خانه / قوچان / جعفرقلی زنگلی شاعر و عارف وارسته کرمانج

جعفرقلی زنگلی شاعر و عارف وارسته کرمانج

جعفرقلی زنگلی شاعر و عارف وارسته کرمانج

به طور کلی عشق به شعر و علاقه وافر به شاعران نامدار در شمار مشترکات بشریت است.در طول تاریخ شاعران بسیار زیادی از اقوام مختلف برخاسته اند، که در جهت گسترش زبان و فرهنگ مردم منطقه شان نقش اساسی داشته اند، یکی از این شاعران محلی که توانسته تأثیر بسزایی بر فرهنگ قومش داشته باشد، جعفرقلی زنگلی است. در میان اقوام و ملل مختلف به کمتر شاعری می توان برخورد کرد که مانند او این گونه به ذهن و زبان مردم راه یافته باشد. جعفرقلی معروفترین شاعر کرمانج دوره قاجار است.اشعار او از نظر محتوا و از نظر قالب از تنوع زیادی برخوردار است.. او تنها شاعری است که به چهار زبان، کردی، ترکی، فارسی و عربی شعر سروده است. شرح حال، شخصیت، افکار و اندیشه های او مورد توجه این گزارش می باشد.
مقدمه
بی گمان مطالعه آثار شاعران بزرگ به زبان و لهجه آنان بسیار دلپذیر و دلنشین تر است. چون خوانندگان آشنا به زبان و لهجه های محلی، لطائف کلامی و صنایع ادبی را ملموس تر و دلنشین تر حس می کنند. علاقه به آثار یک شاعر می تواند زمینه ی برای مطالعه در جهت آموختن زبان و درک عمیق از سرزمین و فرهنگ بومی آن شاعر باشد که او از آنجا برخاسته است . شاعران بزرگ و آثارشان پل مستحکمی است بین اقوام و ملتهای گوناگون که زمینه های دوستی،آشنایی و تفاهم با یکدیگر را مهیا می سازد.
در طول تاریخ شاعرانی از قومیت های مختلف سرزمین ایران برخاسته اند که در جهت گسترش و ماندگاری، زبان رسمی یعنی زبان فارسی یا زبان محلی آن تلاش و کوشش فراوان نموده اند از آن جمله می توان به : مختوم قلی فراغی در زبان ترکمنی، احمد خانی در زبان کردی، محمد حسین شهریار در زبان ترکی آذری، جعفرقلی زنگلی در زبان کردی کرمانجی، شیون فومنی در زبان گیلکی و…اشاره کرد. برای هر کدام از این شخصیت ها در ایران و حتی آن سوی مرزها به مناسبت های مختلف مراسمی در پاسداشت این حافظان زبان و فرهنگ برگزار می شود.
مردم کشور ما نیز در مناسبت های مختلف و در طول سال بر سر مزار این عزیزان خفته در خاک حاضر می شوند، و با نثار گل و فاتحه بر مزارشان از زحمات آنان تقدیرو سپاس گزاری می نمایند. از این میان تنها شاعری که تاکنون مزارش نامشخص مانده است جعفرقلی زنگلی است. محل زندگی او ابتدا توسط پژوهشگر پر تلاش شهرمان آقای جابانی و بعد از آن توسط کلیم الله توحدی که برای اولین بار دیوان اشعار او را گردآوری نمود، در حومه قوچان روستای گوگانلو شناسایی شد.
جعفر قلی زنگلی، شاعر مورد پژوهش ما، شاعری است که عمیقا ًبه دین مبین اسلام دلبسته است و بسیاری از اشعار او حاوی آیات قرآن،احادیث، سخنان پیامبر و ائمه اطهار (ع)است. جعفرقلی شخصیتی است که مورد احترام اقوام مختلف در شمال خراسان می باشد . او در دوره پادشاهی فتحعلی شاه قاجار به دنیا آمد و دوران پادشاهی محمد شاه و ناصرالدین شاه را نیز درک کرده است. او از عجایب و نوادر روزگار است. جعفرقلی زنگلی علاوه بر سرودن اشعار، عارف، موسیقیدان و جهانگرد نیز بوده اند او به سرزمینهای ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، گرجستان، قفقاز، شام، حلب، مصر، عربستان و کربلا سفر نموده است.
ما در این گزارش به بررسی زندگی و شخصیت عرفانی و اندیشه های این شاعر شیرین سخن می پردازیم، تا گوشه های از شخصیت و تأثیرات او بر فرهنگ و تاریخ این مرز وبوم برایمان روشن گردد،.کلیم الله توحدی نویسنده و محقق گرانقدر، اشعار جعفرقلی را از روی نسخه های خطی و یا افرادی که اشعار او را حفظ کرده بودند، گردآوری نمود، اخیراً نیز آقای احمد عضدی اشعار او را از روی نسخه های که در اختیار داشته منتشر کرده است.
شرح حال جعفرقلی زنگلی
در واقع می توان گفت: گرچه بیش از یک ونیم قرن از پایان حیات او نمی گذرد .ولی کم و کیف زندگی او هنوز درحدس و گمان فرو رفته است، تاریخ تولد جعفرقلی دقیقاً مشخص نیست،در این زمینه آقای توحدی پژوهشگر تاریخ شمال خراسان که در مورد چگونگی تولد او تحقیقاتی انجام داده می
گوید: «جعفرقلی زنگلی تقریبأ در سال ۱۲۲۰ هجری قمری از خانواده ای روستایی و ساده در قلعه دژ مانند روستای گوگانلو دیده به جهان گشود . نام پدرش ملا رضا قلی و مادرش (نامی از مادر ایشان در کتب تاریخی ثبت نگردیده) می باشد. جعفرقلی هنوز کودکی بیش نبود که پدرش فوت کرد و عمویش به نام حاج علی اصغر با مادرش ازدواج کرد مادرش جعفر قلی را به مکتب گذاشته که قرآن بخواند. اما او به مکتب نمی رفت و پنهانی از قلعه گوگان خارج می شد و به کوه های اطراف روستای گوگان می رفت و هنگام تعطیل شدن مکتب به خانه بر می گشت . جعفرقلی وقتی که به نزدیک سن ۱۵ سالگی رسید.به دره معروف نالی چووکان در اطراف روستای عمارت و بهمن گان رفت و در همان جا بود که ملواری (مروارید) را دید و آواره کوه و بیابان شد و… آقای توحدی در ادامه می نویسد :
«جعفرقلی گوسفندان عمویش را در کوهستان می چرانید که دید عده ی کولی در آن نزدیکی فرود آمده و چادر و خرگاه بر پا کردند.این کولی ها وسایلی را که با خود داشتند به روستایی ها می فروختند . جعفرقلی با فروختن یکی از بزهای عمویش به آنها ،دوتاری را از آنها خرید . هنگامی که عمویش از ماجرا آگاه شد. او را به شدت کتک زد. و دوتار را از او گرفت و به کولی ها داد و بز خویش را پس گرفت… » از این مطالب این گونه برداشت می شود که جعفرقلی نیز مانند بسیاری از بزرگان تاریخ علم وادب در کودکی پدر بزرگوارشان را از دست داده و سالهای کودکی را در تنگدستی و مشقت فراوان سپری نموده است، این احتمال می رود که او نیز همچون دیگر کودکان دوران کودکی را به مکتب رفته باشد،و یا در آن روستا یا در روستاهای اطراف یا شهر قوچان کسانی بوده اند که نسبت به تاریخ اسلام ،ایران و جهان آگاهی کافی داشته اند و جعفرقلی از وجود آنان بهره وافی برده باشد یا کتب مورد نیاز را در اختیار داشته است، از اشعار به جا مانده از او این گونه برداشت می شود، که جعفرقلی علوم مختلف را در مراکز دینی یا مدارس قدیم فرا گرفته است.آنچه مسلم است جعفرقلی در دوران نوجوانی یا جوانی عاشق زیبارویی به نام مروارید ( در زبان کردی ملواری) گردید. از اشعار جعفرقلی پیداست که زیباروی به نام ملواری حقیقت داشته است. او در تکاپوی دلداده اش بود که ناگهان تحولی در او روی داد و او را آواره کوه و بیابان کرد و حالات درونی اش بطور کلی تغییر کرد، برخی این تحول را به خوابی که او دیده بود منتسب می کنند و گروهی نیز به الهامات غیبی. در هر صورت آنچه مهم است اینکه او از عشق زمینی به عشق آسمانی رسید. این دگرگونی در بسیاری از شاعران و عارفان گذشته نیز متصّور است. مولانا در این باره می گوید : « عاشقی گر زین سر و گر زان سر است / عاقبت ما را بدان سر رهبر است»
جناب آقای شادروز امانی در مقاله جعفرقلی عارف ربانی کرمانج می نویسد: «جعفرقلی زنگلی مشهور به عندلیب متخلّص به جعفر یکی از شعرا و عرفای ایران است که حدود سال ۱۲۴۸ هجری قمری در دوره قاجار میان ایل زنگلانلو در روستای گوگان قوچان متولد شد. در دوازده سالگی به مدرسه علمیه سپرده شد،تا به تحصیل بپردازد و پس از اتمام دروس مقدماتی فهم وفراست او بر اساتید آشکار شد.به جعفرقلی پیشنهاد می دهند تا جهت پیمودن مدارج بالاتر به یکی از شهرهای مهم برود او پس از سه سال تحصیل قصد عزیمت به حوزه علمیه مشهد را می نماید.
اما مرگ پدر و اوضاع نامساعد خانواده نابغه هزار مسجدی
را از تحصیل باز داشته و به میان ایل باز می گرداند…»
پس این عارف نامی چند سالی را در مراکز دینی
آن روزگاران به فراگیری علوم دینی پرداخته که مشکلات خانواده و اوضاع نامساعد او را از ادامه تحصیل باز داشته است.بنابراین باسواد بودن او برایمان مسجل است و نباید او را امّی فرض کنیم! اشعار باقی مانده از او نیز مؤید این مطلب است.

اشعار و اندیشه او
جعفرقلی شخصیتی است که بر افکار و اندیشه های مردم شمال خراسان تأثیر زیادی گذاشته است.ماهیت اشعار جعفرقلی عارفانه، عاشقانه است. کمتر کسی را در میان مردم عادی کرمانج خراسان می توان پیدا نمود که دست کم چند بیت از اشعار او را ازبر نباشد و یا با شنیدن آنها متأثر نشود. جعفرقلی شاعری است که به علت آشنایی با متون کهن ادب فارسی، در قالبها و اوزان فارسی شعر سروده است. قالب مورد علاقه جعفرقلی ترکیب بند و ترجیع بند است.
جعفرقلی شاعری است که به چهار زبان زنده دنیا، کردی،فارسی،عربی،ترکی مسلط بوده و به این چهار زبان شعر سروده است .درلابه لای اشعار او به کلمات عربی، احادیث، آیات قرآن مجید نیز بر می خوریم.
به گفته استاد امان الله جعفرزاده «زیر ساخت فکری و زبانی جعفرقلی قرآن است» دراشعار جعفر قلی نام پیامبرانی چون آدم، حوا، هابیل، قابیل، نوح، خضر، الیاس، سلیمان، ادریس، شعیب، ایوب، هارون، یوشع، داود، ابراهیم، زکریا، یوسف، یحیی و حضرت محمد (ص) به چشم می خورد .اشاره به پیامبران مختلف و سرگذشت زندگی آنها در لابه لای اشعار جعفرقلی از نکات قابل توجه در اشعار اوست از اشعار او می توان دریافت که وی نسبت به پیامبران و ائمه اطهار ارادت خاصی داشته است.
ابیاتی چند از او: « یار و ه ره سر خاکی من، مه زاری من بلفین/ وی به ژنو بالی رعنا، وه نه کیران بنمین / ژه سه ری وان بوه هووش، ژوان بستین عه غلودین/ وی نامی اعمالی من، ژه وان هلگر، بدرین / هینگا داده ده ستی من، ژه بن خاکی بکشین/ تا بوینن قودره تی خوداوه ند له رووی زه مین/ ژه حوسنو جه مالی ته خه وه ر بونه ئاسمین/ له سه ر سری من بسه، مه ستو مه ستانه، دلوه ر
برگردان : یار بیا روی خاکم، مزارم را تکان ده / آن قد و بالای رعنای خودت را به نکیرین نشان بده /از سرشان ببر هوش و، عقل و دینشان را بستان / آن نامه اعمال مرا از آنها بگیر و پاره کن/ آنگاه از دستم بگیر و، از زیر خاک بیرون بکش / تا ببینند قدرت خداوند را در روی زمین / از حسن و جمال تو ، خبر به آسمان ببرند / روی سر من بایست، مست و مستانه دلبر .»
جعفرقلی دراشعارش به جعفر، جعفرقلی بیچاره، جعفرقلی عندلیب، جعفرقلی، مختار و کردو تخلص نموده است. جعفرقلی نیز مانند دیگر اکراد شمال خراسان دین اسلام و مذهب شیعه دوازده امامی داشته است که او در اشعارش به دین و مذهب خویش اشاره و به اهل بیت عصمت و طهارت ارادت خاصی داشته است، دلبستگی و علاقه جعفرقلی به خاندان رسالت بیش از آن است که بتوان توصیف کرد.

جعفرقلی و حاکم قوچان
آقای توحدی پژوهشگر گرانقدر خراسان به نقل از آقایان محمد جابانی مؤلف کتاب سرزمین و مردم قوچان و آقای قدیرنیک زاد دبیر آموزش و پرورش پیرامون سفر جعفرقلی به قوچان می گویند : « یک روز سرد زمستانی ،جعفرقلی به قوچان قدیم می آید و سری به مدرسه طلاب علوم دینی می زند و می بیند وضع سوخت زمستانی و معاش زندگی آنان سخت ناگوار و در تنگی است و طلاب از سرما در حجره های خود می لرزند ….وضع پوشاک و خوراک نیز رضایت بخش نبود. جعفر قلی که گردن پیش هیچ حاکمی خم نمی کرد. ناچار به دربار ایلخانی امیرحسین خان شجاع الدوله (از سال ۱۲۸۳ه.ق تا۱۳۱۱ه.ق به مدت ۲۸ سال حاکم قوچان بود.) می رود و امیرحسین ایلخانی که غیر از ناصرالدین شاه به هیچ کس اعتنا نمی کرد.با شنیدن نام جعفرقلی از جای برمی خیزد و به پیشواز او می رود علت آمدن جعفرقلی را جویا می شود. جعفرقلی بازدید خود از مدرسه طلاب و وضع ناگوار زندگی آنها را بازگو می کند و از امیر تقاضای کمک می کند . امیرحسین خان بی درنگ فرمان می دهد که از همه گونه لوازم زندگی برای طلاب آماده شود .و بی درنگ بارهای هیزم برای سوخت طلاب به سوی مدرسه روانه می شود و مبلغ قابل توجهی نیز پول نقره به وسیله جعفرقلی برای طلاب فرستاده می شود.»
جعفرقلی در مورد مردم سرزمینش بی تفاوت نبود او نارضایتی خویش را درغالب اشعار بیان می کرد و حتی علیرغم میل باطنی برای رسیدگی به امور مردم به دیدار حاکمان عصر خویش نیز می رفت و آنها را در قبال کارهایشان مورد
بازخواست قرار می داد، حاکمان قوچان که در برابر پادشاهان قاجار می ایستادند درخواست های جعفرقلی عارف را اجابت
می کردند، آری به خاطر دفاع او از مردم ستمدیده بود که در
دل های مردم جا گرفت و مردم یادش را برای همیشه گرامی می دارند. نظرات پژوهشگران در مورد جعفرقلی در اینجا نظر تعدادی از نویسندگان و محققین پیرامون شخصیت جعفرقلی را بیان می کنم:
شادروان هاشم صادقی مجری سابق برنامه رادیو کردی خراسان می گوید: «این انسان بزرگ جنبه های شخصیتی متعددی دارد. ببینید جعفرقلی مدام در حال هجرت بوده است. هجرت است که انسان را بزرگ می کند در طول تاریخ شخصیت های بزرگ مذهبی و سیاسی که دست به هجرت زده اند حرکت های بزرگی انجام داده اند.
