بررسی موسیقی شعر جعفر قلی کرمانج

بررسی موسیقی شعر جعفر قلی کرمانج

مقدمه


کرمانج های شمال خراسان ،مردمی صاحب ذوق وشاعر مسلک اند ،چنان که کمتر کسی از ایشان را می توان سراغ گرفت که دستی در شعر و آواز و موسیقی نداشته باشد . یکی از کرمانج های شهیر و معروف که حدود دویست سال پیش در این خطّه ی کرمانج نشین می زیسته، جعفرقلی زنگلی است .وی شاعری کردزبان که در روستای گوگانلوی قوچان متولد شده است.
شعر جعفر قلی کرمانج ،به اعتبار برخورداری از محتوای عرفانی ،علاوه بر تشبیهات و استعارات هنرمندانه ،دارای موسیقی دلنشین است . موسیقی شعر او ،به اعتبار ،دارا بودن تمام جنبه ها و جلوه های موسیقیایی شعر ،حائز اهمیّت و قابل تحقیق و بررسی است . بنابر این در این مقاله ،برآنیم تا مشخص کنیم که آیا موسیقی شعر مورد نظر ،در چهار حوزه ی موسیقی قابل بررسی است ؟ و در کدام حوزه شاخص تر است ؟

تعریف موسیقی شعر
((منظور ازموسیقی شعر تنها وزن عروضی یا نیمایی نیست.به طور کلی هرتمهیدی را که شاعر در شعر به کار می برد تا سخن را از سیاق طبیعی نثر دور کند ودرآن نوعی آهنگ وتناسب ایجاد کند، که می تواند ناشی از شیوه ی ترکیب کلمات، انتخاب قافیه و ردیف ها، هماهنگی وهمسانی صامت ها ومصوت ها وجزآن باشد.))(پور نامداریان، ۱۳۸۱ :۴۱۴)

اهمیّت موسیقی شعر جعفر قلی
شعر جعفر قلی به اعتبار برخورداری از بن مایه های اصیل عرفانی و رنگ و پیرنگ برجسته ی کردی ، علاوه بر تصاویر زیبا وطبیعی، عاطفه، زبان وشکل هنری، دارای موسیقی دلنشین است. در دیوان جعفر قلی چنانکه ملاحظه می شود شعر او دارای موسیقیایی خاصی است ونشان می دهد که شاعر با انواع موسیقی شعر وابستگی زیادی داشته وبه آن توجه کرده است. براین اساس دراین قسمت از تحقیق، سعی داریم به جنبه های جلوه های موسیقی شعر جعفر قلی که بر مبنای نظریه های ارزشمند درطرح موسیقی شعر، درچهار حوزه ی
(موسیقی بیرونی، درونی ،کناری، معنوی) هستند،بپردازیم.
موسیقی بیرونی(وزن)
در تعریف آن گفته اند:(( منظور از موسیقی بیرونی شعر، جانب عروضی و وزن شعر است که بر همه شعر هایی که در یک وزن سروده شده اند قابل تطبیق است.))(شفیعی کدکنی، ۱۳۷۳: ۳۹۱)

وزن شعر کردی
وزن شعر کردی کماکان اصالت ایرانی خود را حفظ کرده وهمانند شعر ایرانی پیش از حمله عرب تابع عروض نبوده ووزنی سوای آن داشته که به وزن هجایی یا سیلابی معروف است.
((شعر کردی ، اعم ازده هجایی یا هشت هجایی و . . . تحت تاثیر عروض عربی قرار نگرفته وشماره ی هجاها بیش از همه درآن دخالت دارد وبلندی وکوتاهی آخرین هجا واتحاد روی در قافیه نیز همیشه رعایت می شود.ولی اگر بخواهیم آن را با عروض عربی بسنجیم وبر افاعیل عروضی تطبیق کنیم ممکن است شعری در یک مصراع با هجای بلند ودرمصراع دیگر با هجای کوتا آغاز شود.)) (مکری ، ۱۳۲۹ : ۱۶)
درتعریف وزن هجایی نیز گفته اند :((وزنی که فقط درآن تساوی تعداد هجاها(اعم از کوتا بلند یا کشیده)ی مصراعها مطرح است و نظمی میان هجاها وجود ندارد.))
(وحیدیان کامیار، ۱۳۷۴ : ۹)

وزن شعر جعفر قلی
از مطالعه شعر جعفر قلی این واقعیت اشکار می شود که وزن شعر وی همان وزن هجایی یا عددی است واز اصول وزن هجایی شعر کردی تبعیت می کند، هر چند که برخی از شعر های او را می توان با اوزان عروضی سنجید و با افاعیل وزن شعر فارسی تطبیق کرد.
دکتر آمنه یوسف زاده، نویسنده ی کتاب
((رامشگران شمال خراسان )) در این باره می نویسد: ((شعر جعفر قلی اغلب، در هر مصرع چهارده هجا داردکه در بعضی ابیات به پانزده هجا می رسد هجای آخر ندایی، و خطابی است. ومعمولاء به صورت حشو ملیح یا متوسط برای تکمیل شماره هجاهای لازم به کار می رود. هر مصراع به دو قسمت مساوی با هفت هجا تقسیم می شود و پس از هجای هفتم وقفهای کوتاه ایجاد
می گردد.))
(یوسف زاده ،۱۳۸۸ : ۱۵۱)
در مسمط های دیوان جعفر قلی تنوع وزن از نظر تعداد هجاها درهر مصراع به چشم می خورد در اکثر این مسمط ها، هر مصراع دارای چهارده هجا است. وتعداد معدودی از این مسمط ها دارای مصراع های پانزده هجایی، یازده هجایی وهشت هجایی می باشند.تنها سه خشتی (قالب کردی)که دراین دیوان دیده می شود دارای وزن ده هجایی است. دو بیتی های آن، مصراع های چهارده هجایی دارند و دو غزل موجود در آن، وزن شانزده هجایی دارند.
برای نمونه واثبات هجایی بودن وزن شعر جعفر قلی، چند بیت تقطیع هجایی می شود:

له حالیْ من تو ره حم که ناف زرافی چو شه مشاد
یا من بکوژ خه لاس که یا ژه قه م بکه ئازاد (۱۸۵)
له| حا| لیْ |من| تو| ره حم|که| ناڤ| ز|را | فی|چو|شه م|شاد|
یا| من| ب| کوژ| خه| لاس| که | یا| ژه| قه م | ب | که| ئا| زاد |
برگردان: بر حال من رحم کن، ای کمر باریک شمشاد قد، یا مرا بکش خلاصم کن، یا که زغم کن آزاد.
همانطور که ملاحظه می شود در بیت فوق ، در هر مصراع چهارده هجا وجود دارد وهجا های مصراع اول و دوم در برخی، از نظر کوتاه یا بلند بودن آنها ، یکسان نیستند. چرا که در وزن عددی ((فقط تساوی هجاهای هر مصراع معتبر است واین نوع وزن خاص زبان هایی است که درآنها امتداد مصوت و تکیه وزیروبمی نقش ممیزه ندارد.))
(وحیدیان کامیار،۱۳۷۴ :۸ )

یا علی تو نه زه ر له فیی گه دا کْیی دلی من روره شی ژه غه م ره ها کْیی(۱۹۳)

یا| ع | لی| تو | نه | زه ر| له | فیی| گه| دا | کیی|
د| لی | من | رو| ره| شی | ژه| غه م| ره| ها | کیی|
برگردان: یاعلی تو نظر بر این گدا کن دل این روسیاه را از غم رها کن.
وزن هر مصراع، یازده هجایی است، هجاهایی که در تقطیع درمقابل هم قرار گرفته اند به لحاظ بلندی یا کوتاهی آنها یکسان نیستند که خود دلیلی است بر عددی یا هجایی بودن وزن ابیات.
به ضرس قاطع می توان گفت که جعفر قلی در شعر غنایی اش که غالب آنها به زبان کردی سروده است از وزن چهارده و پانزده هجایی بهره برده واین می تواند به این دلیل باشد که برای بیان عواطف و احساسات نسبت به معشوقش، مجال ومیدان فراخی جهت تاخت وتاز رخش سخن خود داشته باشد که هر چه هجاهای یک مصراع بیشتر باشد این میدان فراخ تر است.وبالعکس در شعر حماسی، که بیشترآنها به زبان ترکی است از وزن یازده هجایی استفاده کرده است.
چنانکه پیشتر اشاره شد، برخی از شعر های جعفر قلی را می توان باعروض عربی تطبیق کرد۰ برای نمونه، در مسمط معروف (یک نگاهت می نماید عالمی را پایمال) می توان با بحر رمل مثمن محذوف تطبیق کرد. این مسمط با سه زبان ترکی، کردی و فارسی سروده شد و به دلیل وجود واژه های فارسی زیاد در این مسمط ، می تواند وزن( فاعلاتن، فاعلاتن، فاعلاتن ، فاعلن )داشته باشد .اما در بعضی از ابیات همین مسمط باید بعضی از هجاها را کشید تا با این وزن تطبیق شود:
دلوه را من، من له ته جاریْ نه زه رکر بی مه لال
ناترا مه جنون ژه من بیگانه بوو ئه غلو وکه مال(۱۵۴)

دل| وه| را| من| من| له| ته| جا |ری| نه | زه ر| کْر| بی | مه| لال

نا| ت| را | مه ج| نون| ژه| من | بی |گا| نه| بوو | ئه غ| لو| که | مال
هجای هفتم مصراع اول، وهجای سیزدهم مصراع دوم، باید کشیده خوانده شود تا همه ارکان آن مرتب گردد.

موسیقی درونی
((مجموعه هماهنگی هایی که از رهگذر وحدت یا تشابه یا تضاد صامت ها ومصوت ها در کلمات یک شعر پدید می آید، جلوه های موسیقی درونی شعر است. مانند انواع جناس ها…))(شفیعی کدکنی،۱۳۷۳:۳۹۲)
در دیوان جعفر قلی، آنچه که بیش از همه ی جلوه های موسیقی درونی خود نمایی می کند و بسامد بالایی دارد. تکرار صامت ها و مصوت های مشابه ویکسان است. گذشته از اینها، انواع جناس نیز در سراسر دیوان به چشم می خورد، که به گونه های مختلف آن اشاره خواهد شد.

تکرار صامت ها و مصوت ها
در شعر جعفر قلی، به هماهنگی صداها
(تکرار حروف) توجه خاصی شده است. در بعضی از شواهد دیوان او، چنان بر جستگی دراین زمینه دارد که حاکی از توجه زیاد جعفر قلی نسبت به افزایش موسیقی شعر از این طریق است. مثلا” تکرار صامت ((خ)) در بیت زیر بدون تردید موجب غنای موسیقی شعر او شده است:

دلیْ خدای بخازی،له کاران نیْخنی گریْ
هه ره وه خت کْوتْه دو ینم،ده و مه جه وانی به ریْ(۳۷۰)

برگردان:اگر خدا بخواهد در کارها مانع ایجاد نمی کند؛هر موقع که تورا می بینم ،جوان می شوم
دربیت زیر تکرار مصوت ((׳))(( ِ))و (( ا)) از شگردهای دیگر افزایش موسیقی است که مصوت (( ِ)) سیزده بار تکرار شده است .(در زبان کردی با حروف ((ه وﮫ)) نشان داده می شود.)

هه رده م ده ویم وه ئه فغان،جاری بکْه نزاره سه دعاشقه مینا من سه واتیْ بیْ قه راره
برگردان: همیشه با آه وافغان می گویم،یکبار به من نگاه کن
صد عاشق مانند من برای تو بی قرار است.

جناس ها
(( مفهوم جناس،هرنوع اشتراک در مصوت ها وصامت ها ی کلام است که در طرح های مختلف می تواند خود را نشان دهد .))
(شفیعی کدکنی،۱۳۷۳: ۳۰۱ )

ترصیع (تقسیم بندی جناس ها بر گرفته از کتاب موسیقی شعر شفیعی کدکنی است)

ترصیع یعنی: الفاظ در وزن و حروف خواتیم متساوی باشند.(همان۰ ۳۰۳)
آوردن کلمات هم وزن وهم قافیه در پایان مصراع ها یا در درون مصراع ها نوعی موسیقی درشعر ایجاد می کند. دراین زمینه نمونه های متعددی در شعر جعفر قلی به چشم می خورد :
ئه وگورجیی یه ک دل زنده ،ئه ز ((مستحق و مضطر))
ئه ز به رگه کْه په ژمورده ،ئه وستاره ی سه حه ر(۱۳۳)

بر گردان: او گرجی دل زنده ،من مستحق و مضطر. من چون برگی پژمرده ،او چون ستاره ی سحر.
جمله ((ئه وگور جیی یه ک دل زنده)) در مصراع اول یک سوی موازنه ،وجمله ی((ئه ز به رگه که په ژ مورده)) سوی دیگر موازنه است.
ئه و خالق و ئه ز مخلوق،ئه ز طالب و ئه و مطلوب ئه زبه نده یبی قه رار،هه م بی شکیب و شکوب(۸۸)

برگردان : او( خدا )خالق ومن مخلوق،من طالب او مطلوب، من بنده بی قرار هم بی صبر و بی شکیب .
دربیت بالا ،واژه((خالق))در مقابل ((طالب)) و((مخلوق))در برابر((مطلوب)) موازنه ایجاد کرده است.
نکته قابل ذکر اینکه،در سراسر دیوان جعفر قلی جناس ترصیع بیشترین سهم را دارا است، طبعا” موجب شده تا موسیقی شعرش غنی شود.

زاید
((در کلمات مکرر، به لحاظ صورت، حرفی کم یا زیاد باشد.))(همان.۳۰۴)
یکی دیگر از جلوه های موسیقی درونی جناس زاید است. این نوع جناس در شعر مورد نظر، بعد از ترصیع ، بسامد بالایی دارد:
ژه صنع قو دره تیْ خا،خلقه ت کِْریه خه لایق
ژه هه رکیْم وبیْشی ،روزییْ ویی دایه لایق(۸۹)

برگردان: از صنع قدرت خود خلایق را آفرید،هر کدام از آنها را فراخورآن ها روزی داد
کلمات متجانس: ((خه لایق))و((لایق )) هستند.

موسیقی کناری
((منظور از موسیقی کناری،عواملی است که در نظام موسیقیایی شعر دارای تأثیر است٬ ولی ظهورآن در سراسر بیت یامصراع قابل مشاهده نیست.از جلوه های موسیقی کناری می توان،قافیه، ردیف ،تکرارها و ترجیع ها را نام برد .))(شفیعی کدکنی ،۱۳۷۳: ۳۹۱ )
شعر جعفرقلی به دلیل بر خورداری بسیار زیاد از موسیقی کناری، قابل اهمیت وبررسی است وبه ترتیب اهمیت به جلوه های آن خواهیم پرداخت.

قافیه
((قافیه در حقیقت به منزله دستگاه مولّد صوت است و گوش به وسیله قافیه ها تحریک می شود واحساس لذّت وخشنودی می کند۰ ویک شاعر هنرمند می تواند با عوض کردن قافیه جبران یک نواختی وزن را بکند.))(همان. ۶۵-۶۴ )

قافیه در شعر جعفر قلی از چندین منظر قابل بررسی است:
ختم قافیه با صامت های ممتد و ناممتد ومصوت ها
شاعر با تغییر قافیه تا حد بسیار زیادی توانسته است یک نواختی وزن شعر را جبران نماید.الف:در ۹/۱۹ ٪ درصد اشعارش از قافیه هایی بهر ه برده است که به صامت های ممتد ختم می شود.مانند:

شه ﯟو رویْی له چیان وه دوو،ویْ بوو مه هیسیر
ها کا بوویه مقدّر ،له من تونینیْ ته خسیر

برگردان:شب وروز در کوهستانها٬ دنبال اواسیر هستم٬واین سرنوشت من است که مقدر شده ودرمن تقصیری نیست.
خه لکْو دونیاله سه رمن ،بوویه زندان و قه فه س

غه مو غوسان ئه زخارم،له دونیْ ما مه بیْ که س(۳۴۳)

برگردان:ای مردم٬ دنیا برای من زندان وقفس شده ،غم وغصه مرا نابود کرده اند، دردنیا بی کس مانده ام.
در دوبیتی که گذشت همانطور که ملاحظه می شود قافیه ها به صامت های (ر) و (س) – که ممتد هستند- ختم می شوند .
ب:دربرخی از شعرهای او٬قافیه ها به صامت های نا ممتد مانند: ((ن))٬ ((م)) ختم می شوند.مانند:
-یا روه ره سه رخاکیْ من مه زاریْ من بلوین ویْ به ژنو بالیْ رعنا وه نه کیران بنمین(۳۴۶)
برگردان: ای یار٬ سر مزارم بیا وقبرم را تکان بده.آن قد رعنا را به نکیر ومنکر نشان بده
-جعفر قلی ده ویژی ئه ز بیمارم ئاشقم سه وا یاریْ دلربا ،جان نثار ئاشقم(۲۳۱)
برگردان:جعفر قلی می گوید:من بیماری عاشق هستم برای یار دلربای خودم جان نثار هستم وعاشق اوهستم.ازمیان شعرهای جعفر قلی ۸/۳۹٪درصد دارای این ویژگی هستند.
ج:گروهی دیگر از قافیه ها به مصوت ها ختم می شوند که ممتد هستندو۲/۴۰٪در صد از قافیه های شعر را تشکیل می دهند مانند:
عشقی وی ئه ز شه وتاندم مینا مه ریْ چْییانه
جاره کْه دن بو یینم،له دل نامیْ ئه رمانه(۳۳۷)
برگردان:عشق او مرا سوزاند همچون بوته خشک کوهستان٬ یکبار دیگر که ببینم در دل آرزویی نمی ماند

قافیه درونی (میان مصراعی)
جعفر قلی٬ علاوه بر رعایت قافیه ی اصلی٬ به قافیه های درونی (میان مصراعی) نیز توجه زیادی داشته است که طبعا”موجب اعتلای موسیقی شعر او گردیده ٬وگوش هر شنوندهای را می نوازد. در سراسردیوان اوهفتاد و چهار بیت دارای قافیه درونی هستند و علاوه براین٬ دراین دیوان فقط دو غزل معروف به نام های ((باد صبا)) و ((گول جهان ژه من جداوو)) به معنی: معشوقم از من جدا شد؛ موجود است. که از بیست وپنج بیت آن شانزده بیت دارای قافیه درونی است. برای نمونه به چند بیت اشاره می شود:

ڤیْی ده ردیْ من،تونه ده رمان،ژه فه راقی ْبوومه گه ریان
جدا بوومه ژه خانومان،ژه ده س دامه شه کیبایی(۳۶۶)

برگردان:این دردم درمان ندارد٬ از فراق او شدم گریان٬ از زندگی خودم جدا شده ام وشکیبایی را از دست داده ام .
چاقی ْ غه زالن، بِرو هلالن
رووییْ وه خالن ،لیو شه که رپالِن

برگردان:چشمانش غزال است٬ابرو کمان است بر رخش خال است ٬ شیرین سخن است..دربیت بالا٬واژه های ((غه زا لن))٬((وه خالن))قافیه های درونی هستند.

حروف مشترک قافیه:
((هر چه حروف مشترک قافیه بیشتر باشدیعنی قافیه به صورت کاملتری رعایت شده باشد استحکام و استواری شعر بیشتر خواهد بود.))
(همان.۸۳٫)
از این حیث قافیه شعر جعفر قلی را می توانیم به دو گروه تقسیم کنیم:الف:قافیه هایی که حروف مشترک بیشتری دارند: این قافیه ها ۲۳/۵۱ ٪درصد کل قافیه ها را تشکیل می دهند:
جعفر قلی له هیچیْ، عمری ته بوو تمامه تْه کْو تو فایده نه کْر ،بجز کْو بووی بد نامه

له شانی ْبد اقبالان،ﯟا عجایب کلامه نِکام کْو جواب بده م ئه ز له یوم القیامه(۳۲۲)

برگردان: جعفر قلی عمر تو٬ بیهوده به پایان رسید وتو هیچ فایده ای نکردی مگر اینکه بدنام شدی یا در شان آدم های بد اقبال این کلام عجیبی است نمی توانم من جواب دهم در روز قیامت.
پر واضح است که در دو بیت بالا آنچه باعث می شود شعر استوارتر بنماید وموسیقی آن محکم تر وکاملتر به گوش برسد قافیه های تمام وکمال موجود در ابیات است. گویی که شعر دارای ردیف است و فقدان آن احساس نمی شود و این نه تنها به خاطر حروف زیاد مشترک بین قافیه هاست بلکه به دلیل وجود قافیه هایی که به مصوت ممتد ختم می شود نیز می باشد.
ب: قافیه هایی که حروف مشترک کمتری دارند:
از میان همه قافیه ها ۷/۴۸٪ درصد دارای چنین ویژگی هستند.از قبیل قافیه های بیت زیر:

وه ر که تْیه هیوا چارده ،ژه به ریْ بورج مه شرق
شه فه ق داکوه سینا ،ستاریْ صبح صادق(۷۶)
((مه شرق)) و ((صادق)) کلمات قافیه هستند که حروف ((ق)) و کسره قبل از ان حروف قافیه هستند

ردیف:
((شعری که از نظر قافیه وردیف غنی باشد از نظر موسیقی شعرلذت بخش تر است نسبت به شعری که تنها قافیه داشته باشد.)) (همان.۷۰)
در بین شعر های جعفر قلی ۹۲٬/۷٪ مردﱢف هستند وبقیه بدون ردیف اند واین را نباید ضعف موسیقی جعفر قلی تلقی کرد۰چرا که از یک سو قافیه های شعر او به دلیل حروف مشترک زیاد موسیقی ردیف را جبران می کند و از سویی دیگر تکرار ها وترجیعات این وظیفه را به دوش می کشند. دکتر شفیعی کدکنی در کتاب موسیقی شعر می گوید:
((غزل موﱠفقی که ردیف نداشته باشد کم داریم واگر شاعران بزرگ خواسته اند غزل بی ردیف بگویند٬ موسیقی ردیف را از رهگذری دیگر در شعر ایجاد کرده اند.))
(همان ۱۵۶)

چند نمونه شعر مردّف:
دل ژه من ئستاندیی یه، دلوه ر ئه جه و دلدارکیْ
خوشگل و نازک به ده ن ،له به ژن چون سه رداره کیْ
پروه نازو ،پروه غه مزه ،زولف چون تو ماره کیْ
فه ک شیرین ،جادوو زمان،شه که ر فشان گوفتاره کیْ(۳۶۳)

برگردان: دل از من ربوده عجب دلداری است، خوشگل و نازک بدن٬ در قد٬ مانند یک سردار است.

برگردان:خیلی ناز وغمزه دارد او، زلفش مانند ماری بلند است، دهانش شیرین و زبانش جادو و سخن گفتنش مانند شکر شیرین است.
موسیقی معنوی:
((تقارن ها و تشابهاهات وتضادها در حوزه امور معنایی وذهنی٬ موسیقی معنوی را سامان می دهند. جلوه های معروف این نوع موسیقی٬ صنایع معنوی بدیع٬ از قبیل تضاد٬ طباق٬ ایهام ومراعات نظیر هستند .))
(شفیعی کدکنی، ۱۳۷۳ :۳۹۳ ).
شعر جعفر قلی از منظر موسیقی معنوی٬ در مقیاس با موسیقی درونی وکناری چندان تشخص وامتیازی ندارد. واگر ملاک را صنایع معنوی بدیع بدانیم٬ به جزء تضاد(طباق)٬ مراعات نظیر و تلمیح٬ دیگر جلوه های موسیقی معنوی بسامد چشمگیری ندارند.
تضاد(طباق)
((یعنی در تقابل یکدیگر قرار دادن اشیاء ومفاهیم متضاد.))(همان. ۳۰۸)
از میان انواع جلوه های موسیقی معنوی٬ تضاد بیشترین بسامد را در شعر جعفر قلی داراست:
گه رئاشیکار وگه ر نهان ،تو هه ردوویان ده وینیی
هه رده ردوئاشغن،زووتر،وان وه هه ۋگینی(۱۵۲)
برگردان: ای خدا٬ آشکار وپنهان را تو می بینی .هر جا که دو عاشق هستند٬ زودتر انها را به هم برسانی.
دو واژه((آشکار ونهان))در تقابل یکدیگرند.
له جه م خجل هیوا چارده،ئه ز غمگین و ئه و دلشاد
ژه ده س ویْ ده کشینم داده ،وردامن ذکرالله وو(۳۶۱)
برگردان:ماه تمام در برابر زیبایی او خجالت زده است من غمگین واو شاد است. از دست او داد می کشم و ورد زبان من یاد و ذکر خدا شده است. واژه های ((غمگین)) و ((دلشاد)) متضاد هستند .

مراعات نظیر
((اگر شاعرمفاهیمی را که با هم نسبتی دارند بیاورد آن را مراعات النظیر می خوانند.))
(همان. ۳۱۰)
در شعر جعفر قلی مانند شعر بسیاری دیگراز شاعران٬ مراعات نظیر-که یکی از جلوه های موسیقی معنوی است- فراوان به چشم می خورد.مثلا دربیت زیر، میان کلمات٬ (ئه نده لیب: بلبل) (قونچه:غنچه )٬ (مورغ:مرغ)٬
(کْه ووت:کبوتر) مراعات نظیر است:
ئه ز ئه ندلیب مه ستو ،ئه و قونچه ی تازه ته ر
ئه ز مورغه کْم سته مکش،ئه و کْه ووتا غه مزه گه ر(۱۳۳)
برگردان:من بلبل مست و او غنچه تازه تر. من مرغی ستم کشیده او کبوتر غمزه گر.
یا در بیت زیر٬بین واژه های (هیسیر: اسیر)٬( به ند:زندان)، (کونده: چوب بزرگ)٬(زه نجیر: زنجیر) مراعات نظیر وجود دارد.
ئه ز فه غیْری خونیین جیگه ر،هه ف سالن بوومه هیسیر
کرمه به ند و زندانیْ،بیْ کونده و بی زنجیر(۱۳۷)
برگردان:من فقیر خون جگر٬ هفت سال است که اسیر گشتم .مرا اسیر وزندانی کرده٬ بدون زنجیر.
تلمیح
(( آن است که گوینده ضمن کلام به داستانی یا مثلی یا آیه وحدیثی معروف اشاره کند.))
(طهماسبی و بهمنی مطلق٬ ۱۳۸۵ :۱۴)
یکی دیگر از جلوه های موسیقی معنوی تلمیح است. تلمیح در دیوان جعفر قلی از بسامد بالایی برخوردار است. اما٬ از آنجایی که غالب شعر وی غنایی است تلمیحات موجود در شعر او نیز اغلب به داستانهای عاشقانه تلمیح شده است. از قبیل داستانهای (لیلی و مجنون٬ وامق وعذرا٬ فرهاد و شیرین ،یوسف وزلیخا و …) و در اندک شعر حماسه او به قهرمانان شاهنامه تلمیح شده است. همچنین در جاهای متعددی به داستان معروف و عاشقانه (( اصلخان وکرم )) – که یکی از داستانهای کردی است –تلمیح شده است:
گه ر بکْوژیی حاضرم،اما پشیمانیی چرا؟
توننه انصافیْ تْه لیلی،بوومه مه جنون سا ته را(۳۶۴)
برگردان:اگر مرا بکشی حاضرم٬ اما چرا از این کار پشیمانی؟ ای لیلا تو انصاف نداری٬ ومن برای تو مجنون شده ام.
در بیت بالا به داستان لیلی ومجنون تلمیح شده است.
نالی یوسف ژه ده س دل ،ئه و که تی یه زندانی
مینا که ره م ها واره،له ره دی ئه سلخانیْ(۳۳۷)
مانند یوسف٬ از دست دل او، جعفر قلی به زندان افتاده –مانند کرم٬ به دنبال اصلخان آواره شده است.- تلمیحی به داستانهای
((یوسف و زلیخا ))و((کرم و اصلخان)) دارد.
هماهنگی موسیقی و عاطفه
چنانکه پیشتر اشاره کردیم جعفر قلی٬ به عنصر عاطفه و موسیقی شعر توجه خاصی داشته است . علاوه بر این وی تلاش کرده٬ تا هماهنگی لازم بین این دو را به اوج برساند تا بدین وسیله ابراز احساسات خودش را در بالا ترین حد به مخاطب القاءنماید.دکتر پور نامداریان در این باره می گوید : ((شک نیست که عنصر موسیقی در شعر٬ وقتی در تعالی شعر به نقطه کمال مؤثر می افتد که با عاطفه مطرح در شعر هما هنگ باشد. . ..))
(پور نامداریان٬ ۱۳۸۱ :۴۴۷ )

مثال :
چِ: چادریْ هه ف رنگه،له سه ری ْ تْه مه له گیْ
عشقیْ تْه من رسوا کر،به ره ف کْر ژه ناۋخه لکیْ
تقدیر نویس ،کْریی یه،سه ریْ من له که له گیْ
رحم بکه له حالیْ من،خانیشان ده جاره کْی(۲۳۳)
برگردان: چادر هفت رنگ٬ در سر تو فرشته است .عشق تو مرا رسوا کرد٬ ومرا از بین مردم جدا کرد.
برگردان:تقدیر نویس٬ مرا دچار سردرگمی وپریشانی کرده٬ به حالم رحم کن٬ و یکبار خودت را به من نشان بده.
هماهنگی وهم نوایی بین موسیقی و عاطفه به وضوح در دوبیت بالا دیده می شود٬ بن مایه ی عاطفی وموضوعی شعر٬ اندوه و غم ناشی از دوری یار است .که شاعر متناسب با همین حالت عاطفی٬ از کلماتی برای قافیه بهره برده تا با یکدیگر هماهنگ باشند. حروف پایانی قوافی از حروف مصوت( ِ ) هستند که ممتد بوده٬ ودر هنگام ادای آن نفس امتداد یافته ومتناسب با فریاد و آه کشیدن و ندبه کردن است که دقیقا هماهنگ با عاطفه شعر است.

نتیجه گیری:
این تحقیق نتایج و دستاورد های زیر را به همراه داشت:
موسیقی شعر جعفر قلی ،موسیقی است دلنشین و بر گرفته از فرهنگ بومی و کردی ، وتأثیر جغرافیای منطقه ی خراسان در این موسیقی به وضوح دیده می شود .همچنین نقش موسیقی جعفرقلی در بیان مفاهیم عرفانی ،عاشقانه و فرهنگی در این شعر آشکار می نماید و هماهنگی ها و همنوایی های عاطفه وموسیقی شعر او به خوبی نمایان است . و این ویژگی ها موجب ارتقاءمقبولیت و جذابیّت بالای بررسی و تحقیق در باره ی جنبه های مختلف شعر اوشده . انتظار می رود محققین این خطّه گامی بلند در این راه بردارند.

منابع:
۱ – پورنامداریان،تقی: سفردرمه؛ انتشارات نگاه ؛تهران ؛چاپ اول ؛۱۳۸۱ .
۲ – توحدی ،کلیم الله : دیوان عرفانی جعفر قلی زنگلی؛ مشهد ؛چاپ اول ؛ ۱۳۸۱ .
۳ – درویشی ،محمد رضا: از میان سروده ها و سکوت ها ؛مؤسسه ی ماهور؛ تهران ؛ چاپ اول ؛ ۱۳۸۰ ۰
۴ – شفیعی کدکنی ، محمد رضا :موسیقی شعر ؛انتشارات آگاه ؛تهران ؛چاپ چهارم ؛ ۱۳۷۳ ۰
۵ – طهماسبی،فرهاد و بهمنی مطلق ، یدالله : کلیات مسائل ادبی ؛انتشارات سنجش ؛تهران ؛ چاپ چهارم ، ۱۳۸۵ ۰
۶ – مکری ،محمد :گورانی یا ترانه های کردی ؛نشر کتابخانه دانش ؛تهران ؛ چاپ اول ؛۱۳۲۹ ۰
۷ – وحیدیان کامیار ، تقی :”وزن و قافیه شعر فارسی؛ مرکز نشر دانشگاهی ؛تهران ؛ چاپ چهارم ؛ ۱۳۷۴ ۰
۸ – یوسف زاده ، آمنه : رامشگران شمال خراسان ؛انتشارات ماهور ؛ تهران ؛چاپ اول ؛ ۱۳۸۸ ۰

حسن علیپور
(مقاله برگرفته شده از ویژه نامه قوچان شناسی ۲ به سردبیری حسین فیروزه)

یک نظر ارسال کنید