خانه / قوچان / خراسان در نگاه مرحوم عطاردی

خراسان در نگاه مرحوم عطاردی

خراسان در نگاه مرحوم عطاردی

شاید برخی فکر کنند، علامه شیخ عزیزالله عطاردی (۱۳۰۷-۱۳۹۳) به دلیل خراسانی بودن و حس وطن‌گرایی مدافع این سرزمین است؛ اما واقعیت اینست که خراسان در نگرش او یک جغرافیا نیست بلکه یک مکتب و یک نوع تفکر و جریان فکری و در عمل یک تمدن تحقق یافته است. از اینرو تلاش می‌کنم در این نوشتار دیدگاه‌های او را به اجمال رصد و معرفی کنم.

اهمیت فرهنگى
خراسان فقط یک مقوله جغرافیایى نیست بلکه یک پدیده فرهنگى هم هست و نه تنها بخش مهمى از فرهنگ ملى ایران وابسته به آن است بلکه رکن فرهنگى ملى ایران محسوب مى‏شود.
از این‏رو، نقش ناحیه خراسان در شرق ایران از مهم‌ترین مناطق، در بسط و توسعه فرهنگ و معارف اسلامى بوده است. اکثر محدثان، فقیهان، حکیمان، عارفان، ادیبان، محققان، شاعران، منشیان، هنرمندان و رجال سیاست از آن ناحیه برخاستند.
نیز از منظر شیعى، فرهنگ شیعیان، وامدار خراسان است. همچنین از منظر ملى، فرهنگ ملى ایرانى وابستگى تمام به خراسان دارد.(۱) اهمیت این منطقه را باید از قرن نخست اسلامی و فتح این سرزمین توسط مسلمانان پی‌گیری کرد.
لشکر اسلام در زمان عمر خلیفه دوم وارد خراسان شد و حوادث اسلامى این منطقه آغاز شد و رخدادهاى مهمى در دوره امویان و عباسیان از جمله شهادت امام رضا(ع) واقع شد. پس از شهادت، تاریخ جدید خراسان رقم خورد.(۲) حضرت علی(ع) در دوره خلافتش به این منطقه اهتمام داشت و جعده بن هبیره مخزومی فرزند ام هانی دختر ابوطالب، عون بن جعده مخزومی، خلید بن قره تمیمی خواهرزاده خود را به عنوان والی خراسان تعیین کرد.(۳)
جایگاه و اهمیت این منطقه در نشر حدیث. خراسان یکی از مراکز مهم شیعه در قرون اولیه قمری خراسان بود. بذر تشیع و محبت اهل بیت(ص) را در خراسان نخست اصحاب و یاران امیرالمؤمنین(ع) در هنگام خلافت آن حضرت پاشیدند و مردم را با افکار و اندیشه‌های آن امام آشنا کردند، و سخنان امام را به مردم خراسان رسانیدند و آنان را شیفته آن جناب نمودند.
مسافرت حضرت رضا(ع) به خراسان و اقامت طولانی آن جناب در مرو و تشکیل مجالس علمی و مناظرات و احتجاجات او با مخالفان و معاندان و ارباب مذاهب و ادیان و مکتب‌های فکری و فلسفی موجب شد تا مردم بیشتر یا اهل بیت(ع) آشنا شوند و خود را برای شنیدن اخبار و احادیث آنها آماده نمایند.
بر اساس اسناد و مدارک معتبر در شهرهای خراسان مانند نیشابور، هرات، مرو، بلخ، بخارا، سمرقند، ایلاق و سرخس، گروهی از محدثان و علمای شیعه در آن جاها مقیم بودند و اخبار و آثار ائمه اطهار(ع) را تبلیغ می‌کردند و در شهرها و ولایات خراسان مجلس املای حدیث داشته‌اند.(۴)

جایگاه خراسان در نهج البلاغه پژوهی
به نظر عطاردی با بررسی‌ها و تحقیقاتى که انجام گرفت معلوم و محقق شد که خراسانیان از نخستین شارحان نهج البلاغه بوده‏اند. مخصوصاً متکلمان و ادیبان این منطقه نهج البلاغه را مورد بحث قرار داده‏اند و از نظر کلامى و ادبى آن کتاب را مورد عنایت و توجه خود نهاده و الفاظ و کلمات آن را شرح و تفسیر کرده‏اند.
عطاردی در این مورد جزوه‏اى تحت عنوان
«علماى خراسان و نهج البلاغه» نوشته و تعدادى از علما و ادبا و متکلمان خراسانى را که درباره این کتاب به تحقیق و بررسى پرداخته‏اند و آن را شرح و تفسیر نموده‏اند در آن رساله گرد آورده است و اینک خلاصه از آن جزوه در اینجا ارائه می‌شود:
کتاب شریف نهج البلاغه از همان عصر تألیف مورد توجه و انظار اهل علم و ادب قرار گرفت و نسخه‌هایى از آن تهیه گردید و به اطراف و اکناف فرستاده شد، و به سرعت جاى خود را در محافل اهل علم و ادب باز کرد و انظار دانشمندان و ادیبان و شاعران را به طرف خود جلب نمود.
یکى از مناطقى که در آنجا نهج البلاغه مورد توجه و عنایت قرار گرفت منطقه خراسان بود، و در قرن پنجم هجرى شهرهاى خراسان مرکز علم، ادب و فرهنگ و هنر بودند. مدارس و مراکز علمى و تحقیقى در آنجا زیاد بود و جویندگان دانش و فضیلت در آن مراکز به تحقیق و نشر علوم و معارف مشغول بودند.
کسانى که با کتب رجال علم و ادب و تذکره‏هاى شاعران، عالمان و ادیبان سر و کار دارند و با کتابهایى مانند یتیمه الدهر، دمیه القصر، و خریده و وشاح الدمیه آشنایى دارند متوجه هستند که در آن تاریخ، خراسان مرکز شاعران و ادیبانى بود که به زبان عربى شعر مى‏سرودند و در ادبیات عربى سرآمد همگان بودند.
به همین جهت نهج البلاغه که از نظر ادبى و فصاحت و بلاغت در سطح بلندى قرار داشت مورد توجه ادیبان و دانشمندان سخن‌شناس قرار گرفت و سرعت به مراکز علمى و ادبى خراسان راه پیدا کرده و علماى ادب و کلام به طرف آن جلب شدند و به شرح و تفسیر آن پرداختند.
کتاب مقدس نهج البلاغه در نیشابور که در آن زمان بزرگترین مرکز علمى و ادبى در شرق ایران زمین بود، توسط اهل ادب مورد بحث و تفسیر قرار گرفت و بعد از آن در خوارزم، بیهق، نسا، سرخس، هرات و چغانیان و ماوراء النهر مورد توجه واقع شد.(۵)

دوره بنى‏امیه و عباسیان
حوادث و تحولات این منطقه در این دوره. خراسان مرکز فعالیت بر علیه نژادپرستان اموى بود. در زمان معاویه چندین بار حاکمان خراسان عوض شدند. خراسانیان از اسلامِ امویان سخت متنفر بودند. والیان معاویه یکى پس از دیگرى وارد خراسان مى‏شدند ولى اوضاع و احوال به آنها روى خوش نشان نمى‏داد.(۶)
تحولات این منطقه در زمان بنى‏عباس. سیاست بنى‏عباس بر خلاف بنى‏امیه بود. آنها عرب‏ها را از کار برکنار کردند، و کارهاى لشگرى و کشورى را در اختیار ایرانیان گذاشتد.
خلفاى بنى‏عباس براى خراسان اهمیت زیادى قائل بودند و چون دولت آنها از خراسان آمده بود، سعى مى‏کردند کارها را به خراسانیان واگذار کنند.(۷)

محوریت و مرکزیت
علامه عطاردی از سال ۱۳۴۰ که به تألیف و نگارش کتاب و کارهای تحقیقی و فرهنگی روی آورد، به تدریج متوجه اهمیت و تأثیر خراسان در کل امپراطوری مسلمانان شد. از این رو تصمیم گرفت فرهنگ و تمدن خراسان را به عنوان یک رشته مستقل پی‌گیری کند.
ناحیه خراسان به دلیل پهناوری و اینکه شرق ایران را در برگرفته، شامل مهم‌ترین مناطق فرهنگی بوده و در جهان اسلام تأثیر خاصی داشته است.
بسیاری از محدّثان، فقیهان، حکیمان، عارفان، ادیبان، شاعران و رجال سیاست از این ناحیه برخاسته و در کل جهان اسلام تأثیر گذاشته‌اند. نیز شهرهای بزرگ خراسان مانند نیشابور، طوس، مرو، ابیورد، نسا، خبوشان، بیهق، سرخس، هرات، بلخ، سمرقند، بخارا، ترمذ و چاچ (تاشکند) دارای مراکز علم و ادب بوده و صدها مدرسه و دارالحکمه و مرکز علمی در این شهرها فعالیت داشته و از جهان اسلام دانشجو جذب می‌کردند. از این رو شهرهای مشهور و ولایات خراسان در طول قرون و اعصار، مرکز نشر علم و دانش و فضیلت بوده‌اند. مدارس نیشابور، هرات، بلخ، سمرقند، بخارا، چنان اهمیّت داشته‌اند که از اندلس و مغرب اقصی برای تحصیل و استفاده از استادان به آن شهرها روی می‌آوردند.(۸)
یکی از مراکز مهم شیعه در قرون اولیه هجری خراسان بود، بذر تشیع و محبت اهل بیت (ع) را در خراسان نخست اصحاب و یاران امیرالمؤمنین (ع) در هنگام خلافت آن حضرت پاشیدند و مردم را با افکار و اندیشه‏های آن امام آشنا کردند، و سخنان امام را به مردم خراسان رسانیدند و آنان را شیفته آن جناب نمودند.
مسافرت حضرت رضا(ع) به خراسان و اقامت طولانی آن جناب در مرو و تشکیل مجالس علمی و مناظرات و احتجاجات او با مخالفان و معاندان و ارباب مذاهب و ادیان و مکتب‏های فکری و فلسفی موجب شد تا مردم بیشتر با اهل بیت(ع) آشنا شوند و خود را برای شنیدن اخبار و احادیث آنها آماده نمایند.
بر اساس اسناد و مدارک معتبر در شهرهای خراسان مانند نیشابور، هرات، مرو، بلخ، بخارا، سمرقند، ایلاق و سرخس، گروهی از محدثان و علمای شیعه در آن جاها مقیم بودند و اخبار و آثار ائمه اطهار(ع) را تبلیغ می‏کردند و در شهرها و ولایات خراسان مجلس املای حدیث داشته‏اند.(۹)

منابع پژوهشى
اهمیت شناخت منطقه خراسان به عنوان پاره مهم فرهنگ دینى، مذهبى و ملى ایرانیان. علامه عطاردى دو خط پژوهشى را در سراسر زندگى خود دنبال کرده است: یکى پرداختن به سخنان ائمه معصومین(ع) و دوم پرداختن به خراسان و خراسان‏شناسى. زیر او خراسان را یک مقوله فرهنگى مى‏داند که در فرهنگ دینى و ملى ایرانیان بسیار مؤثر بوده است.(۱۰)
کتابی به روش علمی و آماری درباره خراسان. جواد بن موسی خراسانی در دوره قاجار به تألیف کتاب اشراق السیاحه پرداخت. این کتاب با روش علمی و جدید و با تکیه بر اطلاعات آماری تألیف شده است.
ضرورت‌های سیاسی، نظامی و علمی، مدیران دولتی را در آن زمان وادار کرد تا درباره هر منطقه کتابی به روش علمی تألیف شود. ذوالفقار کرمانی کتاب جغرافیای نیمروز را درباره سیستان نوشت و خراسانی کتاب اشراق السیاحه و کسان دیگر آثار دیگری عرضه کردند.(۱۱)

اقدامات و فعالیت‌ها
علامه عزیزاللّه عطاردی در سال۱۳۴۰ جذب موضوع خراسان شد و تا آخر عمرش یعنی سال ۱۳۹۳ در این زمینه مشغول مطالعه و تحقیق بود. یعنی بیش از نیم قرن یا ۵۳ سال از عمرش را مصروف این مبحث نمود. خودش در مقدمه اخبار و آثار حضرت رضا(ع) در سال ۱۳۹۷ق/ ۱۳۵۴ش درباره آن توضیح داده است. در این سال می‌نویسد، اکنون بیش از پانزده سال است که درباره معارف اسلامی خطه خراسان بزرگ به تحقیق و بررسی مشغول است. یعنی در سال ۱۳۹۳ سال درگذشت علامه، پنجاه و سه سال ایشان به این موضوع مشغول بوده است. برای کشف ابعاد فرهنگ و تمدن خراسان، اول برای به دست آوردن اسناد و مآخذ در کتابخانه‌های ایران و کشورهای اسلامی و غیر اسلامی که دارای کتاب‌های خطی و مخازن هستند به مطالعات پرداخت.
دقیقاً از سال هزار و سیصد و چهل شمسی، فکر تألیف تاریخ خراسان در دوره اسلام برای او پیش آمد؛ به قول خودش یک نیروی نامرئی از باطن او را در تألیف این کتاب بزرگ به فعالیت وا می‌داشت، از آن تاریخ تا امروز از فعالیت و کوشش دست نکشیده و همواره مشغول بوده است.
ابتدا تمام کتابخانه‌های مشهور ایران را در تهران، مشهد، اصفهان، شیراز، یزد، همدان، تبریز و ده‌ها شهر دیگر در استان‌های مختلف کشور پهناور ایران مورد بررسی قرار داد؛ صدها کتابخانه خصوصی و عمومی را تفحص کرد و یادداشت برداشت.
در سال هزار و سیصد و چهل و چهار شمسی عازم عتبات عالیات شد و مدتی در نجف اشرف مشرف بود و در کتابخانه‌های این حوزه تحقیق کرد؛ از محضر رجال علمی و محققان عالیقدر تجربیات فراوانی اندوخت.
در نجف اشرف در هر روز به حضور دو محقق عالیقدر و بزرگ یعنی علامه مجاهد شیخ عبدالحسین امینی مؤلف کتاب الغدیر، و محقق بصیر و زاهد شیخ آقا بزرگ طهرانی مؤلف کتاب الذریعه و طبقات اعلام الشیعه مشرف می‌شد و از محضر پر فیض آن‌ها استفاده می‌کرد.
این دو بزرگوار او را بسیار تشویق می‌کردند. روش تحقیق و آشنایی با مصادر را از آن‌ها فرا گرفت و پس از دیدن کتابخانه‌های نجف از چند کتابخانه در بغداد و کربلا هم دیدن کرد و اطلاعات بسیار سودمندی از کتابخانه‌های عتبات بدست آورد.
در سال ۱۳۴۵ به کویت، مکه و مدینه رفت و کتابخانه‌های این شهرها را مطالعه کرد. سال ۱۳۴۶ به پاکستان و هنوستان جهت مطالعه اسناد و مدارک تمدن و فرهنگ خراسان رفت. پس از بازگشت سه ماه نیز به افغانستان مسافرت کرد. چند سال بعد به یمن، مصر و مجدداً به مکه و مدینه رفت. نیز در سال ۱۳۵۵ به اروپا رفت. در این سفرها ده‌ها کتابخانه و مخزن اسناد مطالعه کرد و هزاران فیش نوشته و پروژه خراسان‌شناسی را آماده تألیف گردانید.(۱۲)
علامه عطاردى وقتى تصمیم به تالیف
«تاریخ علمى و ادبى خراسان» گرفت، ابتدا بایست اطلاعات جهانى و منابع از کشورهاى مختلف گردآورى مى‏شد. زیرا موضوع اهمیت فراوان داشت. نخست انجام یک سلسله مسافرت‏هاى علمى و پژوهش لازم بود. به همین منظور شروع به مسافرت‏هاى داخلى و مسافرت‏هاى خارجى نمود و پس از گردآورى اطلاعات به تألیف بخش‏هایى از این اثر پرداخت. گزارش این مسافرت‏ها در چند کتاب ایشان آمده است.(۱۳)

شخصیت‌شناسی
یکی از اقدامات مرحوم عطاردی شناخت شخصیت‌های خراسانی بود، هم شخصیت‌های تاریخی و هم دوره معاصر. در اینجهت بسیار کوشید. برای نمونه برخی از افرادی که معرفی کرده می‌آورم:
باقر خراسانى، از روحانیون و مدرسان مشهد است. او از اولاد سیدمهدى موسوى و برادر حاج میرزا حبیب عالم و فقیه و ادیب معروف مشهدى مى‏باشد. او در نجف اشرف از شاگردان شیخ مرتضى انصارى و سیدمجدد شیرازى بود. وى در مشهد مقدس تدریس مى‏کرد و در سال ۱۳۱۹ق بدرود حیات گفت.(۱۴)
حسن خراسانى، فقیه و نویسنده مشهدى است. او از علما و شاعران و مؤلفان مشهد بود. وى در سال ۱۲۶۳ش در مشهد مقدس متولد گردید. وى کتاب‌هایى را هم تألیف کرده است. او در سن ۵۳ سالگى در سال ۱۳۲۵ درگذشت.(۱۵)
حسین خراسانى، از عالمان معاصر شیخ ابوالحسن اصفهانى اشت. او فرزند حاج شیخ محمدکاظم خراسانى بود. او در سال ۱۳۱۸ق در نجف به دنیا آمد و از شاگردان مرحوم نائینى و سیدابوالحسن اصفهانى و شیخ محمّد کمپانى بود. محل سکونت دائمى او نجف اشرف بود و در سال ۱۳۹۶ق درگذشت.(۱۶)
رجاء بن ابی ضحّاک خراسانی، راوی امام رضا(ع) است. او خراسانی و از خویشاوندان فضل بن سهل سرخسی بود. مأمون او را به مدینه فرستاد تا امام رضا(ع) را به خراسان بیاورد.
از او نیست مگر این که او از کارگزاران بنی‏عباس بوده و به مأمون و معتصم خدمت کرده است و در سال ۲۲۶ق در دمشق به دست علی بن اسحاق کشته شده است. طبری در تاریخ خود ضمن حوادث سال ۲۲۶ گوید: در این سال علی بن اسحاق بن یحیی بن معلی که در دمشق کارهای دیوانی داشت و از طرف صولی ارتکین مأمور کارهای مالی بود، ناگهان بر رجاء بن ابی ضحاک تاخت و او را کشت. رجا در دمشق مأمور اداره خراج شام بود و با وی اختلافی پیدا کرد و جانش را از دست
داد.(۱۷)
علی بن اسحاق بعد از این که رجاء بن ابی ضحاک را از پا درآورد، خود را به دیوانگی زد و حرکاتی از خود نشان می‏داد که معلوم بود او عقل خود را از دست داده است و بعد خود را به احمد بن ابی دؤاد که از رجال بزرگ دربار عبّاسی بود رسانید و او هم واسطه شد و اسحاق از زندان خلاص گردید و بدین وسیله مرد ظالمی که امام رضا را با جبر و زور به خراسان کشید، خود این چنین خوار کشته شد و قاتلش هم آزاد گردید.
از وی فرزندی به‏نام حسن بن رجاء باقی ماند که طبری در تاریخ خود از وی یاد می ‏کند و می‏گوید: او در راه سامرا با علی قاتل پدرش برخورد می‏کرد ولی نمی‏توانست کاری درباره وی انجام دهد. ظاهراً فرزندش حسن مرد عیاش و فاسدی بوده و در منطقه مخرم بغداد که رجال و اعیان و اشراف در آن سکونت می‏کردند منزل داشت دعبل خزاعی و بحتری در اشعار خود او را به بی‏عقلی یاد کرده‏اند. رجاء بن ابی الضحاک از اعمال عبادی امام رضا(ع) در طول سفرش از مدینه تا خراسان مطالبی نقل کرده است.
ابراهیم خراسانى رضوى، از دانشمندان مشهد مقدس و مخالف مشروطیت است. او یکى از علماى مشهد مقدس بود و با مشروطه مخالفت مى‏کرد. مرحوم سید ابراهیم رضوى در مشهد قضاوت هم مى‏کرده و مردم براى رفع اختلافات خود به او مراجعه مى‏کرده‏اند. او در سال ۱۳۳۴ق درگذشت.(۱۸)
عبدالرزاق خراسانى، فقیه و مدرس مشهدى قرن یازدهم قمرى است. او از علما و فضلا و مدرسان حوزه علمیه مشهد مقدس بوده و در قرن یازدهم مى‏زیسته است. او معاصر شمس‏الدین بدیع رضوى مؤلف حبل¬المتین است. نام وى در سلسله‏هاى روایى آمده است. از او کتابى هم به چاپ رسیده است.(۱۹)
مهدى خراسانى، از بنیانگذاران مشروطه است. وى فرزند ارشد آخوند ملامحمدکاظم خراسانى مجتهد معروف است و به سال ۱۲۹۲ در نجف اشرف متولد شد. او در امور سیاسى ایران و عراق مشارکت داشت. او به سال ۱۳۶۴ق در تهران درگذشت و در مشهد به خاک سپرده شد.(۲۰)

پی نوشت ها:
۱ . تاریخ آستان قدس رضوی، ج۱، ص ۷٫
۲ . تاریخ آستان قدس رضوی، ج۱، ص ۱۰ـ۴۹٫
۳ . امیرالمؤمنین(ع) و نهج‏البلاغه، ج۱، ص۳۴۴؛ تاریخ آستان قدس رضوی، ج۱، ص ۱۳-۱۵٫
۴ . ایمان و کفر، ۱۳۹۱، ج۱، ص۳۱-۳۲٫
۵ . روایت عشق، ص۵۴۱-۵۴۲٫
۶ . تاریخ آستان قدس رضوی، ج۱، ص ۱۶ـ۱۷٫
۷ . تاریخ آستان قدس رضوی، ج۱، ص ۲۴ـ۲۵٫
۸ . گرامی نامه، ج۱، ص ۲۶٫
۹ . ایمان و کفر، ج۱، ص۳۲٫
۱۰ . تاریخ آستان قدس رضوی،
۱۱ . اشراق السیاحه، ص ۱۳-۱۶؛ جغرافیای نیمروز، ص۱۱؛ روایت عشق، ص۴۲۲ و ۶۶۴٫
۱۲ . اخبار و آثار حضرت رضا(ع)، ج۱، ص۶-۹٫
۱۳ . مخطوطات فارسى، ص ۳ـ۱۶٫
۱۴ . فرهنگ خراسان، ج۳، ص۴۳۷ـ۴۳۸٫
۱۵ . فرهنگ خراسان، ج۴، ص۴۹ـ۵۰٫
۱۶ . فرهنگ خراسان، ج۴، ص۲۸۶ـ۲۸۷٫
۱۷ . راویان امام رضا(ع)، ۱۳۸۸، ص۱۸۷-۱۸۸٫
۱۸ . فرهنگ خراسان، ج۳، ص ۲۱ـ۲۶٫
۱۹ . فرهنگ خراسان، ج۵، ص ۲۰۶٫
۲۰ . فرهنگ خراسان، ج۷، ص۴۷۴ـ۴۷۵٫

احمد مسجد جامعی
(مقاله برگرفته شده از ویژه نامه قوچان شناسی ۲ به سردبیری حسین فیروزه)

درباره ehsan

Check Also

کتابت بزرگ‌ترین قرآن جهان

 کتابت بزرگ‌ترین قرآن جهان توسط استاد اسماعیلی‌ قوچانی به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *