خانه / قوچان / شجاع‌الدوله‌ها

شجاع‌الدوله‌ها

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.

شجاع‌الدوله‌ها

(به روایت میرزا نصرت طبیب قوچانی)

این مقاله برآنست تا با گزینش و طرح مباحث مربوط به شجاع‌الدوله‌ها، از کتاب «راحت بعد از رنج»، اوضاع سیاسی و اجتماعی قوچان در دوران زندگی میرزانصرت (۱۳۲۵-۱۲۵۱ق) و چگونگی حکمرانی این خاندان حکومتگر را در یک مقطع از تاریخ قاجاریه به اجمال مورد نقد و بررسی قرار دهد.
میرزا نصرت قوچانی، طبیب، دانشمند، ادیب و شاعر، مترجم و نویسنده و از پیشگامان طب نوین ایران و از مفاخر علمی قوچان در عصر قاجاریه است. که از او تألیفاتی در پزشکی و علوم دیگر به یادگار مانده است. (۱) یکی از آثار ارزشمند این دانشمند عارف، نسخه‌ای خطی با عنوان “راحت بعد از رنج” می‌باشد که توسط نگارنده، تصحیح و در ۱۳۸۶ ش به زیور طبع اراسته شده است.
این اثر مجموعه‌ای از چندین حکایت تاریخی از ایران و ملل دیگر و نیز روایتهایی مستند از دوران حیات نویسنده می‌باشد که با نثری روان و ساده به رشته‌ی تحریر درآمده است.
مهمترین بخش این کتاب، روایت‌هایی تاریخی دوره قاجاریه، بویژه عصر ناصری است که حاصل مشاهدات شخصی و شنیده‌های نویسنده از رویدادهای اجتماعی دوران حیات اوست. و مؤلف در این قسمت از کتاب که بخش عمده‌ی آن به زندگینامه او اختصاص یافته است، در ضمن شرح زیست‌نامه خود، به اقتضا از اوضاع سیاسی-اجتماعی زادگاهش قوچان سخن به میان آورده است که به لحاظ درستی و وثاقت، از ارزش و اهمیت تاریخی برخوردار است.
گزارشات تاریخی میرزا نصرت از شجاع‌الدوله‌ها مربوط به سه مرحله از زندگانی این نویسنده است که اولین مرحله‌ی آن، دوران سکونت و تحصیلات مقدماتی میرزا نصرت در زادگاهش قوچان را در برمی‌گیرد و با حضور او در مشهد و سبزوار برای ادامه‌ی تحصیلات به پایان می‌رسد. این مرحله تا ۲۸ سالگی نویسنده (۱۷۹ق) یعنی حدود ۲ سال بعد از پایان حکمرانی سام خان (شجاع‌الدوله اول) تداوم داشته است. و مباحث مربوط به دو مرحله دیگر از زندگی میرزا نصرت، مقارن است با تمام دوران حمکرانی امیرحسین خان (شجاع‌الدوله دوم ۱۳۱۱-۱۲۸۳ق) و محمدناصرخان (شجاع الدوله سوم ۱۳۲۰-۱۳۱۱ق) و همچنین پنج سال اولیه حکومت عبدالرضاخان (شجاع‌الدوله چهارم ۱۳۳۷-۱۳۲۰ق) که البته نویسنده از دوران حکومت شجاع‌الدوله سوم به اختصار و از شجاع‌الدوله چهارم، که حکومتش مصادف با دوران کهولت و سال‌های واپسین حیات اوست، سخنی به میان نیاورده است.
گزارشات تاریخی میرزانصرت درباره‌ی این خاندان، با ارائه‌ی شرح حال رضا قلیخان، سرسلسله‌ی شجاع‌الدوله‌ها آغاز می‌شود. این بخش از نوشته‌های او بیشتر نقل تاریخی بوده و مربوط به دوران قبل از تولد نویسنده است. اما مطالب او درباره حکمرانی شجاع‌الدوله اول که مربوط به ایام حضور او در قوچان می‌باشد.بسیار مهم، و مباحث مربوط به دوران شجاع‌الدوله دوم و سوم نیز، اگرچه در دوران سکونت او در تهران نگاشته شده است، اما دارای اهمیت می‌باشد. چون میرزا نصرت در این دوران نیز به دلیل دلبستگی به زادگاهش، به مناسبت‌های مختلف و گاه مأموریت های پزشکی به قوچان سفر می‌نموده و از اوضاع اجتماعی و سیاسی زادگاهش باخبر بوده است.

رضاقلی خان
میرزا نصرت سخن درباره‌ی شجاع‌الدوله‌ها را از رضا قلیخان آغاز کرده است. او از امرای بزرگ و خوانین مقتدر خراسان به شمار می‌آمد و از ابتدای سلطنت فتحعلی شاه با او به مخالفت برخاست و در دوران حکمرانی محمدولی میرزا در خراسان (۱۲۳۱-۱۲۱۸ق)، دائما با او در جنگ بود و بعد از آن که حسنعلی میرزای شجاع‌السلطنه در ۱۲۳۲ق والی خراسان شد. موقتاً از در اطاعت درآمد و در ۱۲۳۴ق از طرف فتحعلی شاه فرمان حکومت قوچان و شیروان را دریافت کرد. (۳) اما بعد از آن به مخالفت برخاست و شورش او و دیگر خوانین خراسان باعث شد تا عباس میرزا در ۱۲۴۶ق برای سرکوبی آنان به خراسان لشکرکشی نماید.
با ورود نیروهای عباس میرزا به خراسان، محمدخان قرایی تسلیم شد. اما رضاقلیخان و فرزندش حسینقلی خان، نائب الحکومه شیروان به ناچار درجنگ شدند و سرانجام در ۱۲۴۸ق، بعد از محاصره قوچان شکست خورده و تسلیم شدند. (۴) و تا ۱۲۴۹ق در مشهد زندانی شده و بعد از آن به آذربایجان فرستاده شدند که رضاقلیخان در میانه‌ی راه درگذشت. (۵)
میرزا نصرت درباره‌ی اقتدار رضاقلیخان و جنگ نافرجام او با عباس‌میرزای نائب‌السلطنه می نویسد:
«رضاقلیخان کرد زعفرانلو پسر امیرگونه خان حاکم قوچان در عهد سلطنت فتحعلی شاه بر تمام مملکت خراسان استیلا یافت. خان خیوه و حاکم هرات و محمدخان کلّه‌کن حاکم تربت و نجفقلی خان شادلو حاکم بجنورد و سایر حکام خراسان را با سرداران تراکمه با خود متفق نمود و به ]فتحعلی[ شاه یاغی شده و باج و خراج را به کلی بریده و والی خراسان را مغلولاً به طهران فرستاد. فتحعلی شاه از این معنی آزرده خاطر شده، خود با جمعی لشکر و سپاه رو به خراسان نهاد. چند روزی دور قوچان اطراق کرد، دید فتحی بدست نمی‌دهد، برگشت به تهران و…. . عباس میرزای نائب‌السلطنه را مأمور خراسان کرد… . چون شاهزاده از تمام جهات آسوده خاطر شد، قوچان را در حصار گرفت. مدت مدیدی کار به منازعه می‌گذشت. توپ ها، آتشبارها و خمپاره‌های رعدآسا، بنیان، حصار را همه روزه از بیخ و بن برمی‌کند. چون رضاقلیخان روزگار خود را سیاه و حال خود را تباه دید، لابد و لاعلاج سرتسلیم فرود آورد. (۶) … نائب السلطنه فرمود او ار مغلولاً به جانب مشهد مقدس حرکت دهند. دو پسر بزرگ او که یکی را سامخان و دیگری ابوالفیض خان بود به همراه به طهران برد. پس از چندی رضاقلیخان را روانه‌ی اردبیل نمود و پسرها را به حبس نظری در طهران نگاه داشتند. چند پسر دیگر نیز از او در قوچان بود که یکی را یزدان و یردی خان می‌گفتند که برادر سامخان بود و دو تای دیگر را امیرحسین خان و امیرگونه خان می‌گفتند که از دختر]نجفقلی[ خان ]شادلو حاکم بجنورد[بود. اصالتا از آن اولاد دیگر رضاقلیخان نجیب‌تر بودند. آنها رفتند بجنورد پهلوی جدّ خود.» (۷)
میرزا نصرت درباره‌ی فرزندان رضاقلیخان و اختلاف میان آنان می‌نویسد:
«رضاقلیخان پسر امیرگونه خان حاکم قوچان و سرسلسله‌ی ایل زعفرانلو، در وقتی که کمال اقتدار را در خراسان داشت. دختر (نجفقلی) خان حاکم بجنورد و سرسلسله ایل شادلو را برای خود به زنی گرفت. دو پسر از آن زن به ظهور رسید. یکی را امیرگونه خان اسم نهاد و دیگری را امیرحسین‌خان. پسران خود را حکم کرده بود به قنداقه‌ی آنها تعظیم کنند… پس از آن که رضاقلیخان یاغی شده و اسیر پنجه‌ی قهر نائب السلطنه گردید و به طهران رفت و دو پسر خود سامخان و ابوالفیض‌خان را همراه برد و حکومت قوچان به کلی از دست آنها رفت. دختر نجفقلی خان که موسوم به (آغا) بی‌بی بود. دو طفل خود را برداشت رو به بجنورد گذاشت، رفت خدمت پدرش. پس از آن (نجفقلی) خان مرد. آن زن و اطفال را جعفرقلی خان (پسر ارشد نجفقلی خان)توجه می‌نمود. چون همیشه مابین طائفه‌ی زعفرانلو و شادلو نقاصتی برپا بود. گاه و بیگاه از کسان جعفرقلیخان نسبت به آن دو طفل سرزنش و طعنه ظهور داشت». (۸)
بدین‌ترتیب دوران اقتدار رضاقلیخان به سرآمد و فتحعلی شاه، سامخان را به لقب ایلخانی گری خراسان سرافراز نموده و ولایت خبوشان و متعلقات آن را به نور محمد خان دولّو داده شد.
به نوشته‌ی میرزانصرت از این زمان تا درگذشت فتحعلی شاه قاجار در ۱۲۵۰ق و جلوس محمدرضا شاه قاجار برتخت سلطنت، حکمرانی قوچان ابتدا در اختیار نورمحمدخان بوده است. (۹) و در ۱۲۵۲ق محمدولی‌خان قاجار به جای وی به حکمرانی قوچان منصوب گردیده است. (۱۰) چنانکه میرزا نصرت نیز به این موضوع اشاره می‌کند: « … حکومت قوچان را به نورمحمد قجر دادند. دستگاه رضاقلیخان به کلی برچیده شد … حکومت قوچان پس از دو سال دیگر به محمدولی خان قاجار تعلق گرفت». (۱۱)
به گزارش میرزانصرت، ظاهراً از ۱۲۴۸ق که سامخان دوران حبس نظری را در تهران می‌گذراند، حکومت قوچان در اختیار خاندان شجاع‌الدوله نبوده است. و در بخش دیگری از این دوران نیز حکمرانان دیگری در قوچان بوده‌اند، که میرزا نصرت این موضوع را نیز خاطرنشان می‌سازد و می‌نویسد:
«چون آصف‌الدوله اللهیارخان والی خراسان شد (۱۲۵۰ق( و دولت انتقال به محمدشاه یافت. محمدحسن خان سالار (فرزند آصف‌الدوله) حاکم قوچان گردید.» (۱۲)
بنابراین به نوشته میرزا نصرت بعد از محمدولی خان، مدتی محمدحسن خان سالار و بعد از او نیز، مدتی حکمرانی قوچان در اختیار فرزند محمدحسن خان سالار، یعنی یزدان بخش میرزا بوده است. چون میرزانصرت در ذکر شورش سالار می‌نویسد. همزمان با درگذشت محمدشاه و به قدرت رسیدن ناصرالدین شاه، یزدان ویردی خان که در قوچان اقامت داشت. همزمان با شورش سالار، نیروهایی از اکراد را جمع‌آوری نموده و یزدان بخش‌ میرزا را از قوچان بیرون کرد. (۱۳)
اگرچه میرزانصرت به صورت دقیق نام حکمرانان غیربومی قوچان و نیز مدت حکمرانی آنان را ذکر ننموده است، اما از محتوای مطالب او چنین استنباط می‌شود که در این دوره فترت (۱۲۶۴-۱۲۴۸ق) که نویسنده طول این مدت را پانزده سال ذکر می‌نماید، حکومت قوچان در اختیار شاهزادگان قاجار و حکمرانان غیربومی بوده است و سامخان نیز در تهران و در حبس نظری به سر می‌برده است. (۱۴)

سامخان (شجاع الدوله)
میرزا نصرت در مورد چگونگی به قدرت رسیدن سامخان می‌نویسد:
«پس از آنکه پانزده سال سامخان در دارالخلافه‌ی طهران و یزدانوردی خان در قوچان در نهایت ذلّت و مسکنت گذرانیدند. سالار، محمدحسن خان قاجار، ادعای سلطنت نمود (۱۲۶۴ق). و آصف‌الدوله را به طهران احضار کردند و از آنجا به مکه رفت و محمدشاه مرحوم شد. و سالار حرکت کردبه عزم سلطنت در طهران و ناصرالدین شاه از تبریز آمد و بر تخت نشست. و ابراهیم خلیل‌خان را با جمعی سپاه جلوسالار فرستاد، در شاهرود و شکست به عسکر سالار افتاد، فرار کرد رو به مشهد. یزدان و یردی‌خان جمعیتی فراهم آورده، یزدان بخش میرزا پسر سالار را از قوچان بیرون کرد و سامخان هم مجالی بدست آورد با برادر خود ابوالفیض خان از طهران دو اسبه فرار کردند، از راه جاجرم خود را به قوچان رسانیدند. در وقتی که یزدان و یردی خان هم مشغول تدارک عسکر و جمع‌آوری قشون بود. چون سامخان وارد قوچان شد، مردم وجود او را مغتنم شمرده، دور او را گرفتند. چندین هزار جمعیت به اندک مدتی دور آنها را گرفت» [۱۵] سامخان به توصیه میرزا عسگری امام جمعه مشهد تصمیم داشت با متابعت از دولت قاجار، جایگاه خود را در دستگاه ناصری مستحکم سازد. (۱۶) لذا به سلطان مراد میرزا که از طرف ناصرالدین شاه برای سرکوبی سالار به خراسان آمده بود پیوست و در رفع سالار (تا ۱۲۶۶ ق) به او یاری رساند. [۱۷] و پس از آن نیز به همکاری با دولت قاجار پرداخت و در سرکوبی ترکمانان و فتح هرات کمک شایانی کرد تا آنجا که در نزد دولت قاجار تقرب یافت و در ۱۲۷۲ ق از طرف ناصرالدین شاه به لقبِ شجاع الدوله
(اول) مفتخر گردید و حسام السلطنه نیز به پاس خدماتش، ریاست لشکر خراسان را به او ارزانی داشت. و از آن به بعد، حکمرانی قوچان تا حدود ۱۳۳۸ ق در خاندان شجاع الدوله ها موروثی باقی ماند. [۱۸] بعد از به قدرت رسیدن سامخان، رقابت برای کسب مقام و نزدیکی به کانون قدرت در میان وابستگان رضا قلیخان، آغاز گردید و میرزا نصرت که از نزدیک، مسائل قوچان را در مدّ نظر داشته است. درباره فرزندان رضا قلیخان در دوران حکمرانی سامخان می نویسد:
« … [ پس از آن که سامخان به قدرت رسید]. امیر گونه خان و امیر حسین خان چون دیدند سامخان و ابوالفضل خان که دو برادر بزرگ ایشان بودند و از طهران فرار کردند. خود را به قوچان رسانیدند و حاکم بالاستقلال گردیدند. مادر خود را برداشته، بردند. سامخان نیز به آن ها کمال مهربانی را نموده. مرسومی برای آنان مقرر نمود و سفارش آن ها را به برادر خود یزدان و یردی خان که حاکم قوچان بود کرد و خود سفری شد. و رفت در اردوی حسام السلطنه سلطان مراد میرزا مشغول زد و خورد با سالار شد و خیلی نامدار گردید. [۱۹] یکی دو سال آغا بی بی و پسرانش در قوچان گذرانی کردند. صاحب اسب و نوکر و تازی و قوش شدند. چون مادر یزدان و یردی خان آثار رشد [را] در بشره‌ی پسران هَوُوی خود خاصّه امیر حسین خان دید، آتش بغض و عداوت و حسدش شعله ور گردید … یزدان و یردی خان هم که دلخوشی از آن دو برادر نداشت و محض حاکم سامخان آن ها را با مادرشان از قوچان بیرون کنند …. الغرض به هر قسمی بود ….. [خودشان را] به بجنورد رسانیدند. [۲۰] بعد از این واقعه به نوشته میرزا نصرت، سامخان به امیر حسین خان نامه ای نوشته و از او می خواهد که به اردوی مشهد بیاید و از آن به بعد امیر حسین خان در دوره حکمرانی سامخان مورد عزت و احترام قرار می گیرد. و به تدریج با ابراز لیاقت و کاردانی به سرعت مراحل رشد و پیشرفت را طی کرده و در دستگاه ناصری از ارج و منزلت بسیار برخوردار می گردد. [۲۱] میرزا نصرت نیز بر این مطلب اشاره نموده و نوشته است: «… سامخان روز به روز بر عزت و شوکت او می افزود. تا آن که فتح هرات دست داد. فتحنامه هرات را به او داده روانه طهران نمود. امیر حسین خان به زودی خود را به طهران رسانید. مژده فتح هرات را به خاک پای مبارک رسانید. خلعت و انعام و منصب سرهنگی گرفت. برگشت دوباره خدمت برادر، کمر خدمت را بر میان بست تا آن که ابوالفیض خان در اصفهان مرحوم شد ویزدان و یردی خان در قوچان مرد. سامخان تنها ماند. فوج سرباز قوچان را سپرد به امیر حسین خان. خودش رفت. قوچان به ناخوشی جنون گرفتار شد.» [۲۲] چند نظر درباره مرگ سامخان وجود دارد. از جمله نوشته اندکه به واسطه جنگ قدرت در مرکز، به حکیم باشی دستور می دهند که سامخان را مسموم کند. میرزا نصرت نیز به این مطلب اشاره می کند و می نویسد:
«… از قضای آسمانی، پادشاه، حکیم باشی خود را برای معالجه سامخان روانه نمود. چون بایستی حکومت از آن خانواده به کلی انتقال یابد. مداوای حکیم باشی فایده بخشید. روز به روز بر شدت مرض افزود. تا آن که از نخوردن غذا و ضعف مزاج، سامخان به رحمت حق واصل گردید …. ما در یزدان و یردی خان، چنان گمان کرد که حکیم باشی پسر او را مسموم کرده. در روز سیّم از فاتحه خوانی، خود با جمعی از زنان از اندرون، برون آمده. حکیم بیچاره را که سیّد جلیل القدری بود در روز جمعه، صلات ظهر شهید کردند. جسد او را به زیر چوب [خرد] و خمیر نمودند» [۲۵] امیرحسین خان (شجاع الدوله دوم)
بعد از مرگ سامخان در ۱۲۷۸ ق، ابتدا فرزندش خان باباخان مظفّرالسّلطنه به جای وی نشست. و امیر حسین خان به عنوان نایب الحکومه تعیین شد. اما به زودی امیر حسین خان،‌برادرزاده اش را برکنار و خود قدرت را در دست گرفت. [۲۶] و به دلیل شایستگی از طرف حسام السّلطنه، والی خراسان نیز مخالفتی با او به عمل نیامد. [۲۷] میرزا نصرت در این خصوص می نویسد:
«چون خبر مرگ [سامخان] در مشهد به حسام السّلطنه رسید. فورا امیر حسین خان را خلعت حکومت داد، روانه قوچان نمود …. امیر حسین خان وارد قوچان گردید. ….. و امیر گونه خان حاکم شیروان شد.» [۲۸] دوران حکمرانی امیرحسین خان در قوچان به سه دوره تقسیم می شود. دوره اول حکومت او از ۱۲۷۸ ق آغاز و در ۱۲۸۱ ق با تصرف قوچان توسط حسینقلی خان خاتمه می یابد.
حسینقلی خان پسر بزرگ رضاقلیخان که
بعد از فتح قوچان در ۱۲۴۸ ق به همراه پدرش به تهران تبعید و تا ۱۲۷۷ ق در حبس نظری بود. در این تاریخ به همراه حسام السلطنه به خراسان آمده و در قوچان ساکن شد. اما پس از مدتی بر علیه امیرحسین خان شورش کرد. و حکمرانی قوچان را به دست گرفت و امیرحسین خان نیز به استرآباد پناه برد. [۲۹] با حمایت حسام السطنه حسینقلی خان پس از مدتی برکنار و بعد از حکمرانی کوتاه مدت اسدالله میرزا، مجددا در ۱۲۸۲، امیرحسین خان حکمرانی قوچان را عهده دار شد. [۳۰] بعد از حدودیک سال از شروع حکمرانی امیر حسین خان در مرحله دوم (۱۲۹۱ – ۱۲۸۲ ق) ناصرالدین شاه در ۱۲۸۳ از طریق مشهد به قوچان آمد و در این سفر، امیرحسین خان به لقب شجاع الدوله مفتخر گردید. [۳۱] یکی از مهمترین امتیازات شجاع الدوله ها و به ویژه امیر حسین خان که مورد توجه دربار قاجاریه و عاملی مهم در بقای حکمرانی آنان در قوچان به شمار می آمد. موفقیت آنان در محافظت از مرزهای خراسان و دفع ترکمانان متجاوز بود. [۳۲] چنان که میرزا نصرت نیز در شرح مجازات ترکمنهای غارتگر که با تجاوز به منطقه تحت حکمرانی امیرحسین خان به قتل و غارت پرداخته اند می نویسد:
«تلافی خوبی از طایفه ضالّه شد. داغی به دل سرداران آن ها گذاشته شد که تا هنگام غلبه روس، تلافی آن را نتوانستند نمود» [۳۳] میرزا نصرت در دوران حکمرانی امیرحسین خان از دو سفر به قوچان یاد می کند. که دربار اول به سال ۱۲۸۴ ق برای انجام عمل آبله کوبی به خراسان ماموریت داشته و در همین سفر بخاطر شیوع بیماری وبا در قوچان حضور یافته و امیرحسین خان را مداوا نموده است. [۳۴] و در دومین سفر به سال ۱۲۸۷ ق ، در هنگام زلزله قوچان از زیر آوار نجات پیدا کرده و به تهران مراجعت کرده است. [۳۵] در ۱۲۸۸ ق در قوچان قحطی اتفاق می افتد اما با توجّه امیرحسین خان حاکم قوچان که مالیات اضافی بر مردم تحمیل نمی نماید زندگی بر مردم سخت نگذشته و در راحتی بوده‌اند. ]۳۶[
در ۱۲۹۰ق حسام‌السلطنه برکنار شده و شهاب‌المک ملقب به نظام‌الدوله والی خراسان می شد. او قصد داشته است به بهانه‌ی تجلیل از سامخان، فرزند او یعنی خان بابا خان مظفرالسلطنه را به حکومت قوچان منصوب کند. لذا در ۱۲۹۱ق قوچان را محاصره کرده اما نتوانست امیرحسین خان را شکست دهد. (۳۷)
میرزانصرت خان در توصیف این واقعه نوشته است:
«چند روزی نمی‌گذرد که شهاب‌الملک بی‌خبر با ده‌هزار نفر سوار و پیاده دور قوچان را احاطه می‌نماید و شجاع‌الدوله را محصور می‌نماید». (۳۸)
امیرحسین خان بعد از این محاصره ناموفق به تهران احضار و زندانی می‌شود و انوشیروان میرزا برای مدت چند ماه حکوت قوچان را عهده دار می‌شود. (۳۹)
با برکناری شجاع‌الدوله، ابولحسن‌خان با عده‌ای از ترکمانان به قوچان یورش می‌برد و ناتوانی انوشیروان میرزا باعث می‌گردد تا ناصرالدین شاه در ۱۲۹۲ق بخاطر رضایت مردم از شجاع‌الدوله، او را برای سومین بار به حکمرانی قوچان معین نماید. در سومین مقطع از حکمرانی امیرحسین خان (۱۳۱۱-۱۲۹۲ق) که تا پایان حیات او ادامه می‌یابد، وقایع مهمی روی می دهد. از مهمترین آنها، سفر دوم ناصرالدین شاه به قوچان در ۱۳۰۰ق و نیز اختلافاتی است که میان امیرحسین خان و آصف‌الدوله والی خراسان روی می‌دهد.
در ۱۳۰۸ق باز امیرحسین خان به تهران احضار می‌گردد، اما با برکناری رکن‌الدوله او مجدداً به قوچان مراجعت می‌نماید.
در سال ۱۳۱۱ق از طرف دولت قاجار به امیرحسین خان مأموریت داده می‌شود تا برای اجرای بعضی از مواد معاهده آخال و تحویل قریه‌ی فیروزه به همراه هیأت سیاسی عازم سرحدات خراسان شود. او علیرغم آن که راضی به این کار نبوده اما برای اطاعت از فرمان دولت عازم می شود. ولی در نزدیکی فاروج از اسب سقوط کرده و به شدت زخمی شده و در اثر این حادثه فوت می‌کند. و بدین ترتیب دوران امیرحسین خان پس از حدود سی‌سال حکمرانی و فراز و نشیب‌های بسیار به پایان می‌رسد.
میرزانصرت درباره‌ی چگونگی درگذشت امیرحسین خان و زلزله قوچان در ۱۳۱۱ق نوشته است:
«… از قضای آسمانی و خواست خداوندی، شجاع‌الدوله را سفری پیش آمد که حسب‌الامر باید ]با[ یکی از رجال دولت برود. ]و[ سرحد دولت روس را با خاک قوچان معین نماید. در کمال شوکت و استقلال و حشمت و جاه و جلال، سوار اسب تیزتک، تندرو و سرکش بادپیما گردید. چون سه فرسنگ از شهر ] قوچان[ دور گردید … ]از[ اسب به پشت افتاد … استخوان سینه و پشت او درهم شکست … تا پس از دو روز، زندگانی را وداع نمود. پنج روز از مردن شجاع‌الدوله گذشته، زلزله‌ی عظیمی در ۱۳۱۱ در قوچان پدیدار شد که تمام قوچان خراب و دوازده هزار آدم در زیر آوار هلاک گردید». (۴۵)

محمدناصرخان (شجاع الدوله سوم)
بعد از فوت امیرحسین خان، پسر دومش محمدناصرخان با لقب شجاع‌الدوله از طرف دولت به حکومت قوچان منصوب و برای انجام مأموریت نیمه تمام پدر و به منظور تحویل قریه‌ی فیروزه عازم سرحدات شد. (۴۶) در دومین سال حکمرانی محمدناصر خان زلزله دیگری در ۱۲۱۲ ق به شدت قوچان را لرزاند و قریب ده هزار نفر از اهالی تلف شدند و شهر به کلی ویران گردید. لذا پس از احداث قوچان جدید، واقع در اراضی ملکی محمدناصر خان در نظر آباد، مردم در آنجا ساکن شدند. [۴۷] در این زمان محمدناصر خان به خواست مؤیّد الدوله والی خراسان برای اعزام به تهران، به مشهد احضار شد و خان باباخان مظفرالسلطنه بعنوان حکمران قوچان و رمضان خان بعنوان نایب الحکومه معین شدند. اما چندی نگذشته بود که در جریان طرفداری مردم از شجاع الدوله محمد ناصر خان، مظفر السلطنه و رمضان خان کشته شدند و مجدداً محمد ناصرخان به حکمرانی قوچان منصوب شد که تا ۱۳۲۰ ق در این سمت باقی بود. و پس از او عبدالرضا خان شجاع الدوله چهارم جانشین وی گردید. [۴۸] میرزا نصرت درباره‌ی چگونگی به قدرت رسیدن محمدناصر در گزارش نسبتاً متفاوت با برخی از اخبار مندرج در منابع، درباره توطئه رمضان خان که به زعم او به منزله ایاز امیر حسین خان محسوب می شده است. می‌نویسد:« رمضان خان دید کار سخت شد و حکومت را به او نخواهند داد. اگر محمدناصر خان حاکم [قوچان] شود. روزگار او را سیاه خواهد کرد. خان بابا خان پسر سام خان را بر روی دست گرفت و هشتاد هزار تومان پیشکشی برعهده گرفت تا حکومت را به محمد ناصر خان ندهند. محمد ناصرخان اسب خود را سوار شد. مایوس و ناامید از حکومت خود شده فرار را بر قرار اختیار کرد. روی به طهران رفت…. مردم قوچان از آن عداوتی که با رمضان خان داشتند. یکدفعه بلوای عام نموده ریختند به سر رمضان خان در یک آن و امر، پاره پاره اش نمودند، مال او را به غارت بردند، خانه اش را خراب کردند. چون این خبر به طهران رسید. لابد محمدناصر خان را به لقب شجاع الدوله و منصب امیر تومانی سرافراز کردند. فوراً روانه قوچان کردند. بدون تأمل و تدبیر بر مسند عزّت و کامرانی نشست. [۴۹]» در نوشته های میرزا نصرت بیش از این مطلبی درباره دوران حکمرانی محمدناصر خان وجود ندارد.

پی نوشت ها:
[۱] راحت بعد از رنج، میرزا نصرت طبیب قوچانی، تصحیح و تحقیق قصابیان، محمدرضا، مشهد، انتشارات انصار، ۱۳۸۶- چاپ اول،‌ص ۱۹٫ توضیح: زندگینامه میرزا نصرت قوچانی به قلم نگارنده تالیف و تدوین شده و در درست انتشار است.[۲] مردم و سرزمین قوچان ، جابانی، محمد،‌ مشهد، انتشارات محقق،‌۱۳۷۵، ۲۸/۳ [۳] مقاله شورش حسینقلی خان، قصابیان،‌محمدرضا، پژوهش نامه تاریخ،‌ دانشگاه آزاد اسلامی بجنورد، س۵، ش ۱۹، تابستان ۱۳۸۹، ص ۱۲۴ [۴] مطلع الشمس، اعتماد السلطنه. تهران، انتشارات فرهنگسرا، ۱۳۶۳، ص ۱/۶۴۸ [۵] شرح حال رجال ایران، بامداد، مهدی، بی جا، کتابفروشی زوّار، ۱۳۶۳، ص ۲/۲۵ با شورش حسینقلی خان، ۱۲۴ [۶] راحت بعد از رنج، صص۵۱ تا ۵۳ [۷] همان، ۵۳ و ۵۴ [۸] همان، ۵۷ تا ۵۹ [۹] مطلع الشمس،‌ص ۱/۶۴۸؛ راحت بعد از رنج، ۵۳٫ [۱۰] همان، ۵۴ [۱۱] همان، [۱۲] همان، [۱۳] همان، ۵۵، در بعضی از منابع متأخّر به نقل از مطلع الشمس ذکر شده است که سامخان در ۱۲۴۸ ق به حکمرانی قوچان منصوب شده در حالیکه در مطلع الشمس آمده است که بعد از فتح قوچان و شکست رضا قلی خان، سامخان به لقب ایلخانیگری خراسان سرافراز شده و ولایت خبوشان و متعلقات آن به نور محمد دولّو داده شده است. ر.ک؛ مطلع الشمس ، ۱/۶۴۸ [۱۴] به نوشته میرزا نصرت ، سامخان از ۱۲۴۹ تا ۱۲۶۴ ق در حبس نظری تهران بوده است و حکمرانی قوچان در اختیار خاندان شجاع الدوله نبوده است. ر.ک : راحت بعد از رنج،‌۵۵٫ [۱۵] راحت بعد از رنج، ۵۵ و ۵۶ [۱۶] المآثر و الآثار، اعتماد السلطنه، به کوشش ایرج افشار، تهران، انتشارات اساطیر، ۱۳۶۳، ۱/۲۱۰ [۱۷] منتخب التواریخ، شیبانی، میرزا ابراهیم،‌تهران، انتشارات علمی، ۱۳۶۳، ۸۷؛ ژنرال سمینو در خدمت دولت ایران عصر قاجار و جنگ هرات، ژنرال بارتلمی ، به کوشش منصوره اتحادیّه و سعید میر محمد صادق، تهران، نشر تاریخ ایران، بی تا، ۱۷۱، ناسخ التواریخ،‌ (قاجاریه)، سپهر، محمدتقی خان،‌ به اهتمام جمشید کیانفر، تهران، نشر اساطیر، ۱۳۷۷، ۳/۱۱۰۰ تا ۱۱۰۱ [۱۸]ناسخ التواریخ، ۳/۱۱۰۴ تا ۱۱۰۵٫ [۱۹]راحت بعد ازرنج، ۵۹ و ۶۰٫ [۲۰] همان، ۶۰ و ۶۱٫ [۲۱] همان، ۶۱ و ۶۲٫ [۲۲] همان. [۲۳] روزنامه‌یدولت علیّه ایران، تهران، انتشارات کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران، ۱۳۷۰،باهمکاری ونظارت جمشید کیانفر، (۱۲۷۸- ش۴۹۴). [۲۴] سرزمین ومردم قوچان، ۳/۳۳؛حرکت تاریخی کردبه خراسان، توحدی، کلیم‌الله، مشهد ناشرمؤلف، ۱۳۷۱، ۱/۳۸۱٫ [۲۵] راحت بعد از رنج، ۶۲٫ [۲۶] سفرنامه خراسان وسیستان، کلنل ییت، ترجمه قدرت الله روشنی، مهرداد رهبری، تهران، انتشارات یزدان، ۱۳۶۵، ۱۶۷٫ [۲۷] حقایق الاخبار ناصری،خورموجی، محمدجعفر، به کوشش حسین خدیوجم،تهرا ننشر نی، ۱۳۶۳، ۶۶ تا ۶۹٫ [۲۸] راحت بعد ازرنج، ۶۲٫ [۲۹] برای مطالعه بیشتر در مورد شورش حسینقلیخان رک: پژوهش‌نامه‌ی تاریخ، (فصلنامه ی دانشگاه آزاد بجنورد). س ۵،ش ۱۹، صص ۱۲۴ تا ۱۳۱٫ [۳۰] خاطرات و اسناد، نظام‌السلطنه مافی،حسینقلیخان، به کوشش معصومه نظام مافیو…،تهران،نشرتاریخ ایران، ۱۳۶۱،ص ۹٫ [۳۱] روزنامه سفرخراسان، حکیم الملک، علی نقی میرزا،زیرنظر ایرج افشار، تهران، انتشارات فرهنگ ایران زمین، ۲۵۳۶،ص ۳۳۰٫[۳۲] روزنامهدولتعلیّهایران، ۱۲۸۵ ش، ۶۲۹٫ [۳۳] راحت بعد از رنج، ۲۳۵٫[۳۴] همان، ۲۲۳٫ [۳۵] همان، ۲۴۳٫ [۳۶] تاریخ قدیم قوچان، افشار علاءالدّین، نسخه‌ی خطی، کتابخانه آستان قدس رضوی، مخطوطات. ش ۱۹۵۹۲، ص ۱/۲۵۹٫ [۳۷] همان، ۱/۸۲ تا ۸۷٫ [۳۸] راحت بعد از رنج، ۲۳۰٫ [۳۹] روزنامه ایران، انتشارات کتابخانه ملی، با همکاری مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها، ۱۳۷۶، ۱۲۹۱ ش ۲۳۷ و ش ۲۴۳ [۴۰] همان، ش ۲۵۷٫ [۴۱] تاریخ قدیم قوچان، ۱/۱۵۲ [۴۲] اسناد میرزا عبدالوهاب خان آصف الدوله، میرزا عبدالوهاب خان، شیرازی، به کوشش عبدالحسین نوایی، و نیلوفر کسری، تهران، موسسه مطالعات تاریخ معاصر، ۱۳۷۱، صص ۳۶ تا ۱۰۶ [۴۳] روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه، ۷۲۹ تا ۸۴۵ [۴۴] تاریخ قدیم قوچان، ۱/۱۱، روزنامه خاطرات اعتماد السلطنه، ۹۱۲٫ [۴۵] راحت بعد از رنج، ۶۷ و ۶۸ [۴۶] اترکنامه، شاکری، رمضانعلی، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۵، ۸۵٫ [۴۷] همان، ۸۸ [۴۸] همان [۴۹] راحت بعد از رنج، ۶۸ و ۶۹

محمدرضا قصابیان
(مقاله برگرفته شده از ویژه نامه قوچان شناسی ۲ به سردبیری حسین فیروزه)

Did you find apk for android? You can find new Free Android Games and apps.

درباره ehsan

Check Also

کتابت بزرگ‌ترین قرآن جهان

Want create site? Find Free WordPress Themes and plugins.  کتابت بزرگ‌ترین قرآن جهان توسط استاد …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *