نظری بر رویدادهای مهم تاریخ قوچان

نظری بر رویدادهای مهم تاریخ قوچان

در این مقاله صحبت از شهری است که سهم بزرگی در تاریخ خراسان و ایران دارد به نوعی برخی رویدادهای مهم تاریخ کشورمان با آن گره خورده است. شهری که بنا به گفته استاد رمضانعلی شاکری «از نظر مرزی و تاریخی از اهمیت و اعتبار ویژه ای برخوردار است» که به راحتی نمی توان از کنار آن گذشت، بطور کلی قوچان در چهارراه حوادث قرار گرفته که همواره مورد تهاجم حکومتهای مختلف در طول تاریخ واقع شده است. در این ناحیه حوادث و اتفاقات تاریخی زیادی رخ داده که جنگ بین مدعیان سلطنت در قوچان و اطراف آن، مسیر تاریخ کشورمان را عوض کرده است. همچنین بلایای طبیعی گاها به یکباره زندگی مردمان سخت کوش آن را در نوردیده و جمعیت زیادی از آن را نابود کرده است. در این جا به صورت اختصار به برخی حوادث و رویدادهای که از نظر تاریخی دارای اهمیت بوده و نقش اساسی در تاریخ کشورمان و قوچان داشته اند، اشاره می گردد.
در کتب تاریخی که به تاریخ ایران قبل از اسلام پرداخته اند،ناحیه قوچان به اسامی آساک، آسااک، آشاک، آرسکا، استوا استوئن نام برده شده و از صدر اسلام تاکنون نیز به اسامی استو، استوا، خوجان، کوکان، خبوشان، قوجان و قوچان در منابع ذکر شده است.
به اعتقاد مورخان، باستان شناسان و آثار به جا مانده از اوایل دوره اشکانی، اشک اول در آساک (قوچان کنونی) علیه سلوکیان قیام کرد و بنیان حکومت اشکانی را در قوچان(۲۵۰ ق.م) بنا نهاد و قوچان را مرکز حکومت خویش قرار داد: «در باب وجه تسمیه اشکانیان بعضی به این عقیده اند که محل اقامت خانواده اشکانی در (آساک) بوده و این اسم از اسم محل مذبور آمده (آساک را با قوچان حالیه تطبیق می کنند.۱ )»
«اشک اول بنا به روایت استرابون ومتون تاریخی مردی سکایی از تیره ی پارتی بوده و در دره های رود اترک می زیست. چون شنید که دیودتوس در باختر سر برداشته و دعوی استقلال کرده است او نیز به پارت آمد و از فرمان سلوکی ها سر پیچید و خود را شاه خواند و سلسله اشکانی را تشکیل داد. (۲۵۰ ق. م۲ )»
تاریخ قوچان در دوره پارتیان مبهم باقی مانده است.علتش این می تواند باشد که چون پادشاهان ساسانی کینه و نفرتی که نسبت به اشکانیان داشتند آثار بجا مانده از دوره اشکانی را در سراسر ایران از بین برده اند، در دوره ساسانیان نیز تاریخ قوچان مجهول باقی مانده، باید در این زمینه پژوهشگران قوچانی مطالعات و تحقیقات بیشتری انجام دهند تا زوایای تاریک این دوره تاریخی نیز روشن گردد.
بعد از ظهور و گسترش اسلام و قدرت گرفتن مسلمانان بخش های زیادی از ایران بدست مسلمانان افتاد و چون یزدگرد سوم به خراسان و مرو فرار کرده بود مسلمانان برای دستگیری یا کشتن آخرین پادشاه ساسانی به خراسان هجوم آوردند سرانجام خراسان بعد از قتل یزدگرد سوم به دست آسیابانی، به تصرف اعراب درآمد، دکتر زرین کوب در تاریخ ایران بعد از اسلام می نویسد:« در سال ۳۱ هجری خراسان بزرگ به تصرف مسلمانان در آمد، عبدالله بن عامر بعد از فتح خواف و اسفراین و ارغیان به نشابور تاخت. چند ماه آنجا را محاصره کرد. عاقبت به رهنمونی و یاری یکی از حکام جزء محلی آنجا را گرفت. پس از آن نسا و ابیورد و سرخس بدست اعراب افتاد. مرزبان طوس و هرات هم به صلح تسلیم شدند. … و پس از مرگ یزدگرد خراسان یکسره بدست اعراب افتاد.»(سال ۳۱ هجری۳ )
جنگ بین سپاهیان سلطان مسعود غزنوی با طغرل بیک سلجوقی و پس از آن در دوره خوارزمشاهیان جنگهای که بین سلطان محمد خوارزمشاه، و فرزندش سلطان جلال الدین خوارزمشاه با سپاه چنگیزخان در اطراف خبوشان روی داد که در منابعی چون تاریخ بیهقی، تاریخ نیشابور،تاریخ ابن اثیر، تاریخ جهانگشای جوینی و… اشاره شده است (خوانندگان ارجمند می توانند به این منابع رجوع نمایند.)
یکی از حملات خونباری که در طول تاریخ برای ایران و ناحیه قوچان رخ داد هجوم وحشیانه چنگیزخان مغول به خراسان و قتل عام وغارت شهرهای خراسان ازجمله خبوشان است که همه مردمش از دم تیغ مغولان گذشتند و نزدیک ۴۰ سال تقریبا شهر قوچان ویران و خرابه باقی ماند، تا اینکه هولاکوخان نواده چنگیزخان دستور تجدید بنا و عمران و آبادی خبوشان را صادر کرد. خواجه رشید الدین فضل الله در جامع التواریخ در قسمت داستان هولاکوخان می نویسد: «… دیگر روز به مرغزار رادکان تحویل فرمود و جهت نزاهت موضوع ؛یک چندی آنجا مقیم گشتند و از مرو و باورد و دهستان و دیگر ولایات، شراب و علوفه فراوان می آوردند و بعد از آن به خبوشان آمدند که مغولان آنرا قوجان می گویند و آن قصبه از ابتدای وصول لشکر مغول باز مهمل و معطل مانده بود. هولاکوخان به تجدید عمارت آن اشارت فرمود و وجه آنرا از خزانه معین فرمود، تا به رعایا تحمیلی نباید کرد و کهریزها آنجا جاری شد و کارخانه بنا کردند و در جنب جامع باغی ساختند و سیف آقا که وزیر و مدبر بود ، وجهی داد تا جامع را عمارت کردند و امراء و اعیان حضرت را فرمود تا هر یک به مقدار و مرتبه در آنجا خانه ها ساختند.۴ » به دلیل حملات ازبکان و تاتارها به خراسان بویژه شمال خراسان بزرگ، شاه اسماعیل و شاه عباس کبیر، طایفه ای از کردهای شمال غربی ایران را از سرحد ترکیه برای جلوگیری از این حملات درخراسان مستقر کرد. پس از استقرار کردها، ترکیب جمعیتی این ناحیه نیز دست خوش تغییر و تحول گردید.«عصر شاه عباس عصر جابجایی ایلات و عشایر است، وی دست به نقل و انتقال بسیاری از ایلات ایران زد، از جمله چندین هزار خانوار کرد را به شمال خراسان کوچاند.۵» هانری رنه دالمانی در سفرنامه اش می نویسد: « در اواخر قرن سیزدهم شاه عباس کبیر بطوری که معمول او بود ناگهان ۴۰۰۰۰ خانوار کرد را از سرحد ترکیه به ایالت خراسان کوچ داد . مقصود او از این عمل دوکار بود نخست آنکه این طوایف را در کشور پهناور خود پراکنده نماید. تا از منازعات و کشمکش های داخلی آنها رهایی یابد. دوم آنکه به این وسیله از تجاوزات طوایف تاتار که پیوسته به غارت سکنه خراسان می پرداختند و زنان و اطفال را به اسارت می بردند جلوگیری کند. زیرا که می دانست کردان مردان رشید و سلحشوری دارند و از عهده تاتار ها به خوبی برمی آیند . خلاصه شاه عباس چهار طایفه بزرگ کرد را به خراسان کوچ داد و آنها عبارت بودند از طوایف شادلو، زعفرانلو، قوانلو، امانلو که روی هم چهل هزار خانوار می شدند طایفه ی را که شاه عباس در قوچان منزل داد (طایفه زعفرانلو) و بر تمامی سه طایفه دیگر تسلط داشت و مسئول حکومت مرکزی بود و با این حال این طوایف همیشه کم و بیش طغیان می کردند و به یاغیگری می پرداختند.۶ » یکی دیگراز حوادث تاریخی که در قوچان رخ داد و دارای اهمیت است، حادثه قتل نادرشاه افشار است، نادرشاه برای فرونشاندن طغیان کردها و شورشیان در قوچان بسوی قوچان حرکت کرد،این رویداد در سال ۱۱۶۰هجری قمری اتفاق افتاد: «بدین شرح که چون نادر شاه از فرط غرور بنیان احکام و اوامر را بر ضیم (ستم) و زور نهاده بود و بزرگان مملکت مجبور به طغیان شده بودند اکراد خبوشان نیز طغیان ورزیده و ایلخیان نادر را که در قرق رادکان بود غارت کردند. نادرشاه با قهر و غضب به خبوشان آمد. اعاظم دولت از سفاکی او به جان آمده بودند با علیقلی خان برادرزاده نادر متفق شده شب یکشنبه یازدهم جمادی الثانی سنه مذکور در فتح آباد خبوشان پا در سراپرده او گذاشتند و سرش را از بدن جدا ساختند.۷ »
از دیگر حواث تاریخی که در قوچان اتفاق افتاد، حمله عباس میرزا نایب السطنه به قوچان است در این زمان حاکم قوچان فردی بنام رضاقلی خان ایلخانی زعفرانلو مقتدرترین حاکم خراسان بود که بر قوچان و نواحی اطراف حکومت می کرد، رضاقلی خان ایلخانی از چنان قدرتی برخوردار بود که به فتحعلی شاه قاجار هم باج نمی داد،او در تعیین والیان خراسان نقش اساسی داشت، یک بار او با حکومت حسین خان سردار مخالفت ورزید تا اینکه فرد دیگری از سوی حکومت مرکزی به حکومت خراسان منصوب گشت. در سال ۱۲۴۷ هجری قمری عباس میرزا به مشهد رفت و چون رضاقلی خان به دیدار او نرفت عباس میرزا از این رفتار ایلخانی قوچان ناراحت گردید، در نتیجه به قوچان لشکر کشید. این حمله نایب السطنه هم مانند دیگر جنگها آثار جبران ناپذیری بر پیکره قوچان به بار آورد: «در ۱۲ محرم سال ۱۲۴۸ ه.ق نایب السطنه عباس میرزا قاجار خبوشان را به غلبه فتح کرد بدین شرح که چون اعاده امنیت و دفاع از حقوق ایران در این ناحیه این بار بر عهده عباس میرزا محول گردید او جدیت و مهارتی که درین قشون کشی از خود نشان داد باید آن را مقابل شکستها و ناکامیهای قبل او قرار داد … و چون ایلخانی قوچان رضاقلی خان با هر گونه مصاله ی مخالفت نمود؛ سرانجام قوچان محاصره شد و آخرالامر ایلخانی یاغی تسلیم شد و بنفع فرزندش معزول گردید.۸»
یکی از افتخارات دلیرمردان قوچان حضور آنان در تسخیر هرات در زمان ناصرالدین شاه قاجار در سال ۱۲۷۳ ه.ق می باشد، سام خان فرزند رضاقلی خان که بعد از تبعید پدر در تهران تحت نظر بود بعد از رهایی خود را به خراسان رساند و با حسام السلطنه (والی خراسان) در تسخیرهرات همکاری نمود:
«رقابت روس و انگلیس و دخالت ها ی آنان در امور افغانستان ادامه داشت تا اینکه ناصرالدین شاه حسام السطنه حاکم خراسان را مأمور فتح هرات نمود، در سپاه ایران سام خان ایلخانی حاکم قوچان نیز حضور داشت که بعد از حسام السطنه، نفر دوم سپاه بود برادر سام خان یعنی امیرحسین خان نیز در این جنگ شرکت داشت و یکی از فرماندهان سپاه بود که رشادت های زیادی از خود نشان داد که مورخان به نقش امیرحسین خان در این جنگ اشاره کرده اند که بعد از فتح هرات سام خان ایلخانی زعفرانلو، نامه فتح هرات را به برادرش امیرحسین خان داد تا به ناصرالدین شاه برساند.۹ »
در گذشته نه چندان دور ناحیه قوچان یکی از مراکز مهم مستعد کشاورزی بود که به گفته بسیاری از سیاحان و جهانگردان اروپایی و ایرانی که از قوچان دیدن کرده اند، قوچان ناحیه ای بسیار حاصل خیز بوده است. لرد کرزن انگلیسی در این رابطه می نویسد: «این ناحیه (قوچان) حاصل خیز نه فقط انبار غله خراسان بلکه قسمت مهمی از ایران است غالبا در نواحی قوچان از یک تخم صد تخم برداشت می شود و بعضی تا صدو پنجاه تخم هم گفته اند، روسهای مجاور قوچان بیشتر از خود ایرانیان از محصول آن ناحیه بهره می برند و اگر دولت جنگجویی بخواهد به داخل آسیای غربی لشکر بکشد تنها قوچان می تواند تا مدتهای زیادی خوار وبار و علوفه آنرا تأمین کند.۱۰ »
ناصرالدین شاه قاجار نزدیک به پنجاه سال در ایران سلطنت کرد او در دوران سلطنتش دوبار به خراسان سفر کرد که هر دو بار هم از قوچان دیدن کرد که نشانگر اهمیت قوچان در آن دوره می باشد. یک بار در سال ۱۲۸۳ ه.ق که ازقوچان دیدار نمود که در این دیدار به امیرحسین خان لقب شجاع الدوله اعطا کرد و باردیگر در سال ۱۳۰۰ هجری قمری که این بار ناصرالدین شاه از مسیر بجنورد به قوچان آمد. شاه قاجار ۹ روز مهمان امیرحسین خان شجاع الدوله بود.۱۱
پس از تبعید اللهیارخان آصف الدوله حکمران خراسان، حسن خان فرزند آصف الدوله علناً علیه حکومت مرکزی قیام کرد. سالار به کمک برخی از اکراد خراسان،افاغنه و ترکمانان مشهد را مدتی در تصرف خود داشت، سام خان ایلخانی فرزند رضاقلی خان حاکم قوچان در ماجرای رفع فتنه سالار در خراسان با سلطان حسام السلطنه والی خراسان همکاری نمود: « سام خان که بر اثر خبط پدر سالها گرفتار بود و دور از خراسان به سر می برد منتظر فرصتی بود که لیاقت و کاردانی خودش را نشان بدهد و اشتباهات پدر را جبران کند. سام خان ایلخانی همین که خبر شورش سالار را در خراسان شنید از موقع استفاده کرده در سبزوار به خدمت سلطان حسام السطنه رسید و بر اثر خدماتی که به شاهزاده نمود مورد اعتماد وی قرار گرفت و چنانکه مفصلاً در کتاب تاریخ الاخبار ناصری مضبوط است. در دفع فتنه سالار شجاعانه خدمت نمود و به پاس خدمات و زحماتی که در خراسان متحمل گردید از ناصر الدین شاه لقب شجاع الدوله گرفت.»( ۱۲۷۳ ه. ق۱۲ )
یکی از حوادثی که در تاریخ قوچان حائزاهمیت است، زلزله های ویران گر سالهای ۱۲۶۷ه.ق ۱۲۶۸ ه.ق ۱۲۸۸ ه. ق ۱۳۱۱ ه. ق ۱۳۱۲ ه.ق می باشد، این زمین لرزه ها باعث عدم توسعه یافتگی شهر قوچان نسبت به دیگر شهرهای همجوار شد. این زلزله ها ویرانی و خرابی منازل، آثار با ارزش تاریخی و همچنین تلفات جانی بسیار در پی داشت.۱۳
به دلیل اهمیت سوق الجیشی و استراتژیکی قوچان سیاحان زیادی در طول تاریخ از قوچان دیدار کردند که می توان به: روی کنزالز کلاویخو، جیمس بیلی فریز، الکساندر برنس، نی پیه، کلنل مک گرگر،ادموند اودونووان، آرثور کمبل پیت، لرد کرزن، هنری موزر و…اشاره کرد. این سیاحان اطلاعات جامعی از اوضاع و احوال قوچان در گذشته به ما می دهند. می توان این گونه برداشت کرد که قوچان اهمیت زیادی برای دول اروپایی داشته که این همه سیاح و نماینده از قوچان در دوره های مختلف از آن بازدید کرده اند.
یکی از حوادث تلخ تاریخ قوچان حکایت فروش دختران قوچان به ترکمنان درقبال پرداخت مالیات است. در یک مقطع زمانی که حاکمان مقتدری بر قوچان حکومت نمی کردند،حادثه فروش دختران برای مردم پیش آمد،مردم بدلیل ظلم وستم امیرحسین خان آصف الدوله که از طرف والی خراسان بر مردم قوچان تحمیل شده بود، مجبور شدند تا در عوض پرداخت مالیات دختران خود را به ترکمانان بفروشند. آیت الله طباطبایی از رهبران مشروطه در عصر روز چهاردهم شهر جمادی الاولی سال ۱۳۲۴ه.ق بر روی منبر رفت و این خبر ناگوار را به مردمی که منتظر سخنرانی ایشان بودند اعلام کرد: «حکایت قوچان را مگر نشنیده اید، که پارسال زراعت به عمل نیامد و می بایست هر یک نفر مسلمان قوچانی سه ری گندم مالیات بدهد. چون نداشتند و کسی هم به داد آنها نرسید، حاکم آنجا سیصد نفر دختر مسلمان را در عوض گندم مالیات گرفته، هر دختری به ازای دوازده من گندم محسوب و به ترکمان فروخت. گویند بعضی از دخترها را در حالت خواب از مادرهایشان جدا می کردند زیرا که بیچاره ها راضی به تفرقه نبودند.۱۴ » این حادثه یکی از زمینه های شکل گیری انقلاب مشروطه در کشورمان گردید.
«فروش دختران قوچان به ترکمانان و به اسارت رفتن زنان باشقانلو در زمان حکومت حاج غلامرضا خان آصف الدوله در خراسان و ولایت پسر او امیرحسین خان آصف الدوله در قوچان و حکمرانی سالار مفخم در بجنورد به ترتیب در بهار و پاییز سال ۱۳۲۳ ه. ق
(۱۹۰۵ م) روی داد. اهمیت ملی این حکایت زمینه ساز انقلاب مشروطه گردید.۱۵ »
از دیگر حوادثی که در قوچان رخ داد شورش یکی از افسران به نام لهاک خان سالار است که بی نظمی و رعب و وحشتی در قوچان انداخت که حتی مردم نمی توانستند از منازلشان خارج شوند:« در سال ۱۳۴۴ ه. ق لهاک خان سالار که خود از افسران تحصیلکرده لنینگراد بود و در لشکر خراسان خدمت می کرد و از بیداد گریهای سرتیپ جان محمد خان پسر علاء الدوله فرمانده لشکر شرق رنج کشیده بود. ناچار سر به شورش برداشت…سالار با قوای خود که حدود ۱۰۰۰ فرد مسلح بود وارد قوچان شد… شهر در نهایت بی نظمی و خطر قرار گرفته بود که خبر رسید رضا خان شخصاً عازم خراسان شد و در شاهرود هنگام استقبال رؤسای و اعیان خراسان، شاه از وضع شمال خراسان می پرسد و به جان محمد خان پرخاش می کند جان محمد خان هم از خود خلع درجه می کند و طبق دستور به تهران اعزام می گردد. سرانجام نیمه شب دوم محرم ۱۳۴۵ ه. ق صدای شیپور بلند شد ولی سحرگاه اثری از سالار و قوایش در شهر دیده نشد ومعلوم گردید که سالار شبانه با اتباعش به طرف روسیه فرار کرده است.۱۶ »
شورش کردهای قوچان در سال ۱۳۰۰ شمسی که به اشاره قوام السطنه و خوانین محلی علیه کلنل صورت گرفت،از جمله حوادثی است که باعث شد تا کلنل محمد تقی خان پسیان برای سرکوب شورشیان به سمت قوچان حرکت کند، اما غافل از این که کلنل پسیان، قربانی بازی سیاسی دولت مرکزی شده است: « کلنل با عده قلیلی صاحب منصب و ژاندارم که در مشهد وجود داشت راه قوچان را پیش گرفت تا قوای هزیمت یافته ساخلوی قوچان را نیز در بین راه جمع آوری کرده قوچان را از دست اکراد باز گیرد. کلنل با همراهان معدود خود تا جعفر آباد در دو فرسنگی قوچان پیش رفت . در ضمن راه برخی ژاندارمهای فراری به او ملحق شدند و برخی بدون اعتنا به او به مشهد مراجعت کردند در جعفرآباد زد و خورد بین کلنل و کردهای قوچان شروع شد و کلنل شخصا در تپه های جعفرآباد با تفنگ شصت تیر می جنگید. این جنگ در روز دوشنبه اول صفر ۱۳۴۰ ه. ق ( دهم میزان ۱۳۰۰) واقع شد و تا آن روز ادامه داشت. در نتیجه نیمی از قوای ژاندارم کشته و نیمی فرار کردند و کلنل یکه و تنها در حالی که محاصره شده بود تا آخرین فشنگی که داشت جنگید تا آن که سرانجام کشته شد.۱۷»
نماینده قوچان در مجلس شورای ملی در دوره چهاردهم و پانزدهم کسی نیست جزغلامحسین رحیمیان، او یکی از یاران وفادار دکتر مصدق بود که در ملی شدن صنعت نفت نقش اساسی داشت. آقای حیدری در کتابش رجال و مشاهیر قوچان به نقل از حسین مکی درباره رحیمیان می نویسد:« در جلسه دوازدهم آذر ماه ۱۳۲۳ نماینده قوچان (غلامحسین رحیمیان) طرحی برای الغای امتیاز نفت جنوب به مجلس تقدیم کرد که متن آن به قرار زیر بود: ماده واحده مجلس شورای ملی ایران امتیاز نفت جنوب را که در دوره استبداد شرکت دارسی واگذار شد و در دوره دیکتاتوری نیز آن را تمدید و تجدید نموده اند به موجب این قانون الغا می نماید.۱۸ » آقای رحیمیان به اتفاق دیگر نمایندگان طرفدار دکتر مصدق با پیگیری های که انجام دادند سرانجام صنعت نفت را ملی کردند و دست قدرتهای استعمارگر را از این ثروت ملی کشورمان کوتاه کردند.
از دیگر رویدادهای تاریخی که در حوزه قوچان اتفاق افتاد کشته شدن ججوخان است که در سال ۱۳۲۸ ه. ق قیامش را علیه ظالمان و سالداتهای روسی آغاز کرد،او چند سالی با حاکمان محلی درگز و روسها به خاطر ظلم وستمی که نسبت به مردم صورت می گرفت،مبارزه کرد: « ججوخان با نیروی کمی که در اختیار داشت. ناچار خود را به عملیات چریکی مجبور می دید و در کوههای هزار مسجد بین درگز و قوچان به جنگ با نیروی ایرانی و روسی مشغول شد چون عده ی از آنان را کشته و موقعیت خطیری برای خود بوجود آورده بود اطرافیان وی با احساس خطر نابودی، ججوخان را تنها گذاشتند و ججوخان و برادرش به اتفاق چند نفر از یاران فداکار و صمیمی در حدود یام از توابع قوچان به محاصره سالداتهای روسی درآمد و اسب ججو در باتلاق نیزاری فرو رفت و تیری به اسب و چشم ججوخان اصابت نمود و کشته شد.۱۹ »
بعد از زلزله های ویرانگر سالهای ۱۳۱۱ و ۱۳۱۲ هجری قمری محمد ناصرخان شجاع الدوله حاکم وقت و بزرگان قوچان را به این فکر انداخت تا جای دیگری را برای سکونت در نظر بگیرند که سرانجام بعد از مشورت هایی که صورت گرفت، قوچان کنونی انتخاب گردید:«این تصمیم با اطلاع دولت مرکزی انجام یافت و با مبلغی در حدود ۲۰ هزار تومان که از تهران به رسم اعانه رسیده بود اراضی نظرآباد و مقداری از زمین های شجاع الدوله را در ۱۲ کیلومتری شمال شرقی قوچان قدیم (شهرکهنه) جهت شهر جدید خریداری کردند… بدین وسیله شهر جدید از سال ۱۳۱۳ ه. ق مطابق با سال ۱۲۷۳ شمسی با احداث خیابانهای مستقیم و میلانهای متقاطع و منظم روی اسلوب شهر و شهرسازی ایجاد گردید.۲۰ »استاد جابانی در سرزمین و مردم قوچان می نویسد:« پس از بازدیدهای متعدد مقرر شد شهر جدید در اراضی نظرآباد ایجاد شود. شجاع الدوله محمد ناصرخان حکومت قوچان را عهده دار بود نقشه شهر به کمک مهندسین روسی بوسیله سرتیپ عبدالرزاق خان مهندس ساخته شد. این نقشه شطرنجی و نظیر شهر عشق آباد آن زمان بود نقشه شهر در سال ۱۳۱۳ ه.ق مطابق با ۱۲۷۳ شمسی جنبه عملی به خود گرفت.۲۱ »
علاوه بر جنگ ها، لشکرکشی ها و زلزله هایی که در ناحیه قوچان رخ داد، قحطی و خشک سالی نیز مزید بر علت گردید به طوری که جان بسیاری از انسانها و حیوانات را گرفت اما با تدبیر حاکمان قوچان مردم کمتری نسبت به جاهای دیگر از بین رفتند، چرا که حاکمان قوچان در آن زمان از مردم کمتر مالیات گرفتند. آقای جابانی به نقل از یاداداشت های محمد رضا افشار قوچانی ملقب به مدیر دیوان می نویسد: «در سال ۱۲۸۸ه.ق قحط و غلایی سختی رخ داد. امیرحسین خان از رعایا اضافه نگرفت، مردم ممنون بودند.۲۲ » « در سال ۱۳۳۵ ه.ق مجدداً قحطی سختی در قوچان پدید آمد گندم منی هشت هزار، جو منی شش هزار…، ماست منی چهارده هزار، شیرمنی یک تومان، روغن زرد منی چهار تومان، مردم بی اندازه مردند. قحطی سال ۱۳۳۵ در قوچان بدین شرح: واضح بوده باشد، قحط و غلایی که در سنه ۱۳۳۵ ه. ق در تمام ایران خاصه در خراسان حادث گردید،اگر از همت عالی طبعان و مدبران عصر نبود مسلما بیشتر از زمانهای قبل قتل نفس و اکل میته و آدم خواری به وقوع می پیوست.۲۳ »
در جنگ جهانی دوم رضاخان که فکر می کرد آلمان قدرت برتر نظامی است و به زودی جهان را تصرف خواهد کرد با آلمانها رابطه دوستی برقرار کرد و چون متفقین دوستی ایران و آلمان را خطربزرگی برای خود می دانستند کشورمان را اشغال کردند. شهرستان قوچان هم به دلیل نزدیکی با شوروی (روسیه) به راحتی به تصرف روسها درآمد. حوادثی که پس از واقعه شهریور ۱۳۲۰ ش در قوچان به وجود آمد. به نقل از رمضانعلی شاکری برای قوچان ناامنی، قحطی، فقر، بلاتکلیفی، احتکار و… برای مردم قوچان و حومه به بار آمد:«صبح روز چهارشنبه پنجم۱۳۲۰ برای مردم قوچان روزی غیر منتظره و روز وحشت بود سه هواپیمای جنگنده شوروی در آسمان قوچان پیدا شد…و چون قوچان وسایل دفاعی چندانی نداشت از طرف نیروی موتوری شوروی اشغال شد… به گفته آقای شاکری،مسئولین رده بالای دولتی از ترس جانشان قوچان را ترک گفته تا دو ماه شهربدون مسئول و بدون سرپرست بود و ازحکومت مرکزی درباره حفظ شهر و نظم و اداره ی شهر کوچکترین خبری نبود. اوضاع آشفته کشور و قوچان باعث گردید تا قیمت ارزاق و هزینه زندگی بسرعت سرسام آوری بالا برود… سرانجام بعد از گذشت چهارسال و شش ماه و هشت روز از تاریخ اشغال ایران توسط نیروهای بیگانه، طلیعه صلح پدیدار شد و پایان جنگ جهانی دوم اعلام گردید و نیروهای انگلیس و آمریکا از ایران خارج شدند و نیروهای شوروی نیز از روز شنبه یازدهم اسفند ماه سال ۱۳۲۴ ش متدرجاً از خراسان و از قوچان خارج گردیدند.۲۴ »
در طول تاریخ شهرستان قوچان چندین بار تقسیم شده است و خیلی از مناطق حاصل خیز و با ارزش به راحتی از پیکره قوچان جدا شده است و قوچان آن عظمت گذشته خویش را از دست داده است. مناطقی مثل اسفراین، شیروان، سرولایت و این اواخر فاروج از شهرستان قوچان جدا شده اند: « تا سال ۱۳۱۶ هجری شمسی ایران به ۲۷ قسمت تقسیم شده بود که خراسان یکی از قسمتهای ۲۷ گانه کشور بود و به ۱۸ ولایت تقسیم می شد که ولایت قوچان شامل بلوک سرولایت مرکز آن قوچان و بلوک میان ولایت مرکز آن شهر شیروان بوده است در تقسیمات سال ۱۳۱۶ خراسان یکی از استانهای کشور به شمار می رفت و شهرستان قوچان دارای بخش های حومه ، شیروان ، باجگیران و ۲۳ دهستان بود. در تقسیمات سال ۱۳۳۹ هجری شمسی و بر اساس ماده قانونی که به تصویب مجلس رسید شهرستان قوچان دارای بخشهای حومه و باجگیران شد. و شیروان بعنوان یک شهرستان دارای یک بخش و حومه از قوچان جدا گردید.۲۵ »همچنین در تاریخ ۱۹/۵/۱۳۸۳هجری شمسی طبق مصوبه مجلس شورای اسلامی، بخش فاروج از قوچان جدا و به خراسان شمالی ملحق گردید.
یکی دیگر از بلاهای طبیعی که برای مردم قوچان بعد از زلزله های ویرانگر و متوالی سالهای پیش رخ داد سیل سال ۱۳۵۵شمسی است:«سیل ۱۳۵۵ه.ش با آمدن یک هفته بارانهای متوالی و تگرگ شدید در شمال شرقی قوچان در روز چهارشنبه اول اردیبهشت سال ۱۳۵۵ شمسی شروع شد که طبق آمار رسمی تعداد ۱۳۱۵ باب منزل بر اثر سیل بکلی ویران گردید و تعداد ۲۹۳۵ باب منزل نیمه خراب و تعداد زیادی از منازل دیگر آسیب دید.۲۶ »
شهرستان قوچان هم به مانند دیگر شهرهای ایران به اشکال مختلف در بروز انقلاب اسلامی نقش داشتند، سال ۱۳۵۶ اوج مبارزات مردم ایران علیه رژیم شاه بود،که بنا به گفته رمضانعلی شاکری مولف اترکنامه، قوچان هم از این امر مستثنی نبود:« اولین تظاهرات علنی و خیابانی مردم قوچان علیه رژیم پهلوی در روز ۲۴ مهرماه ۱۳۵۷ به مناسبت برگزاری چهلمین روز شهدای ۱۷ شهریور ۱۳۵۷ (جمعه سیاه تهران) انجام گردید… در روز شنبه ۲۱ صفر برابر با آخر دی ماه ۱۳۵۷ قوچان اولین شهدای خود را تقدیم انقلاب کرد اولین شهید محمدحسین کریمی ۲۴ ساله نام داشت و دومین شهید حاج علی حسین غلامیان بود که این شهدا در مشهد تشییع شدند و در صحن انقلاب به خاک سپرده شدند… مردم قوچان از شنیدن خبر پیروزی انقلاب اسلامی در روز ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ به خیابانها ریخته و نقل و شیرینی بین مردم توزیع کردند. گروهی از مردم مجسمه های شاه و بیانیه میدان یادبود را کنده و به جای آنها عکس امام خمینی و پرچم پیروزی را نصب کردند.۲۷ »
بنابراین در یک جمع بندی کلی می توان گفت که،شهرستان قوچان در طول تاریخ حوادث زیادی را تجربه کرده است از جنگها و درگیری های سیاسی بگیر تا حوادث طبیعی چون زلزله ، سیل و قحطی که هر کدام از این عوامل در پیشرفت یا عقب ماندگی آن بی تأثیر نبوده اند. اگر ما از این رویدادهای تاریخی که در حوزه قوچان رخ داده است عبرت می گرفتیم یا بگیریم، می توانیم از آن در پیشرفت و توسعه شهرمان نهایت بهره را ببریم، همانطور که بسیاری از شهرهای کشورمان همانند قوچان با جنگها و حوادث طبیعی بسیاری روبه رو بوده اند، اما آنان از تاریخ عبرت گرفتند و امروز سریعتر در مسیر رشد وتوسعه شهرشان گام بر می دارند.

پی نوشت ها:
۱٫ تاریخ مفصل ایران، حسن پیرنیا، عباس اقبال آشتیانی، چاپ ششم،ناشر بهزاد، تهران ۱۳۸۸ ص ۱۲۳٫ ۲ . ایران در عهد باستان در تاریخ اقوام و پادشاهان پیش از اسلام، محمد جواد مشکور، چاپ سوم، سازمان انتشارات اشرفی تهران ۲۵۳۷ ص ۳۳۷
۳ تاریخ ایران بعد از اسلام ،عبدالحسین زرین کوب ، چاپ ششم، ناشر امیرکبیر ۱۳۷۱ ص ۳۵۰ . ۴ . جامع التوارخ جلد ۲، رشید االدین فضل الله ، تصحیح، بهمن کریمی، چاپ سوم ، ناشر اقبال ۱۳۶۷ ص ۶۹۲٫ ۵ . کوچ نشینی در شمال خراسان،محمد حسین، پاپلی یزدی، ترجمه اصغر کریمی، چاپ اول، انتشارات آستان قدس رضوی مشهد ۱۳۷۱ ص ۷۸ . ۶ . سفرنامه از خراسان تا بختیاری جلد ۳، هانری رنه دالمانی، ترجمه و نگارش فره وشی، مترجم همایون، چاپ گیلان ص ۵۸۵
۷٫ اترکنامه تاریخ جامع قوچان، رمضانعلی شاکری، چاپ دوم ، ناشر امیرکبیر تهران ۱۳۸۱ ص ۱۵۳ .۸ . اترکنامه تاریخ جامع قوچان ص۱۰۷ .۹ . رشید خان سردار کل قوچان، رشید خان سردار کل قوچان روایتی تاریخی از دوران زندگی و حکومت امیرحسین خان شجاع ادوله حاکم قوچان،حجی محمد تقدیسی، چاپ اول ناشر همسایه آفتاب، مشهد۱۳۹۰ ص ۲۰ نگاه کنید به: جابانی، محمد، سرزمین و مردم قوچان تاریخ مشروح حکومت های قوچان صص ۲۹ تا ۳۱ .۱۰ . ایران و مسئله ایران، کرزن. جرج . ن. ترجمه علی جواهر کلام ، چاپ سوم، انتشارات ابن سینا تهران ۱۳۴۷ ص ۲۱ .۱۱٫ رشید خان سردار کل قوچان ص ۳۹ و ۳۶ .۱۲ . اترکنامه تاریخ جامع قوچان، ص۹۶ . ۱۳ . رشید خان سردار کل قوچان ص۳۳ .۱۴ . حکایت دختران قوچان از یاد رفته های انقلاب مشروطه، افسانه نجم آبادی،چاپ اول، ناشر روشنگران، تهران ۱۳۷۴ ص ۴۴-۴۵ .۱۵ . حکایت دختران قوچان از یاد رفته های انقلاب مشروطه، افسانه نجم آبادی ص۱۱
۱۶ . اترکنامه تاریخ جامع قوچان ص ۱۸۶-۱۸۵-۱۸۹-
۱۷ . رجال و مشاهیر قوچان،علی حیدری، چاپ اول، انتشارات محقق ۱۳۷۸ صص ۳۴-۳۵
۱۸ . رجال و مشاهیر قوچان،علی حیدری، صص ۱۱۹-۱۲۰٫
۱۹ . خراسان و حکمرانان یا تاریخ استانداری خراسان از آغاز تا پایان عصر قاجاریه، چاپ اول، انتشارات محقق مشهد ۱۳۸۰ ص ۶۳۱ .۲۰ . اترکنامه تاریخ جامع قوچان،ص ۳۰۸
۲۱ . سرزمین و مردم قوچان محمد جابانی، چاپ اول، ناشر مولف، مشهد ۱۳۷۳ صص ۵۰- ۵۱
۲۲ سرزمین و مردم قوچان تاریخ مشروح حومت های قوچان ، محمد جابانی، (دفترسوم)چاپ اول،ناشر محقق،مشهد ۱۳۷۵ ص ۵۳ .۲۳ . اترکنامه تاریخ جامع قوچان، صص ۱۵۸ و ۱۶۵
۲۴ . اترکنامه تاریخ جامع قوچان صص ۱۹۳ تا ۲۰۱
۲۵ . قوچان بام خراسان تحلیلی بر اوضاع طبیعی ، انسانی و اقتصادی شهرستان قوچان ، رزق الله رضازاده ، چاپ اول، ۱۳۸۴ ص ۹۰- ۹۱ .۲۶ . اترک نامه تاریخ جامع قوچان، ص ۲۰۱-۲۰۲
۲۷٫ اترکنامه تاریخ جامع قوچان صص ۲۰۴-۲۰۸-۲۰۹٫

حجی محمد تقدیسی
(مقاله برگرفته شده از ویژه نامه قوچان شناسی ۲ به سردبیری حسین فیروزه)

یک نظر ارسال کنید