پیامبران و امامان، شخصیت ها سیاسی و مذهبی معاصر مثل گاندی، امام خمینی (ره) نمونه بارز آن هستند. این سفرهای زمینی و اثیری است که روح جعفرقلی را که خود سواد آموخته مکتب جعفری و حافظ قرآن محمدی و پرورش یافته دامان کوهستان و لالایی شنیده مادران کرمانج است، متعالی می کند. »
استاد محمد رضا درویشی پژوهشگر موسیقی نواحی ایران می گوید: « در حدود یازده تا چهارده آهنگ منسوب به جعفرقلی می باشد که امروزه توسط بخشی ها و نوازندگان و خوانندگان اجرا می شود ما در هیچ جای ایران این تعداد آهنگ که منسوب به یک نفر باشد، سراغ نداریم.»
مرحوم استاد حاج حسین یگانه بخشی بزرگ خراسان
می گوید :« دیگر هیچ مادری نمی تواند یک جعفرقلی به دنیا بیاورد .» همچنین آقای حاج ذوالفقار جلایر می گوید: جعفر قلی مظهر لطف خدا و عارفی کامل بود.»
آقای جابانی پژوهشگرقوچانی می گوید: « درباره این مرد افسانه ای سرزمین ما سخن بسیار است او عارفی وارسته، شاعری متفکر و خلاق و آراسته، موسیقیدان و آهنگ سازی چیره دست که همه آنها را با نبوغ و فکر خدادادی در خود جمع کرده بود و بعد این میراث را در سرزمین ما بدست بخشی ها و نوازندگان و اساتید ادب حوزه قوچان سپرد و رفت.»
آقای علی حیدری محقق و مدرس دانشگاه نیز در کتابش تحت عنوان رجال و مشاهیر قوچان می نویسد : «جعفرقلی در نزد مردم کرد تنها یک شاعر نیست، بلکه معلم اخلاق است. که گذشته از محبوبیت اشعارش، در میان کردها تا حد تقدّس پیش رفته است. اشعار جعفرقلی را کردها با دید دیگری می نگرند و این است که اشعار او را بخشی ها و خوانندگان کرد در مجالس عارفانه بیشتر می خوانند. »
دکتر آمنه یوسف زاده به یکی از توانایی های ماوراء طبیعی جعفر قلی اشاره می کند او می نویسد: « می گویند سالی که در روستا خشکسالی شده بود. روستائیان نزد او آمده بودند و از او خواسته بودند که از خدا بخواهد تا باران بباراند، زیرا خدا عاشقان را دوست می دارد. پس جعفرقلی دوتارش را برداشته بود و همین که به نواختن و آواز خواندن پرداخته بود، ابرها در آسمان ظاهر شده بودند و باران فراوانی کشت آنان را سیراب کرده بود. این داستان بی ارتباط با نیاکان رامشگر، یعنی شمن ها، و توانایی های معجزه آسای آنان نیست. » دکتر یوسف زاده اشاره می کند بارور کردن ابرها در بین شمن ها یا بخشی های قزاقی و قرقیزی نیز وجود دارد.( برای اطلاعات بیشتر به کتاب رامشگران شمال خراسان بخشی و رپرتوار او به خامه دکتر یوسف زاده مراجعه کنید.)
همان گونه که از تاریخ ولادت جعفرقلی اطلاع دقیقی در دست نیست. از تاریخ وفات و محل درگذشت او نیز سندی در دست نداریم . با توجه به اینکه جعفرقلی به سرزمینهای مختلف مسافرت کرده ممکن است او در یکی از این سرزمینها از دنیا رفته باشد. به جعفرقلی الهام شده بود که در غربت رخت از دنیا می بندد، او در یکی از اشعارش به زبان ترکی می گوید: « فلک منی جدا سالدی یورد منن/ غریب اولکاسندن اولدی جعفریم» یعنی فلک مرا از سرزمینم جدا کرد /در دیار غربت جان داد جعفریم. بخشی بزرگ شمال خراسان علی غلام رضایی این بیت را این گونه روایت می کند:« فلک منی جدا قلده یوردمنن/ غریب اولکسنده اللی جعفرای » یعنی فلک مرا از سرزمینم جدا انداخت/ ای جعفرقلی تو در غربت می میری. یا به قول شاعر و نویسنده توانای کرد شمال خراسان علی رضا سپاهی لایین معلوم نیست جعفرقلی به کدام بیابان و جزیره رفته است « بویژ وی نازه نینا زه نگلانی/ له کی چول و جزیره سر هه لانی » « اگر تاریخ ولادت او را ۱۲۲۰ ه. ق در نظر بگیریم (زمان پادشاهی فتحعلی شاه قاجار ) و اینکه گفته اند او نزدیک به ۹۰ سال سن داشته است. » او احتمالاً در سالهای ۱۳۲۰ه.ق یا ۱۳۱۵ه. ق از دنیا رفته است. آقای جابانی اخیراً در کتاب هنرمندان سرزمین پارت قوچان اشاره ای به مزار او در روستای گوگانلو نموده اند،ایشان نوشته اند :«…شعر زیر(متن شعر در کتاب فوق آمده است) را در بزرگداشت جعفر قلی زنگلی سروده بودم که در سر مزارش بخوانم …» به همت همشهری فرهنگ دوست شهرمان(قوچان) جناب آقای محمد رحیم رحیمی رهورد اخیراً بنای یاد بود ائووجاغ جعفرقلی در محل زندگی اونصب گردیده است. امروزه بسیاری از شاعران شمال خراسان اشعاری در وصف جعفرقلی زنگلی سروده اند، و یاد او را در خاطره ها و دلها زنده نگاهداشته اند.

نتیجه گیری
با توجه به آنچه در این مقاله ذکر شد. می توان چنین نتیجه گرفت که: جعفرقلی شخصیتی عارف،شاعر، هنرمند وارسته و شوریده حالی است که به دنبال عشق نافرجام زیبا روی به نام ملواری آواره کوه و بیابان می شود و سالها در طلب معبود و معشوق ناله سر می دهد. باید گفت جعفرقلی شعرو شاعری بعد از خود را نیز تحت تأثیر قرارداد و عرفان را نیز وارد شعرکرمانجی نمود. درست است که او شاعری کرمانج زبان است اما او تعصبات زبانی را کنار گذاشته و به زبان های مختلف شعر سروده است و در بین اقوام مختلف نام او را با دیده احترام می نگرند.
آری حاکم قوچان امیر حسین خان شجاع الدوله هم به نفوذ او در بین قلوب مردم واقف بود که در خواست جعفرقلی را اجابت نمود و به وضعیت طلاب قوچان رسیدگی کرد. اشعار جعفرقلی همچنین حاوی گوشه های از تاریخ مردم شمال خراسان و ایران است مانند فتنه سالار در خراسان،قرار داد ننگین آخال،قحطی سال ۱۲۸۸ه.ق.و فرهنگ و آداب رسوم مردم زمانه اش و … اینکه می گویند او سواد نداشته و یا مکتب نرفته است ،به نظر نگارنده صحت ندارد. چرا که کسی که سواد نداشته باشد چگونه با اوضاع جهان آشنا بوده و سرگذشت پادشاهان و پیامبران و امامان را با این ظرافت خاص بیان می کند.
متأسفانه نگارنده این مقاله تاکنون نامی از او در کتب دوره قاجار نیافته است، و هر آنچه داریم نقل و قول هایی است که مردم شمال خراسان بیان می کنند و تنها سند موجود کتاب دیوان اشعارجعفرقلی است که به همت استاد کلیم الله توحدی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به چاپ رسیده است،آقای احمد عضدی پژوهشگر بجنوردی نیزاخیراً دیوان جعفرقلی را به رشته تحریر در آورده اند.
در پایان از اساتید بزرگوار، محققین و دانش پژوهان عزیزانتظار می رود تا پیرامون مقام و منزلت او بیشتر به تحقیق و مطالعه بپردازند. همچنین از مسئولین محترم و متولیان فرهنگ و ادب کشور پیشنهاد می شود تا کنگره بزرگداشت جعفرقلی زنگلی را برگزار نمایند تا جنبه های مذهبی، علمی و فرهنگی این شاعر و عارف وارسته بیشتر روشن شود.

پی نوشت ها:
– قرشمارهای خراسان «کولی ها» از راه ساختن و فروش ابزار سنتی کشاورزی نظیر چهارشاخ،غربال، سنگ بیز،دسته بیل، داس، اره، کارد، سیخ کباب، انبر، پایه های چوبی خراطی شده نرده پلکان و ساختن ابزار و آلات موسیقی نظیر دوتار، دایره ، طبل، تمبک،و…روزگار می گذرانند. (مأخذ: کولی ها –پژوهشی در زمینه زندگی کولیان ایران و جهان، تألیف ایرج افشار سیستانی ص۱۹۸)
– دیوان عرفانی جعفر قلی زنگلی، به اهتمام کلیم الله توحدی، چاپ دوم،انتشارات واسع،مشهد۱۳۸۷تلخیصی از صفحات۳۰ تا۳۲٫
– خلاصه مثنوی انتخاب و انضمام تعلیقات و حواشی، بدیع الزمان فروزان فر، چاپ اول، ناشر اساطیر، تهران ۱۳۷۳ ص ۳۱
– دیوان جعفرقلی زنگلی و مجموعه ای از اشعار احمد عضدی، چاپ اول، ناشر عضدی، بجنورد ۱۳۸۷ ص ۲۳ مقاله شادروز امانی و اینترنت جعفرقلی زنگلی عارف ربانی،شادروز امانی مهرماه ۱۳۹۰
– دوهفته نامه شیروان شهر، سال دوم، شماره بیست وهفتم، اسفند ماه ۱۳۹۱ ص ۳
– همان کتاب ص ۳
– رامشگران شمال خراسان بخشی و رپرتوار او، آمنه یوسف زاده، چاپ اول، ناشر مؤسسه فرهنگی-هنری ماهور ،تهران ۱۳۸۸ص۱۵۱
– دیوان عرفانی جعفرقلی زنگلی ملک الشعرا کرمانج، نویسنده و محقق و مترجم: کلیم الله توحدی ( کانیمال) چاپ دوم، ناشر واسع، مشهد ۱۳۸۷ ص۳۴۵
– دیوان عرفانی جعفر قلی زنگلی ، به اهتمام کلیم الله توحدی، چاپ اول، سازمان چاپ مشهد ،۱۳۶۲٫
– کرمانج ماهنامه فرهنگی ، هنری،ادبی سال اول شماره ۲ بهمن ۱۳۸۰
– همایش جعفر قلی روستای گو گانلو، سخنرانی استاد درویشی ۱۶/۱۲/۱۳۸۵
– همان کتاب ص۱۹
– هنر و هنرمندان سرزمین پارت قوچان، محمد جابانی، چاپ اول، انتشارات سخن گستر ،مشهد ۱۳۹۰ ص ۸۹
– رجال و مشاهیر قوچان، علی حیدری، چاپ اول، انتشارات محقق، مشهد ۱۳۷۸ ص ۱۳۶
– رامشگران شمال خراسان بخشی و رپرتوار او ص ۱۳۷
– دیوان عرفانی جعفر قلی زنگلی، به اهتمام کلیم الله توحدی ص۳۰۷ و مصاحبه با بخشی بزرگ شمال خراسان استاد علی غلامرضایی آلماجق اسفندماه ۱۳۹۲
– هنر و هنرمندان سرزمین پارت قوچان ص۹۱

حجی محمد تقدیسی
(مقاله برگرفته از ویژه نامه قوچان شناسی ۱ به سردبیری حسین فیروزه)

درباره ehsan

Check Also

کتابت بزرگ‌ترین قرآن جهان

 کتابت بزرگ‌ترین قرآن جهان توسط استاد اسماعیلی‌ قوچانی به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *