خانه / فرهنگ و هنر / نامزدی و عروسی در فرهنگ کُردها

نامزدی و عروسی در فرهنگ کُردها

نامزدی و عروسی در فرهنگ کُردها

کتاب نامزدی و عروسی حاصل تلاش نویسنده ی پُرآوازه کُرمانجِ ترکیه، استاد آمد تیگریس می باشد. وی این کتاب را البته به کُردی کُرمانجی در سال ۱۹۹۱ در سوئد چاپ نموده است. در حقیقت عنوان ِکتاب ” نیشان وُ داوَت “۱ می باشد و به مراسم نامزدی تا عروسی در مناطق مختلفی که کُردها در آنجا سکونت دارند، پرداخته است. نویسنده، سبب دل مشغولی اش به فرهنگ غنی این مردم را سالهایی می داند که فرهنگشان در ترکیه و عراق، انکار می شده و اروپاییان، با توجه به اینکه هیچ اثری از فرهنگ، آداب و رسومشان باقی نمانده، درصدد بازآفرینی فرهنگ؛ توسط کولی ها را دارند. این در حالیست که حتی تا امروز که این دست نوشته را می خوانید در بنه ها، اوبه ها و شهر و روستاهای خراسان بزرگ، آداب و رسوم کهن ایرانی توسط کُردان خراسان، حفظ و پاسداری می گردد.
وقتی به آثار فرهنگی استاد آمد تیگریس، استاد کلیم الله توحدی، استاد جلیلِ جلیل، منصور یاقوتی، گلی شادکام، اسماعیل حسین پور، دنیل نیل مکنزی، علی پاک سرشت ، جمال نَبَز، مهرداد ایزدی، قاناتِ کوردو، ایوانف و … که درباره مراسم نامزدی و عروسی به رشته تحریر آورده اند، برمی خوریم؛ شیوه، سبک، زمان و نوع مراسم را همه و همه یکی می بینیم، البته اندک تغییراتی که وجود دارد بر اساس منطقه جغرافیایی نگارندگان است که باز هم قابل اغماض است.
آمد تیگریس؛ آداب و باورهای کُردها را در چند مرحله تشریح نموده است که خلاصه ای از آنها را در زیر مرور خواهیم نمود.

آشنایی دختران و پسران جوان
دخترانی که با کوزه ای بر سر شانه بسوی چشمه می روند، دخترانی که در بنداروک۲، سرخرمن، باغ، مهمانی و مراسم و جشنهای عروسی یا توسط پدر و مادرِ پسر یا خود پسران، مورد پسند واقع می شوند، بابِ پیوندی جدانشدنی هستند. البته خیلی پیشتر، گاه دخترانی که در گهواره بودند نیز نشان می شدند، اما همیشه این مادران بودند که وظیفه تحقیق و یافتن عروس مناسب از خانواده هایی اصیل و در خور و شأن خویش را داشته اند. پیش آمده که گاه با مخالفتِ خانواده ی دختر یا پسر با ازدواج آنها، پسر؛ دختر را فراری داده تا بتواند به مراد خویش برسد. اما تجربه نشان داده است که هیچگاه اینگونه پیوندها عاقبت به خیر نشده اند. در قدیم حتی بعد از ده سال، خانواده دختر برای کشتن پسری که دخترشان را فراری داده به تعقیب او پرداخته اند.
اکثر کُردها مسلمان هستند، حتی کردهای ایزدی۳ ها، یهودی۴ و مسیحی۵ نیز با نکاح شِغار۶ مخالفند. در قدیم کُردهای علوی به سنی دختر نمی دادند، ایزدی به مسیحی و کُردهای شیعه به کُردهای سُنی دختر نمی دادند، اما امروزه با پیشرفت جوامع۷ این نوع دسته بندی ها از بین رفته است. زن بیوه می بایست با برادر شوهرش ازدواج می نمود، حتی اگر سن پسر کم بود می بایست منتظر می شدند تا به بلوغ برسد گاه نیز با پسرعموی شوهر مرحومش ازدواج می نمود. رسم است که زن بیوه از محله بیرون نرود و با کسی دیگر ازدواج ننماید.

“ایلچیون” یا خواستگاری در میان کُردها
پس از موافقت خانه ی دختر با قرار خواستگاری که از سوی زنهای طرف پسر صورت می گرفت، راه رفتن به خانه دختر باز می شد۸ . شب خواستگاری با بزرگتر ها و ریش سفیدان خانواده پسر و دختر با پذیرایی در خانه پدر دختر شکل می گرفت، صحبت ها از کار و بار بود و سپس بحث اصلی به میان کشیده می شد. تعارفات نُقل مجلس ایرانی بوده و هست. تا نیمه های شب، بحث بر سر آری و خیر بود. اما اگر خانواده دختر قصدِ دختر دادن داشت بلاخره دست از تعارفات برداشته، انگار که راضی باشد یا نخواهد آنها را در همانجا ناراحت کند می گفت: ” خُب، پس به ما مهلت بدهید”. اما بشنوید از هنگامی که خانواده پسر از خواستگاری برمی گشتند. آنچنان از دختر تعریف می کردند تو گویی به خواستگاری پری یا حوری رفته اند. هر چه قدر از جمال و رعنایی دختر می گفتند، بر سرِ پدر و مادرش می زدند و در آخر می گفتند:” ای بابا ما چکار داریم به ننه باباش، ما دختر رو می خواهیم! “

اعلام نامزدی
اگر خانواده دختر عدم تمایل با وصلت دخترشان با خواستگاران را اعلام می کردند، خواستگاران پاشنه در را با درخواست و آمد و رفت از جای می کندند؛ تا بلاخره، پاسخ آری را بستانند. موافقت خانواده دختر اینگونه بود که شیرینی بین مردم پخش می کردند و می گفتند که ما دخترمان را به پسر فلان کس داده ایم.
از آن سو، خانواده پسر از سمت عروس می خواستند که روز شیرینی خوری را مشخص کنند. خانواده های نزدیک هر دو طرف در روز تعیین شده به خانه پدر عروس می رفتند و به “شیرانی”۹ می رفتند. در این مراسم قند می شکنند و به تعداد حاضرین تقسیم می شود. در همین مراسم است که حلقه ی نامزدی در دست چپ دختر که اکنون نامزد یا “دستگرتی”۱۰ است قرار می دهند، میزان شیربها، جهیزیه و لوازمی که از پدر داماد می خواهند و همچنین ساقدوش۱۱ معرفی می شود.
شیرینی خوری
شیرینی خوری به دو مراسم شیرانی کوچک و بزرگ تقسیم می شود. شیرینی کوچک بیشتر اسباب شادی و اجرای رسومات میان خانم هاست. اما شیرینی خوری اصلی همانند عروسی برگزار می گردد. خانم های خوش صدا با ترانه خوانی شروع به خواندن می کردند. البته این ترانه ها مانند مسابقه و مشاعره هستند. خواندن از سوی خانواده داماد شروع می گردد. التماس و درخواست در اشعار خانواده داماد و ناز و افاده در ترانه های طرف عروس شنیده می شود. همیشه و همیشه کمال ادب در مشاعره شده است. حتی در میان شعرهای فی البداهه نیز ایجاد شادی و نشاط باعث نمی شود که خوانندگان از ادب عدول کنند. خانواده های دو طرف با پیشکش کردن کادو و گاه پول وفاداری خود را به عروس و داماد اظهار می کردند. نحوه پذیرایی از مهمان ها باید با دقت کامل صورت گیرد چرا که پس از اتمام مراسم، حرف است که گفته می شود.
با نزدیک شدن روز عروسی هر دو طرف باید آماده مراسم شوند. جهیزیه همیشه آبروی خانواده عروس بوده و هست. خانواده داماد هم باید به تعهداتی که داده بودند، عمل نمایند.
یک هفته قبل از شروع مراسم می بایست به دعوت کردن مهمان ها به عروسی اقدام گردد. این مراسم نیز با شرایط جغرافیایی متفاوت است. یعنی چادرنشین ها، روستایی ها و شهرنشین ها با گونه های مختلف
مهمان هایشان را به عروسی دعوت می کنند. در گذشته داماد و ساقدوش به همراه دیگر دوستان داماد، کارت پخش می کردند در برخی مناطق نیز پیرزنی که بر دوشش خورجینی پر از پارچه های رنگی بود، به درب منزل مهمان ها می رفت و پس از اعطای پارچه رنگی، آنها را از زمان و مکان عروسی آگاه می ساخت. امروزه این مراسم با پخش کارت، در شرایط خاص نیز با تلفن انجام می گیرد.

عروسی
حرفه ی این مردم، سبب شده که مراسم عروسی اکثراً موکول به ابتدای پاییز یعنی فصل برداشت محصول گردد. در قصه های کُردی عروسی ها چهل روز و چهل شبانه روز یاد شده اما در همین خراسان خودمان، عروسی هفت روز و هفت شب تا سی سال وجود داشت. بر بام خانه ی داماد طاق آذین بندی شده ای که با گل های دامنه کوهستان آذین بندی شده است قرار داده می شود تا مهمان ها علی رغم شنیدن صدای دُهل و سرنا، باز هم به راحتی محل عروسی را پیدا کنند. گُوَند یعنی حلقه ای که پسران و دختران در آن مشغول پایکوبی می شوند با افزایش تعداد مهمان ها بازتر و بزرگ تر می شود. موج صدای دُهل بر سینه ی شنوندگان می کوبد که تو هم به جمع ما بپیوند. فضا آنچنان شاد و پر طرب می شود.
نوازنده سرنا حدوداً نیم ساعت، مقامی را می نوازد و سپس نوازنده دهل او را همراهی می کند و همان مقام را ادامه می دهند. اینگونه روستاییان را از خواب بیدار می کنند و خبر گووَند را به آنها می دهند. روستاییان و یا آنهایی که از روستاهای دیگر می آیند، شیک ترین لباسهایشان را می پوشند، بهترین تفنگشان را بر دوش می بندند و همراه خود کادوهایشان را نیز می برند. بعضی نیز بجای کادو؛ گوسفند، کلّه قند، برنج و … می برند. هنگامی که به نزدیکی روستا می رسند، شش تیر و یا تفنگشان را در می آورند و تیراندازی می کنند. با این حرکت، بقیه را از آمدنشان مطلع می کنند و به این شادی و مراسم تبریک می گویند. آنهایی که در مراسم هستند با تیراندازی به آنها پاسخ می دهند. با تیراندازی می گویند:« خیلی خوش آمدید بر روی سر و چشم ما قدم نهادید » صاحبین عروسی برای خوش آمدگویی به پیشواز آنها می روند و کادوهایشان را از آنها دریافت می کنند. بیشتر اوقات نوازندگان نیز به پیشواز آنها می روند و آنها را شاباش می کنند. روستایی ها مهمان هایی که از اطراف به مراسم آمده اند را در میان خود تقسیم می کنند. تا پایان روز عروسی، مهمانها برای غذا خوردن، نوشیدن و خوابیدن، در منزل روستایی هایی هستند که آنها را به منزل خود دعوت می کنند. به این شیوه بار سنگینی از روی دوش صاحبین عروسی برمی دارند. عروسی کُردها، تنها شادی ،گووَند و رقصیدن نیست! بلکه همانند یک فستیوال نمونه است. میدانی است تماماً شادی لباسهای محلی آذین بندی و رنگین، بازیها، موسیقی… نقطه اوج آن، وقتی است که رقصیدن رقاصها و پسرهایی که با لباس زنانه می رقصند، می باشد. همچنان که در عروسی های خراسان مسابقه کُشنی۱۲ و اسب سواری و … اجرا می شود در کُردستان۱۳ بازی سپر و شمشیر، بازی فراری دادن عروس، بازی دادگاه، تیراندازی، آسیاب و آسیابان و از جمله بازیهایی است که آمد تیگریس در کتابش به آنها اشاره نموده و تبیین نموده است. کُلام خوانی در میان کُردها خود نوعی مسابقه است. آنهاییکه بقولی ته صدایی دارند با نهادن دست بر پشت گوششان هنر ۳۰۰۰ ساله کلام خوانی آن هم به شیوه ی فی البداهه آغاز می کنند. همچون استاد رمضان محمدی۱۴ که خدا نگهدار وی باشد. امروزه مراسم آرایش عروس با فیلمبرداری از صحنه خروج از آرایشگاه و سوار شدنش بر ماشین عروس جزئی از پلان های اساسی فیلم عروسی محسوب می شود. در قدیم اما، این مراسم نه تنها برای عروس بلکه برای داماد هم وجود داشته است. داماد را به حمام برده و در حضور مهمان ها، آرایش می شد و صورتش هم تراشیده می شد. مزد آرایشگر را برادرگفته یا همان ساقدوش باید پرداخت نماید.

شب حنابندان
شب آخر عروسی، شب حنا و سرحنا است. در مجمعی بزرگ، حنا درست کرده و روی آن چهارده شمع (معمولاً) می گذارند. یک صندلی به همراه نازبالشی در وسط سالن یا حیاط گذاشته و داماد را بر روی آن می نشانند. در دیاربکر۱۵ اما این مراسم با چند کاسه پر از حنا که درون آن شمع وجود دارد اجرا می شود. دوستان داماد کاسه ها را به دست گرفته و دور داماد حلقه زده و ترانه می خوانند. زنانی که از سوی خانواده داماد، عروس را همراهی می کنند، بَربوک۱۶ و مردان را خَواندی می گویند. حنابندان عروس را این دو گروه به همراه مهمان های خانواده عروس در خانه پدر عروس انجام می دهند.
مراسمی مثل حمام کردن و پوشاندن لباس به داماد و عروس هر کدام با ترانه های مختلف به شادی و جوش دختران و پسران دم بخت می افزاید و خاطرات شیرین که هیچگاه از ذهن داماد و عروس پاک نمی گردد. وظیفه انتقال عروس به خانه همسر آینده اش بر عهده ی خواندی ها و بربروکی هاست. عروس با چارقدی سرخ رنگ بر سر، سوار بر اسب می گردد و خواندی ها دو طرف وی قرار می گیرند. خواندن ِ باورهای کُردها؛ بابت هر بخش از مراسم آنقدر متفاوت و جذاب است که انگار موزاییکی با نقش و نگار را مشاهده می نمایید. هنگامی عروس به آستانه منزل می رسد، از اسب پیاده نمی شود و با دریافت سکه طلا یا قولِ گرفتن زمین، دریافت پشت قباله و … از اسب پیاده می شود. به وی کوزه ای داده می شود تا آنجا که توان دارد آن را بر زمین کوفته و با دور کردن بلا و جادو، قدرت خود را نشان دهد. اگر کوزه در یک ضربت بشکند شکم اولش پسر خواهد شد. گاهی باید بدون اینکه پا بر زمین بگذارد، پا بر روی چند سینی مسی گذاشته و وارد اطاق شود و گاه با شکستن تخم مرغ زیر پا، گاه شکستن بشقاب، گاه شکستن نعلبکی و … به خانه ی جدیدش قدم نهاده و به زندگی پر از مهر و محبت همسرش پا بگذارد.

در روز سوم عروسی
مراسم سه رُژ یا همان پاتختی با حضور خانم ها در منزل داماد برگزار می گردد. در اکثر مناطق کُردنشین جهیزیه ای که مربوط به عروس است را بر روی سینی می گذارند و به آن سر سینی می گویند. سه رُژ را تنها برای زنها و در خانه عروس و داماد برپا می کنند. زنان سه رُژ را چهارچشمی می پایند. آدم می تواند بگوید که سه رُژ روز شادی رقص و شادی و دیدن عروس و داماد است. هر زنی می خواهد ببیند که، عروس چقدر دلربا است یا نه! هم زنان طرف داماد و هم طرف عروس همگی با هم به سه رُژ می آیند. پدر داماد و عروس، اکثر دختر و زنهای خانواده هایی را که به عروسی آمده بودند را اکنون را به سه رُژ دعوت می کنند. در پایان به مهمان ها جوراب، دستمال و … داده می شود.

مراسم دیدار خانواده عروس با دخترشان
بعد از گذشت سه هفته از عروسی، برای بار اول از خانواده پدر عروس تعدادی به خانه عروس می آیند. آنها با خود نان روغنی می آورند و از خانواده داماد، توشه راه عروسشان را می خواهند تا با خود به خانه پدرش ببرند. در خانه پدر عروس ضیافت می گیرند و مهمان هایشان را دعوت می کنند. پدر داماد، خانواده برادر گفته و تعدادی از نزدیکانشان را هم به خانه پدر عروس دعوت می کند. خوراکی بسیار لذیذ برای مهمان ها آماده می شود تا برای همیشه خاطره خوشی برای همگان باقی بماند. البته از عروس با خوراک گرمیانه هم پذیرایی می شود.

عباس فرهادی توپکانلو
(مقاله برگرفته شده از ویژه نامه قوچان شناسی ۲ به سردبیری حسین فیروزه)

درباره ehsan

Check Also

کتابت بزرگ‌ترین قرآن جهان

 کتابت بزرگ‌ترین قرآن جهان توسط استاد اسماعیلی‌ قوچانی به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *