خانه / فرهنگ و هنر / بررسی پوشاک زنان کرمانج خراسان

بررسی پوشاک زنان کرمانج خراسان

بررسی پوشاک زنان کرمانج خراسان

ویل دورانت بر این باور است که آدمی، از لحظه‌ای که توانست سوزن و سنجاق بسازد، به کار بافت پارچه پرداخت. وی در ابتدا با بهره‌گیری از پشم گوسفند و الیاف گیاهی برای خود تن‌پوش تهیه کرد و پس از تولید پارچه، به زیبایی و رنگ آن اندیشید. برای این منظور، از گیاهان و خاک‌های رنگی موجود در محیط پیرامون خود رنگ را تولید و لباس های خود را ملون کرد(۱۳۹۰: ۹۰). در هر سرزمینی، هر گروه قومی یا طایفه‌ای از سبک و شیوه خاصی که در فرهنگ جاری خودش برای او تعریف شده است برای پوشاندن بدن خود استفاده می‌کند. در این میان، وضعیت بازار و اینکه چه پارچه و یا مدل‌های دوختی در بازار روز رواج می‌یابد و نیز اقلیم منطقه بی‌تأثیر نیست، چون کلاً هیچ چیزی در هیچ جایی جز به ضرورت و منطق متقن متداول نمی‌شود. مسلم است که محیط مبتکر بسیاری از آداب و عادات زندگی ماست.
مقاله پیش رو یک مقاله پژوهشی، میدانی ـ اسنادی است که در آن به توصیف و تحلیل پوشش زنان طوایف مختلف کرمانج خراسان پرداخته شده است. پوشش زنان کرمانج نیز همانند سایر اقوام این سرزمین از تنوع و رنگارنگی خاصی برخوردار است. این پوشش در عین وحدت، دارای شباهت ها و تفاوت هایی است که آنها را در قالب سه واحد متفاوت پوششی دسته بندی می توان کرد. طرح و شکل البسه هر واحد و نوع موادی که برای تهیه آن بکار می رود، ارتباط مستقیمی با محیط زیست و مواد خام موجود در آن، و دوری و نزدیکی طوایف از یکدیگر دارد. مطالعه درباره پوشش زنان کرمانج زمانی حائز اهمیت است که بدانیم این قوم در حال حاضر به علت روی آوردن به پوشش ملی رایج، لباس های سنتی خود را کنار گذاشته و به کنج صندوقچه ها سپرده اند. لذا این مقاله در واقع جستاری در نوع پوشش زنان طوایف مختلف کرمانج در قالب سه واحد مجزا در منطقه خراسان است. محقق برای نیل به این مقصود، به حافظه های دیرنده و صندوقچه های زنان مسن طوایف تأسی جسته است. پژوهش حاضر قصد دارد ضمن معرفی و توصیف و مقایسه نوع پوشش طوایف، گامی در جهت ثبت و ضبط این سنت دیرینه و شناخت هرچه بیشتر این پوشش بردارد. در این پژوهش به موارد زیر پرداخته می شود:
کرمانج‌های خراسان از ایل بزرگ چشمگزک می باشند که می توان به زعفرانلو، شادلو و صوفیانلو تقسیم کرد که به ترتیب در حدود قوچان، بجنورد و کلات نادری زندگی می‌کنند. هر کدام از این سه ایل طوایف متعددی را شامل می‌شوند که سبک و طرح لباس‌ها در هر کدام تفاوت‌هایی با سایرین دارد. به باور جلیل ضیاء‌پور، «پوشاک دو ایل زعفرانلو و شادلوها هر دو بر یک زمینه و طرح است، ولی شادلو در بجنورد زودتر خود را با زندگانی جدید آشنا کرده‌اند و در پوشاک خود دست برده ساده‌ترش کرده‌اند و زعفرانلوها در قوچان پوشاک خود را همچنان اصیل و دست‌نخورده نگاه‌ داشته‌اند…» (‌بی‌تا: ۵۷).
در حال حاضر یا بهتر بگوییم در دو سه دهه اخیر، پارچه‌های مخمل رنگی در پوشش زنان کرمانج نقش مهمی را ایفا می‌کنند. این در حالی است که، قبل از رواج پارچه مخمل در بازار، اینان از انواع و اقسام پارچه‌های دیگری که در دوره‌های مختلف وارد بازار ایران و شهرستان‌های خراسان می‌شده است برای دوخت لباس محلی بهره می‌بردند. جالب است بدانیم با توجه به نوع، وزن و رنگ پارچه‌ای که به بازار می‌آمد، نوع پوشش اینان نیز متفاوت می‌شد. البته باید یادآور شد که طرح کلی لباس همواره یکسان بوده است، ولی در بعضی از جزئیات، با توجه به پارچه مورد استفاده، تفاوت‌هایی دیده می‌شود. برای مثال: گفته می‌شود در دوره‌ای که پارچه‌های متقال یا قمیس، که اصلاً سفید یا شیری بوده و برای رنگ آمیزی به رنگرزها داده می‌شد، مرسوم شده بود، دختران و زنان طوایف مختلف کرمانج باید از این پارچه با تنوع رنگی محدود برای دوخت دامن استفاده می‌کردند. از ‌این‌رو، خانم‌های کرمانج در تمامی سنین دامن‌های متقال سنگین‌وزن و آبی می‌پوشیده‌اند. بعد از پارچه متقال، که پارچه‌های کودری گل‌دار به بازار آمد، خانم‌ها از این پارچه‌های گل‌دارِ سبک برای خود لباس می‌دوختند که اغلب رنگ آبی سیر داشت. پس از کساد ‌شدن بازار پارچه‌های کودری، از نوعی پارچه بشور یاد می‌شود که پارچه شل و لمسی بوده و در همه رنگ موجود بوده است. بر این‌ اساس، دختران و زنان جوان از رنگ‌های روشن و زنان مسن‌تر از رنگ‌های تیره‌تر این پارچه برای دوخت البسه مورد نیاز استفاده می‌کردند. در دوره بعد، پارچه هایی پفکی و نازک، به نام جیم یا پرلین، در رنگ مطلقاً سفید با گل های گاه بنفش، صورتی، قرمز، آبی و… رواج می یابد. این نوع پارچه، به علت سبکی و راحتی، خیلی زود جایگاه خود را در میان البسه زنان کرمانج تثبیت کرد، چنان که بعضی از طوایف همانند طایفه توپکانلو، از آن پس، همواره از همین نوع پارچه برای دوخت پیراهن و دامن های خود استفاده می کنند، تا جایی که، در نظر سایرین، زنان این طایفه همیشه سفید می پوشیده اند و رنگ های دیگر در میان آن ها چندان جایگاهی نداشته است. در آخرین مرحله؛ یعنی، در حدود دو سه دهه گذشته، پارچه های مخمل آبی گل دار، در میان این قوم، طرفداران بسیاری یافته است، پس از آنکه این نوع پارچه در تنوع رنگی بیشتری به بازار آمد، این قوم همچنان از این پارچه ملون برای دوخت لباس استفاده می کنند. برای اولین بار، با رواج پارچه های مخمل بود که بعضی از عادت ها و رسوم قدیمی از میان این قوم رخت بربست. به عنوان نمونه، گفته می شود که، قبل از رواج پارچه های تک رنگ مخملی امروز، یک عروس کرمانج، از لحظه ای که نامزد می شد تا زمانی که به سن پیری می‌رسید، باید شکل دامن خود را به “پاچه” (Pâça)، که یک تکه اضافی در پایین آن افزوده می شود و بلندتر از دامن دختران مجرد است، تغییر می داد. و در واقع پوشیدن این پاچه ها نشانه یک زن متأهل بوده است، آنچنان که برای عروس، در مراسم عروسی، یک پاچه الوان زرشکی ساده بدون گل تهیه می شد ولی، از وقتی که پارچه های مخمل رواج یافت، برای عروس ها هم به جای “پاچه”، “شیلبار” یا دامن های کوتاه قرمز دوخته شد. همان طور که ذکر شد، عواملی همانند پارچه های موجود در بازار و محیطی که طوایف کرمانج در آن می زیسته اند، نقش چشمگیری در شکل و طرح و رسوم مربوط به لباس-هایشان داشته است. پوشش زنان ایل صوفیانلو در منطقه لائین مثالی واضح در این باره است. روستای لائین، که در شهر کلات نادری واقع شده است، با هجده روستای اطرافش همگی به یک شکل لباس می پوشند و همه لباس هایشان از ابریشم قرمز تهیه می شود.
اگر به جستجوی علت این امر بپردازیم، درمی یابیم که این منطقه محیطی مستعد برای پرورش کرم ابریشم بوده و بسیاری از کردهای این منطقه خود به پرورش کرم ابریشم مشغول بوده اند. این صنعت به مرور تخصصی شده و اکنون در روستاهایی مثل
«زاوین» و «قله زو» مردم به پرورش کرم ابریشم و تهیه پارچه های ابریشمی اشتغال دارند. در حال حاضر تمامی روستاهای کُردنشین اطراف، که در گذشته بعضاً عشایر بوده و به مرور اسکان یافته اند، پارچه مورد نیاز خود را از این روستاها تهیه می‌کنند. از این رو، نمی توان تأثیر محیط و مواد و منابعی که در محیط اطراف این طوایف موجود است را نادیده گرفت.
آنچه در این پژوهش توصیف می شود در واقع سنت هایی دیرینه است که در حال حاضر بسیاری از آن ها از رونق افتاده یا به شکل و لونی دیگر به حیات خود ادامه می دهند، ولی از آنجا که کار محقق تنها معرفی و تحلیل سنت های قدیمی بوده، به آنچه امروزه در بین این قوم رواج دارد چندان پرداخته نشده است.
لازم به ذکر است که این مقاله درواقع چکیده‌ای از مقاله‌ی کاملی است که در مجله‌ی فرهنگ و مردم دانشگاه شهید بهشتی در سال ۱۳۹۲ به چاپ رسیده است. منتها در اینجا به علت محدودیت‌های موجود، به ذکر چکیده‌ی جامع و نسبتاً کاملی از مقاله‌ی اصلی اکتفا نموده و از توصیف تک تک اجزای لباس بانوان کرمانج در می‌گذریم.
در این مقاله برای نخستین بار، بعد از تحقیقات کتابخانه‌ای و میدانی و اسنادی، این امکان میسر شد که لباس بانوان کرمانج را در قالب سه واحد مجزا تقسیم‌بندی کنیم. لازم به یادآوری است که اگرچه در ظاهر پوشاک بانوان طوایف مختلف شاید چندان تفاوتی با هم نداشته باشد، ولی زمانی که به مطالعه و بررسی ریزجزئیات می‌پردازیم، متوجه می‌شویم که تفاوت‌ها نه تنها اندک نیست، بلکه چشمگیرند. هدف از نگارش این مقاله بیشتر مقایسه بین سه واحد طایفه ای است و کمتر به ذکر تفاوت ها در هر واحد پرداخته شده است.
سبک و طرح پوشش زنان طوایف مختلف کرمانج را می‌توان به سه ¬دسته تقسیم کرد:
۱٫ پوشش زنان نه طایفه (باچیانلو، توپکانلو، قرامانلو، رودکانلو، هیزولانلو، کاوانلو، قاچکانلو، ملانلو، قلیانلو)
اگر از یک مسافر پرسیده شود که لباس بانوان کُرد خراسان به چه شکل و سبکی است، قطعاً پاسخ او چیزی جز توصیف پوشش زنان این نه طایفه کوچ‌رو در مناطق مختلف خراسان نخواهد بود. آنچه امروزه، به عنوان نماد پوشش زنان کرمانج خراسان، در همه‌جا شناخته شده، در‌واقع پوشش رایج در میان این طوایف خاص است. در پوشش زنان این طوایف، رنگ اهمیت بسیاری دارد. چنانچه اگر با یک زن کرمانج در این ناحیه برخورد داشته باشیم، روشنی و شاد ‌بودن رنگ‌ها به‌ چشم خواهد آمد. از شال یا پشمی‌های زرد و سفید برای دختران مجرد گرفته تا پیراهن‌های سفید و جلیقه‌های قرمز یا بنفش و شیلبارهای زرد و سفید یا قرمز و هفت‌رنگ، همه و همه تلفیقی از رنگ‌های شاد گوناگون را تشکیل خواهند داد. این نه طایفه و طوایف دیگری که در این منطقه اسکان یافته‌اند همگی به این سبک لباس می‌پوشند. تقریباً می‌توان گفت که تفاوت‌ها در میان این نه طایفه چندان مشهود و زیاد نیست و تنها در جزئیات پوشش آن‌هاست که، در اغلب موارد، بستگی مستقیمی با میزان ارتباط طوایف با یکدیگر و دوری و نزدیکی محل ییلاق و قشلاق و باورهای رایج در میان هر طایفه دارد. شاید در گذشته این تفاوت‌ها بیشتر بوده است، ولی به‌مرور زمان و با سر گرفتن وصلت‌ها در میان این طوایف، دیگر تفاوت چندان آشکاری باقی نمانده است و بیشتر طوایف تقریباً به یک شکل و رنگ درآمده‌اند. برای مثال، وقتی به سراغ یک زن هیزولانلویی می‌روید، شاید به شما بگوید که من خودم هیزولانلویی هستم، ولی همسرم کاوانلویی است یا یک زن قرامانلو، بعد از وصلت، وارد طایفه توپکانلو شده و مجبور بوده است که یک هماهنگی بین پوشش دوران مجردی و دوران تأهل خود ایجاد کند. به همین ترتیب، می‌بینیم که، به‌مرور زمان، این طوایف بیشتر به یکدیگر شبیه شده‌اند و البته به همین دلیل هم هست که اغلب اهالی ساکن در خراسان بر این باورند که لباس کرمانج‌ها همگی به یک شکل است و هیچ تفاوتی بین طوایف مختلف وجود ندارد. تنها یک محقق، به دنبال جستحوی فراوان، می‌تواند به این نتیجه برسد که اندک تفاوت‌هایی در این میان وجود دارد که باید به آن‌ها پرداخته شود.

۲٫ پوشش زنان دو طایفه بوانلو و تورانلو این دو طایفه، از نظر مکانی، بسیار به یکدیگر نزدیک بوده و در تابستان معمولاً در دو روستای بوانلو و تورانلو در حوالی شهرستان شیروان ساکن می‌شوند. در فصل سرما نیز عموماً به محل قشلاق شان در مراوه‌تپه می‌روند. این دو طایفه، به علت نزدیکی مکانی، تأثیرات زیادی از یکدیگر گرفته‌اند، آنچنان که می‌توان گفت تقریباً به یک سبک لباس می‌پوشند که این مسئله آن‌ها را از سایر طوایف مجزا می‌کند. زنان این دو طایفه همواره عرقچین می‌پوشند و معمولاً روی عرقچین خود، یک دستمال کوچک “دورو” یا “هفت‌رنگ” به‌سر می‌کنند و پس از آن، پشمی‌های رنگی خود را روی آن می‌بندند. برخلاف بسیاری از طوایف دیگر، که برای محکم‌ کردن پشمی یا شال‌های خود همان دستمال‌های دورو یا هفت‌رنگ را به‌کار می‌برند، این دو طایفه از نوعی “چنگه” یا “چنگک” از جنس ورشو یا نقره و گاه بافتنی برای این منظور استفاده می‌کنند. طرح پیراهن‌های این طایفه کاملاً راسته و گشاد بوده و عادت ندارند که کمر پیراهن‌هایشان را تنگ کنند. شکل نواردوزی روی پیراهن‌ها با سایرین متفاوت است. به نحوی که، به‌جای نواردوزی در تمام فضای پیراهن، تنها در حاشیه جلویی؛ یعنی به موازات دو چاک طرفین پیراهن به تعداد زیاد ردیف‌هایی از نوار یا قیطان‌های رنگی می‌دوزند. آن‌ها همچنین در اطراف نوارها با چرخ خیاطی، خطوطی ترسیم می‌کنند که احتمالاً تنها به منظور محکم‌ شدن پارچه آستری زیرِ پیراهن است. پارچه پیراهن‌ها معمولاً ساده و بدون طرح است و از مخمل یا ساتن تهیه می‌شود. زنان این طایفه، برای پوشش پایین‌تنه، برخلاف سایرین، از دو دامن یکی به نام “شیلبار” یا دامن رویی و دیگری “دوتا” یا دامن زیری استفاده می‌کنند. دامن‌های زیری به شکل دامن- شلواری بوده و هنوز هم برای این منظور از حدود ده متر پارچه متقال یا قمیس آبی و سیاه استفاده می‌شود. اما دامن‌های رویی که در اندازه‌های هشت تا ده متر تهیه می‌شود، غالباً از پارچه‌های گل‌دار رنگی دوخته می‌شوند. آن‌ها همچنین برای تزیین دامن- شلواری‌ها معمولاً یک یا دو ردیف مداخل و برای دامن اصلی یا شیلبار نیز در قسمت میانی آن دو الی سه ردیف نوار می‌دوزند. جلیقه‌های این طایفه همواره به شکل جلیقه‌های مردانه و ساده سیاه و توسی یا سبز لجنی راه‌راه تهیه می‌شوند که روی آن با انواع سکه‌های خطی احمد یا سکه‌های پهلوی تزیین می‌شود. آن‌ها همچنین برای، پر‌ کردن فضاهای خالی روی جلیقه از انواع “چپه- راسته”‌ها، “قاش” و “تَتِک”‌های مهره‌ای سود می‌برند.

۳٫ پوشش زنان صوفیانلو (ساکن در روستاهای منطقه کلات نادری)
پوشش زنان این طایفه را می‌توان شکلی کاملاً متفاوت و مجزا از پوشش سایر کُردهای خراسان نامید که حتی جنس پارچه‌ها و شیوه و طرح دوختشان نیز به گونه‌ای دیگر است. از آنجا که این منطقه محل مناسبی برای پرورش کرم ابریشم بوده و مردمان این ناحیه در گذشته غالباً خود به پرورش کرم ابریشم ‌پرداخته و از آن پارچه‌های ابریشمین تهیه می‌کرده‌اند، غالب‌ترین نوع پارچه‌ای که در این منطقه برای تهیه لباس محلی استفاده می‌شود، پارچه‌های ابریشمین و ترمه است. اگرچه اکنون طوایف کرمانج این منطقه نیمه‌کوچ‌ رو خطاب می‌شوند و تنها سه ماه از سال را برای ییلاق به کوه‌های هزار‌مسجد می‌روند، به علت داشتن سبک متفاوتی در پوشش مورد توجه‌اند. در حال حاضر، پیراهن‌های ابریشمین مردمان این ناحیه در روستای «زاوین» و «قله زو» را اهالی آنجا تهیه می‌کنند. شاید بتوان گفت که یکی از علت‌های اصلی تفاوت در پوشش مردمان این منطقه از خراسان گردش آن‌ها در منطقه بسته کلات نادری است. این مردمان خیلی زود به زندگی یکجانشینی روی آوردند و پس از آن نیز همواره در منطقه کلات نادری در گردش بوده و به‌ندرت با مردمان سایر طوایف کرمانج ارتباط داشته‌اند. از ‌این‌رو، تنها از مواد موجود در محیط زیست پیرامون خود سود برده‌اند. ابریشم، ترمه و مداخل در پوشش مردمان این ناحیه جایگاه ویژه‌ای دارد. زنان این ناحیه برای پوشش سر همانند بسیاری جاهای دیگر از پشمی‌های ترکمنی ریشه‌دار ولی در رنگ کاملاً مشکی استفاده می‌کنند، اما برای بستن سر خود، به‌جای سربندهای کوچک، از شال‌های بزرگ‌تر ابریشمین در طرح‌های ساده و پیکام‌دار قرمز و به‌ندرت سفید استفاده کرده و آن را در پشت سر رها می‌کنند. آن‌ها همچنین، برای محکم‌تر ‌شدن پوشش سر، از نوعی چنگه بافتنی که با دو سه ردیف سکه تزیین شده است استفاده می‌کنند. زنان این ناحیه، پیراهن‌های خود را در اندازه‌های بلند راسته و از ابریشم در دو طرح ساده و پیکام‌دار می‌دوزند. برای جلوگیری از رنگ ‌گرفتن بدن و رنگ‌دادگی لباس‌ها، زیرپیراهنی‌های بلند نخی گل‌دار می‌پوشند. نیم‌تنه‌ها را، که کمی کوتاه‌تر از پیراهن‌ها هستند، از ترمه می‌دوزند و دورتادور آن را با مداخل‌هایی که کاربرد خاص دارند تزیین می‌کنند. آن‌ها همچنین پوششی با عنوان کُله به شکل کت نیز دارند که از ابریشم یا ترمه تهیه می‌شود. این پوشش اختیاری بوده و تنها بعضی از زنان در فصول سرما از آن استفاده می‌کنند. زنان صوفیانلویی معمولاً از این کت ها به عنوان محملی برای دوخت صفحه های سکه استفاده می کنند. دامن‌های زنان این ناحیه، برخلاف بسیاری از جاهای دیگر، از چند تکه پارچه به هم دوخته‌شده در رنگ‌های سیاه، آبی، قرمز یا بنفش تهیه می‌شود. آن‌ها همچنین دامن‌های خود را به شکل دامن- شلواری می‌دوزند و آن را تا زده و در بقچه‌ها می‌گذارند، تا به هنگام استفاده، چین‌دار و اتوزده دیده شود. زنان این طایفه همچنین جوراب‌های ساق‌کوتاه مشکی می‌پوشند، در‌حالی‌که این رسم به‌ندرت در بین کرمانج‌ها دیده می‌شود.

نتیجه‌گیری
می‌توان پوشش زنان دوازده طایفه کرمانج مورد مطالعه را در قالب سه واحد مجزا دسته‌بندی کرد. واحد اول، که گسترده‌ترین واحد است و نه طایفه کوچ‌رو و تعدادی طوایف ساکن را دربر می‌گیرد، دارای پوششی رنگارنگ و متفاوت از دو واحد دیگر است.
در این واحد نیز، از یک طایفه به طایفه دیگر، تفاوت‌هایی هرچند جزئی در طرح و اندازه و نوع پوشش وجود دارد. پوشش زنان این واحد پارچه‌های ساده بدون گل و اغلب با طرح‌های زری‌دوزی از جنس مخمل یا ساتن است. واحد دوم (دو طایفه بوانلو و تورانلو)، به علت نزدیکی مکانی و اختلاط با مردمان روستانشین منطقه، تغییراتی در نوع پوشش خود داده‌اند که آن را از پوشش واحد اول متفاوت می‌کند. در پوشش زنان این واحد، پارچه‌های چیت و نخی آبی، قرمز و زرد ساده برای پیراهن و گل‌دار برای دامن کاربرد بیشتری دارند. اما پوشش واحد سوم، که تقریباً هجده تا بیست روستای منطقه کلات نادری را دربرمی‌گیرد، با اینکه تنها شامل یک طایفه نسبتاً وسیع می‌شود، به‌کلی با پوشش زنان سایر طوایف کرمانج فرق داشته و شاید بتوان گفت به پوشش ترکمن‌ها شبیه‌تر است.
در البسه زنان این واحد، رنگ قرمز و پارچه‌های ابریشم و ترمه اهمیت بسیاری دارد. در کل، شباهت و تفاوت ها در پوشش زنان سه واحد از طوایف مختلف کرمانج خراسان را می توان تحت تأثیر مستقیم سه عامل زیر دانست؛
۱٫ مواد موجود در محیط زیست پیرامون هر طایفه
۲٫ دوری و نزدیکی محل ییلاق و قشلاق واحدهای عشایری
۳٫ میزان ارتباطات خویشاوندی

منابع مقاله
ضیاء‌پور، جلیل (بی‌تا) پوشاک ایلها، چادرنشینان و روستائیان ایران بروزگار شاهنشاهی محمدرضاشاه پهلوی …، تهران: وزارت فرهنگ و هنر
دورانت، ویلیام جیمز (۱۳۹۰). تمدن ایران و مشرق زمین، ترجمه حسین کامیاب، علیزاده و معیت، تهران: بهنود
مصاحبه با آقای کلیم‌الله توحدی (کانیمال)، نگارنده کتاب حرکت تاریخی کرد به خراسان، در تاریخ ۱۵اردیبهشت ۱۳۹۱
مصاحبه با آقای علی کریمیان، کارشناس ارشد سازمان اسناد و کتابخانه ملی، رئیس واحد تنظیم و پردازش اسناد کشور، در تاریخ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۱
مصاحبه با آقای غلامحسین نیتی، از مطلعین محلی، در تاریخ ۸ بهمن ۱۳۹۰
مصاحبه با آقای رضا بخشنده، تنها چارق‌دوز استان، در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۹۱
مصاحبه با آقای کیمیایی، فروشنده صنایع دستی محلی و صاحب «صنایع دستی کیمیایی»، در تاریخ ۱۵ آذر ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم محبوبه علیزاده، فروشنده صنایع دستی محلی و صاحب فروشگاه «میراث کهن»، در تاریخ ۱۴ آذر ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم فرنگیس شادکام، خیاط و بازآفریننده پوشاک سنتی، در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم پروین قهرمانی‌نژاد، کارشناس فرش و دانشجوی نمونه کشور در سال ۱۳۸۳، در تاریخ ۵ مرداد ۱۳۹۱
مصاحبه با آقای تقی ترابی، خیاط لباس محلی، در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم اعتمادی، خیاط لباس محلی، در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۹۱
مصاحبه با آقای محمود توحیدی، تولیدکننده فرش محلی، در تاریخ ۲۲ آذر ۱۳۹۱
مصاحبه با آقای علی‌محمد ابراهیمی، عتیقه‌شناس، در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم زهرا قنبرزاده باچیانلو، در تاریخ ۳۰ تیر ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم صغری علیزاده باچیانلو، در تاریخ ۲۹ تیر ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم زینب شیردل باچیانلو، در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم گلدسته علیزاده باچیانلو، در تاریخ¬های مختلفی طی مدت انجام پژوهش
مصاحبه با خانم ستاره و زینب علیزاده باچیانلو، در تاریخ ۱ مرداد ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم سکینه توپکانلو، در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم عصمت توپکانلو، در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم سیوگل کوهستانی، توپکانلو در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم ترگل توپکانلو، در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۱
مصاحبه با آقای نصرت واحدی توپکانلو، در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم مدینه شجاعی قرامانلو، در تاریخ ۱۲ مرداد ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم زینت بیگی قرامانلو، در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم قمرجهان قنبری صحرایی قرامانلو، در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم تیمار رجایی قرامانلو، در تاریخ ۲۷ تیر ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم گل محمدی رودکانلو، در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم زلیخا بهادری رودکانلو، در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم پیروزه امینی رودکانلو، در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم حنیفه براتیان رودکانلو، در تاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۹۱
مصاحبه با آقای علی محمد ابراهیمی رودکانلو، در تاریخ ۲ آذر ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم فرنگیس کوهستانی هیزولانلو، در تاریخ ۸ مرداد ۱۳۹۱
مصاحبه با آقای شاه حسین داغستانی هیزولانلو، در تاریخ ۸ مهر ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم معصومه مولوی هیزولانلو، در تاریخ ۲۵ مرداد ۱۳۹۱
مصاحبه ا خانم ملکان کوهستانیان هیزولانلو، در تاریخ ۱۵ مهر ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم گلستان مولوی کاوانلو، در تاریخ ۱۷ مهر ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم سلاطین علیزاده کاوانلو، در تاریخ ۱۷ مهر ۱۳۹۱
مصاحبه با آقای میدان علی مولوی کاوانلو، در تاریخ ۱۷ مهر ۱۳۹۱
مصاحبه با آقای رستم مولوی کاوانلو، در تاریخ ۱۷ مهر ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم ایران صفری قاچکانلو، در تاریخ ۱۰مرداد۱۳۹۱
مصاحبه با خانم هاجر برات زاده قاچکانلو، در تاریخ ۲۱ مهر ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم زینب فرامند قاچکانلو، در تاریخ ۲۱ مهر ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم خان گل دلاوری قاچکانلو، در تاریخ ۲۱ مهر ۱۳۹۱
مصاحبه با آقای ابراهیم صحرائیان قاچکانلو، در تاریخ ۲۱ مهر ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم سکینه روحنده ملانلو، در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم فاطمه روشناس ملانلو، در تاریخ ۲۸ شهریور ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم آق جمال پاسبان بوانلو، در تاریخ ۵ آبان ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم ام البنین پاسبان بوانلو، در تاریخ ۵ آبان ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم سکینه حسین پور بوانلو، در تاریخ ۵ آبان ۱۳۹۱
مصاحبه با آقای پاسبان بوانلو، در تاریخ ۵ آبان ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم مارال صداقت تورانلو، در تاریخ ۲۶ آبان ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم مرضیه کاظمی صوفیانلو، در تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۹۱
مصاحبه با آقای نادرپور خاکستر صوفیانلو، در تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۹۱
مصاحبه با خانم مرضیه معلمی صوفیانلو، در تاریخ ۱۲ آبان ۱۳۹۱
مصاحبه با آقای مهدی گنج بخش صوفیانلو، در تاریخ ۲۴ آذر ۱۳۹۱

سارا وطن دوست
(مقاله برگرفته شده از ویژه نامه قوچان شناسی ۲ به سردبیری حسین فیروزه)

درباره ehsan

Check Also

کتابت بزرگ‌ترین قرآن جهان

 کتابت بزرگ‌ترین قرآن جهان توسط استاد اسماعیلی‌ قوچانی به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *