استفاده از کلاه در ایران و شمال خراسان (قوچان)

استفاده از کلاه در ایران و شمال خراسان (قوچان)

کلاه (۱) در ایران باستان:
(( (۲) در میان نمادهای ایران باستان، کلاه مفهومی خاص برای ایرانیان باستان داشته است، تاریخ استفاده از کلاه به زمان مردم غارنشین برمی‌گردد، که انواع مختلفی از کلاه بنا به اقتضای استفاده، به‌وجود آمده و با رشد ، ترقّی و تمدّن بشر مطابق با شرایط اجتماعی و جغرافیایی ،اصلاح و تکامل‌ یافته است. رتبه و مقام کلاه از درجه و اهمیت خاصّی برخورداربوده است، چنان‌که در فرهنگ عامیانه‌ی نقاط مختلف ایران، ضرب‌المثل‌های بسیاری وجود دارد که به کلاه و رتبه و درجه‌ی آن مربوط می‌شود.
دلایل استفاده از کلاه:
مطالعه در انگیزه‌ی استفاده از کلاه خصوصاً در ایران باستان از جنبه‌های گوناگونی مورد بررسی قرار می‌گیرد، کلاه گاهی به‌عنوان تزئین و آرایش استفاده می‌شده است، که در این نوع کاربرد کلاه، مرد در دوران کهن از کلاه‌ برای زیبا کردن و آرایش دادن بدن و برای راضی کردن حسّ زیباشناختی و اعتقادات مذهبی خود استفاده می‌کرد، کلاه گاهی نیز برای آسایش و راحتی به‌کار می‌رفت، که این نوع کلاه‌ها توسط مردم عادی در برخورد با نیازهای روزانه (برای جلوگیری از سرما و یا گزش نیش حیوانات و حشرات و …) مورد استفاده قرار می‌گرفت؛ گاهی نیز کلاه مطابق با مراسم و تشریفات و آئین‌های مذهبی خاص پوشیده می‌شده که در میان این نوع کاربردها کلاه عروس و داماد در مراسم عروسی از نشان برجسته‌ای برخوردار است، جدای از موارد فوق نکته‌ی حائز اهمیت این است که در گذشته کلاه‌های مختلف برای تشخیص طبقه‌های مختلف در جامعه یا قبایل مختلف، یا تشخیص شغل و حرفه در افراد استفاده می‌شده است، که در این نوع استفاده، کلاه‌های مختلف توسط ملیّت‌ها، قبایل و فرهنگ‌های مختلف در طول دوره‌ای طولانی استفاده می‌شده و هم‌چنین هرگروه شغلی، نوعی خاص از کلاه را مطابق با نوع محافظت از سر و تطابق با لباس و یا یونیفورم استفاده می‌نموده‌اند.
تزئین داخلی کلاه:
در تزیین داخلی کلاه، منظور بافت یا موادی است که کلاه را شکل می‌داده است مانند پارچه، رنگ، شکل و طرح‌های اصلی کلاه که از خارج به آن افزوده نشده است.
تزئین بیرونی:
در تزیینات بیرونی، منظور آرایش خارجی و تزییناتی است که به کلاه افزوده می‌شدند از قبیل مهره‌ها و دانه‌هایی که به کلاه دوخته می‌شده و از بافت داخلی آن جدا بود، تزیینات خارجی شامل فلزات، جواهرات، شیشه، میناکاری و پارچه‌های زینتی گران‌قیمت بود.
نقوش به‌کار رفته در کلاه‌های باستان از قرار ذیل است:
تصویر خورشید (مهر):
خورشید دارای مفهوم سمبولیک خاصی در آئین‌های مذهبی ایرانیان باستان بوده است، نمونه‌ای از استفاده خورشید، صفحه گرد خورشید با هشت شعاع است که در سه راستا تقسیم شده و تمام آن‌ها در یک حلقه قرار می گرفته است، یکی از مشهورترین نمادهای پرستش خورشید، کالسکه خورشید بود که در سال‌های اخیر به‌صورت صلیب شکسته
(صلیب شکسته آلمان نازی) توصیف می‌شود.
اهمیت خورشید (مهر) در آداب مذهبی چنان است که بسیاری از کارشناسان تاریخ، شکل تاج و حتی حلقه‌ی ازدواج را به عنوان سمبلی از پرستش مذهبی عهد باستان
می‌دانند.
برج‌های دندانه‌دار:
برج‌های دندانه‌دار نمادهای دیگری بودند که در زمان باستان استفاده می‌شدند و این نوع طرح‌ها، نشان‌دهنده‌ی معبدهای باستانی است. نمونه‌ای از این برج دندانه‌دار در موزائیک نقش برجسته‌ای از لباس سربازان خوزی (۳) در موزه‌ی لوور نشان داده شده است، در این تصاویر شکل‌های چهارگوشی دیده می‌شودکه در این چهارگوش سه برج دندانه‌دار که از تپه‌ای سربرآورده است، دیده می‌شود.

اشکال هندسی:
شامل حلقه‌ها یا شطرنجی‌های مدوّر بود که هم در حاشیه و هم در زمینه به‌کار می‌رفت و در تزئین کلاه‌های مراسم مذهبی هم استفاده می‌شد؛ اما در پایان نکته‌ی حائز اهمیت این است که در ‌آرایش کلاه ایران باستان، تصاویر حیوان و انسان دیده نمی‌شود.

انواع کلاه در ایران باستان:
از دستار تا دیهیم، انواع مختلفی از کلاه در میان افراد و قبایل ایرانی رواج داشته است که تصاویر نقش برجسته در ساختمان‌ها و اشیاء باستانی به ما کمک می‌کند تا کلاه‌ مادها و پارسیان را به‌ترتیب زیر تقسیم‌بندی نماییم:
تاج: کلاه مخصوصی بود که توسط حاکمان استفاده می‌شد، تاج نشان‌دهنده‌ی قدرت ویژه‌ای بود که از آسمان به پادشاهان ارزانی شده بود و هر بخش از تزیینات آن، اعتقادات و آ‌یین‌های آن دوره را نشان می داد.
نیم‌تاج (دیهیم) (پیشانی‌بند): یک حلقه‌ی طلایی با ارتفاع چهار تا پنج سانتی‌متر که می‌توانست دندانه‌دار باشد و یا صاف و یک‌دست.
بساک: حلقه‌ ای گرد درست شده از گل‌ها و شاخه‌هاست که ممکن است به‌صورت طبیعی و یا فلزی ساخته شود.
کلاه راسته: این نوع کلاه یک مخروط وارونه بود که در پایه‌ی خود بُرش می‌خورد، که از نمد ساخته شده و توسط صمغ و دیگر مواد معطّر خوش‌بو می‌گردید.
باشلق (نوعی کلاه خود باستانی): نوعی کلاه نمدی است که رشته‌های آویزان خاصی در پشت گوش‌ها دارد، که همان‌طوری‌که به سمت پایین می‌آید باریک می‌شود (امروزه باشلق با اندکی تغییر و اصلاح در کردستان پوشیده می‌شود).
کلاه‌نمدی تخم‌مرغی‌شکل: این کلاه به‌عنوان کلاه مادها مشهور است، تنها تزیین به‌کار رفته، بر روی کلاه‌نمدی تخم‌مرغی‌شکل، یک نوار قیطانی در لبه‌ی کلاه می باشد؛( کلاه مشابه این کلاه هنوز توسط طوایف مختلف ایرانی استفاده می‌شود) ؛ ))

مختصری از پیشینه‌ قوچان:
برای آشنایی بیشتر با پیشینه‌ی تولید و استفاده‌ی کلاه در قوچان، ناگزیر می‌باید ابتدا مختصری از پیشینه قوچان و مردم آن را مرور نماییم:
اولین بار که نام قوچان (آساک، آرسکای، استوا، خبوشان و قوچان و…) در متون قدیمی بر سر زبان‌ها افتاد به ۲۵۰ سال قبل از میلاد مسیح برمی‌گردد. که اشک اول از قبیله‌ بزرگ پارتی و تیره‌ای از قوم سکایی (۴) که با قبیله‌ی خود در بیایان‌های حوالی رود جیحون و دریای خزر در ییلاق و قشلاق بودند نهایتاً در دره اترک که جزء این محدوده به شمار می‌آمد ساکن شده و سلسله‌ی اشکانی را بنیان نهاده و شهر آساک توسط سردودمان این سلسله یعنی اشک اول بنا نهاده شد.

پیشینه‌ تولید و استفاده از کلاه در قوچان:
مطابق نقش برجسته‌های هخامنشی، کلاه از جنس نمد در ایران باستان از دیرباز مورد استفاده قرار گرفته و انواع مختلفی نیز از این کلاه با توجه به سلسله‌مراتب افراد، موقعیت اجتماعی و هم‌چنین مراسم مذهبی، مورد استفاده قرار می‌گرفته است که به‌عنوان نمونه این کلاه‌های نمدی می‌توان به کلاه‌ نمدی سکاها که در بسیاری از نقش‌برجسته‌ها به‌ویژه نقش‌برجسته‌های تخت جمشید، نقش رستم و نقش نگاره های دوران اشکانی و غیره اشاره نمود.
با استناد به همین نقش‌نگاره‌ها و تاج‌گذاری اشکانیان در شمال خراسان (که بازمانده‌ی همان سکاهای دوران هخامنشی می‌باشند) احتمالاً کلاه نمدی (۵) برای اولین بار توسط اشکانیان به این منطقه وارد شده و طی گذشت زمان
به شیوه‌ای نوین تغییر شکل داده و تکمیل گردیده است (که البته صحّت و سقم این موضوع نیاز به تحقیق فراوان دارد).
کلاه در قوچان:
در میان مردم این منطقه نیز چونان مناطق دیگر ایران‌زمین، از دیرباز کلاه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده است، و این موضوع تا آنجا حائز اهمیت بوده است‌که اگر کسی بدون کلاه از منزل خارج می‌شد توسط مردم مورد طعنه و تمسخر واقع می‌گردید ، که البته همین ویژگی در استفاده نسل کهنسال کلاه به ویژه در مناطق روستائی و عشایر به وضوح قابل ملاحظه می باشد.
انواع کلاه‌های مورد استفاده در قوچان:
با توجه به عکس‌های دوران معاصر و همچنین تاریخ معاصر قوچان، انواع مختلفی از کلاه در این منطقه به چشم می‌خورد که آن‌ها را به‌ترتیب زیر طبقه‌بندی می‌نماییم:
کلاه‌های نمدی:
۱-۱ کلاه نمدی کاسه‌ای
۲-۱ کلاه‌ نمدی کاسه‌ای تَرکی
۳-۱ کلاه نمدی سنگسری
۴-۱ کلاه نمدی راسته یا فارسی
۱-۱ کلاه‌نمدی کاسه‌ای: کلاه نمدی کاسه‌ای را می‌توان مشابه همان کلاه‌های تخم‌مرغی شکل مادها دانست که ظاهری شبیه کاسه داشته است، در این نوع کلاه مانند سایر کلاه‌های نمدی تزیین خاصی به‌کار نمی‌رفته مگر دور دوزی یک نوار قیطانی در لبه‌ی کلاه و دوده دادن آن به ‌وسیله‌ی چراغ روشنایی (چراغ نفتی) (چراغ موشی۶)
(چراغ گرد سوز)(چراغ پیه سوز)
۱-۲ کلاه نمدی کاسه‌ای ترکی: تفاوت میان کلاه نمدی کاسه‌ای با کلاه نمدی کاسه‌ای تَرکی، در دوخت روی کلاه و خانه‌بندی آن به‌وسیله‌ی ایجاد ترکه‌های منظْم بر روی آن می‌باشد.
۱-۳ کلاه نمدی سنگسری: کلاه نمدی سنگسری از نظر قالب ظاهری شبیه کلاه نمدی کاسه‌ای داشته است با این تفاوت که ارتفاع آن بیش‌تر از کلاه نمدی کاسه‌ای بوده و به‌وسیله‌ی شکافی در قسمت پشت و جلوی کلاه، دو قسمت آویز شده بر روی قسمت بالایی کلاه تا می‌خورد
(کلاه نمدی سنگسری ظاهری شبیه کلاه‌های مورد استفاده در بین مردم بختیاری داشته است).
۱-۴ کلاه نمدی راسته یا فارسی: کلاه نمدی راسته یا فارسی را می‌توان به‌عنوان کلاه رسمی دوران قاجار قلمداد نمود که نمونه‌ی این کلاه در بسیاری از عکس‌های برجای‌مانده از تاریخ معاصر قوچان نیز موجود می‌باشد (لازم به ذکر است که قالب‌های مختلفی از این کلاه با تغییرات جزئی مورد استفاده قرار می‌گرفته است).
شیوه‌ی ساخت کلاه نمدی:
کلاه نمدی ممکن بود که کاملاً از پشم گوسفند ساخته شود و یا کُرک بز و نیز ممکن بود که با توجه به درجه‌ی زبری پشم، کُرک بز و پشم گوسفند توأمان به‌کار گرفته شوند. که شیوه‌ی تولید در سه حالت فوق یکسان و از قرار زیر بوده است:
ساخت کلاه توسط کلاه‌مال‌ها (۷) انجام می‌گرفت که ابتدا پشم را با قلیا شسته و چربی‌اش را می‌گرفتند، سپس آب کشیده و پس از خشک شدن آن‌را با شانه‌ی پشم شانه کرده و یا با کمان حلاجی، حلاجی می‌کردند، پس از حلاجی کردن پشم آن‌را به‌وسیله‌ی تیغه‌ای مخصوص به‌نام پشم‌بُر بریده و ریز می‌نمودند و دوباره عملیات حلاجی روی پشم ریز شده (پَرَک شده) را تکرار می‌نمودند، سپس پشم زده شده را داخل سینی گرد بزرگی شبیه مجمعه فلزی مسی یا چدنی (ظرفی مسی یا چدنی به نام قاب) گذاشته و آن‌را به شکل دایره‌ای که دو برابر اندازه‌ی کلاه است درآورده و آن‌راه پَلِّّه‌ی اول می‌نامیدند و وقتی که ضخامت پشم در همه جای آن یکسان و یکنواخت میگردید روی آن آب داغ و صابون (که داخل ظرف فلزی بر روی آتش قرار داده شده بود) می‌پاشیدند و سپس آن‌را با کف دست به نرمی بر روی پَلّه‌ی اول ماساژ داده و نشانه‌ای را وسط آن قرار می‌دادند، بعد از این مرحله پَلّه‌ی دوم که آن نیز از همان پشم زده و ریز شده است را به اندازه‌ای کوچک‌تر از پَلّه‌ی اوّلی بر روی پَلّه‌ی اول ریخته و کناره‌های پَلّه‌ی اول که در پایین قرار گرفته را به روی پَلّه‌ی دوم کشیده و به‌وسیله‌ی آب و صابون داغ هموار می‌نمودند به‌طوری که الیاف کناره‌ی هر دو پَلّه یکسان و یکنواخت گردیده و داخل هم فرو روند، سپس بر روی قالب ایجاد شده (هر دو پَلّه‌ی اول و دوم) آب داغ و صابون پاشیده و کلاه را لول کرده، آب اضافی آن‌را خارج از قاب چلانیده و شروع به مالیدن کلاه می‌نمودند، و پس از این‌که مقدار اندکی، الیاف خاصیت نمدی یافتند کلاه را از قسمت نشانه گذاشته شده شکافته و با دست قسمت درونی کلاه را از هم باز نموده و قسمت‌هایی که ممکن است نازک‌تر از بقیه‌ی نقاط مانده را شناسایی نموده و به‌وسیله‌ی کمی پشم و آب و صابون داغ ترمیم نموده و لبه‌ی کلاه را به‌وسیله‌ی قیچی یا تیغ برنده‌ی فلزی، تیغ می‌زدند، دوباره کلاه را لول کرده بر روی آن آب و صابون داغ ریخته و مالش را تا زمان نمد شدن کامل کلاه ادامه می‌دادند. سپس لبه‌ی کلاه را برای آخرین بار درست کرده و تیغ می‌زدند و در نهایت کلاه آماده شده را به‌وسیله‌ی قالب چوبی قالب زده و به‌وسیله‌ی مُشته‌ی فلزی، شروع به کوبیدن آن می‌نمودند، در پایان پس از خشک شدن کلاه، آن‌را از قالب خارج کرده و به‌وسیله‌ی آتش( به اصطلاح عامیانه غِژلاندی نموده) و موهای اضافی آن‌را می‌سوزانند، در انتهای کار، کلاه‌مال ممکن است از سریش، سفیده تخم مرغ یا کتیرا که به قسمت درون کلاه مالیده می‌شود برای استوارتر ایستادن کلاه استفاده کند.
عرقچین:
عرقچین از جمله کلاه‌های مورد استفاده‌ی مردم شمال خراسان و قوچان می‌باشد که در این منطقه صرفاً توسط بانوان تولید گردیده و توسط مردان و زنان مورد استفاده قرار می‌گرفته است، که تفاوت عرقچین مردان و زنان در آویزهای فلزی (برای عرقچین زنان) بوده است. عرقچین مورد استفاده در این منطقه به دو نمونه تقسیم می‌گردد که تفاوت این نمونه‌ها، فقط در نوع گلدوزی آن خلاصه می‌گردد:
۱ عرقچین ساده: این نوع عرقچین پس از تولید کلاه(عرق چین) با توجه به نمونه نقوش به‌کار رفته در عرقچین که در ادامه به استحضار می‌رسد گلدوزی می‌گردد، استفاده از این نوع عرقچین برای عامه‌ی مردم و افرادی که از نظر اقتصادی و اجتماعی در درجه‌ی پایین‌تری قرار داشته‌اند معمول بوده است.
۲ عرقچین بخیه: در تولید عرقچین بخیه نیز همانند عرقچین ساده پس از تولید کلاه، نقوش معمول در گلدوزی عرقچین استفاده می‌گردیده است با این تفاوت که گلدوزی روی این نوع عرقچین، با نخ ابریشم و با گلدوزی بسیار ریز و با وسواس انجام گرفته به‌طوری‌که زمینه‌ی کلِّ پارچه با دوخت‌های بسیار ریز پُر می‌گردید و پُرواضح است که گلدوزی عرقچین بخیه بسیار وقت‌گیرتر و مشکل‌تر از عرقچین با گلدوزی ساده بوده و استفاده از آن نیز به‌دلیل قیمت بالاتر آن، توسط افرادی که از نظر اقتصادی و اجتماعی در درجه‌ی بالاتری قرار داشتند معمول بوده است.
شیوه‌ی ساخت عرقچین:
کلاه عرقچین از دو قسمت آستری و رویه تشکیل شده است که در گذشته پارچه‌ی هر دو قسمت رویه و آستری از جنس نخ (کرباس) بوده است. که در همین منطقه توسط بانوان در کارگاه‌های پارچه‌بافی (تنه‌بافی) تولید می‌گردیده است.
رنگ رویه‌ی عرقچین را یکی از هفت رنگ اصلی قرمز، زرد، سیاه، سفید، آبی، سبز و بنفش تشکیل می‌داده است؛
در دوخت عرقچین پارچه‌ی آستری و رویه، روی هم قرار گرفته، ابتدا قسمت دوره‌ی کلاه دوخته شده و پس از اتمام دوخت دوره‌ی کلاه، قسمت گرد فوقانی به قسمت دوره اضافه می گردیده است و پس از اتمام دوخت کلاه، عرقچین برای گلدوزی آماده می‌گردید، پس از اتمام گلدوزی، عرقچین را قالب زده و تمام قسمت آستری را که بالای قالب قرار گرفته به‌وسیله‌ی سریش و یا صمغ کتیرا، آغشته نموده، قالب زده و قبل از خشک شدن، عرقچین را از قالب در‌آورده و راسته می‌کردند و قبل از خشک شدن زیره (آستری)، دوباره عرقچین را قالب می‌زدند و پس از آن عرقچین برای فروش و استفاده روانه‌ی بازار می‌گردید.
آماده سازی عرقچین برای گلدوزی:
پس از دوخت کلاه عرقچین، عرقچین برای گلدوزی آماده می‌شود، که ابتدا رویه‌ی عرقچین را به‌وسیله‌ی دوخت‌های موازی به تَرک‌ها (خانه‌ها)ی برابر تقسیم نموده و بعد از آن گلدوزی مابین خانه‌ها آغاز می‌شود.
نقوش به‌کار رفته در عر‌چین از قرار زیر است:
۱٫ خورشیدی
۲٫ بُتّه جقّه (سرو خمیده)
۳٫ سرو ایستاده (برگ بیدی)
۴٫ هفت و هشت
۵٫ اَلَه قیش(احتمالاً اصطلاحی ترکی است)
۶٫ پشت ماهی
۷٫ گل و بوته
۸٫ صلیب شکسته
و…

کلاه بافتنی:
یکی دیگر از کلاه‌هایی که طرفدار زیادی در بین ایلات و روستائیان منطقه داشته است، کلاه‌های بافتنی است، که این نوع کلاه‌ها نیز توسط بانوان تولید می‌گردیده است که کلاه بافتنی نیز به دو نمونه به شرح ذیل طبقه‌بندی می‌گردد.
۱ کلاه‌های بافتنی ۵ میل (کلاه‌ جاجرمی) (کلاه بجنوردی)
کلاه‌های بافتنی ۵ میل (که به آن کلاه جاجرمی یا بجنوردی اطلاق می‌گردیده) نیز خود به دو نمونه تقسیم می‌گردیده‌اند که بافندگان این کلاه‌ها برای بافت کلاه از جنس پشم و یا کرک بُز ابتدا پشم و یا کرک را ریسیده و به‌صورت کلاف با خامه‌ی ضخیم درآورده و پس از آن به‌وسیله‌ی دو میل چوبی شروع به بافت کلاه می‌نمودند که پس از اتمام بافت، کلاه را قالب زده و پس از آن با برس سیمی ضخیم شروع به بُرس زدن کلاه (برای پف کردن الیاف کلاه) می‌نمودند؛ (بافت کلاه ۵ میل در منطقه‌ی جاجرم و منطقه‌ سرحد از دیرباز رواج داشته است (به این کلاه به لفظ کردی کلاه تفتیکی نیز گفته می‌شود).
کلاه بافتنی تک‌میل (کلاه قوچانی):
کلاه بافتنی تک‌میل به‌وسیله‌ی یک میل چوبی و خامه‌ی ضخیم و یا ظریف نخی به‌وسیله‌ی بانوان بافته شده و خود نیز به دو نمونه تقسیم می‌شده است:
۱ کلاه بافت ساده: که هنوز نیز این کلاه(با خامه ضخیم) توسط بسیاری از مردم روستایی مورد استفاده قرار می
گیرد.
۲ کلاه بافت توری(کلاه مشهدی): که در بافت این کلاه(با خامه ظریف) زمینه‌ی باز زیاد شبیه تور و نقوش داخلی فراوانی (در بافت) استفاده می‌گردیده است.

کلاه پوستی( قره‌کُل):
کلاه‌پوست(قره کُل) نیز از جمله کلاه‌های معمول و متداول در شمال خراسان و قوچان می‌باشد که هنوز نیز نمونه‌هایی از این کلاه با قالب‌های متفاوت توسط کهنسالان مورد استفاده قرار می‌گیرد.
کلاه‌پوست همان‌طور که از نامش پیداست از پوست تودلی گوسفند و یا پوست برّه کم‌سن و سال توسط کلاه‌دوزها (۱۰) تهیه می‌شده است، که با توجه به عکس‌های دوران معاصر قوچان، انواع مختلفی از این کلاه از نظر قالب و ظاهر معمول بوده است.

شیوه‌ی ساخت کلاه‌پوست(قره کُل):
ابتدا پوست به‌دست آمده از برّه که از بدن حیوان جدا شده است را نمک‌سود کرده و برای عملیات دباغّی (۱۱) به دبّاغ‌خانه (۱۲) برده و پس از عملیات دبّاغی، توسط دبّاغ (۱۳)، پوست تحویل کلاهدوز می‌گردید.
کلاه پوست از دو رویه‌ی آستری و پوست تشکیل می‌گردد که کلاهدوز ابتدا قسمت خز پوست دبّاغی شده رابه صورت خود رنگ و یا با رنگ سیاه رنگ‌آمیزی نموده و پس از رنگ‌آمیزی، پوست را مطابق الگو برش داده و سپس پوست را مرطوب نموده و الگوی تهیه‌ شده را به‌وسیله‌ی دست و یا چرخ دوخته و کلاه نیمه آماده، به قالب کشیده
می‌شود و پس از این مرحله پارچه‌ی آستری نیز مطابق الگو بُرش خورده و به قسمت رویه اضافه می‌شود و پس از اتمام دوخت آستری (زیره) کلاه، دوباره کلاه قالب خورده و پس از خشک شدن، آماده‌ی استفاده می‌گردد.

پی نوشت ها:
۱ ((سرپوش و هر چیزی که از پارچه و پوست و نمد و جز آن سازند و جهت پوشش بر سر گذارند وآن انواع گوناگون دارد))
(فرهنگ معین)
۲ متن این قسمت مقاله(کلاه در ایران باستان) از پژوهشگری بدون ذکر نام به امانت گرفته شده است
۳ لباس سربازان شوش
۴ سکاها مردمانی بودند که در جنوب روسیه‌ی کنونی مسکن داشته‌اند که مطابق قول بار تولد مستشرق روسی در کتاب تذکره جغرافیا تاریخ ایران، از قسمت‌های شمالی ایران و از همان را هی که در قدیم شاهراه عمده‌ی تردد از آسیای غربی به شرقی بوده است وارد ایران و در نهایت شمال خراسان گردیده‌اند.
۵ نمد به اصطلاح نسج نابافته است، که با ایجاد فشار، رطوبت و حرارت درست می‌شود، ساختن نمد بر اساس دو خاصیت پشم است یکی خاصیت جعدیابی و دیگری پوسته‌ای شدن. وقتی که پشم در حرارت مرطوب مجعد شده و الیاف آن در هم فرود می‌روند پوسته‌ها (فلس‌ها) نمی‌گذارند الیاف دوباره از هم باز شوند، این به هم پیچیدگی، نسج نامنظمی درست می‌کند که اگر ترکیبات نمدسازی (مانند قلیاها و یا خاک نمد) را به آن بیافزایند محکم‌تر می‌شود، کارهای دستی، یعنی نمدمالی پیوستگی الیاف را سریع تر می‌کند؛ در این که نمد برای نخستین بار در کجا درست شده هیچگونه اطلاعی نداریم، جز این‌که از دوره‌ی نوسنگی، مردمی که با پشم گوسفند سروکار داشتند نمد را
می‌شناختند؛ اسناد و مدارک چینی ۲۳۰۰ پیش از میلاد، درباره‌ی پادری، زره و سبدهای نمدی صحبت می‌کند، در گورهای عصر مفرغ در آلمان نمدهایی پیدا شده که تاریخ آن به ۱۴۰۰ پیش از میلاد می‌رسد، نویسندگان کلاسیک از هومر به این طرف،‌ درباره‌ی نمد سخن گفته‌اند و آن‌را به‌طور عمده به ایران نسبت داده‌اند، در گورهای سکاهای سده‌ی پنجم پیش از میلاد که در قسمت‌های مستور از برف و یخ روسیه‌ی مرکزی پیدا شده، اشیاء نمدی زیادی چون پرده، قالی، عرق‌چین، پتو و … به‌دست آمده است.
۶ ((چراغ حلبی کوچکی دارای فتیله و جای نفت یا روغن))- لغت نامه دهخدا
۷ ((آنکه از نمد کلاه سازد. کسی که کارش تهیه کلاه نمدی از پشم و کرک است))- لغت نامه دهخدا، کلاه‌مالی نیز از جمله مشاغل سنتی قوچان بوده است که کاملاً منسوخ گردیده و
توسط نمدمال‌هایی که به درجه‌ی استادی رسیده بودند انجام
می‌گرفت.
۸ در بیش‌تر نقاط ایران ساج چدنی را روی آتش گداخته به‌وسیله‌ی ذغال قرار داده و آن‌را کم‌کم گرم کرده و پشم ریخته بر روی آن را تا انتها درون آن می‌مالند.
۹ به پوست برّه‌ای که قبل از تولّد بنا به هر دلیلی ذبح گردیده اطلاق می‌شود.
۱۰ (( آنکه کلاه دوزد. کلاه فروش))- فرهنگ معین- کلاهدوزی نیزاز جمله مشاغل سنّتی قوچان در زمینه دوخت کلاه بوده است که متأسفانه کاملاً منسوخ گردیده است.
۱۱ به عملیات آماده‌سازی پوست که در قدیم به شیوه‌ی کاملاً سنتی انجام می‌گرفته است، دبّاغی اطلاق می‌شده، که این شغل از جمله مشاغل سنتی قوچان است که منسوخ گردیده و دو کارگاه، آن‌هم با حداقل ظرفیت تولید، باقی‌ نمانده است.
۱۲ به کارگاه دبّاغی که عملیات دبّاغی و آماده‌سازی پوست در آن انجام می‌گرفته است اطلاق می‌گردیده است.
۱۳ ((کسی که پیشه اش پاک کردن و پرداختن پوست حیوانات است))-فرهنگ عمید

سید امیر خلیق
(برگرفته از ویژه نامه قوچان شناسی ۱ به سردبیری حسین فیروزه)

یک نظر ارسال کنید