خانه / قوچان / تأثیر اسارت دختران قوچانی در جنبش انقلاب مشروطه

تأثیر اسارت دختران قوچانی در جنبش انقلاب مشروطه

تأثیر اسارت دختران قوچانی در جنبش انقلاب مشروطه

یکی از وقایع تاریخی و جنجال بر انگیز خطه قوچان در عصر قاجار اسارت دختران کُرد توسط تراکمه می باشد که در زمان آصف الدوله والی وقت خراسان و تزلزل حکومت امیر عبدالرضا خان شجاع الدوله چهارم حاکم قوچان و در نتیجه حکومت تحمیلی «امیرحسین خان شوکت السلطنه» پسر آصف الدوله در قوچان، در رمضان سال ۱۳۲۳ هـ.ق اتفاق افتاد. که در پیداییش جنبش انقلاب مشروطه تأثیرات بسزایی ایجاد نمود. بدین ترتیب نگارنده در این مقاله کوتاه بر آن است، تا ضمن بررسی زوایایی از آن، تأثیرش در جنیش انقلاب مشروطه را به واگویه نشیند.

قوچان در عصرآصف الدوله والی خراسان
وقتی امیر عبدالرضا خان حاکم قوچان معزول گردیده و اوایل سال ۱۳۲۳ هـ.ق به دستور حکومت مرکزی به تهران احضار گشت. ناآرامی ها در خطه ی قوچان اوج گرفت. بنابر این آصف الدوله والی وقت خراسان مدتی پس از عزل امیر عبدالرضا خان شجاع الدوله، و بالاخره تبعید ایشان به تهران، در پی فرصت بدست آمده، پسر خود امیر حسین خان ملقب به شوکت السلطنه را با پیشکاری نصرت الممالک به حکومت قوچان منصوب نمود!
اما شوکت السلطنه که در واقع فرد مُستبد و ستم پیشه ای بوده است. وقتی در مقر حکومتی قوچان مستقر گردید. پس از چند ماه با اطمینان خاطر از حمایت پدرش، در جهت آزادی عمل مستبدانه خود اکثر بزرگان شهر قوچان و امرای کُرد را دستگیر نموده و یا به بهانه های مختلف از سر راه خود کنار زد. چنان که در همین راستا، باصطلاح در جهت وصلت با اکراد زعفرانلو با «ترکان آغا» خواهر عبدالرضا خان که گویا آن موقع نامزد «مسعود خان» پسر محمد علی خان منصورالملک حاکم وقت درگز نیز بوده است، ازدواج نمود.
البته استاد کلیم الله توحدی در همین راستا آورده است که گویا مسعود خان نیز برای تحکیم موقعیت خود خواهر عبدالرضاخان شجاع الدوله حاکم قوچان و رئیس ایل زعفرانلو را به زنی گرفت، تا از اقدامات ایلخانی کُرد علیه خویش آسوده گردد و به عنوان این که داماد کُردها می باشد، کُردها را از جنگیدن با خود و جمع شدن به دور ججو خان درگزی منصرف سازد. او در واقع با این ازدواج سیاسی در صدد بود تا به اصطلاح ضمن ارتفاء حلقه ی اتصال خود با خاندان اکراد شجاع الدوله، از آن پس بتواند با سهولت به خزاین و آثار گرانبها و همچنین کتابخانه ی منحصر به فرد اُمرای زعفرانلو دست یافته و بطور کلی هر عملی که خواست انجام بدهد.

واقعه اسارت دختران قوچانی
اما از حوادث ننگین و جنجال بر انگیز عصر امیرحسین خان شوکت السلطنه اسارت دختران قوچانی توسط ترکمانان بوده است. بدین صورت که هنوز بیش از چند ماهی از حکومتش در خطه قوچان نمی گذشت، متأسفانه در ماه رمضان سال ۱۳۲۳ هـ.ق حدود شصت و دو تن از «دختران طایفه باشکانلو تکمران»توسط تجاوزگران ترکمن به اسارت رفتند!؟
جریان از این قرار است که حدود پانصد تن از ترکمانان مهاجم گویا به اتفاق و همکاری پانزده نفر از افراد «سالار مفخم« حاکم وقت بجنورد، در سحرگاه چهاردهم رمضان سال ۱۳۲۳ هـ.ق به دهکده ی «چنگان» واقع در حوزه ی منطقه تکمران خاک قوچان یورش برده و با قتل دوازده نفر از اهالی شصت و دو تن از دختران روستای فوق را اسیر نمودند.
چنان که مدیرالدیوان افشار به عنوان مطلع از جریان فوق که طبق یادداشت های خود، شب واقعه در منطقه شیروان بوده، نوشته است: «خبر دادند. دیشب طایفه تراکمه ی ضاله ی یموت به اوبه ی باشکالو که نزدیک گیفان بوده اند، هجوم آورده شصت نفر اسیر [نموده] و بیست نفر را هم مقتول کرده اند. این اولین رُل و فیلم آقای عزیز الله خان سردار معزز بود که بواسطه ی قومی با شجاع الدوله بازی کرد. به دو خیال این کار را کرده بود. اولاً برای قومی و همراهی به شجاع الدوله! ثانیاً بجنورد هم در محاصره خواهد بود.
به این ملاحظه امثال محمد سردار (مَمو دیوانه معروف بود که با سردار مصلوب شد.) و چند نفر از اقوام حاج سبزعلی خان سملقانی را که در رشادت به شادلو معروف و در میان طایفه ی ضاله ی یموت بلد و هادی آنها بودند. از خاک بجنورد به معیت شادلوها از درب دروازه ی قتلِش که قلعه ی بزرگ شادلوها است، گذشته به خاک (سُورَه زاو) وارد [شده] اسرا را که بیشتر دختران ماه پیکر ساده بی حشو و زاید بود با زینت ایلیاتی که هر یک، یک من نقره در گردن و کمر بند (چپ کَن) داشتند، برده داغ به دل ها گذاشتند. فوراً با هژبر از شیروان به قوچان مراجعت کرده مراتب را به توسط امیر آصف الدوله به مقامات مربوطه اطلاع دادیم و اهالی را از دست شادلو ها به هیجان آوردیم. جوابی نرسید و آن که البته بجایی نرسد، فریاد بود!»
البته مؤلف «آینه تاریخ» از اسارت خفت بار زنان و دختران به جای مالیات یاد نموده و می نویسد: « در زمان عین الدوله حاجی غلامرضا خان آصف الدوله شاهسون استاندار خراسان در وصول مالیات ارض از دهقانان مستمند چندان سخت گیری کرد که مأمورانش در بجنورد و قوچان بیش از پنجاه زن و دختر روستایی از ایل باشقانلو را به جای مالیات به اسارت گرفته و به ترکمن ها فروختند.»
یا ناظم الاسلام کرمانی نیز در همین راستا در کتاب «تاریخ بیداری ایرانیان» متذکر شده است: «حکایت قوچان را مگر نشنیده اید که پارسال [۱۳۲۳هـ.ق] زراعت به عمل نیامد و می بایست هر یک نفر مسلمان قوچانی سه ری (معادل دوازده من) گندم مالیات بدهد. چون نداشتند و کسی هم به داد آن ها نرسید. حاکم آن جا سیصد دختر مسلمان را در عوض گندم مالیات گرفته و هر دختری را به ازای دوازده من گندم به ترکمانان فروخت! گویند: بعضی از [این] دخترها را در حالت خواب از مادرهایشان جدا می کردند. زیرا که بیچاره ها راضی به تفرقه نبودند. حالا انصاف بدهید [آیا] ظلم از این بیشتر تصور می شود؟!»
یا ایشان در صفحات دیگر همین کتاب با استناد به رسیدن اعلامیه ای چاپی از قفقاز روسیه در روز پنجشنبه ۲۳ رجب ۱۳۲۴ هـ.ق تحت عنوان «انتباه نامه ی اجتماعیون عامیون ایران» آورده است: «ای فقیران ایران جمع شوید. ای اهالی کاسبه ی ایران، ای زراعت کاران ایران، ای اهل دهاتیان ایران، همت کرده اتحاد نموده، اجتماع بکنید. خودتان را از ظلم این ظالمان خوش خط و خال استبداد مذهب خلاص نموده، رهایی یابید.
… مگر در روزنامه ها قرائت نمی نمودید، حاکم بی غیرت قوچان برای اخذ رشوت به سر اهالی بیچاره چقدر اذیت و آزار نمود تا ناموسشان را بر باد داده جماعت بر جان آمده ترک خانمان کرده دختران خود را به ترکمانان فروخته بهای اولادشان را آورده داد تا خود را از تعدی این حاکم ظالم خلاص نمایند؟!»
البته در جایی دیگر نیز از زبان همین نویسنده و مورخ، خلاصه ای از مضمون تلگراف ایرانیان مقیم عشق آباد در خصوص فروش اطفال قوچانی که روز یکشنبه چهارم محرم سال ۱۳۲۵هـ.ق مصادف با سال ۱۲۸۶شمسی در صحن علنی مجلس هم قرائت گردید، آمده است:
«اگر چه از شاهد کسی قسم نمی خواهد. ولی ما ایرانیان مقیم عشق آباد که تقریباً پنج هزار نفر هستیم، به شرف و دین اسلام قسم یاد می نمائیم و خداوند را به شهادت می طلبیم که بی چشم خود دیدیم. اطفال قوچانی را در عشق آباد مثل گوسفند و سایر حیوانات به ترکمان ها می فروختند. و کسی نبود، دادرسی نماید!؟»

تأثیر آن در پیدایش جنبش مشروطه
در هر حال این عمل جانخراش که در صفحات تاریخ این مرز و بوم همچنان ماندگار شده است. علاوه بر رفع شر امیرحسین خان شوکت السلطنه از سر مردم قوچان تبعات خوشی نیز همچون بیداری و انفجار انقلاب مشروطیت برای ملت ایران داشته است. چرا که در همین راستا سید حسن تقی زاده معتقد است: «تعدیات آصف الدوله حاکم خراسان و همچنین بیدادگری های سالار مفخم حاکم بجنورد و موضوع دخترهای قوچانی به ترکمانان بود که مردم [ایران] را به مبارزه و ضدیت با استبداد تحریک نمودو سبب انفجار انقلاب
(مشروطیت) گردید.»
یا در جایی دیگر ضمن برشمردن برخی عوامل پیروزی انقلاب مشروطیت با اشاره به فروش اُسرای قوچانی و همچنین توپ بستن شهر قوچان در زمان عباس میرزا نایب السلطنه متذکر می گردد: «این ها اسباب خیلی عمده تکامل جنبش انقلاب بودند که به افکار روز به روز نفوذ می کرد. و اتفاقات محلی و شخصی دیگر هم که اینجا و آنجا به ظهور می رسید، اسباب ظاهری و اتفاقی و یا جزو اخیر علت تامه بودند.
مانند فتنه شیراز و ظلم شعاع السلطنه و مظالم آصف الدوله در خراسان و قضیه توپ و قشون فرستادن بر سر رعایای قوچان و فروش اُسرا به ترکمن ها و چوب بستن ظفرالسلطنه حاکم کرمان حاجی میرزا محمدرضای مجتهد آنجا را و چوب زدن وزیر اکرم میرزا صالح خان کلانتر تبریزی که حاکم قزوین بود. یکی از علما آنجا را و چوب زدن علاءالدوله تجار تهران را و غیره»
بدین ترتیب حکومت امیرحسین خان پسر آصف الدوله به خاطر جنایات و ظلم و ستم هایی که در مورد شهروندان قوچانی روا داشته و عرصه را بیش از پیش بر مردم تنگ نمود. لذا چندان دوام نیاورد و (احتمالاً با آغاز جنبش مشروطیت در اواخر حکومت مظفرالدین شاه که فرمان آن در چهاردهم جمادی الثانی ۱۳۲۴ صادر گردید.) بالاخره با طغیان و بست نشستن شهروندان قوچانی در محل تلگراف خانه این شهر، از حکومت قوچان معزول گردید.

