پتانسیل های احداث موزه قرآن و خوشنویسی در قوچان

پتانسیل های احداث موزه قرآن و خوشنویسی در قوچان

همه ما کم و بیش عزم سفر به شهرهای مختلف کشور را نموده ایم؛ پُر واضح است یکی از فاکتورهایی که برای مسافرت به یک شهر در نظر گرفته می شود، پتانسیل های برجسته و استعدادهای بالفعلی است که شهر مورد نظر درحوزه ای خاص از آن برخوردار بوده و با آن معرفی می شود به طور مثال معماری آرامگاه خیّام و… در نیشابور، خانه طباطبائی ها و …درکاشان، حمام گنجعلی خان درکرمان، باغ پرندگان در اصفهان و موزه پارسه در حاشیه تخت جمشید و… ؛ یا نام هایی که به عنوان سمبل برای معرفی یک شهر در نظر گرفته می شوند نظیرشهر سربداران برای سبزوار، گنجینه فرهنگ ها برای بجنورد، پایتخت خوشنویسی ایران برای قزوین، شهر آجیلی برای فاروج و… ؛ اما اگر از منظر یک توریست و گردشگر که قصد مسافرت و گذراندن اوقاتی چند در قوچان را داشته باشد به موضوع بپردازیم، آیا به راستی فاکتورهای برجسته ای از نقطه نظری خاص برای جلب توریست و یا گردشگر در قوچان وجود دارد؟ آیا مکانی خاص و یا زمینه ای خاص که قوچان به واسطه آن به دیگران معرفی شود موجود است؟ بی شک جواب بسیاری به این سوال منفی است؛ چرا که واقعاً قوچان عاری از این چنین پتانسیل ها و استعدادهای بالفعلی است و این موضوع تا آنجا ادامه یافته است که در میان برنامه های جاذبه های گردشگری سیمای خرسان رضوی، در کنار معرفی بسیاری از جاذبه و اماکن گردشگری استان حتی یک مکان و یا موقعیت خاص برای قوچان متصوّر نگردیده و این موضوع و اتفاق ناخوشایند در حالی به وقوع می پیوندد که ما در بسیاری از موارد و از جنبه های مختلفی می توانیم سرآمد بسیاری از شهر های همجوار و حتّی مطرح کشور باشیم. اگر نقطه ای خاص از کشور فرضاً به عنوان پایتخت یا قطب موضوعی مطرح می گردد باید بگوئیم که قوچان در حوزه های بسیار متفاوت و گوناگونی می تواند به عنوان پایتخت، مرکز ، قطب و یا هر نام دیگری معرفی شود، که به مصداق می توان به موسیقی محلّی، صنایع دستی، مناطق نمونه گردشگری، هوای پاک و بسیاری موارد دیگر استناد نمود.
بی گمان یکی ازحوزه هایی که قوچان در آن خوش درخشیده است و می تواند در سطح کشور و چه درعرصه بین الملل به عنوان یک قطب مطرح در منطقه به شمار رود، هنر خوشنویسی است.
قوچان ششمین شهر کشور است که انجمن خوشنویسان آن بعد از تهران، شیراز، اصفهان، تبریز و مشهدآغاز به کار نموده است؛ قوچان از دیرباز کانون توجه بسیاری از اهالی معرفت و خوشنویسان به نام و هم چنین زادگاه بسیاری از خوشنویسان مطرح جهان اسلام چه در قرون گذشته و چه در دوره معاصر بوده و هست؛ فراوانی شخصیت های بزرگ و تاثیر گذار در خوشنویسی این منطقه و جهان اسلام نظیر میرزا سنگلاخ خبوشانی، میرزا باباخبوشانی، سلیم خبوشانی، بهاءالدین استوائی، حسن خبوشانی، محمد خبوشانی، صادق خبوشانی، زین العابدین خبوشانی و…؛ و همچنین استاد علی اکبر اسماعیلی قوچانی، استاد علی اکبر رضوانی، استاد عباس صحافی مقدم، استاد علی اکبر مروّجان و بسیاری هنرمندان دیگر، خود مبّین و گویای این واقعیت بوده و هست.


سوای هنر خوشنویسی در قوچان، “کتابت” چه از نظر هنر کتابت قرآن کریم و چه از منظر کتابت کتب و اسناد خطًی، سابقه ای به درازای تاریخ داشته است، اوج هنر کتابت در آثار هنرمندان این بوم پُر گهر را می توان در آثار ارزنده ای همچون کتیبه “بسم ا…” میرزا سنگلاخ خبوشانی و هم چنین قرآن بزرگ استاد اسماعیلی قوچانی عزیز به نظاره نشست و در مبحث محوریّت و مرکزیت هنر کتابت در خبوشان قدیم نیز در کنار کتیبه های کاشی کاری های امام زاده سلطان ابراهیم می توان به قرآن “بایسنقری” اثر شاهرخ میرزا که توسط نادرشاه افشار از هرات به خراسان آورده شد و برای قرون متمادی در جوار سلطان خبوشان به صورت وقف نگهداری می گردیده است اشاره نمود،که متاسفانه تمامی اوراق این قرآن بزرگ به تاراج رفته و هم اکنون نیز اوراق بسیاری از آن در موزه های داخل و خارج کشور به ویژه موزه های متعلق به آستان قدس رضوی به چشم می خورد.
یکی دیگر از موضوعات مرتبط با خط و خوشنویسی در قوچان، فراوانی بسیاری کتب خطّی و اسناد خطی است که قسمت عمده ای از همین کتب و اسناد توسط همشهریان فرهیخته قوچانی به موزه های مختلف کشور به ویژه موزه آستان قدس رضوی اهداء گردیده اند و این در حالی است که تعداد بسیار زیادی از کتب خطّی، چاپ سنگی و اسناد خطّی(که از اهمیّت بسیار ویژه ای نیز در مورد تاریخ قوچان برخوردار است) هنوز نزد بسیاری از خانواده های قوچانی در وضعیّتی بسیار نابسامان و نامطلوب به چشم می خورد.
سوای هنر خوشنویسی در قوچان، کتابت چه از نظر کتابت کتب و اسناد خطی و چه از منظر هنر کتابت قرآن کریم، سابقه‌ای به دارازی تاریخ داشته است، که اوج هنر کتابت در آثار هنرمندان این بوم پُرگهر را می‌توان در آثار ارزنده‌ای هم‌چون کتبیه‌ی بسم‌ا… میرزا سنگلاخ خبوشانی۱ قرآن بزرگ استاد اسماعیلی قوچانی، قرآن استاد علی‌اکبر رضوانی و قرآن جواد لنگری و … به نظارت نشست و در مبحث موضوعیت و مرکزیت هنر کتابت در خبوشان قدیم نیز در کنار کاشی‌نبشته‌های امام‌زاده سلطان ابراهیم(ع) می‌توان به قرآن بایسنقری۲ اشاره نمود.
۱٫ قرآن بایسنقری
۲٫ کتیبه‌ی بسم‌ا…

کتیبه‌ی بسم‌ا…
کتیبه‌ی بسم‌ا… اثری بی‌بدیل و ماندگار از یکی از هنرمندان به‌نام و خطاطان شناخته‌شده‌ و رخ عیان شیر نر سخن عصر قاجار یعنی میرزا محمدعلی سنگلاخ خبوشانی متخلص به خامه‌وران است، سنگلاخ در سال ۱۱۸۵ ه.ق در خبوشان از خانواده قرائی قوچان متولد شد، در فارسی و عربی بسیار چیره‌دست بود و در فن خط مهارتی تمام داشت و من‌جمله نستعلیق، شکسته و نسخ را بسیار نیکو می‌نوشت. سنگلاخ نزدیک به ۱۲۰ سال عمر کرد و نیمی از عمر پربرکتش در سفر سپری گشت. در جوانی به عثمانی و مصر سفر کرد و توسط محمدعلی پادشاه بزرگ مصر برای کتابت کتبیه دور مسجد جامع محمدعلی پادشاه به قاهره دعوت شد، از جمله آثار گران‌سنگ و باارزش ایشان سنگ‌نوشته‌ی مرمرین عظیمی ملقب به کتبیه‌ی بسم‌ا… است که از ‌آثار بسیار ارزش‌مند هنری دوران اسلامی و به‌ویژه تلفیق هنر سنگ‌تراشی و خوش‌نویسی به‌شمار می‌رود. سنگ کتیبه، مرمر سفید مصری است و از پنج قطعه شامل یک قطعه متن و چهار قاب تزیینی شکل گرفته و در وسط متن عبارت شکیل (بسم‌ا… الرحمن‌الرحیم) قرار داد و نوشته‌های دیگر با مضامین در تعریف و تمجید از حضرت رسول(ص) در جای‌جای کتبیه به صورت قرینه و مرتب قرار گرفته است، و هم‌چنین بسم‌ا… نوشته‌ای با این مضمون به چشم می‌خورد: در مدینه‌، قاهره و مصر در سنه‌ی هزار و دویست و هفتاد به رشته‌ی تحریر کشیده شد و در پایین امضاء میرزا نوشته شده است (راقمه سنگلاخ خامه‌روان. با توجه به اثر پاک شرقی جای نام پادشاه عثمانی آیه‌ی شریفه‌ی (انما یعمر مساجدا… من آمن با ا… و الیوم الآخره …) جایگزین شده است که دوام نداشته و از بین رفته است. طول کتبه دو متر و هفتاد و عرض آن یک متر و ۳۰ سانتی‌متر و قطر ۳۵ سانتی‌متر و مدت زمان حجاری آن حدود ۸ سال به طول انجامیده است.

قرآن بایسنقری
اثر بایسنقر (فرزند میرزا شاهرخ فرزند امیر گورکانی) متوفی در روز شنبه ۷ جماد‌ی‌الاولی ۸۲۷ و مدفون در مدرسه‌ی گوهرشاد، در هرات، است، بایسنقرمیرزا در خطوط شش‌گانه، شاگرد شمس‌ادلدین محمدبن حسام هروی معروف به شمس بایسنقری بوده و خود در خطوط محقق و ثلث از استادان برجسته به حساب می‌آید، کتیبه‌ی مسجد گوهرشاد به خط ثلث، کار او در سن ۲۰ سالگی و به دستور مادرش گوهرشاد و بانو بوده است. کاری قوی و زیبا و متمایز، وی به تهیه‌ی بزرگ‌ترین قرآن (قرآن باسنقری) به خط محقق اقدام کرد که همانند شاهنامه‌ی گردآوری‌ شده‌ی او، اثری بی‌نظیر و پردازش در حوزه‌ی هنری و نیز معارف قرآنی محسوب می‌شود. اندازه‌ی این اوراق در حدود ۱۱۲×۱۷۹ سانتی‌متر است. هر صفحه دارای ۷ سطر و به خط محقق است که اندازه‌ی نوک قلم یک سانتی‌متر می‌باشد، بین سطور خط افقی کشیده شده و جدول‌سازی پیرامون ‌آیات را به صورتی ساده اما مستحکم و زیبا و به دور از برخی پرکاری‌ها و شلوغ‌کاری‌های غیرضروری تزیین کرده‌اند و ظاهراً آن‌چه به استناد تاریخ استنباط می‌گردد از این قرارات که وقتی نادرشاه افشار شهر سمرقند را فتح کرد، برخی از مردمان آن نواحی، قرآن باسنقری را که بر سر قبر امیر تیمور گورکانی بوده برداشته و اوراق آن‌را متلاشی و پنهان ساخته‌اند، نادر دستور داد این اوراق را یافته و جمع‌آوری کنند، مقدار زیادی از این اوراق پراکنده این مجموعه‌ی نایاب جمع‌آوری می‌گردند، این اوراق و جزوه‌ها را که صدمات بسیار نیز دیده بودند در میان جهار اشتران و استران به قوچان می‌آورند که این مجموعه‌ی عظیم لااقل تا زمان حضور ناصرالدین‌شاه قاچار در قوچان در امام‌زاده سلطان‌ابراهیم ‌بن علی‌بن موسی‌الرضا(ع) نگه‌داری گردیده است و مطابق قول محمدتقی‌خان حکیم مؤلف کتاب جغرافیایی گنج دانش که کتاب خود را در زمان پادشاهی ناصرالدین‌شاه قاجار و به سال ۱۳۰۵ ق در تهران چاپ کرده است، به وجود این اوراق در امام‌زاده سلطان ابراهیم اشاره می‌کند که صفحاتی از همین قرآن توسط ناصرالدین‌شاه به تهران برده شده و صفحاتی نیز که الان در موزه‌ی آستان قدس رضوی موجود می‌باشد) در سال ۱۲۹۲ شمسی، شاهزاده محمدهاشم میراز افسر که ریاست معارف خراسان را داشته پس از زلزله‌ی مهیب و ویران‌گر شهر کهنه فعلی به قصد تعمیر و مرمت بقعه‌ی امام‌زاده ابراهیم، اوراق صدمه‌دیده‌ی قرآن باسنقری را از زیر آوار بیرون کشیده و به منظور مرمت و نگه‌داری به ارض اقدس منتقل می‌گردد و لازم به ذکر است که اوراق قابل توجه دیگری از این مجموعه‌ی نفیس در موزه‌های متعدد داخلی و خارجی نگه‌داری می‌گردد.

موزه خط و خوشنویسی در قوچان
با توجه به اتمام کتابت و تذهیب قرآن بزرگ استاد اسماعیلی قوچانی، از یکسال پیش حرکت هایی در جهت حفظ اثر شروع گردید که همین حرکت ها نیز با توجه به تلاش مسئولین و چندی از همشهریان عزیز منجر به رایزنی و اخذ مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای ساخت و افتتاح موزه قرآنی در قوچان گردید که البته آنچه از بطن این طرح بر می آید نگهداری قرآن بزرگ استاد به همراه چندین مجلّد قرآن خطی و نیز نگهداری صنایع دستی نظیر چارق، نمد، گلیم و دیگر آثار هنری هنرمندان، مّد نظر می باشد.
اما آنچه در این خصوص بسیار اهمیّت داشته و همان نیز حقیر را بر آن داشت تا در این مجال، مقالی چند را فراهم آورم ذکر این موضوع است که آیا به راستی اثری این چنین گران سنگ و بی بدیل که آوازه آن بسیاری را از گوشه و کنار این پهنه گیتی به خود فراخوانده و بسیاری نیز سودای خرید و تصاحب آنرا در سر می پرورانند، بضاعتش همین است که در موزه ای با شرایط فوق نگهداری شود؟! و با نظری به آینده این اثر سترگ و تکرار نشدنی، آیا با در نظر گرفتن اصول علمی و عملی موزه داری، آیا وزارت ارشاد متولّی راستینی برای حفظ چنین اثری برای سال هایی بسیار دورتر هست؟!
از خاطرمان نرود سرنوشت موزه میراث فرهنگی قوچان را که روزگاری نه چندان دور همشهریان و دلسوختگان به فرهنگ و میراث فرهنگی این کهن شهر چه اشیاء ذی قیمتی را به منظور حفظ و نگهداری در آن به عاریه سپردند امّا به دلیل عدم وجود موزه های تخصّصی در شهرستان و همچنین تفاوت های موضوعی و گوناگونی آثار و هم چنین مشکلات و معظلات بسیار پیش رو درامر نگهداری و حفظ آثار، منجر به تغییر ساختاری موزه و انتقال آثار اهدائی به مشهد گردید!! پس نکند در سال هایی بسیار دورتر که ممکن است کمتر کسی از ما در قید حیات باشد، دوباره آن اتفاق تلخ تکرار شود؟! و نکند که خدای ناکرده سرنوشت قرآن بزرگ نیز به سرنوشت تلخ قرآن بایسنقری دچار گردد؟!
امّا این سکه رویه دیگری نیز دارد و آن به فعلیّت رساندن استعداد هایی است که در موقعیّت هنر خوشنویسی و کتابت از خبوشان قدیم تا به امروز در میانه سخن برشمردیم، و به جدّ ما توانایی آن را داریم که در صورت وجود موزه ای تخصّصی مبنی بر موزه خط و خوشنویسی در قوچان با تولیت آستان قدس رضوی، بتوانیم با برنامه ریزی دقیق سعی در برگرداندن ولو صفحاتی از قرآن با یسنقری به قوچان نموده (که با توجّه به وقفی بودن قرآن و وجود موادّ قانونی مربوط به وقف که اذعان می دارد مال وقفی نه قابل خرید و فروش است و نه قابل دوباره وقف کردن، امید است بتوانیم سعی در باز پس گرفتن آن نمائیم) و در خصوص کتیبه بسم ا… نیز باتوجه به خواسته صاحب و خالق اثر که قصد تقدیم آن به آستان قدس رضوی را داشته ولی با توجه به کهولت سن در میانه راه فوت گردیده و همین اتّفاق نیز باعث ماندگاری اثر در تبریز می گردد و هم چنین حضور خانواده بزرگ سنگلاخ در قوچان به عنوان وارثان صاحب کتیبه، به قطع و یقین می توان امیدوار بود با همراهی آستان قدس رضوی و خانواده بزرگ سنگلاخ، شاهد باز گرداندن کتیبه به وطن و سرزمین اصلی اش یعنی قوچان باشیم.
و هم چنین همانطور که گفته آمد فراوانی اسناد و کتب خطّی که در موزه های آستان قدس رضوی و در گوشه و کنار شهر نگهداری می گردد نیز از جمله فاکتور هایی است که می تواند در کنار آثار خوشنویسی هنرمندان بزرگ و به نام قوچانی، در موزه خط و خوشنویسی، خوش جای گیرند (که به حتم حصول این موضوع می تواند نقش به سزایی در تقویت موقعیّت و محوریّت هنر خوشنویسی و انجمن خوشنویسان در سطح شهرستان و منطقه داشته باشد)و حال در پایان داوری را بر عهده مردم فهیم و هنرشناس قوچان واگذار می نمایم که در صورت پیش آمد چنین فضایی (البتّه با توجه به شرایط موزه داری علمی و عملی) آیا اثر بزرگ و تکرار ناشدنی استاد اسماعیلی عزیز که حاصل سال ها تلاش و مرارت حضرت استاد نیز می باشد، می تواند هم چون خورشیدی، به استواری تاریخ پیش روی این سرزمین جلوه گری نماید یا در موزه قرآنی و با شرایطی که پیش تر بر شمردیم؟!

پی نوشت ها:
۱ احوال و آثار خوشنویسان ایران
۲ تذکره خط و خطاطان

سید امیرخلیق
(مقاله برگرفته شده از ویژه نامه قوچان شناسی ۲ به سردبیری حسین فیروزه)

یک نظر ارسال کنید