جعفرقلی؛ غریب دیار خویش

جعفرقلی؛ غریب دیار خویش

قوچان، زادگاه مفاخری است که هر یک در عصر و روزگار خود سند افتخار این دیار و این مردم بوده اند. در این میان به همت مردم شایسته و ارجمند این کهن شهر و مسؤولینش، برخی از این بزرگان به نیکی شناسانده شده اند که جای سپاس دارد و برخی نیز در دیار خویش غریب مانده اند که «جعفرقلی» عارف نام آورِ این خطه، یکی از این افراد است. «جعفرقلی» هرچند فرزند «ملارضاقلی» گوگانی است اما فرزند همه ی قوچانی هاست؛ او هرچند شاعر، عارف؛ موسیقدان، حافظ قرآن، تاریخ دان و جهانگرد بزرگی بوده است ولی می توان ابعاد عرفانی و شعری او را پر رنگتر از دیگر ابعاد وجودی اش تلقی کرد.این شخصیت عارفی ربانی بوده که به چهار زبان شعر سروده است و در دیوان پرمغزش می توان بینش و منش انسان کاملی را به تماشا نشست که از بسیاری وادی ها گذر کرده است و نظرکرده ی درگاه الهی شده است.
پرداختن به اشعار و شخصیت عرفانی جعفرقلی مجال و فرصت دیگری می طلبد ولی به اختصار می توان گفت چهره این شاعر صادق و ارادتمند رسول اکرم (ص) و ائمه ی اطهار را می توان در زلالی ابیاتش یافت و از آن چشمه سیر نوشید. دیوان این عارف وارسته که به اهتمام محقق ارجمند و خستگی ناپذیر این دیار استاد «کلیم الله توحدی» گردآوری و به چاپ رسیده است امروز به منبعی غنی برای پژوهشگران تبدیل شده است.
آقای امان الله جعفرزاده چوکانلو از شیروان اخیرا از پایان نامه کارشناسی ارشد خود با عنوان«تلمیحات در دیوان جعفرقلی» دفاع کرده اند. او در مورد تلمیحات این دیوان آورده است است که جعفرقلی در بین ۴۴۰۸ خشت (مصراع) ۹۶۰ تلمیح قرآنی، ۶۱۷ تلمیح احادیث و ۴۴۲ امثله داشته است و این تنها برای عظمت کار بزرگ و سترگ این عارف ربانی کافی است.
امروز جایگاه این عارف در بین مردم شمال خراسان به حدی است که در دورترین روستاها و آبادی ها، هر پیر مرد یا پیرزنی حداقل چند بیت از این عارف خدایی را بر لب دارد و کمتر کسی است که از عشق و دلدادگی او به خاندان نبوت غافل باشد.
حال سؤال این است چرا «جعفرقلی» هر چند برای مردم شناخته شده و عزیز است ولی در قوچان – خانه ی اجدادی اش- کاری در خور شأن این بزرگ مرد صورت نگرفته است؟ چرا شیروانی ها در تجلیل از «جعفرقلی» یک گام نه، چند گام از قوچانی ها جلوترند. شورای اول شیروان در سال ۱۳۷۹ تابلوی «میدان جعفرقلی» را در این شهر نصب کردند و در سال ۱۳۹۱ به خاطر پاسخگویی به خواسته ی عمومی مردم و با همراهی اعضای شورای شهر و شهردار وقت تندیس هنرمندانه «جعفرقلی» در این میدان بالا رفت و حتی شبکه صدا و سیمای «اترک» خراسان شمالی در سال ۱۳۸۷ برنامه ی تلویزیونی مستندی درباره شخصیت این عارف بشکوه ساخت و پخش کرد ولی در قوچان کار شایسته ای برای شناساندن و تجلیل از این مرد صورت نگرفته است؟
البته در سالیان گذشته به منظور تجلیل از «جعفرقلی» در روز ۱۵ اردیبهشت جمعیت انبوهی از شمال خراسان در «گوگان» گرد هم می آمدند که متأسفانه به علت عدم برنامه ریزی مطلوب و عدم همراهی مسؤولین وقت قوچان، استمرار نیافت ولی روی سخنم با نخبگان عزیز قوچان و مسؤولین امروز این شهر است که امروز برای تجلیل از «جعفرقلی» چه کرده اند یا چه می کنند؟
آیا این نامهربانی با «جعفرقلی» نیست که در خانه اجدادی «جعفرقلی» تابلوی خیابان یا میدانی به نامش نیست؟ آیا «جعفرقلی» به اندازه یک میدان یا خیابان، گردنِ فکر، فرهنگ و هنر قوچان حق ندارد؟ آیا قوچانی ها نباید در نصب تندیس و نامگذاری میدان یا خیابانی به نام «جعفرقلی» پیشتاز می شدند تا ثابت کنند که حرمت امام زاده با متولی است؟آیا اگر جعفرقلی متعلق به مردم شهر و دیار دیگری بود باز هم این گونه مظلوم واقع می شد؟ نمونه اش همت ترکمن های عزیز در پاسداشت شاعر پر افتخار این مردم «مختومقلی» است که جای تقدیر دارد.
بنای یادبودی که برمزار شاعر شهیر مردم ترکمن، «مختومقلی» در مراوه تپه گلستان ساخته شده است و عزم عمومی مردم و مسؤولین برای پاسداشت شاعر دیارشان چنان باشکوه است که هر سال وزیر فرهنگ یا یکی از بزرگان مملکت راهی منطقه می شود و در مراسم گرامیداشت این شاعر عزیز شرکت می کند اما کمتر کسی در پایتخت می داند جعفرقلی عارف و شاعر به چهار زبان شعر سروده کیست و «گوگان» زادگاه جعفرقلی کجاست؟
بدون این که بخواهم شخص یا مسؤولی را در قبال بی توجهی به «جعفرقلی»متهم کنم به عنوان یک علاقمند به مردم و تاریخ و فرهنگ پرشکوه قوچان معتقدم که در خصوص تجلیل از «جعفرقلی» کار درخوری صورت نگرفته است و انتظار می رود با همراهی مسؤولین و همراهی نخبگان ، به منظور پاسداشت جایگاه این عالم وارسته علاوه بر نامگذاری محلی به نام این عارف که ابتدایی ترین و طبیعی ترین حق دلدادگان «جعفرقلی» است، باید نسبت به برگزاری همایش های بین المللی و ملی با محوریت اشعار و شخصیت جعفرقلی اقدام شود و از طریق کار علمی و پژوهش های شایسته و بایسته که قطعا با اقبال پژوهشگران بسیاری روبرو خواهد شد زمینه ی شناساندن این فرزند صادق مردم قوچان باید فراتر از مرزهای استانی و کشوری فراهم گردد.
هر چند مزار «جعفرقلی» در مه زمانه ناپیداست ولی می توان با ساخت بنای یادبود در زادگاه آن روح بزرگ، گوگان و آن دره زیبا و سرسبز را به یکی از سرآمدان نقاط گردشگری تبدیل کرد و انبوه مشتاقان را نه یک روز که در طول سال میهمان مردم صمیمی این خطه کرد که هنوز صداقت ایلیاتی دیروز را در وجود خویش به یاد و یادگار دارند. تجلیل از «جعفرقلی» تجلیل از یک شخص یا قوم نیست تجلیل از یکی از مفاخر قوچان عزیز است که سخت دلداده ی خاندان رسالت بوده است و در اشعارش زیباترین جلوه های دینی و عرفانی پدیدار است. شناساندن یکی از انسان هایی است که با روح بزرگش می تواند به الگویی برای جوانان امروز تبدیل شود تا آنها هم باور کنند که سرزمین شان چه بزرگانی را در دامان پرورانده است و آنان می توانند فرزندان پرافتخار فردای سرزمین پرشکوه شان – قوچان – باشند.
امید است با درایت و تدبیرهمه ی کار به دستان قوچان عزیز و به ویژه اهتمام ویژه ی اعضای محترم شورای شهر قوچان بخشی از این دغدغه ها برطرف شود و گام بزرگ برای برگزاری همایش و بنای یادبود برداشته شود و بی گمان این کار نیک و فرخ و فرخنده تا سالها در کتیبه ی دل قوچانیان به یادگار باقی خواهد ماند. این یادداشت را با سه مصراع شعر جعفرقلی به پایان می برم:
…قالوه کم له هه ردئ رووحئ منه له ئاسمین
شه وا رو دوعا ده کم مه له ک ده ویژن ئامین
دوعای من موسته جاب که خوداوه ندئ ئاله مین…
قالبی بر خاک مانده ام و روحم سبکبال آسمانهاست/ شب و رو زدعا می کنم و ملایک آمین گوی دعایم هستند/ دعایم را مستجاب کن خداوند عالمین
چنین باد!

نویسنده: اسماعیل حسین پور
(مقاله برگرفته شده از ویژه نامه قوچان شناسی ۲ به سردبیری حسین فیروزه)

یک نظر ارسال کنید