پیروزی انقلاب مشروطه
در همین عصر که تأسیس دارالشورا به عنوان یکی از خواسته های انقلابیون مطرح بود. سر انجام با تلاش آزادیخواهان، فرمان مشروطیت در روز یکشنبه چهاردهم جمادی الثانی ۱۳۲۴ برابر با سیزدهم مرداد ۱۲۸۵ خورشیدی از سوی مظفرالدین شاه صادر گردید. بنا بر این دو هفته بعد یعنی در روز شنبه اول رجب مصادف با بیست و ششم مرداد ماه همان سال رهبران انقلاب مشروطه و همچنین تعدادی از وزرا در محل مدرسه نظام گرد آمده و پس از چند روز مذاکره، بالاخره نظامنامه انتخابات مجلس شورای ملی تدوین گردیده و ضمن رسیدن به امضای مظفرالدین شاه در روز سیزدهم رجب در اسرع وقت جهت اجرا ابلاغ گردید. که قانون انتخابات انتجمن ایالتی خراسان نیز در ۱۲ جمادی الثانی سال ۱۳۲۷ انتشار گردیده و بر اساس آن شهرهای دوازده گانه: مشهد، قوچان، بجنورد، دره جز، جام و باخرز، نیشابور، سبزوار، خواف، ترشیز، تربت حیدریه، تون، طبس می بایست از میان ۳۳ منتخب درجه یک، یازده نماینده نهایی گزینش و به مجلس می فرستاد
بدین ترتیب پس از چندی از صدور فرمان مشروطیت، انجمن های ایالتی و ولایتی فعالیت خود را بطور رسمی در سرتاسر کشورآغاز نمودند. که ولایت شهر قوچان نیز همچون دیگر شهرهای کشور طبق دستور حکومت مرکزی با عضویت هفت تن از بزرگان و معتمدین شهر تحت عنوان
«انجمن ولایتی شهرستان» زیر نظر انجمن ایالتی استان تشکیل گردید.
اما زمانی که امیرحسین خان شوکت السلطنه بالاخره بطور رسمی از حکومت قوچان معزول گشته و پرونده اش به عنوان متهم ردیف سوم، مورد رسیدگی و مؤاخذه قرار گرفت. میرزا ابوالقاسم خان مستوفی با شنیدن خبر عزل وی یکباره هوای حکومت قوچان را کرد! چنان که همان جا با پرداخت هدایای قابل توجه ای به آصف الدوله به حکومت قوچان منصوب گردید.
وی هنگامی که وارد حکومت قوچان شد، به اصطلاح سعی نمود، تا در جهت تحکیم پایه های حکومت خود با بازماندگان ولیخان شجاع نظام رفتار شایسته ای داشته باشد. و حتی حکومت شیروان و پایین ولایت را نیز به فرج الله خان واگذار نموده و علی خان پسر ارشد شجاع نظام را هم به ریاست «طایفه ی بادلو» برگزید. در این راستا رسیدگی به اتهامات امیرحسین خان پسر آصف الدوله به طول انجامید. چنان که چندین ماه در قالب بحث دختران قوچانی که در واقع شامل فروش دختران و همچنین به اسارت رفتن زنان باشقانلو می شده است، بخش عمده ای از مذاکرات مجلس و مبحث جراید و انجمن ها را به خود اختصاص داده بود. البته هنوز شاید چند روزی از حکومت میرزا ابوالقاسم خان مستوفی در قوچان نمی گذشت که خود آصف الدوله نیز از حکومت خراسان معزول گشته و جهت بازجویی به تهران احضار گردید. و لذا با ورود آصف الدوله به تهران در روز دهم صفر همان سال انتظار مردم از مجلس بالا گرفت. آنجایی که در مذاکرات مجلس یکی از همان روزها آمده است: «چند روز بعد از ورود آصف الدوله گذشت. شورش و انقلاب در مردم پدیدار گردید. هر روز عصر تا یک ساعت از شب گذشته در جلو مجلس هنگامه برپا می کردند. در هر گوشه یک نفر از واعظین و ناطقین حرف می زدند، و مردم را به اتحاد [فرا] می خواندند. و می گفتند: ایها الناس از کسی اندیشه ننمایید، و نترسید. در نهایت جد و جهد ایستادگی نمایید. و استرداد اسرا را بخواهید. مرتکب این کار را جداً مطالبه نمایید. از استرداد اسرا گذشته در حقیقت اصلاح کلیه امورات داخله را می خواهند. ختم تیولات را می خواهند. اصلاح تفاوت عمل و تسوبه بودجه و سایر مطالبی که مدت ها است، در مجلس شورا و انجمن ها گفتگو و مطرح کرده اند… در این وقت «سعد الدوله» از [داخل] مجلس بیرون آمدند. جماعت را خواستند، زبان نصیحت گشودند. بدواً از همراهی ملت اظهار امتنان کردند. و بعد از بیانات مفصّل چند روزی مهلت خواستند که صبر کنید: تا ما ترتیبات اصلاح این کار را مرتب داشته مشغول کار شویم…. قرار شد در این روز ها در عدلیه آصف الدوله و سالار [مفخم حاکم بجنورد] را استنطاق نمایند. اظهار داشتند که با حضور جماعتی از نمایندگان ملت و هیأتی از وکلا و وزراء، آصف الدوله و سالار مفخم را تحت استنطاق خواهند آورد. و هرکدام که مرتکب این حرکت و اسباب فروش دختران قوچانی شده اند، بعد از استرداد اسرا به مجازات قانونی خواهند رسید.»
* محاکمه عاملان اسارت دختران قوچانی:
بالاخره با تلاش مجدانه دو نفر از معتمدین منطقه تکمران به نام های: کدخدا علی بیگ تکمرانی و یوسف کدخدا شدیداً پی گیر قضیه بوده اند. تا این که بالاخره بعد از یک سال و نیم دوندگی و تشکیل مجلس اول، در جمادی الاول ۱۳۲۵ هجری، عاملان قضیه از جمله امیرحسین خان حاکم معزول قوچان مورد محاکمه قرار گرفتند. پس از محاکمه متهمان در طی پنج جلسه، از تاریخ دوازدهم جمادی الاول ۱۳۲۵ هجری نتیجه دادرسی اجزای کمیسیون عدلیه با حضور: فتحعلی باباخان، احتشام الممالک، حسین شمس حسینی و انتظام السلطان همچنین نظارت وکلایی همچون: تقی زاده، سیدحسین بروجردی، سید مهدی، وکیل التجار، آقا میرزا محمود و حاجی سید بابا وکیل قوچان، به تاریخ بیستم جمادی الاول به صورت ذیل اعلام گردید:
«پس از بازپرسی های چند و جلسه های طولانی و خواندن و دیدن بیشتر نوشتجات با حضور وکلای دارالشورای ملی، قرار دادرسی و کیفر بر این گونه داده می شود: اول مقصر در باره ی اسیران سالار مفخم است. مقصر دوم سردار افخم است که فرماندار استر آباد بوده است. سوم امیر حسین خان پسر آصف الدوله است. چهارم سهل انگاری آصف الدوله است. پنجم مفاخر الملک و اکرم الملک است که هنوز برای بازپرسی حاضر نشده اند. [بنا بر این] رأی کمیسیون دادگستری کیفر این اشخاص را مطابق ترتیب تقصیراتشان [به صورت زیر] معین کرده است:
الف : سالار مفخم است باید بکلی شؤونات نظامی از او گرفته بشود و حکومت بجنورد را هم از او بستانند. یک سال هم جیره و مواجب سوار را که در آن سال به هزینه بجنورد منظور شده است باید نقد به دولت
بپردازد و بازگرداند اسیران را قبول کند و چنان چه چند نفری از اسیران را نتوانست حاضر کند، هر نفری سیصد تومان پول نقد به صاحبان اسیران بدهد خودشان بروند بخرند و باید زندانی باشد تا مراتب بالا به موقع اجرا گذاشته شود.
ب : سردار افخم که حاکم استرآباد بوده در آن هنگام کوشش ننموده، باید از درجه نظامی او یک درجه کاسته شود و پنج هزار تومان جریمه ی نقدی بدهد و یک سال هم محروم از خدمت دولت شود.
ج : امیرحسین خان [پسر] آصف الدوله باید تا دو سال به هیچ وجه مأموریت دولتی به او داده نشود. زیرا پس از شنیدن اسارت زنان و دختران کوشش ننموده و باید سه هزار تومان نیز جزای نقدی بدهد.
هـ : آصف الدوله بوالسطه تلگراف هایی که از عین الدوله در دست دارد و تحقیقات خارجی، تقریباً تبرئه از تقصیر در این کار دارد ولی قصوری که دادگستری نسبت به او وارد می داند این است که چرا بیشتر از آنچه نوشته و گفته اقدام ننموده، بنا بر این باید دو هزار تومان جریمه نقدی بدهد.
ی : مفاخر الملک و اکرم الملک است چون حاضر نبودند و داوری حضوری نشده موکول به حکم دولت است. کمیسیون دادگستری به اقتضای وضع امروزی مملکت مجازات را همین قدر کافی می داند.»

منابع:
۱ اترکنامه تاریخ جامع قوچان: رمضانعلی شاکری، چاپ اول، انتشارات امیرکبیر، تهران ۱۳۶۵
۲ تاریخ بیداری ایرانیان: ناظم الاسلام کرمانی ، به اهتمام سعید سیرجانی، بخش اول(جلد ۱و۲و۳) نشر بنیاد فرهنگ ایران ۱۳۴۶
۳ تاریخ خطی قوچان جدید: علی اکبر مدیرالدیوان افشار قوچانی، استنساخ علاءالدین افشار ۱۳۲۶ شمسی، شماره کتابخانه مرکزی آستان قدس رضوی، مشهد
۴ حرکت تاریخی کرد به خراسان: کلیم‌الله توحدی، جلد سوم، چاپ اول ۱۳۶۶
۵ تاریخ انقلاب مشروطیت ایران: سید حسن تقی زاده، به کوشش عزیزالله علیزاده، چاپ اول انتشارات فردوس، تهران ۱۳۷۹
۶ حکایت دختران قوچان: افسانه نجم آبادی، نشر روشنگران، چاپ اول، ۱۳۷۴ تهران
۷ خراسان و حکمرانان: محمدرضا افشار آرا، چاپ اول ، مشهد ۱۳۸۰
۸ تاریخ مشهد الرضا: احمد ماهوان ، چاپ دوم، انتشراب ماهوان(ماه نشر) مشهد ۱۳۸۸

علیرضا جنتی سراب
(مقاله برگرفته شده از ویژه نامه قوچان شناسی ۲ به سردبیری حسین فیروزه)

درباره ehsan

Check Also

کتابت بزرگ‌ترین قرآن جهان

 کتابت بزرگ‌ترین قرآن جهان توسط استاد اسماعیلی‌ قوچانی به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *