‌ی‌ باقر در ۱۸ کیلومتری شمال غربی عشق‌آباد»۹همچنین،در جای‌ دیگر احداث دو شهر در بین النهرین را به پارتیان نسبت می‌دهد: «از این رهگذر دو شهر بین النهرینیکی آشور(لابانا)و دیگر هترا(الحضرا) توسط پادتیان احداث‌ شده است.۱۰

(به تصویر صفحه مراجعه شود) پروفسور گیرشمن از پارتیان به‌ عنوان بانیان بزرگ‌ شهرها یاد کند و شهرهای«تیسفون»،«هتره»،«دارابگرد»و «فیروزآباد»را از ساخته‌های اشکانیان به شمار می‌آورد.۱۱خانم‌ پیگولوسکایا،محقق روسی،پس از تحقیق در مورد شهرهای دوره‌ی‌ پارتی و ساسانی،کتابی به همین عنوان تدوین کرده است.وی‌ پیگیری تاریخچه‌ی شهرهای دوره‌ی پارتی را به دلیل فقدان منابع‌ متواتر غیرممکن می‌داند و با توجه به آثار باقی مانده،بنای بسیاری‌ از شهرها را به سلوکیان نسبت می‌دهد.پیگولوسکایا به تأسیس‌ شهرهای متعدد از سوی اشکانیان اعتقادی ندارد،بلکه تنها به رونق‌ برخی شهرها مانند شورش در این دوره اشاره می‌کند.این ادعا مورد قبول سایر پژوهشگران نیست.در ادامه به این موضوع اشاره خواهیم‌ کرد.

کتاب«تاریخ ایران»،پژوهش دانشگاه کمبریج،در مورد شهرسازی دوره‌ی ساسانی می‌نویسد:«فرایند شهرسازی در دوره‌ی‌ ساسانیان که از شماری منابع مکتوب بر ما شناخته شده است،ظاهرا از هر نظر یادآور روزگار سلوکیان است.نخستین شاهان ساسانی، شماری شهر در نواحی گوناگون ایارن بنیاد یا بازسازی کردند و نام‌ خود را بر این شهرها گذاشتند.»۱۲

اغلب محققان خارجی،ایجاد شهرها و مراکز حکومتی را به‌ دوره‌ی سلوکیان نسبت می‌دهند.درحالی‌که این امر واقعیت ندارد و طبق بررسی‌های انجام شده،شهر یا پایتختی(درخور توجه) توسط سلوکیان برپا نشده است.۱۳می‌دانیم که اشک اول شهری به‌ نام«اساک»۱۴بنیاد نهاد،در آن شهر تاجگذاری کرد و آن را پایتخت

قرار داد.تیرداد از شاهان اشکانی،شهر«دار»۱۵یا به قول یونانی‌ها«داریوم»۱۶را بنیاد نهاد که به پایتختی اشکانیان انتخات شد.از دیگر شهرهایی که توسط اشکانیان در زادگاهشان«هیرکانیا»ایجاد شد و مرکز حکومت سیاسی و اداری آنان بود،شهر معروف«تمبرکس»۱۷ است.طبق نوشته‌ی پلی‌بی‌یوس‌۱۸،مورخ یونانی،شهر مزبور از جمله‌ی پایتخت‌های تابستانی اشکانیان به حساب می‌آمد و فاقد حصار برگرداگرد آن بود.

از دیگر شهرهای مهم و اولیه‌ی اشکانیان،شهر معروف‌ «سرنیکس»۱۹بود که در ناحیه‌ی شمال شرقی ایران تا حدودی‌ شناسایی شده است.با توسعه‌ی قدرت اشکانیان،به تدریح نفوذ آنان از شمال غرب به مرکز ایران و سپس به ناحیه‌ی غرب کشانده‌ شد و شهرهای یاد شده،در ناحیه‌ی هیرکانیا یا دشت گرگان‌ امروزی،به دلایل اقتصادی،سیاسی و نظامی،دیگر نیاز امپراتوری‌ قدرتمند اشکانی را از نظر مراکز قدرت و شهرنشینی برآورده‌ نمی‌کردند.در نتیجه،شاهان بعدی اشکانی بر آن شدهد که شهرهای‌ بزرگ‌تر و مهم‌تری را بنیاد نهند.به همین دلیل،شهر معروف‌ «صددروازهـ»را باسازی کردند و آن را مرکز قدرت خود قرار دادند. فعالیت شهرسازی اشکانیان،هنگام حکمرانی مهرداد اول(۱۲۶– ۱۷۴ ق.م)و مهرداد دوم توسعه و گسترش یافت.۲۰

قوچان

نیلسون دربواز Nelson Derbovaz می نویسد: اندراگوداس که قبل از انطیوکوس دوم بر پارتیان حکومت می کرد در این کشمکش مقتول گردید و ظاهرا ارساسیس در شهری به نام آساک در نزدیکی کوچان در وادی رود اترک تاج بر سر نهاد در حدود ۲۵۰ق. م قبیله پارتی تمام دره اترک و سرزمین نسا را در اختیار داشت بنا بر عقیده محقق ارجمند آقای رمضانعلی شاکری باتوجه به سکه هایی که در ضمن کاوش به دست آمده پایتخت اشکانیان شهرکهنه فعلی بوده بعد از حکومت اشکانیان که آغاز آن ۲۵۰٫ق. م تا ۲۶۶٫م در حوزه قوچان ادامه داشته است در این مدت بر اثر زد و خورد های متوالی اثری از آثار برجای نمانده است. (۳۰)

تیسفون

برخلاف مندرجات منابع اسلامی،سابقه‌ی تأسیس تیسفون به‌ پیش از دوران اشکانی می‌رسد،اما اشکانیان در آن تغییراتی دادند و آن را احیا کردند.این شهر به نام«کسفیا»(شهر سیمیبن)در تورات‌ آمده و به احتمال قریب به یقین،در دوره‌ی هخامنشیان شهری آباد بوده است.در اساطیر ایرانی،جزو نخستین شهرهایی به شمار می‌رود که در ایران احداث شده‌اند.تیسفون به دستور توس و به‌ وسیله‌ی ورژک و پیکان ساخته شد و جمشید پیشدادی در آن بر دجله ‌پلی ساخت.زمانی که اشکانیان منطقه‌ی چاپ رود دجله را فتح کردند،به منظور بی‌اعتبار ساختن سلوکیه،این شهر را که به‌ اردوگاه یونانیان تبدیل شده و از لحاظ آب و هوا،حاصلخیزی و موقعیت بازرگانی و سوق الجیشی بسیار مناسب بود،برگزیدند،تا پایتختی برتر از سلوکیه برپا دارند.آنان تحت تأثیر سنت آبا و اجدادی،هنگام ورود به تیسفون،به گونه‌ای دایره‌وار اردو زدند و آن‌گاه که به توسعه و تکمیل شهر پرداختند،به شکل دایره‌ای‌ بخشیدند و حصار دفاعی را نیز دایره‌وار گرد شهر کشیدند.سپس‌ مهرداد اول اشکانی آن را به پایتخت تبدیل کرد.

این شهر در دوره‌ی ارد اول(۳۷-۵۵ ق.م)اعتبار فراوان یافت. در این زمان،کاخی در آن ساخته شد که سقفش از الواح مفرغی‌ شفاف و براق بود.اتاق‌ها و تالارهای متعدد برای زنان و مردان‌ داشت که دیوارهای آن‌ها از خشت‌های زر ناب و جواهرنشان و با نقش‌های گوناگون بودند.شاهان اشکانی زمستان را در این شهر می‌گذراندند.در حال حاضر،از تعدادی از آنان سکه‌هایی در تیسفون به دست آمده است.

با سرعت گرفتن عظمت و وسعت قلمروی امپرواتوری اشکانی، به همان نسبت تیسفون نیز رو به آبادانی و توسعه گذاشت و به علت‌ حاصلخیزی خاک،فراوانی آب،قدمت تاریخی و احداث کاخ‌ها میدان‌ها،بازارها و سایر ابنیه و آثار،برجمعیت آن افزوده شد و با بزرگ‌ترین پایتخت‌های جهان به رقابت پرداخت.

در جنگ‌های متعدد بین دو امپراتوری اشکانی و روم،تیسفون‌ با وجود استحکامات فراوان چهار بار به دست رومیان افتاد.در سراسر دوره‌ی ساسانی نیز از مهم‌تریم شهرهای این دوره به شمار می‌رفت.۲۱

پایتخت اشکانیان تیسفون بود،ولی شهر مزبور هنگامی پایتخت‌ شد که دولت پارت تا دجله و فرات گسترش یافته بود.بنابراین،این‌ پرسش پیش می‌آید که پایتخت پارت آغاز کجا بود؟یعنی پیش از گرفتن صددروازه یا بنای دارا،قرارگاه حکمرانی اشکانیان کدام شهر بود؟در این باره برخی می‌گویند،شهر اساک پایتخت آن‌ها بود و آن‌ را با قوچان یا بجنورد امروزی برابر می‌دانند.

نسا

برخی«نسا»را نخستین تختگاه پارت دانسته‌اند.این شهر در ۱۸ کیلومتری شمال عشق‌آباد کنونی واقع است.بنابر کاوش‌های‌ انجام شده چنین به نظر می‌رسد که شهر«نیسا»ی،کهن‌تر از دوران‌ پادت‌ها،بر قسمت مرتفعی قرار داشته و دارای دژی بوده است و شهر پارتی در همان محل احداث شده است.این شهر از سه قسمت‌ تشکیل یافته است:اول قسمت مرکزی شهر به صورت دژ مستحکم، به شکل پنج‌گوشه با ساختمان‌های متعدد،ادارات،پرستشگاه و کاخ فرمانروا که حصاری برگرد آن قرار داشت و ارتباط آن با خارج به‌ وسیله‌ی یک دروازه برقرار می‌شد.قسمت دوم،در خارج دژ بود که‌ خانه‌های اهالی شهر،بزرگان کشور،بازرگانان،صنعتگران و پیشه‌وران در آن قرار داشتند و در حصار قطوری محصور شده بودند که به فواصل،برج‌هایی برای نگهبانی داشتند دروازه‌ی این حصار مقابل دروازه‌ی دژ مرکزی قرار داشت تا برای رفت‌وآمد و ارتباط بین‌ دو قسمت شهر راهی باشد.

قسمت سوم،خارج از حصار و حومه‌ی شهر بود.با مزارع و مراتع که کشاورزان در آن‌ها به کشت‌وکار می‌پرداختند.برای‌ حفاظت شهر،این قسمت نیز به وسیله‌ی حصار گلی محصور بود. کاوش‌های انجام یافته در این شهر موجب کشف ظرف‌ها، سکه‌ها،پوست‌نوشته‌ها و سایر آثار عهد اشکانی شده و به شناخت‌ هنر ایران عهد اشکانی کمک زیادی کرده است۲۲

.

جست وجو برای یافتن شهر صددروازه

در بین ساله‌های ۱۹۳۳-۱۹۳۱ میلادی،دکتر اشمیدت به هزینه‌ی دانشگاه«تپه حصار» سرگرم کندوکاو و کاوش‌هایی شد،با این آهنگ که شهر صددروازه را پیدا کند.در جنوب دامغان در هشت مایلی این شهر خیلی کار کرد،بی‌آن‌که نشانی‌ از این شهر بیابد.شهر صددروازه به زبان یونانی‌ «هکاتم پلیس»نامیده می‌شد؛شهری که در دوره‌ی‌ سلوکیه و اشکانیان رونق فراوان داشت.درباره‌ی این‌ شهر باورهای گوناگونی وجود دارد،ولی بیش‌تر نویسندگان و تاریخ‌نگاران بر این باورند که در جنوب باختری دامغان‌ کنونی بوده است.۲۳

شهر نسا شامل ارگ یا دژی بوده است که طبق لوح گلی پیدا شده در آن،توسط مهرداد اول ساخته شده بود.دیوارهای ستبر استحکامات،بین ۲۰ تا ۲۵ متر ارتفاع و پنج متر ضخامت داشت. با استفاده از گل ساخته شده بود و نمای آن را آجر می‌پوشاند.

.نویسنده، دولت پارت را یک قدرت‌ جهانی به شمار می‌آورد و علت آن را گستردگی‌ حکومت آنان که از ماوراءالنهر تا بین النهرین را دربرگرفته بود،می‌داند. سپس به معرفی شهرها می‌پردازد و شهر نیسا(نسا) را اولین تختگاه پارتیان به شمار می‌آورد.همچنین از شهر«اساک» (حوالی قوچان فعلی)به عنوان یکی از شهرهای مهم یاد می‌کند که‌ روزگاری اقامتگاه اشکانیان و آرامگاه خانوادگی آنان نیز در همین‌ شهر مدفون شده است.به گفته‌ی نویسنده،تیرداد اول(۲۱۱– ۲۴۸ ق.م)گرچه با تصرف منطقه‌ی گرگان،شهر دارا را که موقعی‌ استوار داشت بنا نهاد،اما شهر ری(رگا)را که سابقه‌ی‌ای کهن داشت، پایتخت خود قرار داد و به نام مؤسس سلسله،برادرش ارشک،آن‌ شهر را«ارشکیه»نام نهاد.ارشکیه(ری)تا مدت دو قرن جزو پایتخت‌های مهم پارتیان بود و شاهان پارت بهار را در آن شهر می‌گذراندند.آثار زیادی از دوره‌ی پارتیان در ری وجود داشته که در اثر حوادث ایام و گذشت زمان از بین رفته است.

وی در ادامه از صددروازه تیسفون به عنوان مهم‌ترین شهرهای‌ (به تصویر صفحه مراجعه شود) پارتیان یاد می‌کند و انتخاب این شهرها را به عنوان‌ پایتخت،توسط پادشاهان پارت،موجب ترقی جوامع‌ شهری و پیشرفت صنعت و حرفه‌ها در شهرها و روستاها می‌داند:«صددروازه(هکاتم پلیس)یکی‌ از مهم‌ترین تختگاه‌های پارتیان محسوب می‌شد.این‌ شهر را تیرداد اول موقعی که به سوی غرب ایران پیشرفت‌ می‌کرد،پایتخت دیگر خود قرار داد.زیرا این شهر در کنار جاده‌ی بزرگ کاروانی(راه ابریشم)که شرق را به‌ غرب اتصال می‌داد،واقع و از لحاظ استقرار سپاهیان‌ و دربار متناسب بود.به این طریق بود که صددروازه، شهری بزرگ پرثروت و آباد شد.

شهرهای زیر نیز هرچند پایتخت نبود.اما از جمله شهرهای آباد به شمار می‌رفتند:

آرتامیتا(در کرمانشاهان)،اکباتان(همدان)،کردون،الحضر و آدیابن(در عراق کنونی)،حران(در سوریه کنونی)،پرسپه(در ارومیه کنونی)،تیگرانوسرتا(در ارمنستان)،کرخابیت سلوخ(کرکوک‌ فعلی)،پهل شاهسدان و دارا(در خراسان).۲۴

پارتیان شهرهای دیگر ایران زمین را که قدمت بیش‌تری داشتند و یا دوران سلوکیان ایجاد شده بودند،حفظ کردند و در مرمت آن‌ کوشیدند.آن‌ها شهرهای دیگری نیز بنیان نهادند که ارتباط بین مردم‌ در مناطق گوناگون کشور را سهل‌تر و بیش‌تر کرد.در نتیجه،داد و ستد و معاملات بین آنان سهل‌تر شد.این اقدامات به‌طورکلی، موجب ترقی جوامع شهری و پیشرفت صنعت و حرفه‌ها در شهرها و روستاها و تقویت بنیه‌ی مالی مردم شد.۲۵۲

نویسنده‌ی کتاب«برنامه‌ریزیشهری در ایران»بر توسعه‌ی‌ شهرنشینی در دوره‌ی اشکانی تأکید زیادی دارد و افزایش جمعیت را عاملی در جهت ایجاد شهرهای جدید ذکر می‌کند.وی یادآور می‌شود که پس از به قدرت رسیدن پارت‌ها،تحولات اقتصادی و اجتماعی کشور نسبت به عهد سلوکیان،از آهنگی آهسته و تدریجی‌ برخوردار شد.بنیان اقتصادی کشور نخست برکشاورزی و سپس‌ بر بازرگانی استوار بود.پیشه‌وران و بازرگانان در اثر رونق تجارت و اهمیت شهرها،نسبت به دوره‌های پیشین از اعتبار اجتماعی‌ قابل‌ ملاحظه‌ای برخوردار شدند.این شهرها طبقاتی را در خود جای دادند که جدای از روستاییان و کشاورزان اطراف شهرها،تنها به امور تجاری و بازرگانی-که به عنوان وظیفه به شهرها محول شده بودنداشتغال داشتند.از طرف دیگر،شهرها شدیدا به ما زاد کشاورزی‌ وابسته شدند؛چرا که تغییر شکل و نقش آن‌ها،استفاده از تولیدات‌ زراعی و دامپروری را ایجاد می‌کرد.پس گسترش شهرها و توسعه‌ی‌ شهرنشینی ادامه یافت.رونق تجارت،صنعت و کشاورزی باعث‌ افزایش روزافزون جمعیت شد.شهرهای قدیم توانایی پذیرش‌ جمعیت را نداشتند،بنابراین شهرهای جدیدی ایجاد شدند۲۶

.

بانیان شهرهای دایره‌ای شکل

منابع گوناگون،از طرح شهرهای دایره‌ای شکل در دوره‌ی‌ اشکانی خبر می‌دهند.محققان علت آن را چند عامل مهم دانسته‌اند و تقریبا همگی بر آن‌ها اتفاق نظر دارند؛از جمله این‌که:

«دولت اشکانی با تخریب سازمان کالبدی دولت سلوکی،مظهر آن یعنی شهر پارس-هلنی را نیز دگرگون می‌کند و با ادغام این شهر با محیط اطرافش،نظم اندامواره و خود انگیخته‌ی محیطی را بر نظم‌ منطقی و برنامه‌ای آن تحمیل می‌نماید و بدین ترتیب،شهر قدیمی‌ را در سازمان جدید مستحیل می‌کند.برج و باروی دایره‌ای شکل را بر اطراف شهر جدید می‌کشد و برای نخستین بار در تاریخ،شهر دایره‌ای شکل را ایجاد می‌کند.این دولت در آن‌جا نیز که کانون‌ زیستی جدید و شاری تازه را برپا می‌دارد،شکل دایره‌ای را اختیار می‌کند.دو شهر نسا در ماوراءالنهر و فیروزآباد در فارس،نمونه‌های‌ بارزی از شهرهای دایره‌ای شکل این روزگاران هستند.»۲۷

گیرشمن اعتقاد دارد:«طرح این شهرها،عدم امنیت دائمی را که در ایران عهد پارتیان حکفرما بود،عدم ثبات سیاست خارجی و اغتشاشات داخلی را آشکار می‌سازد.طرح عمومی آن‌ها عبارت‌ است از دایره‌ای که مبادی آن از اصول شهرسازی قدیم آسیای غربی‌ اقتباس شده،و نیز طرح اردوگاه‌های نظامی قدیم را که در قشون‌ آشوری متداول بوده است،به خاطر می‌آورد.علاوه براین،تاریخ‌ و وضع این شهرهای نادر،مؤید و مصداق طرح مذکور است. تیسفون در آغاز اردوگاه نظامی پارتی بود که در مقابل سلوکیه،در ساحل دجله ساخته شد.هتره به منزله‌ی قلعه‌ای مستحکم در جوار سرحد بین دو شاهنشاهی به شمار می‌رفت و غالبا دفاع ایران در مقابل‌ سپاهیان رومی بدان متکی بود.»۲۸

نویسنده‌ی«تاریخ‌ مهندسی ایران»ضمن‌ پرداختن شهرهای‌ دوره‌ی اشکانی معتقد است:«شهرهای دوره‌ی‌ اشکانی،بیش‌تر بافت‌ دایره‌ای داشتند.طرح‌ شهرسازی با دایره‌های‌ محدب،برای تأمین دفاعی‌ جناحی که از جمله‌ی‌ ویژگی‌های این بافت است، بعدها در سرزمین‌های دیگر مورد تقلید و استفاده قرار گرفت.چهار شهر عمده‌ای که در دوره‌ی اشکانی بنا و ا حیا شدند،و هر چهار شهر از طرح دایره‌وار برخوردار بودند،عبارتند از:مرو،تیسفون، هترا(الحضر)و شهر شیز(تخت سلیمان کنونی).شهر تیسفون ابتدا اردوگاه نظامی بود که برای پادرزم در برابر یورش‌های رومی‌هاایجاد شده بود.شهر الحضر(هترا)نیز به همین منظور در مرز میان رودان‌ (در دوره‌ی اشکانی)بنا شد.»۲۹

پی‌نوشت‌ها

(۱).رضایی،عبد العظیم.اشکانیان.گنجینه‌ی تاریخ ایران.جلد ششم.تهران:اطلس،۱۳۷۸،ص ۲۷۰.

(۲).کالج مالکوم.پارتیان.ترجمه‌ی مسعود رجب‌نیا.تهران:هیرمند،۱۳۸۰، ص ۲۱.

(۳).همان.ص ۲۳.

(۴).گیرشمن.ایران از آغاز تا اسلام.ترجمه‌ی محمد معین.تهران:۱۳۷۴، ص ۲۸۶.

(۵).Parn

Dox .(6)

(۷).دیاکونوف،م.م.اشکانیان.ترجمه‌ی کریم کشاورز.تهران:پیام،۱۳۷۸، ص ۵۶.

(۸).زرین‌کوب،بدالحسین.روزگاران.تهران:سخن،۱۳۷۸،ص ۱۵۳– ۱۵۲٫

(۹).دیاکونوف،پیشین،ص ۸۴.

(۱۰)همان.ص ۱۶۱.

(۱۱).گیرشمن،پیشین،ص ۳۲۴.

(۱۲).یارشاطر،احسان.پژوهش دانشگاه کمبریج:تاریخ ایران از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانیان.جلد سوم.قسمت دوم.ترجمه‌ی حسن انوشه.تهران:امیرکبیر،۱۳۸۰،ص ۱۲۰.[

(۱۳).کیانی،محمدیوسف.پایتخت ایران.تهران:سازمان میراث فرهنگی‌ کشور،۱۳۷۴،ص ۲۴۰.

Asak. (14)

Dara .(15)

Darium .(16)

Tambarax .(17)

Polybious .(18)

syrnix .(19)

(۲۰)رضایی،عبد العظیم.پیشین ص ۶۵۰-۶۴۷.

(۲۱).بیانی،شیرین.تیسفون و بغداد تهران:جامی،۱۳۷۷،ص ۵۳-۴۹.

(۲۲).بیانی،ملک‌زاده.«اولین تختگاه پارت».بررسی‌های تاریخی.سال‌ دوازدهم.شماره‌ی ۱۲٫۱۳۵۶٫ص ۱۱۰-۸۷.

(۲۳).پیرنیا،محمد کریم.سبک‌شناسی معماری ایران.تدوین غلامحسین‌ معماریان.نشر پژوهنده.مهرماه ۸۰٫ص ۱۰۵-۱۰۰.

(۲۴).مشکور،محمد جواد.جغرافیای تاریخی ایران.تهران:دنیای کتاب،۱۳۷۱،ص ۲۰۵-۲۰۰.

(۲۵).بیانی،ملک‌زاده.بررسی‌های تاریخی(چاپ سال ۵۳).ص ۱۸-۱۷.

(۲۶).مشهدی‌زاده دهاقانی،ناصر.تحلیلی از ویژگی‌های برنامه‌ریزی شهری‌ ایران.ص ۹-۶.

(۲۷).حبیبی،سید محسن.از شار تا شهر.تهران:انتشارات دانشگاه تهران.زمستان ۷۸،ص ۲۵-۲۴.

(۲۸).گیرشمن،پیشین،ص ۳۲۴.

.(۲۹).فرشاد،مهدی.تاریخ مهندسی ایران.تهران:انتشارات بلخ،۱۳۶۲، ص ۱۹۲

(۳۰).(۲۹). ۴٫ حیدری علی: رجال و مشاهیر قوچان، چاپ اول،(۱۳۷۸)، ص ۱۰٫

برگرفته از مقاله مژده زحمتکشان دبیر علوم اجتماعی ناحیه ۳ شیراز

نقش نماینده قوچان در ملی‌شدن صنعت نفت

اولین‌بار نماینده وقت قوچان در مجلس پیشنهاد ملی‌شدن صنعت نفت ایران را به مصدق داد

ماجرای ملی شدن صنعت نفت به قلم خسرو معتضد

غلامحسین رحیمیان، نماینده مردم قوچان در مجلس چهاردهم اولین فردی بود که پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت را مطرح نمود اما در آن برهه از زمان با مخالفت مصدق روبرو شد.
باتوجه به اشغال ایران از سوی شوروی و انگلیس، همچنین اعزام نماینده ای از سوی شوروی برای خرید نفت شمال ایران، مصدق معتقد بود که پیگیری ملی شدن صنعت نفت در آن برهه به ضرر ایران تمام خواهد شد، به همین دلیل با پیشنهاد ملی شدن نفت از سوی نماینده قوچان مخالفت نمود و بعد ها هم پیرامون دلایل مخالفت خود توضیحاتی ارائه نمود.
قرارداد دارسی در دوران مظفرالدین شاه و با سهم ۱۶ درصدی ایران امضا شد و پس از آن نیز قرارداد ۱۹۳۳توسط رضا شاه به امضا رسید که این قرارداد نیز به ضرر ایران تمام شد و تنها مزیت آن تاسیس آموزشکده نفت در ایران بود؛ اما این درحالی بود که عربستان سعودی حتی ونزوئلا نفت خود را با سهم ۵۰ درصدی به فروش می رساندند.
پس از جدی شدن موضوع ملی شدن صنعت نفت، انگلیس تلاش نمود تا با افزایش سهم ایران به ۵۰ درصد جو ایران را آرام کند، افزود: در سال ۱۳۲۹ و پس از پیگیری های فراوان در کمیسیون نفت و در نهایت درایت و پس از ۲۵ جلسه مذاکره، سرانجام صنعت نفت ایران ملی شد.
غلامحسین رحیمیان وکیلی خوب، خوش سابقه و برخاسته از آرا مردم بود، قبل از ۲۵ مرداد، جمعیتی برای جمهوری خواهی تشکیل شد که غلامحسین رحیمیان نیز در این گروه حضور داشت و خواستار برگزاری انتخابات بود ام پس از ۲۸ مرداد وی دستگیر و به اعدام محکوم شد.
پس از این ماجرا، مکی با شاه صحبت و شاه را از اعدام غلامحسین رحیمیان منصرف کرد  ولی پس از آن هیچ مسئولیتی به وی داده نشد و مغضوب حکومت قرار گرفت.
غلامحسین رحیمیان نماینده ای چپ گرا بود، چپ گرا بودن نماینده قوچان به معنای توده ای بودن وی نبود بلکه وی طرفدار طبقات پایین بود و زحمات زیادی نیز در دوران نمایندگی خود متقبل شد و به بسیاری از نمایندگان ادوار بعد نیز ارجحیت داشت.

ابوالقاسم بزرگ نیا قوچانی

مشاهیر قوچان

 ابوالقاسم بزرگ نیا قوچانی

دکتر ابوالقاسم بزرگ نیا، فرزند میرزا محمود در سال ۱۳۱۳ ش. در خانواده ای مذهبی و عالم در قوچان چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و سه سال اول متوسط را در دبستان مهرداد و در دبیرستان جوینی قوچان به پایان برد. سپس به مدت دو سال دانشسرای مقدماتی را به صورت شبانه روزی سپری کرد و به زادگاه خود برگشت و به عنوان آموزگار در مدارس قوچان به کار مشغول شد، سپس موفق به دریافت دیپلم طبیعی و ریاضی شد و بعد از انجام تعهد خدمت، در آزمون دانشسرای عالی شرکت نمود؛ پس از قبولی توانست ظرف سه سال موفق به دریافت لیسانس ریاضی شود. دوباره به قوچان بازگشت و در دبیرستانهای قوچان مشغول تدریس ریاضی شد. او سپس در آزمون مدرسی ریاضیات شرکت کرد و موفق شد دوباره برای کسب علم راهی تهران شود. او بعداً برای انجام تعهد، به دانشگاه مشهد مامور گردید و مشغول به تدریس شد. سپس از بورسیه وزارت فرهنگ و آموزش عالی استفاده کرد و برای تحصیل دکترا عازم انگلستان شد و مدرک فوق لیسانس خود در رشته آمار اجتماعی از دانشگاه شفیلد (cheflid) انگلستان دریافت کرد. دوره دکترا را نیز در همان دانشگاه به پایان رسانید. او در سال ۱۳۵۴ به دانشگاه فردوسی مشهد برگشت، و دوره استاد یاری را گذراند، وی اکنون استاد پایه ۱۷ دانشگاه فردوسی است.
دکتر ابوالقاسم بزرگ نیا از سال ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۱ مامور مطالعه در انگلستان و آمریکا شد. او هم اکنون حدود چهل و چهار سال است که مشغول تدریس مداوم است. تلاش و کوشش و تحقیق و مطالعه مداوم او باعث شده که آثار متعددی از خود به یادگار بگذارد تا مورد استفاده حال و آیندگان قرار بگیرد.
وی علاوه بر زبان انگلیسی با زبان فرانسه نیز آشنایی کامل دارد و به هر دو زبان مسلط است. از اقدامات او می توان تاسیس دانشگاه خیام مشهد را نام برد. دکتر بزرگ نیا در سمتهای مختلف خدمت کرده، از جمله : مدیریت گروه آمار، معاونت پژوهشی دانشکده علوم، عضو شورای ارتقاء، عضو شورای دانشگاه ، عضو انجمن ریاضی کشور، عضو انجمن آمار و عضو انجمن MRS نیز هست.
او علاوه بر این با ریاضی دانان مشهور دنیا از جمله پروفسور Sltaglor و پروفسور Paterson ارتباط و همکاری دارد. دکتر بزرگ نیا هم اکنون در دانشگاه فردوسی مشهد مشغول تدریس است.

آثار او:
۱ـ نظریه آمار، (جلد ۱)، چاپ اول ۱۳۶۷، چاپ دوم ۱۳۷۱، (کتاب سال مرکز نشر دانشگاهی).
۲ـ نظریه آمار، (جلد ۲)، مرکز نشر دانشگاهی، (چاپ دوم ۱۳۷۱).
۳ـ تجزیه و تحلیل سریهای زمانی و پیش بینی، با همکاری دکتر نیرومند، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد.
۴ـ مبانی بررسیهای نمونه ای ، با همکاری دکتر صادقی، انتشارات آستان قدس مشهد، سال ۱۳۷۰٫
۵ـ روشهای نمونه گیری، با همکاری دکتر حسینیون، انتشارات آستان قدس، مشهد، ۱۳۶۸٫
۶ـ طرح و تحلیل آزمایشهای کشاورزی، با همکاری دکتر سرافراز، انتشارات آستان قدس، مشهد، ۱۳۷۲٫
۷ـ کاربرد الگوهای احتمال، مشهد ۱۳۶۹٫
۸ـ تلخیص داده ها و تجزیه و تحلیل خطا، با همکاری دکتر عدالتی ، انتشارات آستان قدس، مشهد، ۱۳۶۹٫
۹ـ آنالیز چند متغیره .
۱۰ـ آمار چند متغیره کاربردی، با همکاری دکتر ارقامی، انتشارات آستان قدس، مشهد ۱۳۷۰٫
۱۱ـ تحلیل فراوانی زمانی و پیش بینی، مشهد۱۳۷۰٫
۱۲ـ سریهای زمانی و پیش بینی ، مشهد ۱۳۷۰٫
۱۳ـ آمار گسسته ، با همکاری دکتر مشکانی، انتشارات آستان قدس، مشهد۱۳۷۲٫
۱۴ـ نظریه کنترل ، با همکاری دکتر حیدریان، انتشارات آستان قدس، مشهد۱۳۷۲٫
۱۵ـ مبانی ریاضیات ، با همکاری دکتر نیکنام، (کتاب سال) مشهد ۱۳۶۹٫
۱۶ـ مبانی آنالیز از دیدگاه توپولوژی، با همکاری دکتر نیکنام، (کتاب سال) ، مشهد۱۳۷۰٫
۱۷ـ معادلات دیفرانسیل و نظریه پایداری، با همکاری دکتر هنری، (کتاب سال)، ۱۳۶۹٫
۱۸ـ جبر خطی، با همکاری دکتر رجب زاده، (کتاب سال)، ( چاپ دوم ۱۳۶۹).
۱۹ـ مبانی ریاضی فیزیک، با همکاری دکتر عدالتی، ۱۳۶۸٫
۲۰ـ حل المسائل آنالیز ریاضی ، (جلد ۱) ، سال ۱۳۶۷٫
۲۱ـ حل المسائل آنالیز ریاضی ، (جلد ۲) ، انتشارات آستان قدس، ۱۳۶۷٫
۲۲ـ مقدمه ای بر تحلیل سریهای زمانی، با همکاری دکتر نیرومند، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد ، ۱۳۷۲
۲۳ـ کنترل کیفیت در هیدرولوژی ، با همکاری دکتر رضایی پژند، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد ، ۱۳۷۳
۲۴ـ آنالیز عددی، با همکاری دکتر توتونیان ، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد ، ۱۳۷۳
۲۵ـ نظریه مدرن احتمال، با همکاری دکتر علامتاز، انتشارات دانشگاه اصفهان، ۱۳۷۴٫
۲۶ـ مقدمه ای بر آمار و احتمال مهندسی، با همکاری مجید اسدی، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد ، ۱۳۷۴
۲۷ـ اولین درس احتمال ، با همکاری دکتر نیرومند ، دکتر آذرنوش ، دکتر مشکانی، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد ، ۱۳۷۴
۲۸ـ سریهای زمانی، با همکاری دکتر نیرومند ، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد ، ۱۳۷۴
مآخذ:
کتاب رجال و مشاهیر قوچان

توحدی: امنیت، ره آورد مهاجرت کرمانج ها به قوچان

توحدی:
امنیت، ره آورد مهاجرت کرمانج ها به قوچان

سجاد فیروزه – حدودا دو ساعت از زمان قرارمان گذشته بود که ما به منزلشان رسیدیم. حالا که خورشید غروب کرده ما پشت درهای مجتمع فرهنگی سردار عوض بودیم. شاید اگر حساب راه پر پیچ و خم اوغاز را کرده بودیم اینقدربا شرمندگی زنگ را نمیزدیم. در روایت تاریخِ قوچان کمترکسی به شایستگی و پرباری ایشان یافت میشود. قرار ملاقات را برای صحبت کردن در مورد تاریخ قوچان با استاد کلیم الله توحدی که به حق یکی از معتبرترین پژوهشگران در عرصه ی تاریخ این دیار است هماهنگ کرده بودیم؛ استاد در ارتفاعات روستای اوغاز، از توابع شیروان، در آن بلندیهای روستا منزل کوچک و دنجی به دور از هیاهوی شهری برای خود مهیا کرده است تا بتواند در آن به کار مطالعاتی و پژوهش خود بپردازد. از وی تا کنون بالغ بر بیست اثر با موضوعات فرهنگی و تاریخی منتشر شده و در بسیاری از روزنامه ها و نشریات مختلف مقالات بسیاری از وی به طبع رسیده است، در بسیاری از پست های دولتی و غیر دولتی هم سالهای بسیاری در راستای فرهنگ و هنر این مرز و بوم خدمت کرده، به همین دلیل است که اهالی مطالعه و فرهنگ این دیار وی را به خوبی می شناسند. در مسیر منزلش به اندازه ی کافی از طبیعت زیبا و دیدنی این منطقه لذت بردیم و بیشتر منتظر دیدار خود استاد بودیم. زمانی که زنگ منزل ایشان را زدیم چنان بی پیرایه و صمیمی با ما برخورد کرد که فهمیدیم این مصاحبه از آن مصاحبه های به یادماندنی خواهد بود. منزل و همچنین دکور و قاب عکس هایی که دیوارهای منزلش را زینت بخشیده بود نشانگر غور و تامل و مطالعه ی بسیار وی در زمینه ی تاریخ قوچان بود. از کلاه خود و زره رزم گرفته تا عکس های دیدنی از شخصیت های مختلف و مناظر بدیع که مشخصا هرکدام برای خود داستان مفصل داشت.
ابتدای امر از ما با چای پذیرایی کرد و چای را در فنجان هایی آورد که مشخص نبود از کدام نسل مردمان دلیر این دیار به یادگار مانده است. ما برای پرسش در مورد تاریخ قوچان به سراغ مردی رفته بودیم که سینه ی وی رازدار پیچ و خم ها و ناگفته های تاریخی بود پس فقط از استاد خواستم تا گوشه ای از تاریخ قوچان را از ابتدای شکل گیری به هر صورتی که مایل است برای ما نقل کند.
استاد توحدی ابتدا از این برای ما گفتند که قوچان سرزمین اشکانیان بوده است و سرزمین قوم پارت است که از نواحی مرکزی ایران به این منطقه آمده اند. در ابتدا نام آن آساک بوده است و بعدها به نام خبوشان جلوه گری می کندکه تیمور لنگ زمان رسیدن به قوچان می گوید ما به اولین شهر مادها رسیدیم . بعدها هم عنوان قوچان مطرح می شود که تا حدودی مسائل حاصل از تلفظ باعث به وجود آمدن این نام می شود. که البته این لغت می تواند از ریشه ی قوشان به معنی محل اتراق ایل گرفته شده باشد یا از کلمه ی کوچان. البته در کتاب شرف نامه ذکر شده است که عده ای از کردها توسط شاه عباس صفوی در منطقه ی قوچان ساکن شدندو این اولین باری است که کلمه ی قوچان در مکتوبات ما به چشم می خورد و این کتاب در سال ۱۰۰۵ قمری نگارش شده است. البته محل قدیمی شهر قوچان در حدود محل خبوشان بوده است ولی به دلیل حمله ی مغول و بسیاری بلایای طبیعی به محل کنونی رسیده است. البته اقوام کرد توسط شاه عباس صفوی به دلیل محافظت از ایران در مقابل ازبک ها و همچنین مغول ها به این منطقه منتقل شدند و برای مدت ها از این منطقه با رشادت ها و دلیری های خود در مقابل مهاجمین دفاع کردند. البته در دربار صفوی در آن زمان اقوام کرد بسیار ارزشمند بودند به نحوی که بعضی افراد دارای مقام ها و القاب مخصوصی بودند مانند فرهاد خان قهرمانلو که لقب رکن الدوله داشت و بعد از شاه دومین مقام اجرایی کشور بود. البته زمانی که بعد از کشمکش های بسیار شاه صفوی به همراه عده ای از اقوام کرد به سمت خراسان و مشهد می آید در این سفر بسیاری از سرداران و دلیران کرد مانند ابومسلم خان چاووشی و کچل قباد کلهر در بسیاری از مراحل نبرد و مقاومت در نواحی مانند اسفراین و مشهد حضور داشتند و قبل از رسیدن و حضور شاه صفوی در منطقه به مقاومت در مقابل نیروهای مهاجم مشغول بودند. بعد از شکستن مقاومت دلیرانه ی نیروهای کرد توسط ازبک ها و بعد از ترور حاکم ازبک مشهد اولین قبایل کرد به همراه شاه عباس در منطقه ی اسفراین و قوچان ساکن شدند . البته بعدها به یادگار عده ای از سردارانی که همراه این اقوام به این منطقه آمده بودند و شغلشان نگهداری از شیرها بود نام منطقه ی شیروان کنونی را هم شیربان گذاشتند که کم کم به شیروان تغییر نام داد. و البته کم کم در طی دوران قوچان به یکی از مراکز مهم قدرت در زمان ایلخانان مبدل شد که گستره ی اقتدار آن به کابل و هرات و خوارزم و بخارا و مازندران و کرمان کشیده شد.
البته این حکومت بزرگ ایلخانی در دوران قاجار توسط پادشاهان قاجار به چند قسمت تجزیه شد که نجف علی خان حاکم بجنورد شد و روشن خان حاکم اسفراین شد و این حکومت های محلی رضا قلی خان ایلخانی حاکم قوچان رادرمقابل قاجار تنها گذاشتند و بعد از مدتی توسط پادشاه قاجار برای دو خان کرد در منطقه ی قوچان حکم ایلخانی صادر شد و به نوعی با دو ایلخان برای قاجار ها موازنه ی قدرت در منطقه ی شمال خراسان صورت گرفت و کم کم با بیشتر شدن امنیت شهر قوچان روز به روز رشد کرد. امنیت که در این نقطه متمرکز شد کم کم در شهر کاروانسراها ساخته شد و از شهرهای دور و نزدیک مانند کرمان و یزد و حتی از کشورهای همسایه مانند روسیه به قوچان آمدند و شهر گسترش پیدا کردو ما در زمان امیرحسین خان شجاع الدوله نهایت امنیت و آرامش و ترقی را می بینیم. البته بعد از فوت امیرحسین خان در منطقه ی فیروزه و همچنین زلزله هایی که بعد از آن رخ می دهد ما شاهد ازبین رفتن گنجینه ها و ذخایر شهرستان هستیم. البته شهر قوچان در زمان ناصرخان فرزند امیرحسین خان دوباره در محل جدید خود ساخته می شود و البته با روی کار آمدن حکام ناتوان کم کم شهر روبه افول می گذارد و در طی تاریخ ایلات مجبور می شوند مالیات های سنگینی که خرج سفر شاه قاجار به فرنگ را می داد پرداخت کنند همه ی اینها دست به دست هم می دهند تا موجبات افول شهر را تامین می کنند. قوچان از نظر تاریخی بسیار برای ایران با اهمیت است چرا که ما می بینیم بسیاری از فتوحات پادشاهان صفوی مانند فتح قندهار و هندوستان و دهلی توسط اقوام کرد ساکن در قوچان انجام می شودو نه تنها در زمان صفوی بلکه در زمان افشاریه هم این اقوام نقش مهمی را در تاریخ ایران ایفا کردند و در طول تاریخ در بزنگاه های بسیاری این مردم با رشادت های خود از این مرز و بوم دفاع کردند . ما در دوران قاجار شاهد این هستیم که خان های این ناحیه به شدت مخالف حضور انگلیسی ها در مناطق جنوبی ایران بودند ولی شاه قاجار به آنها اجازه ی مداخله در جنگ های جنوب کشور را نمی دهد و یا در قضیه ی تسلیم هرات سام خان به شدت مخالف تسلیم هرات بود و زمانی که حکم تسلیم هرات را دریافت می کند از غم این موضوع تا مرز دیوانگی پیش می رود و بعد توسط پادشاه قاجار با قهوه ی قجری کشته می شود و بعد از او برادرش حاکم می شود. قوچان قبل از حضور کردها در عمل وجود نداشت، بعد از حضور کرد ها بود که امپراتوری بزرگ اشکانی شکل گرفت و قبایل کرد به مرزداری و پاسداری از این مرز و بوم پرداختند. البته نقش مردم قوچان در تاریخ معاصر ایران هم پررنگ است همانطور که ما می بینیم در تاریخ که جرقه های انقلاب مشروطیت برای مسئله ی دختران قوچانی که به اسارت گرفته می شدند زده می شود و یا در بحث انقلاب ملی شدن صنعت نفت هم ما می بینیم نماینده ی قوچان جناب اقای رحیمیان است که اولین صحبت ها در مجلس برای بحث ملی شدن صنعت نفت را می کند و در انقلاب ملی شدن نفت نقش بازوی راست مصدق را ایفا می کند.

(برگرفته از ویژه نامه قوچان شناسی ۱ به سردبیری حسین فیروزه)

بررسی ادوار تاریخی قوچان

بررسی ادوار تاریخی قوچان

مقدمه:
موضوع تحقیق: بررسی ادوار تاریخی قوچان می باشد. قوچان یکی از شهرهای مرتفع شمال شرقی خراسان می باشد که حدود آن از مرز ایران و ترکمنستان و از شمال خاور به درگز و از شرق به چناران و از جنوب به شهرهای نیشابور، اسفراین و از جانب باختر به شیروان و فاروج محدود می شود و ارتفاعات جنوبی دنباله کوه آلاداغ را به کوههای بینالود پیوند می دهد. آب و هوای آن ییلاقی، تابستانهای گرم و معتدل و زمستان های بسیار سرد می باشد. رودخانه اترک از شمال خاوری قوچان سرچشمه می گیرد.

اولین دوره قوچان در ایران قدیم قبل از اسلام
آساک نام شهری ازناحیه دهستان واقع درخطه خراسان بوده که در عهد باستان پارت خوانده می شده است ظاهرا بانی این شهر اشک اول بوده است بعضی از محققان محل آن را قوچان کنونی دانسته اند در شهرآساک (حدود قوچان فعلی) بود که اشک نخستین بار پادشاهی خود را اعلام کرد. (۱)
استاونه که شهرقوچان را نیز شامل است یکی از ساتراپ های هجده گانه دوره اشکانی بوده است و خبوشان فعلی یکی از شهرهای آن به شمار می رفته است ارشک سر سلسله پادشاهان اشکانی و پسر فری بایت (یعنی پدردوست) در حدود سال ۲۵۰ق.م دولت اشکانی را تشکیل داد در آن زمان قبیله پارتی تمام رود اترک و سرزمین نسا را در اختیار داشتند. (۲)
بنا بر گفته جغرافی دانان قرون اولیه اسلامی استوا در محل قوچان کنونی به معنی سرزمین بلند بوده و خاور استوانیا واقع است و منطقه ای بسیار حاصل خیز است و در حدود یک قرن پس از روی کار آمدن پارت ها با توسعه آبادی ها و احداث شهرهای جدید آساک (ارشکیه) به دو شهر منقسم شده باشد و پس از گذشت زمان ارشکیه رو به ویرانی رفته و استوا موضع خود را تا مدتی حفظ کرده است. (۳)
نیلسون دربواز Nelson Derbovaz می نویسد: اندراگوداس که قبل از انطیوکوس دوم بر پارتیان حکومت می کرد در این کشمکش مقتول گردید و ظاهرا ارساسیس در شهری به نام آساک در نزدیکی کوچان در وادی رود اترک تاج بر سر نهاد در حدود ۲۵۰ق. م قبیله پارتی تمام دره اترک و سرزمین نسا را در اختیار داشت بنا بر عقیده محقق ارجمند آقای رمضانعلی شاکری باتوجه به سکه هایی که در ضمن کاوش به دست آمده پایتخت اشکانیان شهرکهنه فعلی بوده بعد از حکومت اشکانیان که آغاز آن ۲۵۰٫ق. م تا ۲۶۶٫م در حوزه قوچان ادامه داشته است در این مدت بر اثر زد و خورد های متوالی اثری از آثار برجای نمانده است. (۴)

قوچان از اسلام تا حمله ی مغول
کی سترنج خاورشناس انگلیسی در کتاب جغرافیایی تاریخی سرزمین های خلافت شرقی می نویسد در جلگه باتلاقی که رود اترک از آنجا می گذرد در آنجا شهر کوچان واقع است که قرون وسطا آن را خبوشان یا خوجان می گفتند.
بارتولد مستثرق روسی معتقد است قوچان در قرون وسطا به اسم خبوشان نامیده می شد. در قرن دهم هم شهر قوچان مهم ترین بلاد ناحیه استوا بوده و استوا مطابق استانبه و استاسنه است. (۵)
قوچان درزمان ساسانیان
تاریخ قوچان در عصر ساسانیان مبهم است چون اولاً اشکانیان دست به یک جهانگشایی بزرگ زده ودر سراسر قسمت مهم از آسیا پراکنده شدند که در این منطقه خلایی از نیروی انسانی و مادی به وجود آمد. دوماً : اردشیر ساسانی کینه ای نسبت به اشکانیان داشت که به ویرانی اتمام دادند. سوماً : اصول زندگانی اشکانیان به شبانی متکی بوده که مدنیت قابل توجهی در حاشیه اترک به وجود نیامد. (۶)
بعد از اسلام حمله ابن عامر به ابیورد و نسا : در سال ۳۱ هـ عبدالله بن عامر به خراسان از جمله به ابیورد و نسا لشکرکشی کرد این شهر را با صلح و تسلیم تصرف نمود و در سال ۴۲۹ هـ طغرل بیک وارد نیشابور و سایر شهرهای خراسان از جمله قوچان شد. سلطان مسعود در سال ۴۳۱ هـ.ق برای مواجهه با سپاهیان سلجوقی که غالب شهرهای خراسان را مورد تعرض قرار داده بودند از هرات به طوس و استوا آمد.

قوچان در عهد مغول
قوچان از آغاز حکمرانی مغولان تا به امروز به نام های خبوشان و قوچان خوانده شده و فرهنگ انجمن آرای ناصری می نویسد : خبوشان نام شهری است که به خراسان در حدود نیشابور به قوچان مشهور شده.
استوا نام قریه ای است در حوالی رادکان که هولاکوخان مغول در حین لشکرکشی خود به ایران و رفع اسمعیلیه حدود یک ماه در آنجا توقف نمود و در این مدت خبوشان خراب را به قول عطاملک جوینی بنیاد نهاده و تعمیر نمود. قوچان از صدر اسلام تا تسلط مغول استوا – فوجان – خبوشان – قوچان نامیده می شد. (۸)
قوچان از جاهای نیک خراسان است. هولاکوخان به تجدید و در صدد آبادانی آن پرداخت و نبیره اش ارغون خان بر عمارت آن افزود . (۹)

حاکمان قوچان در زمان ایلخانان مغول و تیموری
۱٫ مغیث الدوله ۸۰۹٫ق
۲٫ میرزا بایسنقربن شاهرخ
۳٫ علاءالدوله ۸۵۲٫ق
۴٫ حسن تیمور ۸۶۲٫ق
۵٫ امیرمحمد بیک و علی بیک جانی قربانی پسران امیر ارغون شاه ( نوه های هولاکوخان )
۶٫ بوداق چکنی ۹۹۶(۱۰)

مشخصات سکه زمان ارغون شاه (۶۸۳ تا ۶۹۰ .ق)
روی سکه: خان- حاکم- ارغون سکسی سی
پشت سکه: لا اله ضرب الاالله- خبوشان محمد رسول الله
در دائره المعارف اسلامیه مشخصات سکه زمان ارغون شاه به زبان فرانسه نوشته شده است. رشیدالدین نام گذاری این شهر را به قوچان به مغول ها نسبت داده است. (۱۱)
پس از حمله مغول ها مردم قوچان مغولان را به شهر راه ندادند پس از جدالی خونین مغولان پیروز شدند شهر با خاک یکسان شد، کشتار بسیار سخت بود.
سلطان جلال الدین در خبوشان با مغولان پیکار خونین و مردانه داشت. هلاکوخان وارد خبوشان شد و به مرمت و آبادانی پرداخت.
در سال ۷۰۲ .ق شیخ حسن جوری از سبزوار به نیشابور و از آنجا به خبوشان آمده و به تشجیع و تجهیز مردم پرداخت. مردم قوچان فعالانه در جنگ های سربداران علیه مغول شرکت نمودند. (۱۲)

قوچان در عصر صفویه
حکام و ایلخانان قوچان بعد از مغولان (اوایل صفویه و اواخر قاجاریه) اکراد بودند. طایفه ای از اکراد غرب ایران به نام چمشگزک به امر شاه عباس صفوی به سرپرستی شاهقلی سلطان به شمال شرق قوچان کوچانیده شدند تا سکنی گزینند و پاسدار مرز و بوم این خطه در مقابل حملات ازبک ها و ترکمن ها باشند. این طایفه به ایلات مهم زعفرانلو- شادلو- کاوانلو- عمارلو و قراچورلو تقسیم شدند. با همه خوی و خصلت صحراگردی حقاً پاس پاسداری را خوب نگه داشتند و هیبت آنان همواره در دل دشمن بود. (۱۳)
بارتولد مستشرق روس در کتاب تذکره جغرافیایی تاریخی ایران در باره مهاجرت اکراد به صفحات خراسان معتقد است: شاه عباس برای صیانت مملکت از تاخت و تاز تراکمه و ازبکان تصمیم بدان گرفت که اکراد جنگجو را از ولایت غربی بدین سامان کوچ دهد و براثر این تصمیم، ۵ ولایت کرد نشین در امتداد کلیه سرحد از استرآباد تا چناران تشکیل داد. از این ولایات پنجگانه در این زمان سه ولایت یعنی بجنورد- قوچان و درگز پابرجاست و مقتدرترین حکام مزبور حکمرانان قوچان است که به لقب ترکی ایلخانی ملقب می شدند.(۱۴)
کردها: مهمترین نیروی انسانی این شهرستان را تشکیل می دهند در زمان شاه عباس به قوچان منتقل شدند.(۱۵)
تا سال ۹۱۶ .ق خراسان در تصرف ازبکان بوده؛ شاه اسماعیل ازبکان را دفع کرده و در سال ۹۴۰ زمان شاه تهماسب، درویش علی مغول به خبوشان تاخت و حاکم مشهد آنها را استوار کرد و در سال ۹۴۳ .ق شاه تهماسب برای چهارمین بار که ازبکان به خراسان تاختند وارد قوچان و سپس وارد کلات و مشهد شدند.
در زمان شاه عباس اول به فرمان او کوکان یک شهر کردنشین از طایفه زعفرانلو بنا گردید و یکی از ایلخانان به فرمانداری آن گماشته شد که همان قوچان است.(۱۶)
قوچان در منابع تاریخی آشاک- استوا و خبوشان خوانده شده، در سال ۲۵۰ ق .م اشک این شهررابنیان نهاد. بوسیله هولاکوخان تجدید بنا شده و مهمترین وقایع در آن شهر کوچ دادن ایل زعفرانلو از غرب ایران توسط شاه عباس اول به این ناحیه برای جلوگیری از تاخت و تاز
ازبکان به این منطقه تا زلزله سال ۱۳۱۲
می باشد.(۱۷)
۱٫ بوداق چکنی ۹۹۶٫ق
۲٫ شاهقلی سلطان جد ایلخانیهای زعفرانلو ۹۹۸ به فرمان شاه عباس انتخاب شده
است.
۳٫ مهراب بیگ پسر شاهقلی به فرمان شاه عباس انتخاب شده است.
۴٫ قراخان پسر مهراب بیگ به فرمان شاه سلطان حسین انتخاب شده است.
۵٫ سام بیک پسر قراخان
۶٫ اغلان بوداق چکنی به فرمان شاه تهماسب انتخاب شده اند.
۷٫ حسین بیگ ۱۱۳۵
۸٫ الله قلی خان قاجار۱۱۳۹(۱۸)

دوره تیموری- افشاریه- قاجاریه و مشروطیت
در کتاب مطلع السعدین در باب وقایع سال ۸۰۹ مسطور است که هنگام نهضت خاقان سعید (میرزا شاهرخ گورکانی) به جانب طوس و مشهد- ایالت طوس- خبوشان و کلات و سبزوار و نیشابور به مغیث الدوله فرزند الغ بیگ تفویض شد و بعد از آن به میرزا بایسنقر مرحمت فرمودند و بعد از ابوسعید آخرین پادشاه تیموری شهرهای طوس- مشهد- خبوشان و ابیورد و نسا را به امیر محمد بیک و علی بیک پسران امیر ارغون شاه داده شد. (۱۹)
در نزدیکی کوکان- تپه نادر- نادرشاه به سال ۱۱۶۰ ه.ق در آنجا کشته شد. به فرمان نادر پس از جنگ بخارا در سال ۱۷۴۰ .م جزوه های قرآن که توسط بایسنقر تیموری نوشته شده بود و در سمرقند نگه داری می شد؛ به قوچان منتقل شد و در آستانه مبارک سلطان ابراهیم نگه داری می شد. (۲۰ )
اردوی شاه در نزدیکی های خبوشان در فتح آباد توقف کرد آخرین منزل بود. احمد خان درانی را که ظاهراً تنها به او اعتماد داشت با چهار هزار مرد جنگی مأمور مراقبت و حفاظت از جان خویش ساخت. محمدخان قاجار و صالح خان قاجار پس از خفه کردن نگهبان چادر به سراپرده داخل شدند و نادر را به هلاکت رساندند. (۲۱)
در جنگ های عباس میرزا ولیعهد ضمن به توپ بستن و خراب کردن قوچان قدیم از تخت شاه فیلو (فیلاب) نشان دهنده آن است که در این زمان قوچان به صورت شهر بزرگی درآمده از هر جهت مرکزیت داشته است و ایجاد شهر و تجمع در آن بتدریج صورت گرفته به طوری که در سفرنامه های جهانگردان و ناصرالدین شاه از بزرگی و عظمت شهر و حاکم آن سخن ها رفته است.
الکساندر برنس در سال ۱۲۴۸ ه.ق به خراسان سفر کرده و می نویسد، در سال ۱۲۴۸ جنگی میان عباس میرزا و رضاقلی خان زعفرانلو درگرفت، پایداری رضاقلی در برابر دست کم ۱۲ هزار تن لشگر و توپخانه نیرومند عباس میرزا زیر نظر افسران انگلیسی؛ نموداری از قدرت خان های مقتدر خراسان است، همچنین حضور نائب السلطنه عباس میرزا در جنگ.(۲۲)
شهری است در خراسان در حدود نیشابور به نام قوچان. مستوفی می گوید: خبوشان شهری وسط است از اقلیم چهارم و توابع بسیار دارد و عهد مغول هلاکوخان تجدید عمارت کرده و ارغون خان بر آن عمارت افزود. آب و هوای خوب و حاصلش غله- پنبه- انگور- میوه فراوان است.
زین العابدین شیروانی خبوشان را به قرن ۱۲٫ه چنین می آورد: شهریست از خراسان مشهور به قوچان آبش معتدل و هوایش به سردی مایل قریب به ۱۰۰۰ باب خانوار دارد. مردمش کُرد- تاجیک و عموماً شیعه و نیک مشرب و شجاع و دلیر و دل پذیرهستند.
حاکم آنجا در کمال استقلال و اقتدار است و اسباب آلات صلح و جنگ او به استقرار، مکرر تعریف حاکم آنجا را شنیده، اصحاب فضل و هنر در آنجا ظهور نموده اند من جمله حاج محمد مرید شیخ شاه علی اسفراینی.(۲۳)
از نظر نژاد شناسی جمعیت قوچان از سه تیپ کُرد- تات و ترک تشکیل یافته است. تات ها یا تاجیک ها بازمانده قوم پارت، ترک ها از زمان غزها و مغول ها از قرن چهارم به این منطقه وارد شدند. و در دوره های پس از سرکوبی کردها بوسیله عباس میرزا و نیز پس از تسخیر مرو در دوره سام خان زعفرانلو تعداد آنها بیشتر شد. مثلاً ترک های علی آباد را رضا قلی خان زعفرانلو از مرزهای خوارزم به قوچان منتقل کرد؛ چون شیعه مذهب بودند و در برابر تاخت و تاز ازبک ها و ترکمان سنی مذهب مقابله می کردند و خون آنها را مباح می دانستند.(۲۴ )
قوچان قدیم ۴ برج داشته، مابین هر برج ۷۰ الی ۱۰۰ ذراع فاصله دو دروازه که دروازه جنوبی به نام دروازه بجنورد و شمالی به نام دروازه مشهد، در میان شهر تپه ارگ قرار دارد که سابقاً عمارت حکومتی بوده ولی امروزه قرشمال محله خوانده می شود.
قوچان قدیم ۸ محله داشته، ۲۰ مسجد و مسجد جامع توسط عوض وردی و در سال ۱۱۱۱٫ق ساخته شده ، ۱۰ گرمابه، ائمه جماعت ۱۳ نفر، اطبای مشهور ۳ نفر و مشهورترین رجل این شهر فقید محمد علی است. ۱۲۰۰۰ نفر جمعیت دارد، تعدادی یخچال های مخروطی شکل دارد که در فصل زمستان یخ را انبار می کنند . باغ بزرگی دارد که مساحت آن ۵ تا ۶ هکتار است و عمارتی دارد که ناصرالدین شاه در سال ۱۸۸۳٫م در آن منزل کرده است، مسجد بزرگی دارد (مرقد سلطان ابراهیم)، بازار آن مانند خیابانی طولانی است و اطراف آن دکان هایی واقع است، یک قسمت بزازان هستند که پارچه های روسی را می آورند، اشیای بلور- خرازی- ظروف از روسیه آورده ، چای از هندوستان و روسیه می آورند.
پست روسیه چند بار در هفته از قوچان عبور و به عشق آباد می رود و صادرات قوچان به روسیه پشم – پنبه – پوست خام می باشد.

جهانگردانی که از قوچان قدیم دیدن کرده اند:
۱٫ لرد کرزن انگلیسی ۱۸۸۹
۲٫ کنزالز کلاویخو ۱۴۰۵
۳٫ جیمز بیلی فریزر ۱۸۲۱٫م
۴٫ الکساندر برنس ۱۲۴۸٫ م
۵٫ نی پیه
۶٫ ادموند اودونودان
۷٫ جرج ناتانیل کرزن ۱۸۸۹٫م (۲۶)

زلزله های قوچان
۱٫روز دوشنبه ماه شوال ۱۱۹۹٫ق سر در مدرسه خبوشان خراب شد.
۲٫ شنبه ۵ رجب ۱۲۶۷٫ق سه ساعت از روز از خانه و حوالی قوچان خراب شد.
۳٫ ۱۲۶۷٫ق ۲۰۰۰ کشته، مشهور به قوچان خراب شد.
۴٫ ۱۲۸۸٫ق خرابی فاحش رخ داد.
۵٫ ۱۱ رجب ۱۳۱۱٫ق، دو ساعت از شب گذشته زلزله شدید؛کلیه بناها و عمارت ها ویران شد. ۱۰۰۰۰۰ تلف شدند،بنا به قول آقا نجفی قوچانی ۱۲۰۰۰ نفر تلف شدند.
۶٫ ۱۳۱۲٫ق، آخرین زلزله در قوچان قدیم، شهر به کلی ویران شد. ظهر ۵ شنبه چله زمستان.
۷٫ در شب ۵ شنبه رمضان۱۳۱۴٫ق چهار دفعه زلزله روی داد، صدمه ای به اهالی نرسید.
۸٫ ۱۲ اردیبهشت ۱۳۰۸ در قوچان زلزله ای عظیم رخ داد؛ در دره ای زمین دهان باز کرد.
۹٫ زلزله های متوالی حدود سالهای ۱۲۳۱- ۱۲۵۰- ۱۲۷۲- ۱۲۷۴٫ش رخ داد.(۲۷)
شهر قدیم به تلی خاکستر تبدیل می شود. تعداد زن زیر آوار حمام پاچنار مدفون می شوند که حاکم شرع اجازه نمی دهد آنها را از زیر آوار بیرون کنند. ضجه و ناله های زنهای مانده از گوشه و کنار حمام و تعدادی بیل بدست برای رهایی آمده بودند که هیچ کسی نجات نمی یابد.
مکتب خانه ها سر شاگردان خراب می شود. عمارات در هم می ریزند و ۴۰۰۰ نفر از بین می روند. دولت کمکی نمی کند اما محمد ناصرخان تازه بر جای پدر تکیه زده است. از زمین ملکی خود هی هی در اراضی کنار اترک با کمک مهندسین روس نقشه ی سر تیپ عبدالرزاق خان بغایری شهری را پی ریزی می کنندمطابق نقشه عشق آباد قدیم. خیابانهای اصلی به میدانی که بیه نام چهار سوق وصل می گردد. خیابان رو به عشق آباد بازار عشق آباد، رو به سبزوار بازار سبزوار، رو به مشهد بازار مشهد، رو به قوچان قدیم (غربی) بازار قوچان نام گذاری می شود و در هر دومیلان دو کاروانسرا و مسجد منظور می گردد.(۲۸) شهر فعلی قوچان به واسطه زلزله ۱۲-۳۱۱٫ق ویران و ۱۰۰۰۰ نفر کشته می شوند. در سال ۱۳۱۳ محمد ناصرخان رئیس طایفه زعفرانلو اراضی فعلی قوچان را بطور رایگان به مردم داد و اشخاص برای ساختن خانه و مکان تشویق کرد. از طرف دولت مهندس برای طرح نقشه اعزام و شهر با اسلوب جدید ساخته شد. (۲۹) قحطی ۱۲۸۸- ۱۳۲۰- ۱۳۳۶- ۱۳۳۸٫ق رخ داد. گندم دانه ای یک قران و درقحطی اخیر عبدالرضاخان شجاع الدوله دستور برای ایجاد نخستین نانوایی در قوچان را می دهد. برای اینکه مردم از خطر گرسنگی و مرگ نجات یابند. (۳۰)

قوچان در انقلاب مشروطیت
جنبش مشروطیت از تابستان ۱۳۲۳ .ق در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه شروع شده بود و حاجی میرزا بابا(قوام السادات) جزو وکلای خراسان روانه تهران شد وانجمن ولایتی قوچان انجمنی فعال بود و در اتحاد و اتفاق و احقاق حقوق مردم قوچان بسیار مؤثر بود و در باره تعدیل مالیاتها و جلوگیری از اجحاف و تعدیات حکام زمان مرجعی مورد اطمینان بوده است و از مهمترین عوامل خاتمه دادن به مسأله خفت بار اسارت زنان و دختران به جای مالیات بوده است. (۳۱)
جنبش مشروطیت از تابستان ۱۳۲۳٫ق شروع و فرمان مشروطیت در ۱۴ جمادی الثانی ۱۳۲۴ صادر گردید و اولین جلسه مجلس شورای ملی در شعبان ۱۳۲۴٫ق گشایش یافت. مردم قوچان از مظالم حکومتهای محلی و استبداد ارکان دولت ناراضی بودند به اینکه حکومت حکومت مشروطه حقوق آنان را تأمین کند انجمن ولایتی تشکیل شد. از طرف انجمن ایالتی چهار نفر ملا غلامرضا فاضل، حاجی سید تقی از جانب مالکان، حاج سید ابراهیم صدیق الواعظین از جانب تجار، حاجی میرزا بابا از جانب اصناف تعیین شدند و حاجی میرزا بابا بعنوان وکلای خراسان از میان این چهار نفر روانه تهران شد. و بعدها فعالیت انجمن باعث شد تا ۵۰ زن ودختر روستایی از ایل باشقانلو را که به جای مالیات ترکمن ها به اسارت گرفته بودند؛ پی گیری و عاملان مجازات شوند. (۳۲)

نتیجه گیری:
قوچان در دوره های مختلف از اهمیت خاصی برخوردار بوده و بخصوص دوره حکومت کردهای زعفرانلو که صدها سال پاسداری این مرز و بوم رااز تجاوز و اقوام بیگانه و غارتگری محفوظ داشته و با نثار جان و مال و فرزند از حیثیت و آبروی مردم خراسان و ایران جانانه دفاع کرده اند بخصوص در زمان قاجار که کردها آنان را غاصبان بیگانه می شناختند و بدون مراجعه به تهران با سن قانونی و مجری عدل و داد بودند در عین حال ظلم و ستم بنا به گفته سالخوردگان شهر کهنه نیز داشته اند.
ظلم و ستم بعضی حاکمان و زیر پا گذاشتن محرمات الهی و موقعیت جغرافیایی و زلزله خیز بودن قوچان باعث وقوع زلزله های مکرر شد که باعث ویرانی شهر و بنای شهر جدید و نبودن آثار باستانی شد و نیز اهمیت ندادن به اماکن تاریخی شهر کهنه و مرمت نکردن و زیر آوار ماندن و حفاری نکردن باعث می شود که به مرور زمان اهمیت قوچان در خراسان کم رنگ شود و ناشناخته بماند برای نسل های آینده. در صورتی که در دوره های مختلف نقش مهم و پر رنگی بخصوص قیام هایی که علیه ظلم مغول ها ، تجزیه کشورو نفوذ روس بوده داشته اند. و دوره های مختلف هیچگاه زیر بار ظلم و ستم نرفته و در زمینه های فرهنگی، اقتصادی رشد چشمگیری داشته اند.

ارجاعات
۱٫ شاکری رمضانعلی: اترکنامه تاریخ جامع قوچان، انتشارات امیرکبیر تهران، چاپ دوم، (۱۳۸۱)، ص ۲۹٫ ۲٫ همان ص ۳۱٫
۳٫ همان ص ۳۳-۳۲٫ ۴٫ حیدری علی: رجال و مشاهیر قوچان، چاپ اول،(۱۳۷۸)، ص ۱۰٫ ۵٫ شاکری رمضانعلی: اترکنامه تاریخ جامع قوچان، انتشارات امیرکبیر تهران، چاپ دوم، (۱۳۸۱)، ص ۳۵-۳۴٫ ۶٫ حیدری علی: رجال و مشاهیر قوچان، چاپ اول،(۱۳۷۸)، ص ۱۶٫ ۷٫ شاکری رمضانعلی: اترکنامه تاریخ جامع قوچان، انتشارات امیرکبیر تهران، چاپ دوم، (۱۳۸۱)، ص ۱۴۵-۱۴۴٫ ۸٫ همان ص ۳۷٫ ۹٫ حیدری علی: رجال و مشاهیر قوچان، چاپ اول،(۱۳۷۸)، ص ۱۷٫ ۱۰٫ شاکری رمضانعلی: اترکنامه تاریخ جامع قوچان، انتشارات امیرکبیر تهران، چاپ دوم، (۱۳۸۱)، ص ۸۶٫ ۱۱٫ همان ص ۳۸٫ ۱۲٫ توحدی کلیم اله(کانیمال): حرکت تاریخی کرد به خراسان، تایپ سروش مشهد(۱۳۷۳)، ص ۵۱-۵۰ . ۱۳٫ شاکری رمضانعلی: اترکنامه تاریخ جامع قوچان، انتشارات امیرکبیر تهران، چاپ دوم، (۱۳۸۱)، ص ۸۱٫ ۱۴٫ توحدی کلیم اله(کانیمال): حرکت تاریخی کرد به خراسان، تایپ سازمان سروش مشهد، جلد ۱،(۱۳۷۱)، ص ۵۱-۸۵-۸۴ . ۱۵٫ همان ص ۵۶٫ ۱۶٫ حیدری علی: رجال و مشاهیر قوچان چاپ اول،(۱۳۷۸)، ص ۱۹٫ ۱۷٫ حسینی حمید رضا، راهنمای سفر به استان خراسان رضوی، چاپ اول، تهران (۱۳۸۶)، ص ۲۵۸٫ ۱۸٫ شاکری رمضانعلی: اترکنامه تاریخ جامع قوچان، انتشارات امیرکبیر تهران، چاپ دوم، (۱۳۸۱)، ص ۸۶٫ ۱۹٫ همان ص ۳۹٫ ۲۰٫ همان ص ۴۰٫ ۲۱٫ پناهی سمنانی میر احمد، نادرشاه، چاپخانه سلمان فارسی، آبان (۱۳۷۸)، ص ۳۰۴-۳۰۳٫ ۲۲٫ حیدری علی: رجال و مشاهیر قوچان، چاپ اول،(۱۳۷۸)، ص ۱۱٫ ۲۳٫ دهخدا علی اکبر: لغت نامه دهخدا، شماره مسلسل ۵۵، تهران مرداد (۱۳۳۹)، چاپخانه دانشگاه تهران، ص ۲۶۵٫
۲۴٫ توحدی کلیم اله(کانیمال): حرکت تاریخی کرد به خراسان، تایپ سازمان سروش مشهد، جلد ۱ ،(۱۳۷۱)، ص ۵۶ . ۲۵٫ شاکری رمضانعلی: اترکنامه تاریخ جامع قوچان، انتشارات امیرکبیر تهران، چاپ دوم، (۱۳۸۱)، ص ۴۵-۴۴٫ ۲۶٫ همان ص ۵۹٫ ۲۷٫ حیدری علی: رجال و مشاهیر قوچان، چاپ اول،(۱۳۷۸)، ص ۲۸٫ ۲۸٫ جابانی محمد: سرزمین و مردم قوچان، چاپ اول، زمستان (۱۳۸۴)، ص ۳۴-۳۳٫ ۲۹٫ دهخدا علی اکبر: لغت نامه دهخدا، شماره مسلسل ۵۷، مهرماه (۱۳۳۹)، ص ۵۱۳٫
۳۰٫ توحدی کلیم اله(کانیمال): حرکت تاریخی کرد به خراسان، سازمان چاپ مشهد، جلد۴، (۱۳۷۳)، ص ۱۵۹٫
۳۱٫ حیدری علی: رجال و مشاهیر قوچان، چاپ اول،(۱۳۷۸)، ص ۳۱٫ ۳۲٫ توحدی کلیم اله(کانیمال): حرکت تاریخی کرد به خراسان، سازمان چاپ مشهد، جلد ۴ ، (۱۳۷۳)، ص ۱۶۹-۱۶۸- ۱۶۷٫

طیبه درخشان
(مقاله برگرفته شده از ویژه نامه قوچان شناسی ۲ به سردبیری حسین فیروزه)

تأثیر اسارت دختران قوچانی در جنبش انقلاب مشروطه

تأثیر اسارت دختران قوچانی در جنبش انقلاب مشروطه

یکی از وقایع تاریخی و جنجال بر انگیز خطه قوچان در عصر قاجار اسارت دختران کُرد توسط تراکمه می باشد که در زمان آصف الدوله والی وقت خراسان و تزلزل حکومت امیر عبدالرضا خان شجاع الدوله چهارم حاکم قوچان و در نتیجه حکومت تحمیلی «امیرحسین خان شوکت السلطنه» پسر آصف الدوله در قوچان، در رمضان سال ۱۳۲۳ هـ.ق اتفاق افتاد. که در پیداییش جنبش انقلاب مشروطه تأثیرات بسزایی ایجاد نمود. بدین ترتیب نگارنده در این مقاله کوتاه بر آن است، تا ضمن بررسی زوایایی از آن، تأثیرش در جنیش انقلاب مشروطه را به واگویه نشیند.

قوچان در عصرآصف الدوله والی خراسان
وقتی امیر عبدالرضا خان حاکم قوچان معزول گردیده و اوایل سال ۱۳۲۳ هـ.ق به دستور حکومت مرکزی به تهران احضار گشت. ناآرامی ها در خطه ی قوچان اوج گرفت. بنابر این آصف الدوله والی وقت خراسان مدتی پس از عزل امیر عبدالرضا خان شجاع الدوله، و بالاخره تبعید ایشان به تهران، در پی فرصت بدست آمده، پسر خود امیر حسین خان ملقب به شوکت السلطنه را با پیشکاری نصرت الممالک به حکومت قوچان منصوب نمود!
اما شوکت السلطنه که در واقع فرد مُستبد و ستم پیشه ای بوده است. وقتی در مقر حکومتی قوچان مستقر گردید. پس از چند ماه با اطمینان خاطر از حمایت پدرش، در جهت آزادی عمل مستبدانه خود اکثر بزرگان شهر قوچان و امرای کُرد را دستگیر نموده و یا به بهانه های مختلف از سر راه خود کنار زد. چنان که در همین راستا، باصطلاح در جهت وصلت با اکراد زعفرانلو با «ترکان آغا» خواهر عبدالرضا خان که گویا آن موقع نامزد «مسعود خان» پسر محمد علی خان منصورالملک حاکم وقت درگز نیز بوده است، ازدواج نمود.
البته استاد کلیم الله توحدی در همین راستا آورده است که گویا مسعود خان نیز برای تحکیم موقعیت خود خواهر عبدالرضاخان شجاع الدوله حاکم قوچان و رئیس ایل زعفرانلو را به زنی گرفت، تا از اقدامات ایلخانی کُرد علیه خویش آسوده گردد و به عنوان این که داماد کُردها می باشد، کُردها را از جنگیدن با خود و جمع شدن به دور ججو خان درگزی منصرف سازد. او در واقع با این ازدواج سیاسی در صدد بود تا به اصطلاح ضمن ارتفاء حلقه ی اتصال خود با خاندان اکراد شجاع الدوله، از آن پس بتواند با سهولت به خزاین و آثار گرانبها و همچنین کتابخانه ی منحصر به فرد اُمرای زعفرانلو دست یافته و بطور کلی هر عملی که خواست انجام بدهد.

واقعه اسارت دختران قوچانی
اما از حوادث ننگین و جنجال بر انگیز عصر امیرحسین خان شوکت السلطنه اسارت دختران قوچانی توسط ترکمانان بوده است. بدین صورت که هنوز بیش از چند ماهی از حکومتش در خطه قوچان نمی گذشت، متأسفانه در ماه رمضان سال ۱۳۲۳ هـ.ق حدود شصت و دو تن از «دختران طایفه باشکانلو تکمران»توسط تجاوزگران ترکمن به اسارت رفتند!؟
جریان از این قرار است که حدود پانصد تن از ترکمانان مهاجم گویا به اتفاق و همکاری پانزده نفر از افراد «سالار مفخم« حاکم وقت بجنورد، در سحرگاه چهاردهم رمضان سال ۱۳۲۳ هـ.ق به دهکده ی «چنگان» واقع در حوزه ی منطقه تکمران خاک قوچان یورش برده و با قتل دوازده نفر از اهالی شصت و دو تن از دختران روستای فوق را اسیر نمودند.
چنان که مدیرالدیوان افشار به عنوان مطلع از جریان فوق که طبق یادداشت های خود، شب واقعه در منطقه شیروان بوده، نوشته است: «خبر دادند. دیشب طایفه تراکمه ی ضاله ی یموت به اوبه ی باشکالو که نزدیک گیفان بوده اند، هجوم آورده شصت نفر اسیر [نموده] و بیست نفر را هم مقتول کرده اند. این اولین رُل و فیلم آقای عزیز الله خان سردار معزز بود که بواسطه ی قومی با شجاع الدوله بازی کرد. به دو خیال این کار را کرده بود. اولاً برای قومی و همراهی به شجاع الدوله! ثانیاً بجنورد هم در محاصره خواهد بود.
به این ملاحظه امثال محمد سردار (مَمو دیوانه معروف بود که با سردار مصلوب شد.) و چند نفر از اقوام حاج سبزعلی خان سملقانی را که در رشادت به شادلو معروف و در میان طایفه ی ضاله ی یموت بلد و هادی آنها بودند. از خاک بجنورد به معیت شادلوها از درب دروازه ی قتلِش که قلعه ی بزرگ شادلوها است، گذشته به خاک (سُورَه زاو) وارد [شده] اسرا را که بیشتر دختران ماه پیکر ساده بی حشو و زاید بود با زینت ایلیاتی که هر یک، یک من نقره در گردن و کمر بند (چپ کَن) داشتند، برده داغ به دل ها گذاشتند. فوراً با هژبر از شیروان به قوچان مراجعت کرده مراتب را به توسط امیر آصف الدوله به مقامات مربوطه اطلاع دادیم و اهالی را از دست شادلو ها به هیجان آوردیم. جوابی نرسید و آن که البته بجایی نرسد، فریاد بود!»
البته مؤلف «آینه تاریخ» از اسارت خفت بار زنان و دختران به جای مالیات یاد نموده و می نویسد: « در زمان عین الدوله حاجی غلامرضا خان آصف الدوله شاهسون استاندار خراسان در وصول مالیات ارض از دهقانان مستمند چندان سخت گیری کرد که مأمورانش در بجنورد و قوچان بیش از پنجاه زن و دختر روستایی از ایل باشقانلو را به جای مالیات به اسارت گرفته و به ترکمن ها فروختند.»
یا ناظم الاسلام کرمانی نیز در همین راستا در کتاب «تاریخ بیداری ایرانیان» متذکر شده است: «حکایت قوچان را مگر نشنیده اید که پارسال [۱۳۲۳هـ.ق] زراعت به عمل نیامد و می بایست هر یک نفر مسلمان قوچانی سه ری (معادل دوازده من) گندم مالیات بدهد. چون نداشتند و کسی هم به داد آن ها نرسید. حاکم آن جا سیصد دختر مسلمان را در عوض گندم مالیات گرفته و هر دختری را به ازای دوازده من گندم به ترکمانان فروخت! گویند: بعضی از [این] دخترها را در حالت خواب از مادرهایشان جدا می کردند. زیرا که بیچاره ها راضی به تفرقه نبودند. حالا انصاف بدهید [آیا] ظلم از این بیشتر تصور می شود؟!»
یا ایشان در صفحات دیگر همین کتاب با استناد به رسیدن اعلامیه ای چاپی از قفقاز روسیه در روز پنجشنبه ۲۳ رجب ۱۳۲۴ هـ.ق تحت عنوان «انتباه نامه ی اجتماعیون عامیون ایران» آورده است: «ای فقیران ایران جمع شوید. ای اهالی کاسبه ی ایران، ای زراعت کاران ایران، ای اهل دهاتیان ایران، همت کرده اتحاد نموده، اجتماع بکنید. خودتان را از ظلم این ظالمان خوش خط و خال استبداد مذهب خلاص نموده، رهایی یابید.
… مگر در روزنامه ها قرائت نمی نمودید، حاکم بی غیرت قوچان برای اخذ رشوت به سر اهالی بیچاره چقدر اذیت و آزار نمود تا ناموسشان را بر باد داده جماعت بر جان آمده ترک خانمان کرده دختران خود را به ترکمانان فروخته بهای اولادشان را آورده داد تا خود را از تعدی این حاکم ظالم خلاص نمایند؟!»
البته در جایی دیگر نیز از زبان همین نویسنده و مورخ، خلاصه ای از مضمون تلگراف ایرانیان مقیم عشق آباد در خصوص فروش اطفال قوچانی که روز یکشنبه چهارم محرم سال ۱۳۲۵هـ.ق مصادف با سال ۱۲۸۶شمسی در صحن علنی مجلس هم قرائت گردید، آمده است:
«اگر چه از شاهد کسی قسم نمی خواهد. ولی ما ایرانیان مقیم عشق آباد که تقریباً پنج هزار نفر هستیم، به شرف و دین اسلام قسم یاد می نمائیم و خداوند را به شهادت می طلبیم که بی چشم خود دیدیم. اطفال قوچانی را در عشق آباد مثل گوسفند و سایر حیوانات به ترکمان ها می فروختند. و کسی نبود، دادرسی نماید!؟»

تأثیر آن در پیدایش جنبش مشروطه
در هر حال این عمل جانخراش که در صفحات تاریخ این مرز و بوم همچنان ماندگار شده است. علاوه بر رفع شر امیرحسین خان شوکت السلطنه از سر مردم قوچان تبعات خوشی نیز همچون بیداری و انفجار انقلاب مشروطیت برای ملت ایران داشته است. چرا که در همین راستا سید حسن تقی زاده معتقد است: «تعدیات آصف الدوله حاکم خراسان و همچنین بیدادگری های سالار مفخم حاکم بجنورد و موضوع دخترهای قوچانی به ترکمانان بود که مردم [ایران] را به مبارزه و ضدیت با استبداد تحریک نمودو سبب انفجار انقلاب
(مشروطیت) گردید.»
یا در جایی دیگر ضمن برشمردن برخی عوامل پیروزی انقلاب مشروطیت با اشاره به فروش اُسرای قوچانی و همچنین توپ بستن شهر قوچان در زمان عباس میرزا نایب السلطنه متذکر می گردد: «این ها اسباب خیلی عمده تکامل جنبش انقلاب بودند که به افکار روز به روز نفوذ می کرد. و اتفاقات محلی و شخصی دیگر هم که اینجا و آنجا به ظهور می رسید، اسباب ظاهری و اتفاقی و یا جزو اخیر علت تامه بودند.
مانند فتنه شیراز و ظلم شعاع السلطنه و مظالم آصف الدوله در خراسان و قضیه توپ و قشون فرستادن بر سر رعایای قوچان و فروش اُسرا به ترکمن ها و چوب بستن ظفرالسلطنه حاکم کرمان حاجی میرزا محمدرضای مجتهد آنجا را و چوب زدن وزیر اکرم میرزا صالح خان کلانتر تبریزی که حاکم قزوین بود. یکی از علما آنجا را و چوب زدن علاءالدوله تجار تهران را و غیره»
بدین ترتیب حکومت امیرحسین خان پسر آصف الدوله به خاطر جنایات و ظلم و ستم هایی که در مورد شهروندان قوچانی روا داشته و عرصه را بیش از پیش بر مردم تنگ نمود. لذا چندان دوام نیاورد و (احتمالاً با آغاز جنبش مشروطیت در اواخر حکومت مظفرالدین شاه که فرمان آن در چهاردهم جمادی الثانی ۱۳۲۴ صادر گردید.) بالاخره با طغیان و بست نشستن شهروندان قوچانی در محل تلگراف خانه این شهر، از حکومت قوچان معزول گردید.

پیروزی انقلاب مشروطه
در همین عصر که تأسیس دارالشورا به عنوان یکی از خواسته های انقلابیون مطرح بود. سر انجام با تلاش آزادیخواهان، فرمان مشروطیت در روز یکشنبه چهاردهم جمادی الثانی ۱۳۲۴ برابر با سیزدهم مرداد ۱۲۸۵ خورشیدی از سوی مظفرالدین شاه صادر گردید. بنا بر این دو هفته بعد یعنی در روز شنبه اول رجب مصادف با بیست و ششم مرداد ماه همان سال رهبران انقلاب مشروطه و همچنین تعدادی از وزرا در محل مدرسه نظام گرد آمده و پس از چند روز مذاکره، بالاخره نظامنامه انتخابات مجلس شورای ملی تدوین گردیده و ضمن رسیدن به امضای مظفرالدین شاه در روز سیزدهم رجب در اسرع وقت جهت اجرا ابلاغ گردید. که قانون انتخابات انتجمن ایالتی خراسان نیز در ۱۲ جمادی الثانی سال ۱۳۲۷ انتشار گردیده و بر اساس آن شهرهای دوازده گانه: مشهد، قوچان، بجنورد، دره جز، جام و باخرز، نیشابور، سبزوار، خواف، ترشیز، تربت حیدریه، تون، طبس می بایست از میان ۳۳ منتخب درجه یک، یازده نماینده نهایی گزینش و به مجلس می فرستاد
بدین ترتیب پس از چندی از صدور فرمان مشروطیت، انجمن های ایالتی و ولایتی فعالیت خود را بطور رسمی در سرتاسر کشورآغاز نمودند. که ولایت شهر قوچان نیز همچون دیگر شهرهای کشور طبق دستور حکومت مرکزی با عضویت هفت تن از بزرگان و معتمدین شهر تحت عنوان
«انجمن ولایتی شهرستان» زیر نظر انجمن ایالتی استان تشکیل گردید.
اما زمانی که امیرحسین خان شوکت السلطنه بالاخره بطور رسمی از حکومت قوچان معزول گشته و پرونده اش به عنوان متهم ردیف سوم، مورد رسیدگی و مؤاخذه قرار گرفت. میرزا ابوالقاسم خان مستوفی با شنیدن خبر عزل وی یکباره هوای حکومت قوچان را کرد! چنان که همان جا با پرداخت هدایای قابل توجه ای به آصف الدوله به حکومت قوچان منصوب گردید.
وی هنگامی که وارد حکومت قوچان شد، به اصطلاح سعی نمود، تا در جهت تحکیم پایه های حکومت خود با بازماندگان ولیخان شجاع نظام رفتار شایسته ای داشته باشد. و حتی حکومت شیروان و پایین ولایت را نیز به فرج الله خان واگذار نموده و علی خان پسر ارشد شجاع نظام را هم به ریاست «طایفه ی بادلو» برگزید. در این راستا رسیدگی به اتهامات امیرحسین خان پسر آصف الدوله به طول انجامید. چنان که چندین ماه در قالب بحث دختران قوچانی که در واقع شامل فروش دختران و همچنین به اسارت رفتن زنان باشقانلو می شده است، بخش عمده ای از مذاکرات مجلس و مبحث جراید و انجمن ها را به خود اختصاص داده بود. البته هنوز شاید چند روزی از حکومت میرزا ابوالقاسم خان مستوفی در قوچان نمی گذشت که خود آصف الدوله نیز از حکومت خراسان معزول گشته و جهت بازجویی به تهران احضار گردید. و لذا با ورود آصف الدوله به تهران در روز دهم صفر همان سال انتظار مردم از مجلس بالا گرفت. آنجایی که در مذاکرات مجلس یکی از همان روزها آمده است: «چند روز بعد از ورود آصف الدوله گذشت. شورش و انقلاب در مردم پدیدار گردید. هر روز عصر تا یک ساعت از شب گذشته در جلو مجلس هنگامه برپا می کردند. در هر گوشه یک نفر از واعظین و ناطقین حرف می زدند، و مردم را به اتحاد [فرا] می خواندند. و می گفتند: ایها الناس از کسی اندیشه ننمایید، و نترسید. در نهایت جد و جهد ایستادگی نمایید. و استرداد اسرا را بخواهید. مرتکب این کار را جداً مطالبه نمایید. از استرداد اسرا گذشته در حقیقت اصلاح کلیه امورات داخله را می خواهند. ختم تیولات را می خواهند. اصلاح تفاوت عمل و تسوبه بودجه و سایر مطالبی که مدت ها است، در مجلس شورا و انجمن ها گفتگو و مطرح کرده اند… در این وقت «سعد الدوله» از [داخل] مجلس بیرون آمدند. جماعت را خواستند، زبان نصیحت گشودند. بدواً از همراهی ملت اظهار امتنان کردند. و بعد از بیانات مفصّل چند روزی مهلت خواستند که صبر کنید: تا ما ترتیبات اصلاح این کار را مرتب داشته مشغول کار شویم…. قرار شد در این روز ها در عدلیه آصف الدوله و سالار [مفخم حاکم بجنورد] را استنطاق نمایند. اظهار داشتند که با حضور جماعتی از نمایندگان ملت و هیأتی از وکلا و وزراء، آصف الدوله و سالار مفخم را تحت استنطاق خواهند آورد. و هرکدام که مرتکب این حرکت و اسباب فروش دختران قوچانی شده اند، بعد از استرداد اسرا به مجازات قانونی خواهند رسید.»
* محاکمه عاملان اسارت دختران قوچانی:
بالاخره با تلاش مجدانه دو نفر از معتمدین منطقه تکمران به نام های: کدخدا علی بیگ تکمرانی و یوسف کدخدا شدیداً پی گیر قضیه بوده اند. تا این که بالاخره بعد از یک سال و نیم دوندگی و تشکیل مجلس اول، در جمادی الاول ۱۳۲۵ هجری، عاملان قضیه از جمله امیرحسین خان حاکم معزول قوچان مورد محاکمه قرار گرفتند. پس از محاکمه متهمان در طی پنج جلسه، از تاریخ دوازدهم جمادی الاول ۱۳۲۵ هجری نتیجه دادرسی اجزای کمیسیون عدلیه با حضور: فتحعلی باباخان، احتشام الممالک، حسین شمس حسینی و انتظام السلطان همچنین نظارت وکلایی همچون: تقی زاده، سیدحسین بروجردی، سید مهدی، وکیل التجار، آقا میرزا محمود و حاجی سید بابا وکیل قوچان، به تاریخ بیستم جمادی الاول به صورت ذیل اعلام گردید:
«پس از بازپرسی های چند و جلسه های طولانی و خواندن و دیدن بیشتر نوشتجات با حضور وکلای دارالشورای ملی، قرار دادرسی و کیفر بر این گونه داده می شود: اول مقصر در باره ی اسیران سالار مفخم است. مقصر دوم سردار افخم است که فرماندار استر آباد بوده است. سوم امیر حسین خان پسر آصف الدوله است. چهارم سهل انگاری آصف الدوله است. پنجم مفاخر الملک و اکرم الملک است که هنوز برای بازپرسی حاضر نشده اند. [بنا بر این] رأی کمیسیون دادگستری کیفر این اشخاص را مطابق ترتیب تقصیراتشان [به صورت زیر] معین کرده است:
الف : سالار مفخم است باید بکلی شؤونات نظامی از او گرفته بشود و حکومت بجنورد را هم از او بستانند. یک سال هم جیره و مواجب سوار را که در آن سال به هزینه بجنورد منظور شده است باید نقد به دولت
بپردازد و بازگرداند اسیران را قبول کند و چنان چه چند نفری از اسیران را نتوانست حاضر کند، هر نفری سیصد تومان پول نقد به صاحبان اسیران بدهد خودشان بروند بخرند و باید زندانی باشد تا مراتب بالا به موقع اجرا گذاشته شود.
ب : سردار افخم که حاکم استرآباد بوده در آن هنگام کوشش ننموده، باید از درجه نظامی او یک درجه کاسته شود و پنج هزار تومان جریمه ی نقدی بدهد و یک سال هم محروم از خدمت دولت شود.
ج : امیرحسین خان [پسر] آصف الدوله باید تا دو سال به هیچ وجه مأموریت دولتی به او داده نشود. زیرا پس از شنیدن اسارت زنان و دختران کوشش ننموده و باید سه هزار تومان نیز جزای نقدی بدهد.
هـ : آصف الدوله بوالسطه تلگراف هایی که از عین الدوله در دست دارد و تحقیقات خارجی، تقریباً تبرئه از تقصیر در این کار دارد ولی قصوری که دادگستری نسبت به او وارد می داند این است که چرا بیشتر از آنچه نوشته و گفته اقدام ننموده، بنا بر این باید دو هزار تومان جریمه نقدی بدهد.
ی : مفاخر الملک و اکرم الملک است چون حاضر نبودند و داوری حضوری نشده موکول به حکم دولت است. کمیسیون دادگستری به اقتضای وضع امروزی مملکت مجازات را همین قدر کافی می داند.»

منابع:
۱ اترکنامه تاریخ جامع قوچان: رمضانعلی شاکری، چاپ اول، انتشارات امیرکبیر، تهران ۱۳۶۵
۲ تاریخ بیداری ایرانیان: ناظم الاسلام کرمانی ، به اهتمام سعید سیرجانی، بخش اول(جلد ۱و۲و۳) نشر بنیاد فرهنگ ایران ۱۳۴۶
۳ تاریخ خطی قوچان جدید: علی اکبر مدیرالدیوان افشار قوچانی، استنساخ علاءالدین افشار ۱۳۲۶ شمسی، شماره کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی، مشهد
۴ حرکت تاریخی کرد به خراسان: کلیم‌الله توحدی، جلد سوم، چاپ اول ۱۳۶۶
۵ تاریخ انقلاب مشروطیت ایران: سید حسن تقی زاده، به کوشش عزیزالله علیزاده، چاپ اول انتشارات فردوس، تهران ۱۳۷۹
۶ حکایت دختران قوچان: افسانه نجم آبادی، نشر روشنگران، چاپ اول، ۱۳۷۴ تهران
۷ خراسان و حکمرانان: محمدرضا افشار آرا، چاپ اول ، مشهد ۱۳۸۰
۸ تاریخ مشهد الرضا: احمد ماهوان ، چاپ دوم، انتشراب ماهوان(ماه نشر) مشهد ۱۳۸۸

علیرضا جنتی سراب
(مقاله برگرفته شده از ویژه نامه قوچان شناسی ۲ به سردبیری حسین فیروزه)