خانه / قوچان / آلماجوقي: دوتار همه چيز را براي من مدلل مي كند

آلماجوقي: دوتار همه چيز را براي من مدلل مي كند

در گفتگو با آلماجوقي:
دوتار همه چيز را براي من مدلل مي كند

چه بسا انتظار می رود که نخستین یادنامه ای که برای یکی از اساتید هنر و موسیقی این دیار نوشته می شود به قلم یکی از اهالی همین هنر باشد، شهری سرد و صد البته با مردمانی گرم خو، باهوش و حد شناس. اما چه جای گلایه از دست جفا پیشه ی تقدیر که قرعه ی این فال مبارک را به نام من زد که هرچند از اهالی این شهر نیستم، لیکن از شیفتگان و شیدا شده های هنر و تاریخ پر رمز و راز آن چرا.
در عمر کوتاه خودم تا به حال بسیار از اساتید موسیقی سنتی و نواحی این دیار شنیده و از طریقت این انسان های بزرگ خوانده بودم ولی با هیچ کدام از نزدیک دیدار و برخورد نداشتم، زمانی هم که دست تقدیر بنده را در این وادی قرار داد. استاد یگانه در سال 1371، استاد ستار زاده در سال 1374 و استاد حاج قربان سلیمانی با آن صفای باطن بی مثال خود در سال 1386 و بسیاری دیگر که رفتند و شیفتگان خود را بی راهبر و مرشد گذاشتند. هیچگاه نتوانستم فهمی در خور از محضر این اساتید دریابم ولی اکنون پس از مدتها به واسطه ی نگارش این سالنامه تقدیر دوباره در حق من لطف کرد و به وسیله ی چند واسطه به همراه چند تن از دوستان توانستیم به حضور یکی از اساتید این طریقت برسیم.
حاج علی غلامرضایی آلماجوقی را بسیاری از موسیقی دوستان و اهالی فرهنگ و هنر این دیار به بزرگی روح و توانایی تکنیک هنری می شناسند، چرا که او خود پرورش یافته ی بزرگان این عرصه است و از استاد حاج حسین یگانه به عنوان پدر معنوی خود یاد می کند. زمانی که قرار شد در این نشریه به عنوان یادمانی برای فرهنگ و هنر این دیار در کنار اساتید خودم در عرصه ی روزنامه نگاری فعالیت کنم، به سرعت از چند تن از دوستانِ جانی خواستیم تا برای مصاحبه از استاد آلماجوقی برای ما قرار ملاقات بگیرند که استاد هم با روی باز پذیرفتند.
وقتی که از جاده ی مشهد به سمت قوچان می روید به تابلوی روستایی بر می خورید که روی آن نوشته شده است “آلماجوق” . استاد علی آلماجوقی در این روستا متولد شده و زندگی می کنند. برای هر محققی که بخواهد در عرصه ی موسیقی این دیار فعالیت کند و یا با فرهنگ و آداب و رسوم این دیار آشنا شود نام استاد آلماجوقی قطعا موجب می شود مدتی توقف کند و از این بزرگ مرد عرصه ی موسیقی استفاده های بسیاری بکند چرا که ایشان در عرصه ی بخشی گری دارای اندوخته ی فراوانی از اشعار و داستان ها و روایات در ذهن و سینه ی خود است و به گفته ی خودش بسیار هم نگران ((مرگ داستان سرایی)) و
((مرگ این آموزه ها و پند های درون این داستان ها)) است . در عرصه ی تکنیک و نوازندگی هم به سبب بیست سال استفاده از محضر استاد یگانه و بسیاری از اساتید دیگر کمتر کسی در حال حاضر وجود دارد که به پای او برسد . اکنون نیز با اینکه نسل جدید بسیار از ایشان آموخته اند اما نگارنده ی این سطور مطمئن است که اگر یاد و خاطره و آموزه های ایشان به نحوی ثبت و ضبط شود نسل های آینده بسیار بیشتر از ایشان خواهند آموخت و توشه برخواهند گرفت. شناخت ایشان از بسیاری جهات به موسیقی پژوهان و موسیقی آموزان کمک شایان توجهی خواهد کرد. همانطور که گفته شد فرا گرفتن تکنیک، جلای روح و روحیه معنوی گرایِ ایشان از محضر استاد گرانقدری چون حاج حسین یگانه است که هنوز وقتی نام ایشان را می آورد یا زمانی که خواستیم از اشعار و آموزه های بخشی گری برای ما بگوید درحالی که چشمانش مملو از اشک می شد در جواب گفت: “هر چه می خواهید بپرسید از روح حاج حسین باید بپرسید من که هستم که به شما جواب دهم”. و نکته ی دیگر اینکه ایشان از نسل بخشی هایی هستند که در دوران اوجشان، این دیار بیشترین تعداد بخشی زنده را داشته است و این خود باعث پختگی بیشتر هنر این اساتید شده است . بی گمان بخشی گری و موسیقی نواحی با وجود اساتیدی همچون ایشان یکبار دیگر در دوران ما کشف خواهد شد. به اعتبار همین بزرگی ها و نکته های قابل توجه است که بنده ی حقیر بر خودلازم دانستم تا به رسم قدرشناسی و بیشتر برای آموزش خودم کمی از زندگی استاد بپرسم. از اینکه استاد چگونه این راه را پیمودند و در این راه با چه سختی هایی رو به رو شدند ولی بزرگواری و مناعت طبع استاد از اینکه بخواهند از سختی هایی که کشیدند برای ما بگویند جلوگیری کرد و فقط به گفتن اینکه ((هرجا که دچار مشکل می شدم کارگری می کردم)) کفایت کردند. زمانی هم که از ایشان خواستم تا برای ما از اولین حضور خودشان در جشنواره ها بگویند ، حضور خود را فقط به واسطه ی حضور استاد خود در کنارشان، حاج حسین یگانه، موجه می دانستند ، چه از ابتدای آموزش موسیقی که در مجالس خصوصی شرکت می کردند و چه بعد ها در جشنواره های کشوری و بین المللی. زمانی هم که از استاد خواستم تا از دیگر اساتید و دوستان و هم نسلان خود مانند استاد ستارزاده یا استاد سلیمانی برای ما خاطراتی را نقل کند فقط به ذکر این جمله قناعت کرد که “بعد از فکر کردن به آن شخصیت ها و هنر آنها و بعد از اینکه به یاد این موضوع می افتم که همگی رفقا رفته اند به شدت غمگین می شوم و شدید احساس تنهایی می کنم”. اینجا بود که فهمیدم از سینه ی این به قول حافظ (( رند قرعه بر غم زده )) به این آسانی نمی توان چیزی بیرون کشید مگر اینکه لایق و محرم آن اسرار شده باشی.
مصاحبه ی ما در خانه ی ساده و بی پیرایه ی استاد، در کنار همسر، یار و یاور صبورش، و همچنین چند تن از فرزندانش در روستای آلماجق در کمال سادگی انجام گرفت و ما هم به رسم امانتداری سعی در پیاده کردن این مصاحبه بدون کم وکاست را داشتیم. امیدواریم تا این مصاحبه برای کسانی که می خواهند در عرصه ی هنر این مرز و بوم فعالیت کنند مفید واقع شود .
استاد شما اولین بار چگونه با دوتار آشنا شدید؟
زمانی که من در روستا بزرگ می شدم ساز کمانچه و قشمه بیشتر از دوتار وجود داشت. امکان آشنایی با دوتار کمتر برای من فراهم بود و اکثر جوانان به خواندن آواز های محلی به زبان کردی و ترکی در مجالس مشغول بودند ، در ابتدای کودکی من حتی دوتار ندیده بودم و با آن آشنایی نداشتم. در جوانی چوپانی می کردم و در حالی که گله ی گوسفندان در حال حرکت بودند می خواندم. ریتم و زیر و بم های موسیقی با من عجین شده بود و من ناخواسته از همین چوبِ چوپانی خود به عنوان دوتار استفاده می کردم. در سال 1335 خانواده ی بنده ساکن شهر قوچان شدند، روزی بنده در منزل در حال خواندن آواز بودم که یکی از اساتید آن زمان موسیقی که در همسایگی ما زندگی می کرد برای بردن آتش برای روشن کردن اجاق خانه اش به خانه ی ما آمده بود و صدای بنده را شنیده بود، ایشان همان عوض محمد بخشی معروف بودند، صبح روز بعد ایشان به منزل ما آمد و از پدر بنده پرسید که صدای آوازی که شب گذشته از منزل شما شنیدم صدای که بود؟ پدرم ابتدا گفتند که صدای خودم بوده، استاد عوض محمد بخشی از پدر می خواهند بخواند ولی بعد از اینکه پدرم کمی آواز خواندند مشخص شد که صدای وی نبوده و بعد به ایشان گفتند که صدای دیشب صدای من بوده است. بعد از این آشنایی استاد عوض محمد بخشی از پدر من خواستند که اگر اجازه می دهند یک تار کهنه برای من تهیه کنند تا ببینند که من در زمینه ی دوتار چقدر استعداد دارم، پدر آن زمان به دلیل نبود سابقه ی هنری تا قبل از آن در خانواده ی ما و همچنین اینکه در خانواده ی ما هیچ بخشی وجود نداشت کمی نسبت به این قضیه بد بین بودند ولی بالاخره اجازه دادند تا یک ساز کهنه ی دست دوم برای من خریداری شود. این اولین باری بود که بنده در عمرم دوتار می دیدم، استاد عوض محمد بخشی ساز را برای اولین بار به دست من داد و بعد از اینکه من یک پنجه به تار زدم ایشان بنده را به حجره ی استاد حاج حسین یگانه در بازار بردند، وقتی بنده در مقابل ایشان قرار گرفتم مغازه ی استاد پر از شاگردانی بود که برای هنر آموزی آنجا به صف ایستاده بودند، در آنجا بنده در مقابل استاد یگانه بعد از اینکه نواختن دیگر افراد آنجا را تماشا کردم برای بار دوم چند پنجه ای نواختم تا اینکه استاد یگانه بنده را به شاگردی قبول کردند. از آنجا بود که بنده چند روز در هفته را برای آموزش به خدمت حاج حسین یگانه می رسیدم. بعد از مدتی استاد یگانه هرجا که به مجالس مختلف می رفت بنده را هم همراه خود می برد.
از آشنایی خود با دیگر اساتید موسیقی آن دوران برای ما بگویید.
بگذارید از آشنایی خود با استاد ستارزاده نقل کنم، روزی در بازار بودم که از مقابل دکان سلمانی ایشان در بازار عشق آبادِ قوچان می گذشتم، ایشان بنده را صدا زد و به من گفت بیا از فردا پیش من در دکان، هم به تو آرایشگری آموزش می دهم و هم نواختن تار ، هرروز مقداری به تو دستمزد می دهم، و بنده به دلیل قولی که به استاد یگانه داده بودم قبول نکردم.
استاد دیگر اساتیدی که از محضر آنها استفاده کرده اید را می توانید برای ما نام ببرید؟
– بله، استاد اسدالله بخشی ، استاد علی اکبر بخشی، استاد مختار بخشی، استاد غلامحسین بخشی و بسیاری دیگر که آخرین و برجسته ترین استاد بنده که بیشترین زمان را در خدمتش بودم استاد یگانه بود، که خود ایشان هم در مدت بیست سالی که در خدمت ایشان بودم شاید بیش از بیست ساز برای من ساخت تا به سازی که فکر می کرد برای من مناسب است رسید. بنده در خدمت ایشان فقط موسیقی نیاموختم بلکه راه و رسم بخشی گری و زندگی را مرهون شاگردی در محضر ایشان هستم.
استاد اولین حضور شما در سطح همایش های ملی یا کشوری یا در سطح منطقه در چه سالی بود؟
سال 1367 اولین بود و سال 1370 شایدخاطره انگیزترین بود که با مرحوم استاد حاج حسین یگانه به چند جشنواره رفتیم، جشنواره ی هفت اورنگ (تهران)، در آن دوره ما حدود 360 نفر از کل کشور بودیم؛ در آن مراسم استاد یگانه بسیار بیمار بود و به همین دلیل نتوانست آن اجرایی را که لازم بود داشته باشد و همین اسباب ناراحتی وی را فراهم کرده بود، بعد از ایشان بنده به عنوان نفر سوم برای اجرا روی صحنه رفتم، حاجی (استاد یگانه) از بین تماشاگران به من اشاره کرد که صدایم را بالاتر ببرم من هم تا توانستم صدای خود را بالا بردم در زمان اجرا متوجه اشک های جاری شده ازگونه های استاد شدم. بعد ها که از او پرسیدم چرا گریه کردید گفت با خواندن تو من دوباره احساس جوانی کردم (زمانی که این خاطره را برای من نقل می کردند چشمان خودشان هم خیس شد)؛ در آن جشنواره ما مقام اول آوردیم. از آنجا به بعد دیگر تقریبا هر ساله بنده را به جشنواره ها دعوت می کردند.
بعد از آن سال بود که آقای توحدی و آقای درویش از تهران نزد بنده آمدند و نواری از صدا و اجرای بنده را به تهران بردند که همان سال ها در رادیو و تلويزیون پخش می شد، از بعد ضبط آن نوار به این سو تقریبا در تمامی جشنواره ها در تمام کشور بنده شرکت کرده ام.
استاد شما تا به حال خودتان کنسرتی هم داشته اید؟
بله، سال گذشته در تهران آخرینش بود، البته چند دوره ی قبل هم بود. البته این کنسرت ها و جشنواره ها باعث آشنایی بنده با اساتید به نام دیگر موسیقی مانند استاد شجریان هم شد که حدودا این دوستی سابقه ی ده ساله دارد.
استاد اولین سفر به جشنواره های خارجی که داشتید در چه سالی بود؟
سال 1379 به کشور فرانسه و بعد از آن هلند، اتفاقا در آن زمان همزمان استاد حاج قربان سلیمانی به همراه فرزند و نوه شان هم در انگلستان اجرا داشتند. ما یک تیم چهار نفره بودیم که تقریبا چهل روز در سفر به نقاط مختلف اروپا بودیم و اجراهای مختلف داشتیم، اجراهای ما در آنجا به زبان های ترکی، کردی و فارسی بود.
استاد اشعاری که شما در اجراهای خود می خوانید بیشتر از کدام شعرا است؟
ببین پسرم از اشعار از من نپرس، هرچه می پرسی از روح کربلایی حسین (استاد حسین یگانه) بپرس، من همه ی این آموزه ها را مدیون وی هستم، من هرچه که می خوانم از کتب بسیار نفیس و ارزشمند و قدیمی ای است که ایشان به بنده آموزش دادند و سپس به من بخشیدند، در تهران هم ابتدا ساز خود را به من بخشیدند، ایشان به واقع برای من نقش یک پدر را ایفا کردند، البته بنده تعداد بسیار زیادی کتاب دارم که به عنوان مثال کتاب بابا روشن، سیف الملک، سلطان ابراهیم، یوسف و زلیخا، محمد حنفیه و بسیاری دیگر.
استاد خود شما هم شعر می سرایید ؟
البته بنده خودم هم شعر میگفتم ولی اشعار من کجا و اشعار بزرگان کجا. من بیشتر از اشعار جعفر قلی استفاده می کنم و گاهی از اوقات هم کمی مختوم قلی و … . اشعاری که ما می خوانیم، به عنوان شاگردان مکتب حاج حسین یگانه ، بیشتر عرفانی است.
استاد بخشی ها بیشتر روایت گر هستند، شما از بین داستان هایی که روایت می کنید کدامیک را بیشتر دوست دارید؟
ببینید روایات و اشعاری که ما می خوانیم، هم دارای جنبه های حماسی، هم دارای جنبه های عرفانی، هم دارای جنبه های عاشقانه، هم دارای جنبه های تعلیمی و پند دهنده است. من همه ی این ها را دوست دارم. البته باز هم آثار جعفر قلی به دلیل مضامین عرفانی این آثار بسیار دلنشین تر است و این که کدام شعر را بخوانم بستگی به جمعی دارد که در آن هستم.
دوتار چه جذابیتی برای شما دارد که هیچ گاه آن را ترک نگفتید؟ در بخشی بودن چه رازی نهفته است؟
دوتار همه چیز من است، دو تار همه چیز را برای من مدلل می کند، دوتار برای من در عصری که غبار پوچ گرایی قوت غالب تفکرات فکری هنرمندان متاثر از جهان جدید است برای من نجوا کننده ی کلام حق و تجلی دهنده یگانگی خداست. مسیری را با دوتارم در نوردیدم که عارفان با دف در نوردیدند، دوتار عشق و علاقه و حقانیت ائمه ی اطهار را به من می آموزد. هروقت دلم می گیرد کافی است دوتار را به سینه ام بچسبانم و چند پنجه ای بنوازم تا از آن حالت خارج شوم، شعری هم که با نوای دوتار خوانده می شود خیلی مهم است.
استاد به عنوان آخرین پرسش، شما آینده ی موسیقی مقامی و بخشی گری را در این دوره چطور می بینید؟
اگر شاگردان به راهنمایی های اساتید خود گوش فرا دهند و درس خود را خوب بیاموزند و جلساتی را تشکیل دهند به صورت هفتگی که دور هم جمع شوند تا هنر خود و داشته های خود را با هم به اشتراک بگذارند، این مکتب موسیقیایی قوچان که مدتهاست رو به انحطاط است دوباره احیا می شود، می بالد و رشد می کند و قوی می شود. البته نکته ای هم که بسیار مهم است این است که اکنون تقریبا هیچکدام از شاگردان جدید داستان سرایی و روایت گری بلد نیستند و فقط نواختن را آموخته اند. این خیلی بد است. بنده حاضرم کتابهایی را که در اختیار دارم در اختیار همه بگذارم تا این هنر زنده بماند. وحشت دارم که داستان سرایی با مرگ ما بمیرد و آموزه هایی که در این داستان ها است نیز از بین برود.

مسعود نوربخش
(برگرفته از ویژه نامه قوچان شناسی 1 به سردبیری حسین فیروزه)

درباره ehsan

Check Also

کتابت بزرگ‌ترین قرآن جهان

 کتابت بزرگ‌ترین قرآن جهان توسط استاد اسماعیلی‌ قوچانی به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *