خانه / فرهنگ و هنر / تأملی در ورزش زورخانه‌ای قوچان

تأملی در ورزش زورخانه‌ای قوچان

تأملی در ورزش زورخانه‌ای قوچان

خراسان بزرگ بدون هیچ تردیدی، سرزمین فرهنگ و ارزش‌های والای ایرانی است. خاستگاه تمدن و فرهنگِ ژرف و با پیشینه‌ای است که با گشودن دروازه های طلایی فرهنگش برروی نجد ایران برای همه روزگاران ایران را از خطر خودباختگی و تحلیل رفتن در فرهنگ‌های مهاجم آشوری و بابلی‌ رهایی بخشید. (اساطیر ایران، رویه‌ی بیست‌ویک، ۱۳۵۲)
یکی از گران‌قدرترین نحله‌های فکری و آیینیِ این سرزمینِ بلند، آیین مهر ایرانی است. آیینی که خویشکاریش پیوسته با فرهنگ ایران شرقی، یعنی برکشیدنِ انسان تا گامه‌ی انسان- خدایی (میشی ایزدی) و به گفت قرآن کریم «انی جاعل فی‌الارض خلیفه» است. آیین مهر با ارج نهادن به آفریننده‌های هستی و پسین‌تر انسان این یار و یاور آفریدگار در راستای برپایی تحقق و خواست‌های خدایی (مینه‌ی ایزدی) بنیاد یافته است.
تزکیه‌ی نفس، پالایش جان و روان، گذشت و جوانمردی، درست‌اندیشی و راست‌کرداری و سرانجام رسیدن به سرزمینِ مألوفِ آسمانی غایتِ این اندیشه‌های تابناکِ خراسان است. هرچند بر این آیین رهایی‌بخش از سوی کژاندیشان، ضربات سهمگینی وارد آمد و ناچار به فرارفت (هجرت) از دیار پهلوانی خویش گردید. اما به‌رغم همه‌ی این دشواری‌ها و نامهری‌ها به شوندِ سرشتِ ایزدی‌اش در گونه‌هایی دیگر به دلربایی نشست. یکی از آن دلبران شورانگیز در قبولِ رواج مردمی، ورزش زورخانه‌ای (ورزش باستانی) است. این ورزش سراسر آیینی پیوندی بس تنگ با اندیشه‌های رازانگیز و انسان‌سازِ «مهرِ مسیحا» دارد:
این ورزشِ پهلوانی و عرفان است
سکوی عروجِ نامور مردان است
عشق علی و گذشت و پیمان و ادب
این غایتِ روحِ ورزش ایران است
(مهدی رحمانی قوچانی)
ورزش آیینیِ زورخانه را با قوم «پرنیِ پَهَلوْ» پیوندی فطری و تنگ است. پَهَلوْ یا پَرثَوه به گمان نادرست پاره‌ای از پژوهشگران به معنای سووکنار نیست. پَهَلوْ نام سرزمین مردم «پرنی» است که واژه‌ی پهلوان از آن به یادگار مانده است. (ایران نامک، رویه‌ی ۲۵۸-۲۵۲، ۱۳۸۰)
حضور این قوم آزاده و جنگاور ایرانی (پرنی) در روزگاران دهشت و تباهی یونانیان در صحنه‌ی سیاستی توأم با تسامح و آزاداندیشی، و بها بخشیدن به مردم و تشکیل گروه‌های پرقدرت محترفه و پیشه‌وران، و گروه بزرگ عیاران به همراهی گوسانان پارتی به ورزش پهلوانی- آوردگاهی رونقی در خور و به‌سزا بخشید. و با گذشت روزگاران بر شیفتگان این راه و روش خرّم، یعنی رهروان ورزیدگی تن و روان بسی افزوده شد، و در کوتاه مدتی قداستی پایدار و همیشه مانا را برای خویش رقم زد. این قداست ریشه‌دار را می‌توان در واژه‌ی ترکیبی «روزخانه» بازجُست. با مشابهت‌هایی که در باورهای آیینی زورخانه و آ‌یین آب‌زَور (زَوهر) است، شاید بتوان گفت که واژه‌ی زُور، گونه‌ی فارسی‌ شده‌ی «زُور» اوستایی باشد که در سایش و تطور طبیعی زبان به گونه‌ی زُور درآمده است. زَور (Zaor) آبی است مقدس که در مراسم مذهبی یسناخوانی به‌کار می‌رود، و در یسنای ۶۹-۶۳ از آن تقدیس شده است. در اوستا این آب به «زَاوتر Zaothra» موسوم و شهره شده است، و «زوت» که بالاترین گامه‌ی پیشوایی در کیش مزدایی است، خویشکاریش تهیه‌ی زَور یا آب مقدس است. در سخنی کلی زَور در اوستا عبارت است از نیاز مایع مثل آب و شیر و … که همراه با اوستاخوانی و حمدو تسبیح خداوند از فشردن گیاهِ هوم و یا رز تهیه می‌شود.
(یشت‌ها، ج ۲، رویه‌ی ۴۶۹-۵۳، ۱۳۵۶).
بنابراین ترکیب زَورخانه (زَور+ خانه) به معنای محل و مکان آب مقدس است، که در ورزش زورخانه‌ای سنت قدح‌نوشی باید آیینی بازمانده از آیین آبزور باشد. (جلوه‌هایی از شاهنامه در ورزش باستانی، هما رحمانی، ۱۳۹۳) خاطره‌ی تقدس والایِ واژه‌ی زَور را می‌توان در گونه‌ی فارسی شده‌اش در ادب حماسی ایران نیز بازجُست، حکیم فرهیخته‌ی توس در هنگام ستایش از خداوند، زُور را یکی از فروزه‌های خدایی و مقدس می‌داند و به‌نام آن سوگند می‌خورد:
خداوند بهرام و کیوان و هور
خداوند فرّ و خداوند زور
(حمد، ثنا و ذکر خداوند در شاهنامه، رویه‌ی ۱۰۲، ۱۳۸۶)

پیوند آب با ‌آیین مهر نیز بسی محسوس و تنگ است. پرسش‌گاه‌های مهری می‌باید در کنار آب روان یا چشمه‌ای بنا می‌شد تا سالک مهری پس از شست‌وشوی تن به پالایش روح و روان بپردازد. جلوه‌ی ‌این آیین سپند را می‌توان در زورخانه بازیافت، ورزشکار باستانی قبل از ورود به زورخانه یا گود مقدس با گرفتن وضوع که نشانه‌ی تطهیر و پاکیزگی است، پای در این مکان مقدس می‌نهد. بر بنیاد این اندیشه- باور است که بیشتر زورخانه‌های کهن در کنار آب‌انبار، قنات و یا حمام بنا می‌گشت. در شهر کنونی قوچان نیز نخستین زورخانه در کنار حمام سرکاری (خیابان شهید بهشتی) و زورخانه‌ی «بیژن» پیوسته به حمام معروف «سوراخی‌ها» ایجاد گردید، شگفتا که زورخانه و حمام به وسیله‌ی دالانی به هم مرتبط بودند!
قوچان سرزمینی است که از بدو طلوعش در تاریخ با خراسان الفتی ناگسستنی داشته است. خاستگاه مردمی است که بر نام خجسته‌ی پَهْلَو (پَرْثَو) را با خویش پیوسته دارد، و مردمش به سبب این فطرت نخستین در مکارم اخلاقی و منش‌های پهلوانی سرآمد روزگاران بوده‌ادند. گواه این مطلب حضور ‌آگاهانه و به موقع دلاوران و سلحشوران قوچانی در بزنگاه‌ها حساسِ تاریخ ایران است که حتی پهلوانانش یک‌تنه در مقابل فوجی از دشمن متجاوز ایستادگی کرده‌اند. بدین چرایی‌هاست که زورخانه و ورزش کهنِ پهلوانی نیز در قوچان رنگ و رویی دیگر داشته است. در باغ ملی کنونی، پهلوانان این خطه‌ی سرافراز به مناسبت‌های ویژه و ملی، جهت تهییج و پروراندن حسِ خودباوری در جوانان، مبادرت به عملیاتِ مهیج و خیره‌کننده‌ی زورگری که شاخه‌ای از ورزش پهلوانی است، می‌نمودند. (نویسنده‌ی این سطور خود بارها شاهد آخرین عملیات زورگری توسط «مرشد استاد حسین تمولی» در باشگاه پهلوانی بوده است.) هنوز هم به رغم پاره‌ای از غلظت‌های نسیان‌بار، بسیاری از حرکات ورزشِ زورخانه‌ای قوچان پُربار از اصالت‌های کهن و آیینی است. هرچند تاریخ و تمدن این دیار به شوند موقعیتِ خاص جغرافیایی در توفان‌های دهشتناکِ نظامی- سیاسی، و کین‌ورزی پارسیان جنوب
(ساسانیان) و پسین‌تر بلایای طبیعی در دلِ خاک و غبار نسیان مدفون گردیده‌اند، و هیچ‌گونه اثری از آن‌همه بزرگی پدید نیست:
ز اشکانیان نام نشنیده‌ام
نه در نامه‌ی خسروان دیده‌ام
(فردوسی)
اما هرگز خورشید حقیقت در پس پرده‌ی گُم‌بودگی‌های کین و حسد گرفتار نخواهد ماند و در آسمانِ جان‌های حکیمانِ روشن‌روان و دل‌آگاهان ایرانی پرتوافشان خواهد بود که از جان و دل فریاد برآورند:
بزرگی مر اشکانیان را سزاست
اگر بشنود مردِ داننده راست
(فردوسی)

از اندک روایاتی که به سختی از آن همه بلایا جان بدر برده‌اند، می‌توان پیشینه‌ی پُرصلابت و باشکوه ورزش پهلوانی قوچان را هرچند گذرا و پرشتاب به تصویر کشانید. کهن‌ترین بازگفتی که از تیغِ تطاولِ روزگاران جان به سلامت برده و به ما رسیده است درخصوص نخستین سفر ناصرالدین‌شاه قاجار (۱۲۸۴ قمری) به قوچان است. در پایین محلهِ شهرِ کهن، زورخانه‌ای به نام زورخانه‌ی «سام‌خانی» وجود داشته است که پهلوانان بزرگی در آن به ورزش می‌پرداخته‌اند. در این مجلس ورزشی است که پهلوانانِ قوچانی با حرکاتی چالاک و زیبا و در عین حال خارق‌العاده‌ی خویش شاه‌کُشتی دوست قاجار و هیئت همراهش را سخت مجذوب و شگفت‌زده نمودند. درحالی‌که مرشد کهنسالِ این زورخانه «استاد میرزا یوسف قوچانی» با دو لهجه‌ی پارسی و کُردی بسی به رونق و شکوه این حادثه‌ی ورزشی افزوده بود. هنگامی‌که شهر کهن پس از زلزله‌های مهیب و پی‌درپی سال‌های (۱۳۱۱-۱۲۶۷ قمری) به کلی تخریب و منهدم گشت و از شهر به جز بارگاه مقدسِ سلطان ابراهیم اثری به جا نماند. با تشویق و ترغیب حاکم وقت
«محمدناصرخان شجاع‌الدوله» در اراضی نظرآباد، شهر جدید توسط مهندس تحصیل‌کرده‌ی قوچانی‌تبار«مهندس عبدالرزاق‌خان بغایری» بنیان نهاده شد. مردم مصیبت‌زده‌ی این سرزمین پس از همواره نمودن مصایب و پشت سر نهادن آلام و سختی‌ها به سبب سرشت پهلوانی و روح سلحشوری در شهر جدید چونان شهر عتیق مبادرت به تأسیس زورخانه نمودند. اولین زورخانه‌ بنا به سنّت دیرین خراسانی- مهری در کنارِ «حمام سرکاری» به همت و سرپرستی
«نائب حسین پهلوان» پدربزرگ شادروان استاد حاج احمد پهلوانی دایر گردید که با مرشدی
«آقا حبیب فیوج» اداره می‌گشت.
دومین زورخانه‌ی شهر، زورخانه‌ی کنونیِ
«پهلوانی» است که با یاری پیرِ وزرش «حاج عباس معتمدی» و «ملاعبدل پهلوان» با واگذاری زمین از سوی خیرینی چون «حاج آقا قاضی» و «هاشمی‌زاده» ایجاد گردید. این زورخانه است که نقش اساسی و بنیادین در بالندگی و شناساندن ورزش قوچان به‌ویژه کشتی چوخه و پسین‌تر کشتی آزاد (قهرمانی) در سطح کشور و فراملی را با ارشاد و راهنمایی استاد پهلوانی بر عهده داشته است، و پهلوانان بزرگ و نام‌آوری چون: «پهلوان احمد وفادار، پهلوان قربان‌ محمد بهادری، پهلوان مسلم اسکندر فیلابی، پهلوان صحرایی، پهلوان شایسته زرین، سهراب سراب، عفت‌دار، علی‌رضا رستمی، محمد خاک‌نشین، عقیل شاهی حسین مهرافروزیان و …» را به ورزش پرافتخار کشور معرفی نموده است.
این زورخانه در سال ۱۳۴۱ شمسی که به تازگی با همت و سرمایه‌ی استاد پهلوانی بنا شده بود در آتش سوخت، و دوباره با همت ایشان و مسئولین و گروهی از ورزشکاران به صورت کنونی درآمد. در این زورخانه که نماد و نمود ورزش زورخانه‌ای و کُشتی قوچان است، مرشدان بزرگی چون: «کربلایی محمد مرشدی (شاگرد خلف آقاحبیب)، استاد عباسعلی نجفی، اصغر میری، محمد توتون‌کوب، استاد حسین تمولی، محمد آرایش، علی فاروجی» مسئولیتِ اداره‌ی مردم مقدس را بر عهده داشته و دارند.
سومین زورخانه در خیابان امام خمینی(ره) نزدیک به حمام مستوفی در زمین مغازه‌های کنونی مرحوم حاج‌میرزا باقر جوکار بنا گردید. سپس زورخانه‌ای در خیابان ناصرخسرو ایجاد شد که پیشکسوتانِ ورزش قوچان در آن مبادرت به ورزش می‌نمودند. مرحوم «حاج‌آقا مقدس» با یاری برادرش «حسین مقدس» نیز در منزل شخصی خود زورخانه‌ای را دایر نمودند که چندی نپایید. در خیابان شهید مطهری در محل کنونی گاراژ توکل زورخانه‌ای تأسیس شد که مدتی «حاج سیداحمد» با کمک و یاری
«حاج حسین مغنی» اداره‌ی آن را به عهده داشتند. در خیابان کنونی مولوی در کنار حمامِ معروف به «سوراخی‌ها» زورخانه‌ی «بیژن» به پایمردی آقای «احمد حکیمیان» بنا گردید. که با مرشدی کربلایی محمد مرشدی اداره می‌گشت. در بهمن‌ماه ۱۳۵۷ شمسی، مقارن با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، سالنی که در انتهای باغ ملی شهر بود با همت بسیاری از بزرگان ورزش زورخانه‌ای چون حاج غلامحسن رازانی، حاج میرزا باقر جوکار و حاج رضا ضیایی و مساعدت شهرداری قوچان پا به حیات ورزشی نهاد. در این زورخانه استاد عباسعلی نجفی، استاد حسین تمولی، اصغر رازانی، محمد بزغانی، حسن خوجگی، محمد آرایش، محمد رحمانی و شادروان حسن رادمرد سراب سمت مرشدی داشتند. باید متذکر شوم که این زورخانه مدتی افتخار میزبانی مرشد بزرگ و فرامیلی ایران «حاج کاظم جباری» را داشت، ایشان با هزینه‌ی شخصی جهت رونق گرفتن این زورخانه‌ی نوپا از تهران به قوچان تشریف آوردند.

در حیات مبارک ۳۵ ساله‌ی انقلاب اسلامی ایران، دو زورخانه‌ی دیگر در قوچان احداث گردید. نخست زورخانه‌ی «فرهنگیان» است که با همت و پشتکار گروهی از ورزشکاران و یاری بی‌دریغ اداره‌ی آموزش و پرورش شهرستان و به‌ویژه تلاش و همت آقای «پاینده‌جو» گام به حیات ورزشی نهاد، زمین این زورخانه توسط شهرداری قوچان به جامعه‌ی ورزشی اهداء گردید. زورخانه‌ی دیگر، زورخانه‌ی «بانک ملی» است که با همدلی و همکاری ورزشکاران تیم بانک ملی قوچان و با تلاش‌های مداوم و خستگی‌ناپذیر آقای «غلام داغستانی» و مدیریت بانک ملی شهرستان دایر گردید.
چو چشمه بر ژرف دریا بری
به دیوانگی ماند این داوری
(فردوسی)
این ورزش زورخانه رازانگیزست
چون چشمِ نگارِ عارفان خون ریزاست
هر کس که به اصل ورزش ماه ره یافت
از عشق و محبت و حیا لبریز است
(مهدی رحمانی قوچانی)
در پایان چند رباعی را که در بر دارنده ارزش والای ورزش زورخانه ای است به مشتاقان این راه خرم تقدیم می دارم.
این ورزش زورخانه راز انگیز است
چون چشم نگار عارفان خون ریز است
هرکس که به اصل ورزش راه یافت
از عشق و محبت و حیا لبریز است
***
در خانه مرتضی علی تکبر نخرند
این قوم همیشه دشمن نفس شرند
بوسیدن خاک گود رازش این است
افتاده تران از همه کس مردترند
***
این خانه ورزش فتیان مانده
از نسل دلاوران و پاکان مانده
هر رسم و رهی خلل پذیرد، اما
این خانه به عشقِ شاه مردان مانده
***
اینجاست که قامت یلان می شکند
در کشتی عشق، پهلوان می شکند
در دایره ی فروتنی، مردی و زور
از اشکِ زنی یلِ جهان می شکند
(مهدی رحمانی)

یاری‌نامه
۱٫ پورداود، ابراهیم، ۱۳۵۶، یشت‌ها، ج ۲، انتشارات دانشگاه تهران.
۲٫ پورداود، ابراهیم، ۱۳۵۶، یسنا، ج ۲، انتشارات دانشگاه تهران.
۳٫ بهار، مهرداد، ۱۳۵۲، اساطیر ایران، بنیاد فرهنگ ایران.
۴٫ بهار، مهرداد، ۱۳۷۴، جستاری چند در فرهنگ ایران، انتشارات فکر روز.
۵٫ ترشی، امان‌ا…، ۱۳۸۰، ایران نامک، انتشارات هرمس.
۶٫ رحمانی، هما، ۱۳۹۳، جلوه‌هایی از شاهنامه در ورزش زورخانه‌ای (مقاله)
۷٫ رحمانی، مهدی، ۱۳۸۳، جستاری در ورزش باستانی ایران
(مقاله)

مهدی رحمانی
(مقاله برگرفته شده از ویژه نامه قوچان شناسی ۲ به سردبیری حسین فیروزه)

درباره ehsan

Check Also

کتابت بزرگ‌ترین قرآن جهان

 کتابت بزرگ‌ترین قرآن جهان توسط استاد اسماعیلی‌ قوچانی به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *