خانه / فرهنگ و هنر / مردم شناسی قوچان

مردم شناسی قوچان

مردم شناسی قوچان

در قوچان شناسی یک، تا تاریخ ایجاد شهر جدید همراه هم بودیم، محلات درست شد ،شهر ساخته شد،کوچه ها به رضا ورغبت و یا به زور بالاخره مردمی در آن جای گرفتند و یا جا دادند .عناصری که در شهر جدید به زندگی خود مشغول شدندویا به اصطلاح عناصر سازنده این شهر چه کسانی بودند وانگیزه آمدنشان چه بود؟ ابتدا باید چگونگی آنرا مورد مطالعه قرار دهیم.سپس ترکیب اجتماعی آنها را در محلات با وجود زلزله های پی در پی ۱۳۱۱و۱۳۱۲قمری مردم در کنار همان خرابه بسرمی بردند ودل از خاک وماوای خود نمی کندند،عشق به میهن بسیار با ارزش است. بهار می گوید: هرکراعشق وطن دردل نباشد کافراست. معنی حب الوطن فرموده ی پیغمبر است.آنها محل زندگی خود را دوست داشتند وبه آن عشق می ورزیدند با وجود از دست دادن عزیزان خود که برابربا آمار ششهزار نفر بود به جستجوی در گذشته ها ووسائل خود می پرداختند.همه جا به تل خاکی تبدیل شده بود ارتباط در آن زمان مثل حالا نبود واصولا دولتی در کار نبود که به مردم کمک رسانی شود،گفته شده است چون در زلزله اول مبلغی کمک شده است وچیزی به دولتیان نرسیده این بار توجهی نکردند.
محمد ناصر خان هم در تنگنای بدی قرار داشت،فوت پدر واز دست دادن قدرت امیر حسینخانی با مدعیان جورواجور که با تحویل فیروزه حدود بیست وهفت روز فاصله داشته است همه چیز بهم ریخته بود واکنون پس از گذشت سالها می بینیم که همان آهنگ قوچان خرابه هم در گیرودار مسائل زمان قرار گرفته و آنقدر بدست فراموشی سپرده شده که رشید خان به سید رشید رسیده است!
مردم دلشان می خواست بر روی خرابه های منزل خود ساختمان نمایند،ولی حاکم به چند دلیل راضی نبود،زیرا اصلاح ومرمت منازل بیش از ایجاد محل جدید هزینه داشت . امکان بروز بیماریهای ناشی از فوت شدگان زیاد بود واز همه مهمتر محمد ناصر خان می خواست در زمینهای ملکی خود محلی را بنا سازد تا اسمی از او به یادگار بماند تا چندی قوچان را ناصریه می نامیدند.لذا با مذاکراتی که انجام داد زمینهای هی هی متعلق به خود رابرای بنیاد شهر جدید منظور داشت که حدود دوازده کیلومتر با محل قبلی فاصله دارد. زمینها مسطح وکار سازندگی آسانتر می نمود ،لذا با مشورت مهندسین روسی از روی نقشه عشق آباد آن زمان که به صورت شطرنجی بود وبا مهندسی عبد الرزاق خان بغایری که محلی وتحصیل کرده دارالفنون (۱) مردی خوش ذوق از طایفه بغایری که مربوط به بام ودر حقیقت قوچان بود شالوده ی بنای شهر ریخته شد.
در آنوقت مثل حالا آگهی و روزنامه و پیام وتبلیغات جورواجو نبود ،خبرها دیر به دیر می رسید وکمکها بسیار ناچیز بود لذا دست به تشویق زدند،هر کس هر مقدار زمین می خواهد بگیرد وبرای این منظور یک کله قند هم می دادند.
خود حاکم روبروی هی هی منزلی را بصورت موقت بر پا نمود ودر کنار اترک، کوچه ای که به ایالتی معروف شده است وقتی حاکم با خدم وحشم به محلی برود مردمی که با او هستند قطعا از نوکران وحقوق بگیران خواهند بود این مردم اولین ترکیب اجتماعی را ایجاد کردند. می بینیم که در بخش یک حد فاصل کمربندی فعلی مشرق وبازار عشق آباد آنروز که منزل اصلی حاکم در یک چهارمیلانی (۲) ۱۵۰در۱۲۰ مترایجاد شد اصطبل وسایر ساختمانها مثل انبار نیز جداگانه احداث گردید.
بقیه در همان بخش ساکن شدند و شروع به خانه‌سازی کردند.خسروخان و برادران پسرعموها یک چهار میلانی بااصطبل و وسایل دیگر محل فعلی دارایی و دبستان بهادری و … ولیخان شجاع نظام یک چهار میلانی محل دبیرستان و دبستان و حمام و … بالاتر از منزل حاکم قلیچی از وابستگان حکومت روبروی حاکم- میرزاباقرخان صندوقدار منزل و حمام روبروی خسروخان- رمضان‌خان و ذوالفقاربیگ برادر او که آسیابی هم در کنار اترک داشت و بعد صحت خرید- صارمی‌ها در یک قسمت دیگر و از همه مهم‌تر کارگزاری بود که کالاهای گمرکی را ارزیابی می‌کرد، پاسپورت صادر می‌نمود و اجازه ورود و خروج بیگانگان را می‌داد و در حقیقت مرکزی بود از تجمع مردم شهری و مسافران که از روسیه می‌آمدند و یا می‌رفتند کارگزاران را حکومت مرکزی تعیین می‌کرد و حاکم محل در تعیین آن نقشی نداشت.
گفته می‌شد برای اولین بار در کنار دیوارهای کارگزاری بوته‌هایی مشاهده شد با محصولی قرمزرنگ در بیابان‌ها به این نوع محصول که خیلی ریزتر بود سکنگور می‌گفتند ولی این‌ها چیز دیگری بودند بالاخره متوسل به ترک‌های مهاجر شدند که در کارگزاری رفت و آمد می‌کردند آن‌ها گفتند به این محصولات
«پامادور» می‌گویند به همین گوجه‌فرنگی که به نظر می‌رسد پامادور لغتی روسی باشد.
گروه دیگری که لازم می‌نمود در نزدیکی حاکم باشند علمای وقت بودند. شیخ علی‌اصغر قهرمانی- شیخ محمد کبیر- شیخ الرئیس- امام جمعه آنان نیز در این بخش بودند. چون شریان اقتصادی در شهر در درجه‌ی اول اقتصاد است لذا کاروان‌سراها و سراها ایجاد گردید. کاروان‌سرای ملک در تقاطع بازار مشهد «محل فعلی پمپ بنزین- دبیرستان و قسمتی از استادیوم آموزش و پرورش»- کاروان‌سرای ذبیح در بازار عشق‌آباد و ذبیح دیگر که فامیل چوبدار را پیدا کرد. هنوز کارها جریان داشت ولی مردم به آسانی زیر بار نمی‌رفتند و مقاومت می‌کردند. عده‌ای به معاون حاکم مراجعه کردند و خواستند بمانند گفتند: ما میم داریم، باغات داریم فاصله‌ها زیاد می‌شود ما نمی‌توانیم به این‌ها برسیم در آن‌وقت‌ تاکستان‌های شهر قدیم پربیننده و پر سیاح خارجی را مجذوب می‌کرد جهانگردان در این‌باره مطالب زیادی نوشته‌اند که در جای خود خواهد آمد.
نایب‌الحکومه به جای دلداری و کمک و روی خوش و حرف‌های قانع‌کننده شروع به فحاشی کرد و حرف‌های نامربوط گفت و درخت‌ها و میم‌ها را به آنان حوالت داد قهر مردم همچون طوفانی بزرگ به‌وجود آمد و نایب‌الحکومه و مستوفی و ۶ نفر دیگر را در کام مرگ فرو برد.آن‌ها وقتی تجمع مردم را دیدند به سوی فیلو (فیلاب) فرار کردند ولی مردم آن‌ها را گرفتند و تکه‌تکه کردند و در مستراح‌های فیلو ریختند پس این انتقال آسان هم صورت نگرفته است وقتی خشم ملت برانگیخته شود چون سیلی بنیان‌کن و یا طوفانی سهمگین همه چیز را در خود فرومی‌برد. حاکم بناچار با قهر و آشتی عده‌ای را آ‌ورد و به سکونت وادار کرد در این میان عده‌ای مخالفت کردند و به سالانقوچ رفتند دباغ خانه‌های چرم‌سازی بکار افتاد از ناراضیان می‌توان عبدا… که فامیل کوهستانی را بعدها گرفت نام برد.او بعدها منزلی در قوچان درست کرد که با فکر آن را خرید و مدت‌ها در اجاره آموزش و پرورش بود. نوکران حاکم دباغ خانه‌ها را خراب کردند و مردم را از آن‌جا نیز راندند و بالاخره با زور و تهدید مردم را کوچانیدند عبداله‌خان سپس به حوزه‌ی رادکان نقل‌مکان کرد. در مسیر همین بخش در بازار عشق‌آباد، ارامنه برای خود محل‌هایی فراهم نمودند.
گُرگلف که تاجر کشمش بود- پدر گرایر هاکوپیانر که در قلعه‌ی شرف و یادگار هم ملک خرید و جان بر سر آن باخت و دیگر ارامنه که باید در یک بخش جداگانه آورده شوند- قوام‌الحکما با حاج‌محمدحسین دوافروش داروخانه درست کردند- نورمحمد یساول مسجد و منزل- فرهاد خانیها منزل- سفیر بگ‌اُف کاروان‌سرای شازده خانم را خرید و در بازارچه‌ی حلبی‌سازها داشت- سیدجلال تهرانی کاروان‌سرا که بعد گاراژ شد و خرابه‌های آن باقی است. مسیونیکولایف سوئدی برابر با قرارداد دفتر تجاری دراوایل بازار مشهد- جلال‌الدین و خان ناظم، محمدابراهیم بابک و عده‌ای کارمند و کسبه هم به تدریج آمدند به‌خصوص خائسی‌ها که محله‌ای را تشکیل دادند.
بخش دوم که ضلع شمال و غرب و جنوب را حدفاصل بازار عشق‌آباد و رود اترک و بازار قوچان قدیم را تشکیل می‌دادند با ترکیب اجتماعی دیگر سکنا گزیدند.
ابتدا تعدادی از مالکین آمدند- محمدابراهیم عامل دارای کاروان‌سرا و محلی دیگر که هنوز در نزدیکی پل وجود دارد- منزلی در بچه‌کوچه‌ میلان سوم با سبک جدید که من مدیر مدرسه‌ی آن‌جا بودم- مستوفی- حاج غلامعلی «هاشمی‌زاده»، حاج محمد
«کفاش»، حاج محمد «کریمی»، حاج عبدالوهاب «رفیع‌زاده»، ذبیح شتردار
«کاظمیان»- سوراخی ها حاج محمدنقی و محمدتقی- قاضی- حاج عبدالغنی مسجد و منزل که مسجد پاچنار را ایجاد کرد- ترک‌ها بعداً مسجد آقاعلی عطار را خریدند و به سبکی نو ساختند. منزل حکیمیان در دو طبقه روبه‌روی مدرسه جالب بود مدرسه‌ حاج عوض وردی در این بخش ساخته شد که خشت اول بنا را محمدناصرخان گذاشت متأسفانه ساختمان قدیم را خراب کردند. صدر حکیم «صدرالحکما» وکیلی- حاج‌بابا اولین نمایند‌ه‌ی مجلس- بلوریان و … حاج صفدر «حیدریان»
در بخش ۳- اکثریت با کسبه‌ها بود فقط ساختمان تلگراف ‌خانه مربوط به شاهزاده نورا… میرزا بعد حبیب‌خان- کولی‌ها در این بخش بودند- مسجد ترناسب خان هم در این ناحیه بود.
بخش ۴- حاجیه صغرا که معروف بود بعد حاج عبدالحسین از پزشکی که دارای کاروان‌سرا شد- مدیر دیوان «افشار» جد حجازی‌ها و تعداد کمی مالک و کلاته‌ای‌ها.
حال به مراکز تجمع در این بخش‌ها توجه می‌کنیم که جنبه‌ی فرهنگی و عقیدتی و اجباری داشت که نیاز مردم را در می گرفت محمدابراهیم عامل کاروان‌سرا- مستوفی منزل و حمام- مسجد نمدمال‌ها به سبک شهر قدیم- مسجد حاج عبدالغنی- مسجد کریمی- مسجد ترک‌ها- مسجد یساولباشی- مسجد بناها- مسجد کلاته‌ای‌ها- مسجد نمدمال‌ها- محل رفت و آمد و تجمع اصلی کاروان‌سرای ملک بود قهوه‌خانه‌ها- مسافرخانه‌ها که در کناره‌های کاروان‌سرای ملک ایجاد شد- کاروان‌سراهای متعدد در خیابان‌ها و حتی میلان‌ها حالا به‌جای تشویق و دادن کله‌قند حاکم کله‌قند و پول می‌گرفت. مغازه‌های داخل میدان را همسر حاکم ایجاد کرد که فروخت و اجاره داد «رجوع شود به جلد ششم سرزمین و مردم قوچان»
اما ترکیب مردم و جمعیت:
* اکثر نوکران حاکم از روستاها بودند حقوق‌بگیر
* منشی‌ها نقش بزرگی را در دست داشتند همانند احکام‌نویس- مدیر دیوان- منشی‌باشی و …
* اکثر تجار مردمانی باسواد و مالک و متدین بیشتر فارسی‌زبان بودند
* چهار بازارچه به‌وجود آمد: کفاش‌ها- رنگرزها- حلبی‌سازها- مسگرها
* دو سرای تجاری ایجاد شد : محمدابراهیم‌ بانک و سرای تجاری دیگری در اولین میلان میدان در بازار عشق‌آباد
* حمل و نقل را ترک‌های مهاجر انجام می‌دادند- محمدکاظم گاری‌دار، ابوالحسن‌زاده، حسین گاریچی و عده‌ای دیگر هم بودند
* کولی‌ها در قسمت جنوب بیش‌ترین وسایل مورد نیاز مردم از نظر نیازهای روز و زراعی تهیه می‌‌کردند.
کوچ‌ها به سوی شهر جدید آغاز شد زیرا شهر جاذبه پیدا کرده بود و درآمدزا بود. سرمایه‌گذاری بدون دغدغه انجام می‌شد- دبیر سهرابی عمارت و باغ‌هایی در قسمت شمالی ایجاد کرد.
از تهران معمارها- از یزد صاحبان حِرَف- از روستاهای اطراف که مراکز دامداری را داشتند- ترک‌های مهاجر از عشق‌آباد و تبریز و رضائیه- فارسی‌زبان‌ها و ساکنان شهر قدیم اکثریت را تشکیل می‌دادند.
بدین‌ترتیب از نظر مذهبی: مسلمان-و مسیحی از نظر زبان، فارس و کرد و ترک در کنار هم قرار گرفته بودند. و اما نوآوری‌هایی که به شهر جدید آمد و مهاجرین با خود ‌آوردند نوع ساختمان‌ها بود. ساختمان لقمانی معروف به سه برادران که عکس سر درِ آن به طرز زیبایی در مجله آمده بود- ساختمان ذبیح شتردار که مدتی فرمانداری و شهرداری در آن‌جا دایر بود، ساختمان منزل مشهدی ذوالفقار که دارای تنور نان سنگک نیز بود- ساختمان کاروان‌سرای عامل کار عباس بنایی اصفهانی- ساختمان شکوه سادات‌ها که مدت‌ها مدرسه و بعد محضر رئیسی در آن‌جا قرار داشت- ساختمان منزل کوهستانی- «رحیم حاتمی- حاج صفدر «حیدریان» مسجد حاج محمد کریمی- مسجد پاچنار و حمام‌ها- نوع ساختمان‌ها ….. و آجری که حمام جای ژاندارمری را ابتدا با چوب بنا کرده بودند و به حمام چوبی معروف بود.
منازل ایجاد شده دارای بیرونی و اندرونی- اصطبل- بهاربند- تنورخانه- هیزم خانه- کاهدان- مهمان‌خانه- طنابی و شاه‌نشین بودند. این ترکیب در بخش یک که خود حاکم بود و منزلش دارای سردر و نقاره‌خانه وضع خاصی داشت چون زنان متعدد و نوکران و حرمسرا ایجاب می‌کرد ولی از زیبایی ساختمان منازل بهره‌ای نداشت. منازل خسروخان- میرزاباقر که مدت‌ها مرکز عدلیه بود منزل بلوریان که درشکه‌خانه و انبارهای متعدد داشت- منزل گرگلف که بعدها رحیمیان وکیل قوچان خریداری کرد- منزل نورمحمد یساول و مسجد حمام شازده‌خانم و کاروان‌سرای او در بخش سه ساختمان قابل توجه و قدیمی منزل قرشی‌الحسینی، صادق‌الحسینی‌ها- اللهیاربیگ- کاروان‌سرای نیشابوری عمل علی‌اکبر نهنگ و در بخش چهار آن‌چنان محلی نبود.
مغازه‌ها همه پیش طرّه داشتند کافه‌ی عرش در میدان مرکزی شهر- مغازه‌ی اصغرزاده خوشنویس و ددومحمد دارای بالاخانه و با کاشی‌کاری‌ و پنجره‌ی زیبا که یکی در بازار عشق‌آباد و دیگری در بازار سبزوار بود- چارسوق دوم که عمل نشد حال با این ترکیب سکونت و صدها گاری و هزاران شتر و اسب و خر نیازی به آهنگری- سراجی- سفال- کوره و نظیر آن ظروف مسی وجود داشت که همه ساخت‌ محل بود باسمه‌کاری چیتگرها پاشنه‌سازی برای کفش‌ها کوچه‌های خاصی را بنام گوگ‌سازها ایجاد کرد. … و اجتماعات خاصی را تشکیل می‌داد در ترکیب اجتماعی یک جامعه و عملکرد آنان انعکاس بیرونی بسیار مؤثر است و حالت‌های جاذبه و دافعه را به‌وجود می‌آورد البته سوانح- کم‌آبی و مسائلی دیگر هم وجود دارد مهم امنیت شغلی و سلامت جامعه است. البته ایجاد بانک استقراضی روس‌ها هم وضع خاصی ایجاد کرد که در کتاب ششم به آن اشاره شده است. حال با به این مبحث خاتمه می‌دهیم هنوز به سال ۱۳۰۰ شمسی نرسیده‌ایم.

پی نوشت ها:
۱ شرح حال مهندس عبدالرزاق خان در پایان جلد ششم سرزمین و مردم قوچان آمده است
۲ میلان لغتی روسی و به خیابانهای کم عرض گفته می شود

محمد جابانی

(مقاله برگرفته شده از ویژه نامه قوچان شناسی ۲ به سردبیری حسین فیروزه)

درباره ehsan

Check Also

کتابت بزرگ‌ترین قرآن جهان

 کتابت بزرگ‌ترین قرآن جهان توسط استاد اسماعیلی‌ قوچانی به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *